The first 200 lines.
آنچه گذشت
!جيک گرين
چطوري پسر؟
يه لحظه صبر کن
تا حالا کجا بودي؟-- همين دورو برا--
جيک هيچ کس براي 5 سال همين دورو برا نيست
جدا، تا حالا کجا بودي؟
سلام برادر
...چيزي تو اين خونواده رو باهاش روبرو کردي
جانستون محض رضاي خدا-- ...اون ممکن بود--
ما مي تونستيم يه هفته وقت صرف صحبت در مورد کاري که من کردم بکنيم، باشه؟
من معذرت ميخوام-- اما من پولمو لازم دارم تا يه شروع دوباره کنم اين پول تو نيست--
اين پول پدربزرگته
يه روز ديگه بمون-- من بايد تا فردا برگردم سن ديگو--
بسيار خوب مثل اينکه انفجار از طرف غربه شايد دنور
چيزي اتفاق افتاده؟
آيا ما تحت حمله ايم؟
سلام ديل متاسفم که زودتر زنگ نزدم عزيزم ...اما ما
!اه خداي من !اه خداي من
کلانتر؟-- رابرت هاکينز--
من واقعا متاسفم
من نميدونستم مادرت توي دنور بود-- اون توي دنور نبود--
اون تو آتلانتا بود
!اه خداي من
ببينيد من ميدونم که شما دارين به مردم مي گين که اين يه اتفاق بوده
اما اگه اون يه حمله بوده باشه چي کلانتر
و اون بيرون هرج و مرج باشه
...شما ممکنه نخواين بعضي افراد بدونن که
جريکو هنوز وجود داره
!اين اتوبوس اشتباهه
!رايلي
برو دنبال اپريل-- ما شما رو تو مرکز پزشکي مي بينيم--
يه اتوبوس زندان خالي اونجاست
اسم شما چيه؟-- هثر--
از ديدنت خوشحالم، جيک
اين کار بزرگي بود که تو امشب اونجا انجام دادي-- متشکرم--
يه چيزي اتفاق افتاده توي دنور، آتلانتا
...و ممکنه که بيدار بشيم
و بفهميم که همه چي تموم شده
...اما تا وقتي که متوجه بشيم
آيا ما ميخوايم با استفاده از تصوراتمون ...مشکلاتو حل کنيم
يا اونها رو به وجود بياريم؟
Cleric : ترجمه و زيرنويس DoMiNo : ويرايش
آيا هيچ نشانه اي از کلانتر هست آقاي هاکينز؟-- نه آقا--
من بايد با شهردارتون صحبت کنم
ما داريم توي مشکل ميفتيم
اه خداي من
مادر، اپريل کجاست؟
جيک تو کجا بودي؟-- اون کجاست؟--
اون پايين سالنه
چه اتفاقي داره ميفته؟-- بابا رو پاي بيسيم پيدا کن--
به نرمي حرکتش بده
چه احساسي داري؟
احساس مي کنم اعصابم خورده
اپريل، بيمارستان پناهگاه داره؟- آره، چه اتفاقي افتاده؟-
اوضاع بده-- بيا--
جريکو دو پناهگاه زيرزميني داره
يکي زير تالار شهر
ديگري زير مرکز پزشکي
زيرزمينها چي؟
اونا از هيچي بهترند
...اما شما بايد بقيه ي خونه رو درز گيري کنيد با
نوار چسب و ورقه هاي پلاستيکي....
هرچيزي که دستتون بهش مي رسه
شما چطور در مورد تشعشعات ميدونيد آقاي هاکينز؟
چون من در سنت لوييس پليس بودم
و بعد از 11 سپتامبر آموزش هاي ما بيشتر شد
بزرگترين مشکل ما ميتونه باران باشه
باران تشعشعاتو از هوا پاک نمي کنه؟
آره و اونا رو مستقيم روي جريکو مي ريزه
يک ضربه ي مستقيم و متمرکز
...هر کس به مدت طولاني در معرض تشعشع قرار بگيره
آقاي شهردار؟قربان؟
بسيار خوب، نگاه کنيد
ما شهر رو به دو قسمت تقسيم مي کنيم
هرکس در اين قسمت ميتونه به پناهگاه تالار شهر بره
همه ي اونايي که در قسمت شمالي قرار دارند به کلينيک مي رند
ما اون کارو انجام ميديم، پدر
چقدر مونده که تشعشعات به اينجا برسن؟-- اه من اينجا جديدم--
اين شهر شماست
به طوز معمول چقدر طول ميکشه که يه طوفان- از دنور به اينجا برسه؟
کمتر از دو ساعت-- به نظر درست مياد--
دو ساعت؟
ما نمي تونيم اون کارو تو دو ساعت انجام بديم-- زمان کافي نيست--
ما کارهايي داريم که بايد انجام بديم، بچه ها
جيک و من وقتي بچه بوديم اينجا بازي مي کرديم
من فکر نمي کنم کسي به مدت ده سال اينجا اومده باشه
چند نفر رو ميتونيم اينجا جا بديم؟-- سيصد نفر--
تو ميدوني که در اين شهر حدود 5000 نفر آدم وجود داره
اريک؟-- بله؟--
مطمئن شو که همه ي مردمي که زيرزمين دارند از اونا استفاده کنن
ما امروز نبايد جا کم بياريم، مي فهمي؟-- متوجه شدم، پدر-- !جيمي--
آخرين باري که يه نفر اينجا بود کي بود؟
!شوخي مي کني
من نميتونم مردمو اينجا قرار بدم
