أول 200 سطر.
(When there's nowhere else to run)
(Is there room for one more son?)
(no, you don't, you don't)
(I wanna shine on in the hearts of men)
(I want a meaning from the back of my broken hand )
(Another head aches, another heart breaks)
(I'm so much older than I can take... )
در پايتخت بالا گرفته...
به عنوان شرايطي اضطراري مجلسين سنا و نمايندگان
آماده مي شوند تا سخنان رييس جمهور را درباره ي مسئله ي خشونت جهاني بشنوند
حملات اخير که موجب رعب و وحشت بسياري شده مسئولين را واداشته تا
عکس العملي جدي نشان دهند
با توجه به افزايش تنش جهاني
از نظر برخي منتقدين سياسي رييس جمهور گام خطرناکي
... را براي مقابله با
اوه، باورم نمي شه
جيک گرين
چطوري مرد؟
کي برگشتي شهر؟- همين الان-
اون بانيه؟
بزرگ شدي
يه دقيقه وايسا ببينم تو کدوم گوري بودي؟
مي دوني،همين دور و ورا
جيک نگو پنج سال تموم همين دور و ورا بودي
تو ارتش بودم - خوبه -
اون کيه؟ - از اداره مالياته-
اداره ماليات؟حسابرسي اداره ماليات؟- آره-
خوب پيش نمي ره؟- نه، فراموشش کن-
نظرت چيه امشب با هم بريم بيرون يه حالي به خودمون بيدم؟
خيلي دوست دارم، ولي من الان فقط اومدم برم سر مزار پدربزرگم و
...بعد بايد برگردم،واسه همين- باشه-
باني
.باني ما يه کيک مي خوايم .يه روبارب توت فرنگي
.به جريکو خوش اومدي جيک
زنش خيلي دوست داشتنيه
ولي در مورد خودش چيزي نمي دونم
خانم اولسن ازم قول گرفت که به هيچکس نگم
ولي شنيده که اون خونه ي قديمي تامسون ها رو با پول نقد خريده
پول نقد
رنگش واقعا بهت مياد- مي دونم-
چرا مامانت تو رو با خودش نبرد نيويورک؟- چون از من متنفره-
تو داري به چي نگاه مي کني بيچاره؟
الان بايد توي سوهو مشغول خريد بودم به جاي اينکه توي مغازه گريسي باشم
مي دونم، اينو نگاه کن- خيلي زشته-
قول مي دي به کسي نگي؟- قول مي دم خانم لي-
تو چي جيک
کجا خودتو مشغول کرده بودي؟
من تو ليگ فرعي بيسبال بازي مي کنم
اوه واقعا؟
...خوب
کي از شيکاگو مياي؟
.باشه
.باشه.ميام دنبالت
.منم دوستت دارم
سلام- ....ببخشيد، سلام
اينجا چي کار مي کني؟
همين الان رسيدم، يه روزه اومدم که برم سر مزار پدربزرگم
ديدن خونواده- آره،البته-
آخه من نشنيده بودم- خوب،اوضاع چطوره؟-
مامان بهم گفت الان داري توي دبيرستان درس مي دي
آره، عجيبه نه؟- آره-
به معلمي علاقه دارم
تازگي يه خونه توي جنگلهاي کاج خريدم
شرق شهر؟اونم با حقوق معلمي؟
اوه، نا...نامزدم
...اون تو بانکه، واسه همين
اوه، اين خيلي کمک مي کنه- آره، راجر اينجا رو خيلي دوست داره-
خوب،واست خوشحالم اميلي
تو چي؟با کسي رابطه داري؟- نه-
....متاسفم، من نبايد- نه،نيستي، تو عاشق اين کاري
تو کجا بودي؟- نيروي دريايي-
اوه،واسه چي خودمو (واسه پيچوندن تو) به زحمت بندازم
...جدا
کجا بودي؟...
(And you ask me what I want this year)
(And I try to make this kind and clear)
(Just a chance that maybe we'll find better days )
('Cause I don't need boxes wrapped in strings)
(And desire and love and empty things)
(Just a chance that maybe we'll find better days)
!اوه،جيک
!اوه،عزيزم
اوه تو امدي خونه- داري خفم ميکني مامان-
به نظرم يه صداي آزاردهنده شنيدم
سلام برادر- خوشحالم ميبينمت-
('Cause tonight's the night the world begins again.)
