أول 200 سطر.
بهعنوان تنها دختر تو خانوادم، همیشه دستکم گرفته شدم.
میدونم الان میگین «کم غر بزن و خفه شو دیگه.»
ولی وقتی بابات باهات مثل یه پرنسس کوچولوی ناز و بیفایده رفتار میکنه،
تو خیلی از جاها راهت نمیدن.
چه مرگت شده؟ تو قرار بود باهوشه باشی!
از جلوی چشمم گمشو!
مثل دفترش، که ما اونو
معبد عذاب صدا میکردیم.
جک گوردون عاشق این بود که انتظارات مسخره و زیادی
از پسراش داشته باشه.
تو کلهت چی داری؟ واقعا بهجای مغز گه داری؟
و بعد سرشون داد بزنه وقتی در حد اون انتظارات نبودن.
نیاز دارم قبل از عمل کردن فکر کنی.
من یه بچهی احمق بزرگ نمیکنم.
با وجود مشکلاتی که باهاش داشتم، بابا هیچوقت سرم داد نزد.
ولی شاید باید این کارو میکرد.
چون منو برای لحظاتی مثل این آماده میکرد.
ما افتضاحیم، و تو رئیس تیم هستی.
میخوام بدونم چهکار قراره بکنی که این افتضاح بودنو متوقف کنی.
بیا سعی کنیم به نکات مثبت نگاه کنیم.
اسپانسری سفورا خیلی خوب پیش میره.
آره، تو قرارداد پخش یه کم پول از دست دادم.
ولی یادت باشه، هر صبح که بیدار میشم،
دارم یه سقف شیشهای رو میشکنم.
طرفدارا عاشق سقفای شیشهاین.
اونا میرن بازیا رو ببینن، و برای بچههاشون پیراهنای سقف شیشهای میخرن.
- داری درباره چی حرف میزنی؟ - ما پنج بازی پشت هم باختیم.
من توی همهشون بودم، نس. میدونم چطور داریم پیش میریم.
این بدترین رکوردیه که طی سالها داشتیم.
بینندهها کم شدن، درآمد تبلیغات پایین اومده،
و حالا قرارداد هوپلی هم نیست که کمکمون کنه.
نمیدونستم دارم میام تو یه کمین.
چیز دیگهای هم هست که بخواین بخاطرش ازم انتقاد کنین؟
از یه زاویههایی دماسبی موهات طوری نشون میده که انگار کچلی.
باید درباره تغییرات حرف بزنیم.
فکر کنم باید دایسون رو بندازیم بیرون. از خط پرتاب آزاد ۱۲ درصد پرتاب موفق داره.
- این از آرچی چیمبرز هم پایینتره. - آرچی چیمبرز از دهه ۶۰؟
آره، همونی که تو جنگ کره چشمشو از دست داد.
ازش برای خدمتش تشکر کن.
ولی دایسون از محیط سهامتیازی ۴۵ درصد میزنه.
ولی توی کوارتر چهارم روش خطا میکنن، چون میدونن پرتاب آزادشو خراب میکنه.
من هنوز به دایسون اعتقاد دارم.
این یارو اوایل فصل هر بازی ۲۴ امتیاز میگرفت.
برای لانگ بیچ راکونز. سالن اونا با یه کلیسای بزرگ مشترکه.
یه دلیلی داره به این میگن لیگ بزرگ.
حتی اگه دایسون رو درست کنیم، این تیم هنوز افتضاحه.
الان ما به پلیآف نمیرسیم، و مهلت نقلوانتقالم داره نزدیک میشه.
خب، گزینه ریسکی اینه که مارکوس رو معامله کنیم.
احتمالا سه تا انتخاب دور اول و یه آلاستار جوونتر در برابرش بگیریم.
مارکوس وینفیلد رو معامله کنیم؟
این دیوونگیه.
نس، ازم دفاع کن.
معلومه که من مارکوس رو دوست دارم، خب؟
اون من و بچهها رو دعوت کرد به یه جلسهی خوانش فیلمنامه سیمپسونها.