هوايي وجود نداره
هيچ هوايي اينجا نيست
اميدوارم که تهويه کار کنه
ما کارهاي زيادي داريم که بايد انجام بديم
!صبر کن، صبر کن !هي، هي
اه، خدارو شکر، من براي چند ساعته که هيچ کسي رو نديدم
سوختم تموم شده
پرنده هاي مرده در تمام جاده هستند-- آره ما هم اونا رو ديديم--
اونا حتما به خاطر تشعشعات مردند
کدوم تشعشعات؟
يه قارچ اتمي ديده شده
کسي به ما حمله کرده
اه، خداي من
ببين، خانم، سوخت ما داره تموم ميشه
آيا اين نزديکي ها پمپ بنزين هست؟
شما فکر مي کنين اون چيه؟
آيا شما فکر مي کنين که اون يه تصادفه يا...؟-- خانم، ما هنوز نمي دونيم--
باشه
آيا اون از ويچيتا اومد؟
...چون نامزدم، اون داشت پرواز مي کرد از-- نه، نه اون مسير اشتباهه--
اون بيشتر شبيه دنور بود
ببينيد، ما سوخت احتياج داريم
آيا اين نزديکي ها پمپ بنزين هست؟-- اه... آره، نه--
...نه، پمپ ها
اونا کار نمي کنند
اونا همه متروکه شدند
نه، ما مي تونيم ما مي تونيم مزرعه ي ريچموند رو امتحان کنيم
من فکر مي کنم اونا اونجا سوخت داشته باشند-- پس سوار شو--
ما شما رو اونجا مي بريم
خانم؟
مشکلي نيست، سوار شين
ديل؟
بيدار شو
بيدار شو، عزيزم
مامان؟
يادت نمياد ديشب چه اتفاقي افتاد؟
مادرت مرده
!گريسي؟بيا، گريسي !درو باز کن
گريسي، ما بايد مواد غذايي رو تو پناهگاه ذخيره کنيم
!توجه! توجه
يه ريزش اتمي ناشي از انفجار هسته اي در راهه
شما کمتر از 90 دقيقه وقت داريد که به داخل خانه ها بياييد
تکرار ميکنم، شما کمتر از 90 دقيقه وقت داريد که به داخل خانه ها بياييد
از زيرزمينهايتان استفاده کنيد
از نوار چسب لوله اي يا انواع ديگه نوار چسب براي درزگيري خونه تون استفاده کنيد
شما کمتر از 90 دقيقه وقت داريد
شما مي توانيد به پناهگاه تالار شهر برويد
يا پناهگاه مرکز پزشکي
يک ريزش راديو اکتيويته در حال نزديک شدنه
شما 90 دقيقه وقت داريد که خودتونو به داخل خانه ها برسونيد
ما زير سقف هستيم
شما اهل اين اطراف نيستيد، درسته؟
ميام تا حسابرسي در مورد يه مزرعه رو بازبيني کنم D.C من از
آيا خدا داره منو مجازات ميکنه؟
ببين، تو حتما بايد خودتو به زيرزمين تالار شهر برسوني
تو اينطور فکر ميکني؟
جيک، من هيچ جا نميرم-- ...مادر--
مامان، من نميخوام باهات بحث کنم
برو به اون يکي پناهگاه-- من ميمونم--
مامان، من نميدونم که ما ميتونيم تعميرش کنيم يا نه
و من نميتونم تمرکز کنم اگه بدونم اينجايي
خواهش ميکنم، براي من مشکلي پيش نمياد
من خوبم
به من قول بده که به پناهگاه مياي
بعد از اينکه تعمير شد
به من قول بده
قول ميدم، مامان
من ميخوام که پسرام با من باشند
باشه، برو
لطفا
فرنک! ور رفتن با تلوزيونو بس کن
من نمي خوام برق ژنراتورم رو بخاطر برفک حروم کنم
مري، چرا اين آدما هنوز اينجان؟ اونا نميرند
من نميتونم اين دلقک ها رو توي کافم تنها بزارم
بسيار خوب، گوش کنيد
تشعشعات از طرف دنور توي راهه
اگر شما زيرزمين نداريد
شما بايد خودتونو به تالار شهر برسونيد
اونجا يک پناهگاهه
من به تالار شهر نميرم
شما هيچ انتخابي نداريد
شما در حال تخليه هستيد
و تو کي هستي؟
من نماينده ي شهردارم
چي، پدرت تو رو نماينده کرده؟
فقط فراموشش کن، اريک
تو به همه گفتي
آيا شما فهميديد که يه بمب هسته اي ديروز منفجر شد؟-- خب که چي؟--
اگه قراره من تو يه انفجار هسته اي بميرم، پس بزار بشه
من همين جا ميمونم
با دوستام بيليارد بازي ميکنم
اما شما در يک انفجار نميميريد
شما دچار مسموميت راديواکتيو ميشيد
در مدت چند ساعت اوليه
شما استفراغ خواهيد کرد
و اسهالي ميگيريد که شما رو عاجز ميکنه
موهاتون دسته دسته ميريزه
پوستتون
تاول ميزنه
اندامهاي داخليتون شروع ميکنه به از کار افتادن
...چونکه، خب، در واقع
اونا از داخل پخته ميشند...
شما مريض و مريض تر ميشين
تا اينکه نميتونيد حرکت کنيد
و بعد شما ميميريد
No comments yet. Be the first to leave one.