Running Point

Running Point

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Running Point S01E06 720p 10bit WEB-DL 2CH x265 PSA EBTV
تعليق من MeysaM-UnicorN
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | میثم موسویان ◄◄🟨

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-03-02
تنزيلات: 58
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫به‌عنوان تنها دختر تو خانوادم، ‫همیشه دست‌کم گرفته شدم.

‫می‌دونم الان می‌گین ‫«کم غر بزن و خفه شو دیگه.»

‫ولی وقتی بابات باهات مثل یه ‫پرنسس کوچولوی ناز و بی‌فایده رفتار می‌کنه،

‫تو خیلی از جاها راهت نمی‌دن.

‫چه مرگت شده؟ ‫تو قرار بود باهوشه باشی!

‫از جلوی چشمم گمشو!

‫مثل دفترش، که ما اونو

‫معبد عذاب صدا می‌کردیم.

‫جک گوردون عاشق این بود که ‫انتظارات مسخره و زیادی

‫از پسراش داشته باشه.

‫تو کله‌ت چی داری؟ ‫واقعا به‌جای مغز گه داری؟

‫و بعد سرشون داد بزنه ‫وقتی در حد اون انتظارات نبودن.

‫نیاز دارم قبل از عمل کردن فکر کنی.

‫من یه بچه‌ی احمق بزرگ نمی‌کنم.

‫با وجود مشکلاتی که باهاش داشتم، ‫بابا هیچ‌وقت سرم داد نزد.

‫ولی شاید باید این کارو می‌کرد.

‫چون منو برای لحظاتی مثل این آماده می‌کرد.

‫ما افتضاحیم، و تو رئیس تیم هستی.

‫می‌خوام بدونم چه‌کار قراره بکنی ‫که این افتضاح بودنو متوقف کنی.

‫بیا سعی کنیم به نکات مثبت نگاه کنیم.

‫اسپانسری سفورا خیلی خوب پیش میره.

‫آره، تو قرارداد پخش یه کم پول از دست دادم.

‫ولی یادت باشه، هر صبح که بیدار می‌شم،

‫دارم یه سقف شیشه‌ای رو می‌شکنم.

‫طرفدارا عاشق سقفای شیشه‌این.

‫اونا می‌رن بازیا رو ببینن، و برای بچه‌هاشون ‫پیراهنای سقف شیشه‌ای می‌خرن.

‫- داری درباره چی حرف می‌زنی؟ ‫- ما پنج بازی پشت هم باختیم.

‫من توی همه‌شون بودم، نس. ‫می‌دونم چطور داریم پیش می‌ریم.

‫این بدترین رکوردیه ‫که طی سال‌ها داشتیم.

‫بیننده‌ها کم شدن، ‫درآمد تبلیغات پایین اومده،

‫و حالا قرارداد هوپلی هم نیست که کمکمون کنه.

‫نمی‌دونستم دارم میام تو یه کمین.

‫چیز دیگه‌ای هم هست که بخواین ‫بخاطرش ازم انتقاد کنین؟

‫از یه زاویه‌هایی دم‌اسبی موهات ‫طوری نشون می‌ده که انگار کچلی.

‫باید درباره تغییرات حرف بزنیم.

‫فکر کنم باید دایسون رو بندازیم بیرون. ‫از خط پرتاب آزاد ۱۲ درصد پرتاب موفق داره.

‫- این از آرچی چیمبرز هم پایین‌تره. ‫- آرچی چیمبرز از دهه ۶۰؟

‫آره، همونی که تو جنگ کره ‫چشمشو از دست داد.

‫ازش برای خدمتش تشکر کن.

‫ولی دایسون از محیط ‫سه‌امتیازی ۴۵ درصد می‌زنه.

‫ولی توی کوارتر چهارم روش خطا می‌کنن، ‫چون می‌دونن پرتاب آزادشو خراب می‌کنه.

‫من هنوز به دایسون اعتقاد دارم.

‫این یارو اوایل فصل هر ‫بازی‌ ۲۴ امتیاز می‌گرفت.

‫برای لانگ بیچ راکونز. سالن ‫اونا با یه کلیسای بزرگ مشترکه.

‫یه دلیلی داره به این می‌گن لیگ بزرگ.

‫حتی اگه دایسون رو درست کنیم، ‫این تیم هنوز افتضاحه.

‫الان ما به پلی‌آف نمی‌رسیم، ‫و مهلت نقل‌وانتقالم داره نزدیک می‌شه.

‫خب، گزینه ریسکی اینه که ‫مارکوس رو معامله کنیم.

‫احتمالا سه تا انتخاب دور اول ‫و یه آل‌استار جوون‌تر در برابرش بگیریم.

‫مارکوس وینفیلد رو معامله کنیم؟

‫این دیوونگیه.

‫نس، ازم دفاع کن.

