Elementary

Elementary

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Elementary s02e23 art in the blood 720p web dl x264-mrs
تعليق من knighttt
هماهنگي: Sajad Filselfo زيرنويس : pury800

الوسوم

web
x264
720p
720
نشرت في: 2014-05-14
تنزيلات: 47
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

...انچه در المنتري گذشت

يه اتفاقي افتاده ما بايد حرف بزنيم

من بهش گفتم بهش گفتم تو چي بودي

ولي اون گوش نکرد شرلوک

اينکه اجازه بدي يه سازمان جنايي توي رستوران مسخره ـت

...کار و کاسبي راه بندازه

خب، تو گفتي يه جور معامله با اونا کردي

واسم توضيح بده

داريم تمام تلاشمون رو ميکنيم با توجه به شرايط

شرايطي که ميشد ازش اجتناب کرد

اگه تو برادرت رو از نيويورک خارج ميکردي

همونطور که چند ماه پيش توصيه کردم

بايد بدوني به محض اينکه ما ليست رو تحويل بديم

اونا تو، من و جون رو خواهند کشت

بيا به روش زيرکانه به وضعيت رسيدگي کنيم

چيزي که خواستيم رو داري؟

بکشيدشون

همه جا امنه

شما خوبي، قربان؟

مشخصا، چيزاي زيادي هست که بايد بهت بگم

هلمز

تو خوبي؟

نه، اتفاقي افتاده

به کمک سروان نياز دارم همينطور کمک تو

واتسون؟

اره، من خوبم

ببين، ما الان واقعا سرمون شلوغه

ولي اگه بهم نياز داشتي، بيا سراغم باشه؟

تو کجايي؟

خونه

مايکرافت هم اينجاست

چيزاي زيادي هست که بايد بدوني

چيزي نيست

مشکلي نيست

من خوبم

برادرم؟

اينجام

در کل، حالت کاملا خوبه

اگه بخواي، ميتونم يه چيزي بهت بدم که کمک کنه بخوابي

اوه، مشکلي نيست

يه دليل بهم بده که نبايد دهنت رو سرويس کنم

تو ناراحتي و حق داري باشي ولي من ميتونم توضيح بدم

راستش، من قبلا اينو شنيدم

نياز ندارم دوباره اينو بشنوم

من ميرم بخوابم ببخشيد

پزشک تبعيدي

دوتا نگهبان، هر دو داراي اسلحه ي گلاک 17

و جليقه ي ضد گلوله پوشيدن

سازمان اطلاعات بريتانيا؟ ام آي 6؟

مشخصا، تو يه جور معامله با اونا انجام دادي

به فعاليت هاي گوناگون جنائي ـت اعتراف ميکني

در عوضِ کمک براي نجات دادن واتسون

اقايون، لطفا بدونيد از صميم قلب سپاسگزارم

که همکار منو صحيح و سالم به خونه اورديد

در رابطه با برادرم

فقط ميتونم اميدوار باشم هر معامله اي که با شما انجام داد

شامل مدتي حبس در زندان باشه

تموم شد؟

نه، حتي نزديک هم نبود

پس، بهت لطف ميکنم و ميگم که اشتباه ميکني

اطلاعات بريتانيا نيومده اينجا منو دستگير کنه

من خودم اطلاعات بريتانيا هستم

:ترجمه و زيرنويس .:: pury800 ::.