ولی اگه قرار باشه به پلیآف نرسیم،
شاید وقتش باشه که... درباره بازسازی حرف بزنیم.
اولا، ما نمیدونیم که به پلیآف نمیرسیم.
دوما، ما مارکوس رو از دست نمیدیم.
میدونم رکورد نشون نمیده، ولی این یه ترکیب برندهست.
با اینکه عاشق اینم شما سه تا سرزنشم کنین،
من یه تیم دارم که باید ادارهش کنم.
پس، اگه اجازه بدین...
نه، صبر کنین.
این دفتر منه.
شما برید بیرون.
بعد من اینجا کار میکنم.
- موهاتو باز کن. - گمشو بابا.
فکر نمیکنم این باعث بشه کچل به نظر بیای.
فقط فکر میکنم باعث میشه بدجنس به نظر بیای.
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
مترجم: میثم موسویان Telegram, Instagram & X: MeysamUnicorn
هی!
هی، صبر کن!
اوه، ببخشید. دیگه نمیتونم برای بازیکنا هدیه قبول کنم.
آخرین بار فقط یه مشت لباس زیر دستدوم بود.
خیلی بامزهای، جکی.
- میدونی من کیم؟ - معلومه. با یه چند تا از بازیکنا دوستام.
من کایلرم. تو اینستای آیلا دیدمت.
نمیدونستم گوردونها یه برادر کوچولوی جذاب جدید دارن.
دارن؟
اوه، من!
اوه، مرسی، ولی من بچه نیستم.
بامزهای.
گوشیتو بده من.
ببخشید، دستام پره.
اوه، بیا.
حالا منو فالو کردی.
آره.
هی، مربی.
چیه.
میتونیم یه لحظه درباره دایسون حرف بزنیم؟
باشه. درباره اینه که بدترین پرتابهای آزاد تو ۶۰ سال گذشته رو داشته؟
جی، این بچه چه مشکلی داره؟
میتونه سهامتیازی رو راحت بزنه، ولی پرتاب آزادا رو نمیتونه بزنه؟
مسئله قفل ذهنیه. مشکل مهارت نیست.
کل هفته میفرستیمش با مربیای پرتاب کار کنه.
از چیزای روانی متنفرم. خیلی کسلکنندهست.
چهکار کنم؟ من اینجاش آوردمش. خودمم باید اینو درست کنم.
خب، دوست ندارم خبر بد بدم، ولی نمیدونم تا کی بتونیم بازیش بدیم.
میفهمم چی میگی.
این مثل حرف مامانم در مورد واکسنه، ولی خودم تحقیق میکنم.
- سلام، مارکوس. - سلام.
سلام، داداش. چطوری؟
خب، نمیدونم متوجه شدی یا نه، ولی من تو پرتاب آزاد مشکل دارم.
آره... خیلی مشخصه.
تا حالا برات پیش اومده؟
نه.
باشه.
خب، پیشنهادی داری؟
آره. قرارداد اجاره بلندمدت امضا نکن.
خوشحالم که قبول کردی باهام شام بخوری،
با اینکه پنج بار مجبور شدم ازت بخوام قرار بذاریم.
خب، زیاد هیجانزده نشو. میخواستم یکی از سرکار منو برسونه خونه.
فکر نکن بهخاطر لغو کردن نمایش بین دو نیمهمون بخشیدمت.
باز هم واقعا ببخشید بابت اون.
و برای جبرانش، من همهچیزو درباره سلیا کروز خوندم.
میدونستی که تو هاوانا، کوبا به دنیا اومده؟
تو با بیشتر پسرایی که دنبال رقاصای ویوزن فرق داری.
- اوه، مرسی. واقعا؟ - آره.
- خب، اونا چه جورین؟ - خودت میدونی.
پسرای پولدار، قدبلند و عضلانی که فکر میکنن
با پرداخت وام دانشجوییت تو رو تحت تأثیر قرار میدن.
چقدر لطف دارن. شاید باید با اونا قرار بذاری.
میدونم از یه خانواده پولداری، ولی من خریدنی نیستم.