‫معلومه که من مارکوس رو دوست دارم، خب؟

‫اون من و بچه‌ها رو دعوت کرد به یه ‫جلسه‌ی خوانش فیلمنامه سیمپسون‌ها.

‫ولی اگه قرار باشه به پلی‌آف نرسیم،

‫شاید وقتش باشه که... ‫درباره بازسازی حرف بزنیم.

‫اولا، ما نمی‌دونیم که به پلی‌آف نمی‌رسیم.

‫دوما، ما مارکوس رو از دست نمی‌دیم.

‫می‌دونم رکورد نشون نمی‌ده، ‫ولی این یه ترکیب برنده‌ست.

‫با اینکه عاشق اینم شما سه تا سرزنشم کنین،

‫من یه تیم دارم که باید اداره‌ش کنم.

‫پس، اگه اجازه بدین...

‫نه، صبر کنین.

‫این دفتر منه.

‫شما برید بیرون.

‫بعد من اینجا کار می‌کنم.

‫- موهاتو باز کن. ‫- گمشو بابا.

‫فکر نمی‌کنم این باعث ‫بشه کچل به نظر بیای.

‫فقط فکر می‌کنم باعث می‌شه ‫بدجنس به نظر بیای.

‫«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» ‫@EmpireBestTV

‫مترجم: میثم موسویان ‫Telegram, Instagram & X: MeysamUnicorn

‫هی!

‫هی، صبر کن!

‫اوه، ببخشید. دیگه نمی‌تونم ‫برای بازیکنا هدیه قبول کنم.

‫آخرین بار فقط یه مشت ‫لباس زیر دست‌دوم بود.

‫خیلی بامزه‌ای، جکی.

‫- می‌دونی من کیم؟ ‫- معلومه. با یه چند تا از بازیکنا دوستام.

‫من کایلرم. تو اینستای آیلا دیدمت.

‫نمی‌دونستم گوردون‌ها یه برادر ‫کوچولوی جذاب جدید دارن.

‫دارن؟

‫اوه، من!

‫اوه، مرسی، ولی من بچه نیستم.

‫بامزه‌ای.

‫گوشیتو بده من.

‫ببخشید، دستام پره.

‫اوه، بیا.

‫حالا منو فالو کردی.

‫آره.

‫هی، مربی.

‫چیه.

‫می‌تونیم یه لحظه درباره دایسون حرف بزنیم؟

‫باشه. درباره اینه که بدترین پرتاب‌های ‫آزاد تو ۶۰ سال گذشته رو داشته؟

‫جی، این بچه چه مشکلی داره؟

‫می‌تونه سه‌امتیازی رو راحت بزنه، ‫ولی پرتاب آزادا رو نمی‌تونه بزنه؟

‫مسئله قفل ذهنیه. ‫مشکل مهارت نیست.

‫کل هفته می‌فرستیمش با مربیای پرتاب کار کنه.

‫از چیزای روانی متنفرم. خیلی کسل‌کننده‌ست.

‫چه‌کار کنم؟ من اینجاش آوردمش. ‫خودمم باید اینو درست کنم.

‫خب، دوست ندارم خبر بد بدم، ‫ولی نمی‌دونم تا کی بتونیم بازیش بدیم.

‫می‌فهمم چی میگی.

‫این مثل حرف مامانم در مورد واکسنه، ‫ولی خودم تحقیق می‌کنم.

‫- سلام، مارکوس. ‫- سلام.

‫سلام، داداش. چطوری؟

‫خب، نمی‌دونم متوجه شدی یا نه، ‫ولی من تو پرتاب آزاد مشکل دارم.

‫آره... خیلی مشخصه.

‫تا حالا برات پیش اومده؟

‫نه.

‫باشه.

‫خب، پیشنهادی داری؟

‫آره. قرارداد اجاره بلندمدت امضا نکن.

‫خوشحالم که قبول کردی ‫باهام شام بخوری،

‫با اینکه پنج بار مجبور شدم ‫ازت بخوام قرار بذاریم.

‫خب، زیاد هیجان‌زده نشو. می‌خواستم ‫یکی از سرکار منو برسونه خونه.

‫فکر نکن به‌خاطر لغو کردن ‫نمایش بین دو نیمه‌مون بخشیدمت.

‫باز هم واقعا ببخشید بابت اون.

‫و برای جبرانش، من همه‌چیزو ‫درباره سلیا کروز خوندم.

‫می‌دونستی که تو هاوانا، کوبا به دنیا اومده؟

‫تو با بیشتر پسرایی که دنبال ‫رقاصای ویوزن فرق داری.

‫- اوه، مرسی. واقعا؟ ‫- آره.

‫- خب، اونا چه جورین؟ ‫- خودت می‌دونی.

‫پسرای پولدار، قدبلند و ‫عضلانی که فکر می‌کنن

‫با پرداخت وام دانشجوییت ‫تو رو تحت تأثیر قرار میدن.

