Hacks

Hacks

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Hacks S04E04 WEBRip Fa
تعليق من MeysaM-UnicorN
مترجم: میثم موسویان

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-04-28
تنزيلات: 58
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫صبر کنید، صبر کنید!

‫اوه...

‫یک، دو، سه.

‫وای خدای من.

‫به تلویزیونتون دست نزنید.

‫بله، این برنامه آخر شبه.

‫و بله، من یه زنم.

‫راستش، اگه اشکالی نداره،

‫دوست دارم برید تو تنظیمات تلویزیونتون

‫و سطح صاف‌سازی رو تا صد بالا ببرید.

‫اینجوری بهتر نیست؟

‫من دبورا ونسم.

‫ممنون.

‫من تو دهه ۱۹۷۰ سعی کردم ‫مجری برنامه آخر شب باشم،

‫ولی اون موقع جواب نداد.

‫پس این دومین پرده منه.

‫و... ممنون.

‫و دومین پرده...

‫رمز...

‫برای...

‫ببخشید.

‫هی. خوبی؟

‫قفسه سینه‌م.

‫دارم سکته قلبی می‌کنم.

‫امدادگر رو بیارید.

‫- نفس عمیق. ‫- اشکالی نداره.

‫- باشه، آروم باش. ‫- یه نفس عمیق بکش.

‫- من اینجام. ‫- سعی کن آروم باشی.

‫می‌خوام علائم حیاتیتو چک کنم.

‫امروز چی خوردی؟

‫نصف ماست یونانی و ۱۰ تا بادوم.

‫- ۱۰ تا بادوم؟ ‫- باشه، هفت تا.

‫ولی گنده بودن.

‫فکر کنم دچار حمله‌ی عصبی شدی.

‫من دچار حمله‌ی عصبی نشدم.

‫چون تا حالا دچارش نشدم.

‫حمله عصبی خیلی می‌تونه ‫شبیه سکته قلبی باشه.

‫اون اینو شنیده.

‫این‌طوری نیست که همیشه وحشت کنه.

‫- خیلی خب. ‫- تو چیزی نخوردی.

‫درباره خوردنم حرف نزن.

‫خانوما، تو محل کار درباره غذا حرف نزنید.

‫بحث در مورد چیزی که تو بشقابه ممنوعه.

‫حالا دستام دارن گزگز می‌کنن.

‫نبضت یه کم بالاست،

‫پس بیشتر شبیه حمله عصبیه

‫تا سکته قلبی.

‫بیا یه جایی پیدا کنیم دراز بکشی ‫و یه کم مایعات مصرف کنی.

‫من وسط مونولوگم.

‫اشکالی نداره، دبورا.

‫این یه تمرین لباسه.

‫- برای همین اینجاییم. ‫- آره.

‫یه کم استراحت کن. دو روز وقت داریم.

‫همه‌چیز رو به راهه.

‫باشه.

‫تماشاچیا رو آزاد کنید.

‫- تماشاچیا رو آزاد کنید. ‫- فقط نفس بکش.

‫یه جایی برات پیدا می‌کنیم که استراحت کنی.

‫باشه.

‫فقط... آروم باش.

‫- خوب می‌شی. ‫- باشه.

‫حسابی ترسوندم.

‫سلام.

‫فقط اومدم حالت رو بپرسم.

‫خوبم.

‫باشه.

‫خب، وقتی به من حمله عصبی دست میده ‫برام مفیده که

‫که خودمو با نام بردن ‫چیزای تو اتاق آروم کنم.

‫کاناپه، بالش، جایزه انتخاب مردمی.

‫این یه حمله‌ی عصبی نبود.

‫و اون جایزه کیبل‌ایسه.

‫باشه.

‫بیایم یکم با صدای آروم‌تر حرف بزنیم.

‫باشه، حمله عصبی نبوده،

‫فقط یه کم ترس از صحنه بود.

‫ترس... چی گفتی؟

‫ترس از صحنه؟

‫چطور جرات کردی اینو بگی؟

‫من تو کل دوران حرفه‌ایم ‫هیچ‌وقت ترس صحنه نداشتم،

‫حتی وقتی جلوی صدام حسین اجرا کردم.

‫و اونم بعد از این بود که پیشنهادشو رد کردم.

‫این یه مشکل قلبی بود.

‫باشه.

‫خانوما، نمی‌خوام برای بالا بردن صدا ‫جریمه تعیین کنم،

‫- ولی می‌تونم. ‫- فقط داشتم سعی می‌کردم کمک کنم.

‫کمکت رو نمی‌خوام.

‫همه‌ش تقصیر تو بود.

‫تقصیر منه که مشکل قلبی داشتی؟

‫آره، چون ما یه افتتاحیه قوی‌تر لازم داریم.

‫و نویسندگی بد تو داره منو می‌کشه!

‫خیلی خب.

‫بچه‌ها، اینجا یکم اوضاع داره خراب میشه.

‫پس ایوا، بذار دبورا استراحت کنه،

‫و ما بعدا در مورد این حرف ‫می‌زنیم... شایدم هیچ‌وقت.

‫نمی‌دونم.

‫فقط...

‫باشه.

‫لامپ، سینی، زن عصبانی.

‫اوه، سلام، مریل.

