Derek

Derek

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

derek s01e03 bdrip x264-haggis
تعليق من Behrang
ترجمه : بهرنگ >>> [email protected]

الوسوم

bdrip
bdr
x264
BDR
نشرت في: 2014-02-14
تنزيلات: 53
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

شو.تایم با افتخار تقدیم میکند

- میزو تعمیر میکنی ؟ - آره

پای لرزان ؟

پای لرزان

خیلی خب بچه ها ، دِرِک

داگلس ؟

- خیلی خب کِو - آره

یا مسیح

بهم میایم ، نه ؟

چرا ؟

چرا ؟ چون مقاربت جنسی داشتیم

از دیروز بعد از ظهر درست میگم ؟

- خوب بودم؟ - قطعاً

مستقیماً از توی دهنِ اسب ، جانیس

مشکلی نیست

مرسی ، لذت بردم ، خیلی هم خوب

خوشحالم

بذار یکم به تخم هام فضای تنفس بدم

داره میز رو تعمیر میکنه

عجب شبیه

آره

اذیت نشدم ، کِو

اون بی رحم بود

آره ، واسه خودت نگه ش دار

یکی از اونا میخوای دِرِک ؟

- فکرشو بکن - دِرِک ، ازش هیچی نپرس

شروع کرد به حال دادن به من " ! من این شکلی بودما : "نه، نه، لطفا نه

شبیه میدونِ خونیِ " تیان آن من " بود

هی تُلُمبه زدم و تلمبه زدم و تلمبه زدم منظورش همون دخول می باشد

وای ! چه جالب ! باورت نمیشه

! وزغ

- چی ؟ - وزغ پیدا کردم

از کجا میاد ؟

از اونجا میاد ؟

! لیس بزنش

- چی ؟ اون وزغو لیس بزن

- چرا ؟ - خوبه ، خوشمزه ست

وزغ رو بِچِش

زودباش ، دِرِک

زودباش

همینه

افتضاح بود ! داگی ! من یه وزغ رو چشیدم

چیکار کردی ؟

من وزغ رو لیس زدم

- وزغ لیس زدی ؟ - آره

واسه چی آخه ؟

کِو بهم گفت

آخه چرا بهش گوش میدی ؟

چرا بهش گفتی اینکارو بکنه ، احمق ؟

داگی ، یه پرنده ی نوزاد

- چیه ؟ - پرنده ی نوزاد

نوزاده ، اما افتاده

نباید برش داری ، دِرِک

وای خدا ، مریضه

آره ، داره میمیره

- میلرزه - داره میمیره

میدونم ، اما از یه جایی افتاده

همگی توجه ، اضطراریه ، من یه پرنده ی نوزاد پیدا کردم

هانا

یه پرنده نوزاد پیدا کردم ، از لونه ش افتاده بود . خیلی ضعیفه

- اوه - RSPCA زنگ بزن انجمن سلطنتی برای جلوگیری از ظلم به حیوانات

نمیتونم به اونجا زنگ بزنم ، درک

چرا ؟

باید بذاریش همونجا که پیداش کردی

نمیتونم ، اگه یه گربه اینجوری میشد چی ؟ یا یه کلاغی چیزی

بذارش یه جای امن ، درک

نه نه زنگ بزن

"زنگ بزن به "رولف هریس

نمیتونم ، دیونه نشو ، نمیتونم به "رولف هریس" زنگ بزنم

" زنگ بزن به "بیل آدی

- نه زنگ نمیزنم - چرا نمیزنی ؟

خب ، شماره شو ندارم

این مه نامردیه

آه ! چیکار کنم ؟

اون توی دنیای خیالی خودش زندگی میکنه ، درسته ؟

یه پرنده ی پیرِ ژولیده پیدا کرده ، اونوقت میخواد به "بیل آدی" زنگ بزنه

یه عالمه پرنده ی ژولیده اون بیرونه

اما ما که قرار نیست بخاطرشون هردفعه زنگ بزنیم

خب ؟

- درک ؟ - چیه ؟

تو به آمبولانس زنگ زدی ؟

چی ؟

تو به آمبولانس زنگ زدی ؟

زنگ زدی اورژانس ؟

مجبور بودم ، هیچکی کمک نمیکردن ، پرنده هه داشت میمرد

یه کی قراره بره زندان

درک ! حالا چی میخوای بگی ؟

خب راستشو میگم

کسی با آمبولانس تماس گرفت ؟

به درمان نیاز دارید ؟

بله

بخاطر من زنگ زدن ، شرمنده ، دستپاچه شده بودم

حالم زیاد خوب نیست ، درک واسه اطمینان زنگ زد

خب ، توی بازوهات احساس درد میکنی ؟

جایت درد نمیکنه ؟

ببخشید ، پرنده ی من حالش خوب نیست ، پیداش کردم

بیرون از لونه ش بود . میتونی نجاتش بدی ؟

این در واقع مُرده

چی ؟

مُرده

بهتره یه جایی رهاش کنی

مرسی

- امروز چیزی خوردی ؟ - نه

تو باید یکم غذا بخوری

- هی - اوه ! تو اینجا چیکار میکنی ؟

گفتی ناهار بریم بیرون