‫چقدر لطف دارن. ‫شاید باید با اونا قرار بذاری.

‫می‌دونم از یه خانواده پولداری، ‫ولی من خریدنی نیستم.

‫اوه، من پولی ندارم.

‫به این معروفم که ۲ میلیون دلار ‫رو رد کردم که دستیار خواهرم بشم.

‫تو یه احمقی. ‫

‫ببین کی داره اینو میگه.

‫چیه؟ فکر کردی بلد نیستم اسپانیولی حرف بزنم؟

‫از بدو تولد «ر»‌ رو درست تلفظ می‌کردم.

‫لهجه نازی داری.

‫پس مکزیکی هستی.

‫آره. از بویل هایتز.

‫و تو...

‫السالوادوری هستی؟

‫تو لینکلن هایتز به دنیا اومدم و بزرگ شدم.

‫واقعا؟!

‫من همیشه با مامانم اونجا می‌رفتم.

‫رستوران مورد علاقه‌ش مایا گریل بود.

‫مایا مادربزرگمه.

‫باورم نمیشه!

‫اون خیلی بدجنسه.

‫واقعا هر بار بسته به اینکه

‫چه لباسی تنمه یه هزینه متفاوت ازم می‌گیره.

‫درباره مادربزرگم اینجوری حرف نزن.

‫ولی آره، خیلی بدجنسه.

‫خیلی بهم خوش گذشت. مرسی که ‫گذاشتی همه نون قهوه‌ای‌ها رو بخورم.

‫اون یه حرکت حساب‌شده بود.

‫اینجوری برای چیزکیک فلن جا بیشتر داشتم.

‫شاید بازم باهات برم بیرون.

‫آروم بگیر.

‫شاید دفعه بعد.

‫داری چه‌کار می‌کنی؟

‫شبه دیگه، میرم خونه.

‫اوه، چه سکسی.

‫- صبح بخیر، دایسون. ‫- سلام خانم گوردون.

‫زود اومدم اینجا که ‫پرتابای آزادمو تمرین کنم.

‫تو پرتاب آزاد یه کم مشکل دارم.

‫آره، معلومه.

‫دایسون، واقعا داری منو بد جلوه می‌دی.

‫پس باید یه کم خارج از چارچوب فکر کنیم.

‫هر کاری بگید می‌کنم. جدی میگم.

‫می‌دونی کدوم تیم بهترین ‫درصد پرتاب آزاد رو داره؟

‫نه، یادم نمیاد.

‫تیم ملی بانوان هند.

‫اونا فوق‌العادن. از خط پرتاب می‌ترکونن.

‫و همه اینا به‌خاطر این آدمه.

‫داری درباره این پیرزن حرف می‌زنی؟

‫دایسون، این مربی پرتابه.

‫ایشا امان.

‫ایشای شما هم امان باشه.

‫دایسون، این اسمشه.

‫قصد بی‌احترامی ندارم، ولی نمی‌فهمم ‫این خانم چطور می‌تونه کمک کنه.

‫قصد بی‌احترامی ندارم، ولی تو افتضاحی. و من کل ‫تخفیف هواپیمایی‌مو خرج کردم که بیارمش اینجا.

‫اونم با فرست کلاس.

‫پس به حرفاش گوش می‌دی،

‫وگرنه تا ناهار برمی‌گردی ‫به لانگ بیچ راکونز.

‫اون خیلی پیره.

‫و توی ۳۰ ثانیه آخر،

‫اون بیشتر از کل فصل تو پرتاب آزاد داشته.

‫حالا برو این کارو بکن.

‫اینجا یه مشکلی داریم.

‫شان مورفی دوباره شروع کرده.

‫منابع موثق می‌گن ویوز قصد داره ستاره ‫خودش مارکوس وینفیلد رو معامله کنه.

‫آیلا گوردون چی پیش خودش فکر کرده؟

‫عوضی.

‫می‌خوام اینو بردارن!

‫پیگیری می‌کنم ببینم ‫می‌تونیم این کارو بکنیم یا نه.

‫کی به شان مورفی اینو گفته؟

‫- فکر کنم باید بدونی من نبودم. ‫- جکی، می‌دونم تو نبودی.

‫تو حتی نمی‌تونی یه خط خارجی بگیری.

‫- و اینکه من خیلی وفادارم. ‫- تف بهش.

‫مدیر برنامه‌های مارکوسه. ‫می‌خوای جواب بدی؟

‫منظورم اینه که از نظر ‫احساسی آماده‌ای که جر بخوری؟

‫زیادی رک بودی. گوشی رو بده.

‫سلام کلینت. نیویورک چطوره؟

‫اخیرا نمایشی تو برادوی دیدی؟

‫گوش کن چی میگم، «ج‌»ی احمق.

‫شانس آوردی که امروز روز «دخترتون رو ‫به سرکار ببرین» هست.

More Farsi Persian subtitles for Running Point

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left