‫اوه، سلام. دبورا چطوره؟

‫فکر کنم حالش خوبه.

‫فکر کنم فقط یه کم تحت فشاره.

‫و حال عیوا چطوره؟

‫اوه، ایوا؟ من؟

‫- آره. ‫- آره، خوبم.

‫اون‌قدر خسته‌م که هی می‌رم تو اتاقا

‫و نمی‌دونم چرا اومدم تو.

‫آره، منم اینجوری بودم.

‫هی، می‌خواستم اینو بگم.

‫کار کردن باهات واقعاً باعث افتخاره.

‫و فقط نمی‌خوام عجیب باشه چون می‌دونم

‫تو با افراد دیگه برنامه ‫«لترمن» رو خلق کردی.

‫و من مشخصا جوون‌ترم، ولی...

‫آروم باش. من اصلاً کار تو رو نمی‌خوام.

‫خیلی استرس داره.

‫نمی‌خوام بگم جهنمه، ولی...

‫یه آدم روانی رو می‌طلبه.

‫- می‌دونی که. ‫- آره.

‫دقیقاً، آره.

‫من عاشق این کارم.

‫من سه‌شنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه اینجام...

‫بهش میگن ساندویچ تهیه‌کننده‌ مشاور.

‫آره، باید برای سه‌روز آخر هفته آماده باشی

‫از هر دو طرف.

‫این بخش نونی ساندویچه.

‫خیلی خوب به نظر میاد.

‫راستی، از این به بعد سگ‌هامو

‫ هر وقت بخوام میارم.

‫پس اگه آلرژی داری، کلاریتین بخر.

‫- اوه، تو... ‫- خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫چرا اومدم اینجا؟

‫قهوه.

‫نمی‌دونم.

‫من هنوز فکر می‌کنم زیربغلم زیادی درازه.

‫نذار این حرفای منفی رو بشنوم.

‫تو زیربغلای قشنگی داری.

‫خب، حالت چطوره؟

‫خوبم و از اینکه همه اینو می‌پرسن خسته شدم.

‫کاملاً. منم همین‌طور.

‫همه باید بی‌خیال شن، درسته؟

‫خب گوش کن.

‫فردا بعد از برنامه، یه رزرو زودهنگام

‫تو مادر وولف برای خودمون گرفتم.

‫عاشقش می‌شی.

‫خب، چون اولین برنامه هست،

‫شاید بهتر باشه با مهمونا و وینی شام بخورم.

‫اوه، البته، باید این کارو کنی.

‫آدمای معروف باید با آدمای ‫معروف دیگه غذا بخورن.

‫دفعه بعد.

‫بخند، لوسک.

‫وقتی می‌خندی خوشگل‌تری.

‫- وینی! ‫- سلام.

‫فقط خواستم بعد از دیروز یه سر بهت بزنم.

‫حالت چطوره؟

‫اوه، لطف کردی.

‫نه، نه.

‫خوبم، جدی میگم.

‫چیز مهمی نیست.

‫خجالت نداره.

‫ولی برات یه وقت

‫از متخصص قلبم تو بورلی هیلز گرفتم

‫برای امروز عصر که مطمئن شیم ‫تو بهترین حالت ممکنی.

‫اون بهترینه.

‫یه کم زیادی دستمالی می‌کنه، ‫ولی فکر کنم این یعنی اهمیت می‌ده.

‫اوه، نه. نه، نه، نه، جدی میگم.

‫خیلی مهربونی. ولی نه، خوبم.

‫مهربون نیستم.

‫من کلی پول تو نمایندگی خرج کردم،

‫و می‌خوام مطمئن شم ‫یه ماشین خراب گیرم نیومده.

‫فردا می‌بینمت.

‫- صبح بخیر. ‫- سلام.

‫دبورا ونس. وقت دارم.

‫بهشون می‌گم که اینجایید.

‫ممنون.

‫کلینیک قلب بورلی هیلز.

‫ببخشید، خانم برنت، ‫نمی‌دونم منو یادتون هست یا نه.

‫- دبورا ونس؟ ‫- البته.

‫تو افتتاحیه پلنت هالیوود همدیگه رو دیدیم.

‫- حالتون چطوره؟ ‫- آره.

‫سلام. خوبم، خوبم.

‫وای، پسر.

‫ولی اون شب رو یادم نمیره.

‫مثل سگ مریض شدم.

‫هیچ‌وقت از رستورانی ماهی نخور که

‫شلاق ایندیانا جونزو روی دیوارش داره.

‫خب، می‌دونی،‌ واقعاً برات خوشحالم.

‫دیگه وقتش بود یه زن کت‌وشلوار بپوشه.

‫خب، ممنون.

‫خب، من...

‫بدون تو نمی‌تونستم این کارو کنم.

‫- اوه. ‫- نه، برنامه تو...

‫وقتی یه دختر کوچولو بودم،

‫می‌دیدم تو اون کارو می‌کنی.

‫و... این کارو برام کرد.

‫این حس رو بهم داد که منم می‌تونم.

‫خیلی لطف داری.

‫منظوردار بود، چون داری تفاوت سنی‌مون رو

‫- برجسته می‌کنی. ‫- خب...

‫لطف داری. لطف داری.

More Farsi Persian subtitles for Hacks

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left