اوه، من پولی ندارم.
به این معروفم که ۲ میلیون دلار رو رد کردم که دستیار خواهرم بشم.
تو یه احمقی.
ببین کی داره اینو میگه.
چیه؟ فکر کردی بلد نیستم اسپانیولی حرف بزنم؟
از بدو تولد «ر» رو درست تلفظ میکردم.
لهجه نازی داری.
پس مکزیکی هستی.
آره. از بویل هایتز.
و تو...
السالوادوری هستی؟
تو لینکلن هایتز به دنیا اومدم و بزرگ شدم.
واقعا؟!
من همیشه با مامانم اونجا میرفتم.
رستوران مورد علاقهش مایا گریل بود.
مایا مادربزرگمه.
باورم نمیشه!
اون خیلی بدجنسه.
واقعا هر بار بسته به اینکه
چه لباسی تنمه یه هزینه متفاوت ازم میگیره.
درباره مادربزرگم اینجوری حرف نزن.
ولی آره، خیلی بدجنسه.
خیلی بهم خوش گذشت. مرسی که گذاشتی همه نون قهوهایها رو بخورم.
اون یه حرکت حسابشده بود.
اینجوری برای چیزکیک فلن جا بیشتر داشتم.
شاید بازم باهات برم بیرون.
آروم بگیر.
شاید دفعه بعد.
داری چهکار میکنی؟
شبه دیگه، میرم خونه.
اوه، چه سکسی.
- صبح بخیر، دایسون. - سلام خانم گوردون.
زود اومدم اینجا که پرتابای آزادمو تمرین کنم.
تو پرتاب آزاد یه کم مشکل دارم.
آره، معلومه.
دایسون، واقعا داری منو بد جلوه میدی.
پس باید یه کم خارج از چارچوب فکر کنیم.
هر کاری بگید میکنم. جدی میگم.
میدونی کدوم تیم بهترین درصد پرتاب آزاد رو داره؟
نه، یادم نمیاد.
تیم ملی بانوان هند.
اونا فوقالعادن. از خط پرتاب میترکونن.
و همه اینا بهخاطر این آدمه.
داری درباره این پیرزن حرف میزنی؟
دایسون، این مربی پرتابه.
ایشا امان.
ایشای شما هم امان باشه.
دایسون، این اسمشه.
قصد بیاحترامی ندارم، ولی نمیفهمم این خانم چطور میتونه کمک کنه.
قصد بیاحترامی ندارم، ولی تو افتضاحی. و من کل تخفیف هواپیماییمو خرج کردم که بیارمش اینجا.
اونم با فرست کلاس.
پس به حرفاش گوش میدی،
وگرنه تا ناهار برمیگردی به لانگ بیچ راکونز.
اون خیلی پیره.
و توی ۳۰ ثانیه آخر،
اون بیشتر از کل فصل تو پرتاب آزاد داشته.
حالا برو این کارو بکن.
اینجا یه مشکلی داریم.
شان مورفی دوباره شروع کرده.
منابع موثق میگن ویوز قصد داره ستاره خودش مارکوس وینفیلد رو معامله کنه.
آیلا گوردون چی پیش خودش فکر کرده؟
عوضی.
میخوام اینو بردارن!
پیگیری میکنم ببینم میتونیم این کارو بکنیم یا نه.
کی به شان مورفی اینو گفته؟
- فکر کنم باید بدونی من نبودم. - جکی، میدونم تو نبودی.
تو حتی نمیتونی یه خط خارجی بگیری.
- و اینکه من خیلی وفادارم. - تف بهش.
مدیر برنامههای مارکوسه. میخوای جواب بدی؟
منظورم اینه که از نظر احساسی آمادهای که جر بخوری؟
زیادی رک بودی. گوشی رو بده.
سلام کلینت. نیویورک چطوره؟
اخیرا نمایشی تو برادوی دیدی؟
گوش کن چی میگم، «ج»ی احمق.
شانس آوردی که امروز روز «دخترتون رو به سرکار ببرین» هست.
No comments yet. Be the first to leave one.