من نيومدم اينجا که مزاحم انتخابات تو بشم پدر
تنها چيزي که مي خوام امضاي شماست
...بعد هم ميرم سر مزار پدربزرگ
بعد از پنج سال جيک
اين تنها چيزيه که واسه گفتن به پدر داري؟
اين به تو مربوط نيست اريک- به اون مربوطه. اين موضوع به هممون مربوطه-
...چيزي که تو اين خونواده رو باهاش روبرو کردي- ...جانستون، محض رضاي خدا-
...اون ممکن بود الان- ما مي تونستيم يک هفته در مورد کاري که من کردم حرف بزنيم.باشه؟-
.من قبلا معذرت خواهي کردم
.من جبران کردم
حالا من اينجام
من يه برنامه دارم ولي نياز به پولم دارم که بتونم از نو شروع کنم- اين پول تو نيست-
پول پدربزرگته- مي دونم،ولي اون به يه دليلي اون پولو داده به من-
و به يه دليلي به من اختيار دادن اون به تو رو داده
تو منو متقاعد کن که داري يک زندگي صحيح سالم رو پيش ميبري،بعدش من... - درسته جک
من تو رو خوب مي شناسم
نمي خواد وانمود کني داري نگران مني
.کي مي خواين بفهمين؟ من 32 سالم شده - وقتي که واقعا بشي-
اون موقع مي تونم با شهردارم صحبت کنم،ها؟
بيا بريم ديدن پدربزرگت
اريک جيکوب گرين همسر،پدر، پدربزرگ و شهردار دوست داشتني
...من فقط- بس کن جک-
...تنها چيزي که من نمي تونم- تو اگه مي تونستي حتما ميومدي-
.من پول آوردم
بيا- من نمي تونم مامان-
.من با پدرت صحبت مي کنم- اون متوجه نمي شه-
بخاطر اينکه تو بهش نمي گي پولو واقعا واسه چي ميخواي- مامان-
تو به اندازه کافي به اون اطمينان نمي دي
پدرت يه سري شرايط مخصوص خودش رو داره- اون هرگز نبايد بدونه-
...فقط
يک روز ديگه بمون- من بايد تا فردا برگردم سن ديگو-
مامان يه چيز ديگه- ها؟-
دستهاي زمختي داري
دوستت دارم
مراقب خودت باش.باشه؟
آقاي اسپيکر رئيس جمهور ايالات متحده
من مجبورم اينو نگاه کنم؟
(Old McDonald had a farm E-I-E-I-O)
آره بالاخره يه گاراژ پيدا کرديم که تعميرش کنيم
مجبور شديم از يه مسير ديگه بيايم
احساس مي کنم تو دي.سي ام
...در تمدن بي نظير ما،و همچنين...
ما همه مي دونيم که کمرنگ شدن اين بخش ها در مقايسه با
خطر هاي اساسي به اين خاطر هست که ترس و وحشت ما را تهديد مي کند
ما يک تعهد ابدي داريم که جهان را
براي فرزندانمان مکاني بهتر به وديعه بگذاريم
...اين هميشه پيمان ما بوده و هميشه خواهد
.پنج،چهار،سه،دو،يک
.ما تا يک ساعت ديگه برمي گرديم آقاي مک وي
آقاي مک وي؟الو؟
.شوخي نکن وودي
.تو بايد بهتر قايم شي
وودي؟
داري به چي نگاه مي کني؟
!نگاه کنين!نگاه کنين
يالا عجله کن
آره،بهتره عجله کني و زود برگردي خونه
کودي کجاست؟
کسي کودي رو ديده؟
ما وقت نداريم
...هيس
گيل؟چه خبره؟
اوه،جانستون
هيج چي
خوب،به نظر مي رسه انفجار از طرف غرب بوده
.شايد دنور
جيمي، راديو رو روشن کن
من همه ي افراد کلانتري رو ميخوام
.من مي رم دنبال اريک.بجنب- باشه-
بابا، نرو
.بيا اينجا
من خيلي زود برميگردم باشه؟
جانستون
جيک
ما پيداش مي کنيم
ما اونا رو از معدن مياريم بيرون
پنج تا پنج تا.مثل هميشه
نيازي نيست اضطراب ايجاد کنيم
تو ميخواي يک ساعت باقيمانده از کار کارگرهاي من رو تعطيل کني. -تمومش کنين.با هردوتونم
نورمن، فورا همه رو از معدن خارج کن
و شپ، واسه يه بار هم شده همکاري کن
کلانتر؟فرمانده؟- بله؟-
خسارت؟آتش سوزي؟خرابي ساختمون؟- هيچ کدوم آقاي شهردار-
شهر سالمه- اميدوارم حق با تو باشه-
اين يعني چي؟
شمارشگر گايگر داريم؟
ببخشيد؟
اوه، ببخشيد
اتفاقي افتاده؟
خوب، برنامه ي اضطراري چيه؟
با فرماندار، گارد ملي و نيروهاي ارتش تماس بگيريم
به ما حمله شده؟- پسرم.نمي خوام ديگه اون کلمه رو بشنوم
ببينين اين مي تونه يه آزمايش بوده باشه
مي تونه يه حادثه بوده باشه
نزديک دنور پايگاههاي نظامي وجود داره
يه انفجار نمي تونه به معني حمله باشه
اگه ما آروم بمونيم
.شهر آروم مي مونه باشه؟
.اوه
.من شمارشگرهاي گايگر رو پيدا کردم- مرسي-
اوه،گري خوشحالم مي بينمت
مي تونيم از کمک بيشتري استفاده کنيم- .ممنون جانستون.اريک-
چه کمکي مي تونم بکنم؟- بهت خبر مي ديم-
کار مي کنه، پدر؟
به نظر سالمه
آقاي شهردار
کلانتر،بمب؟ -بله خانم - تا الان هيچ اثري از تشعشعات نيست
ما اطراف شهر رو مي گرديم- نه،نه آقا-
اتوبوس مدرسه که دحتر منم توشه هنوز از گردش علمي بر نگشته
خوب يه کاري بکنين- فهميدم-
شما...شما بايد اون بيرون دنبال استيسي باشين- بله، خانم،خانم...ترسا-
ما اولين باره که اينو مي شنويم
ولي ما بهش رسيدگي مي کنيم، باشه؟
.فقط خواهش مي کنم نگران نباشيد- واسه شما گفتنش آسونه-
No comments yet. Be the first to leave one.