هر چيزي که بهت گفتم، حقيقت داره کم و بيش

فقط مقدار زياديش رو از قلم انداختم

اين حقيقت داره کار من، دوران سختي رو ميگذروند

به پول نياز داشتم تا رستورانم رو در حرکت نگه دارم

پس، از فروشنده هاي مواد پول گرفتي

چه مشکلي ممکنه پيش بياد؟

له ميليو به سراغ من اومد با چيزي که بهش ميگفتن

"يه "توافق سودمند دوطرفه

اين پيشنهادي نبود که بشه ردش کرد

و با اينحال، اين دقيقا چيزي بود که قصد داشتم انجام بدم

ولي، قبل از اينکه بتونم قول رسمي بدم

يه مرد از ام آي 6 به ملاقاتم اومد

اون بهم گفت له ميليو رو تحت نظر داشتن

!و از اين پيشنهاد آگاه بودن اون منو به قبول کردنش تشويق کرد

به داخلشون نفوذ کنم چشم و گوشم رو باز نگه دارم

چنتا کار خوب واسه ملکه و کشور انجام بدم

و من فکر ميکردم ام آي 6

يه سازمان اطلاعاتي ـه

ولي اونا از تو درخواست کمک کردن يه شخصيت کارتوني تخيلي

تو گوش نميدي

ميشه اونو بزاري زمين قبل از اينکه هر دومونو بکشي؟

اين قارچ سمي ـه

قسمتي از يه ازمايشه

تنفس کردن اون برابر با حکم اعدامه

گمونم اولش همه چي خيلي رومانتيک بود

من يه مُهره بودم

من در له ميليو نفوذ کرده بودم

همونطور که مشخص شد

من مهارت خاصي در جاسوسي داشتم

و عنوان جاسوسي ـت چيه؟

مجوز براي قتل يا فقط ازار دادن؟

من هرگز يه مامور نبودم

هرگز به ماموريتي نرفتم

ولي فهميدم که من ظرفيتي

براي ذخيره کردن حقايق دارم يه ظرفيت واقعا جالب توجه

و وقتي کار من با له ميليو باعث شد من

با سازمانهاي جنايي ديگه ارتباط بر قرار کنم

رازهاي اونا هم نگه ميداشتم

من يه جور...پايگاه اطلاعات واسه ام آي 6 شده بودم

من بعضي وقتا، نه هميشه ميتونستم اثرِ

اقدامات خاصي رو که ممکن بود براي

از هم پاشوندن گروه هايي جنايي انجام بشه، پيش بيني کنم

ميدونم که تو منو جدي نميگيري

ولي سازمان اين کارو ميکنه

و مدت تقريبا طولانيه که اين کارو ميکنن

پس، تو واقعا انتظار داري من باور کنم

که تو يه مُهره ي ام آي 6 هستي

...و تو اينو از من مخفي نگه داشتي

واسه بيشتر از يه دهه؟

درسته

چون ما خيلي بهم نزديک بوديم

چند ماه پيش تو بهم گفتي

که پدر از من ميخواد برگردم به لندن

اين يه دروغ بود، مگه نه؟

تو ميخواستي من از نيويورک برم

تا ماموريتت رو خراب نکنم

اين ايده ي اداره کننده ي من بود

اون يه اداره کننده داره

...يه اگاهي هاي

خاصي در مورد تو در ام آي 6 وجود داره

اون فکر ميکرد تو ممکنه دخالت کني

گيج بودن تو نزديک بود به قيمت زندگي واتسون تموم بشه

اين تو بودي که به حضورِ

له ميليو در داياجنيس مشکوک شدي

و به جاي اينکه بياي پيش من رفتي پيش اون

به اميد اينکه چوب لاي چرخ رابطمون بکني

تو ميخواي مقصر رو نشون بدي، شرلوک

اينا رو واسه خودت نگه دار

تو ميتونستي حقيقت رو بهم بگي بعد از اينکه اونو گرفتن

من تعهد داشتم که حداقل تلاش کنم و پوششم رو حفظ کنم

من همچنين نقشه ي مناسبي داشتم که بازگشت امن اونو تضمين کنم

متاسفم که مجبور شدم تو رو ناتوان کنم

ولي نميتونستم ريسک کنم که امنيت ملي اينو خراب کنه

پردازشِ اين مدتي طول ميکشه

اداره کننده ي من ميخواد فردا ما رو بينه، هر دومون رو

مطمئن بشه که حرفمون يکيه

اين يه جور دعوته که آدم موظفه قبول کنه

يه جور همخواني با تو

مشتاقانه منتظرم

اه، پسران هلمز

تو بايد "اداره کننده" باشي

شرينگتون

اخيرا هيچ حکومت خوبي رو سرنگون نکردي؟

اين جاييه که من و همکارام دوست داريم دور هم جمع بشيم

ارباب رجوع، به انسان گريزي تمايل دارن

همه...تودار هستن

پس، منو ببخش اگه اين گپِ الزامي رو رد ميکنم

يه دوست اسيب ديده دارم که دوست دارم برم خونه پيشش

نظرت چيه که بريم سر اصل مطلب؟

اصل مطلب"؟"

اينکه چطوري ام آي 6 اشفتگي ديشب رو اداره کرد

و من و واتسون چه دروغهايي رو بايد حفظ کنيم

در صورتي که توسط اشخاص ديگه بازجويي بشيم؟

درست همونطوريه که تو گفتي، ها؟

اوه، فقط داري ظاهرش رو ميبيني

مايکرافت گفت سه تا سرباز له ميليو ديشب کشته شدن

افراد من صحنه رو پاک کردن جنازه اي پيدا نميشه

و د سوتو؟ کاپيتان گروه؟

ما بايد تا اخر عمرمون

واسه مردان فرانسوي عصباني حواسمون به پشت سرمون باشه؟

د سوتو رو وقتي صحنه رو ترک ميکرد، گرفتيمش

و يه ليست دزدي از حسابهاي بانک سوئيس در اختيار داشت

ما مطمئن شديم که سازمان اون ...به اندازه کافي از ماجرا مطلع بشه، که

انگيزه ي همکاري پيدا کنه

اونا فکر ميکنن اون افرادش رو ناپديد کرد

و بعدش با ليست فرار کرد

مداخله ي من و مايکرافت يه راز باقي ميمونه؟

هومم

خب، من و واتسون ميتونيم طبق اين داستان پيش بريم

بيا من و تو ديگه هرگز در مسير هم قرار نگيريم

برادر

من يه کار واست دارم شرلوک

فکر کنم تو بهش ميگي، يه مورد

يه مورد؟ چه موردي؟

من ديشب بهت لطف کردم

زندگي همکارت رو نجات دادم

اين کارو کردي و من سپاسگزارم

زندگي برادرت رو هم نجات دادم ميخوام اينو ناديده بگيرم

ده دقيقه

تنها چيزيه که ازت ميخوام

هفته ي پيش، تحليل گر سابق ما

کشته شده، در اپارتمانش پيدا شد

مردي به نام ارتور وست

...پليس فکر ميکنه اين يه

يه دزدي بود که بد پيش رفت

ولي تو طور ديگه اي مشکوکي؟

راستش، نميتونم بگم

همه چيز در مورد وست هميشه پيچيده بود

تو سر حال به نظر نمياي، مايکرافت

به من گفتن اين يه ملاقات توجيهي ساده ست

همينطور بود الان يه چيز ديگه ست

در نظر بگير جون چه احساسي پيدا ميکنه اگه تو يه پرونده از ام آي 6 بگيري

بعد از تمام اتفاقاتي که ديشب افتاد

با توجه به بي اعتنائي که ديدم نصيبت شد

ميگم که احساس اون ديگه به تو ربطي نداره

بعلاوه، من نميخوام در مورد اين بهش دروغ بگم

تا اونو توي تختم ببرم

More Farsi Persian subtitles for Elementary

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left