!من گفتم ؟

- آره - خب ، نمیتونم

باشه

یه فنجون قهوه میخوای ؟

نه ، باید غذا بخورم

نگران نباش

راستش من حالشو گرفتم ، احساس بدی دارم ، اما شغلمه دیگه

بعضی وقتها میاد این اطراف ، اما منصفانه نیست اینجوری باهاش رفتار بشه

میدونی ، چیکار میتونم بکنم ؟

بیارشون بیرون

میخوام صاف باشن

کیک میپزم ... برم بازار بفروشم واسه کمک به بودجه مون

باید خودمون پول بذاریم

مواد اولیه شو تهیه میکنیم و خودمون میپزیم . خودمون هزینه میکنیم

بعدش با سود میفروشیم ، مثل یه کارآموز

- کِو هم داره کمک میکنه - آره

داگی کمک نمیکنه ، حواسش به کِو ـه

که یه وقت کاری نکنه

اوه ، نه . یادم رفت

من آردو با این ترازو وزن کردم

و هانا گفت هیچوقت از اون استفاده نکنم

- چرا ؟ -!!! چون اون تخم هاشو توش وزن میکنه

هشت اونس سوسیس خون پاک

درست داره میاد طرفه تو

یکم خرت و پرت واسه فروش جمع میکنیم

قطعات و خرده ریز ها

هر هفته اینارو دارم . شانس اینکه تمیزشون کنم هست

جمع کردن همه ی این خرت و پرت ها

که همینجوری توی این اتاق ها ریخت و پاش شده

البته توی همه ی اتاق ها نبودم ، اما میدونم که افتضاحه

میتونم همه شون رو یکجا توی بازار بفروشم

اگه بازم بیارن ، یکی دیگه مجبور میشه اینارو ببره بیرون ، همه ش خرت و پرته

اگه یکی توی بازار بپرسه که این به چه دردی میخوره

نمیدونم ، چرا فقط نمیذاریش سر جاش ؟

احتمالاً بد به نظر میرسه

موقعی که نیستن میرم توی این اتاق ها

میرم یکمی خرت و پرت واسه فروش پیدا کنم

واقعاً دلشون واسه این تنگ میشه ؟

ببین . این یکی از اون چیزاییه که راجبش حرف زدم

اینجا چیکار میکنه ؟

یه قوریِ قورباغه ای . یه همچین چیزی

بازار فروش

خدافظ

- خدافظ - میبینمت دِرِک

می بینمتون

خودکار ها رو داری ؟ کاغذ ها رو من دارم

کجا میرن ؟ بازار دستفروشا ؟

- آره - آره . ما که بازار دستفروشا نمیریم

هرچی داریم جدیده ، همه چیز

چرا همچین جاهایی میرین ؟

همه شون کثیفن

من حتی مجانی هم چیزی به اینجور بازارها یا مغازه های خیریه نمیدم

کهنه لباس هامون رو می سوزونیم ، مگه نه ؟

... اون دختر "مارجی" ـه . اون

شبیه یه گاوِ سنگین وزن میمونه

خیلی خشن گفتم ؟

نه واقعاً یه گاو سنگین وزنه

اون حلقه ی منه ، مگه نه مامان ؟

میخواد واسه من بذاره

نه

خواهیم دید

از قبل ماله من بوده ، مگه نه ؟

من که هنوز نمردم

تا موقعی که زندم می پوشمش

آره ، اما بهم قول داده بودی

دیگه نمیشه حرفتو پس بگیری

استن" ـه من بهم دادش"

! پدر من

زیباست

ماشینش رو فروخت تا اینو برام بخره

هنوز ، زندگی جریان داره

اونا بخاطر حلقه اینجان ، درسته ؟

کاملاً مشخصه

اونا میخوان وقتی اون مُرد حلقه شو بگیرن

: راستش اگه میتونستم ، به "مارج" میگفتم

ببین ، چرا نمی فروشیش ؟

حلقه رو بفروش و با پولش از این لحظات آخر

زندگیت لذت ببر

برو بازیِ "بینگو" شلوار جین بخر ، روی دیوار شاش کن یکنوع بازی شبیه لوتو

هر کی میخوای باهاش بکن ، فقط "شلی" نتونه اینو داشته باشه

منو آزار میده

وقتی بهت گفت ماشینش رو فروخته ، تو چی بهش گفتی ؟

فکر کردم داره بلوف میزنه

اما میدونستم اون مرد ـه منه

همچین عشقی باید دوست داشتنی باشه

بود

بگذریم ... بهتره بریم ، نه ؟

بهتر از اینجا موندنه

باید بریم ماشین مون رو بنزین بزنیم

خیلی خب مامان ، قراره یه شامِ عالی داشته باشی

بریم

فعلا

کی یه فنجون قهوه میخواد ؟

- سلام - آماده ای ؟

More Farsi Persian subtitles for Derek

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left