Elementary

Elementary

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Elementary S07E11 iNTERNAL 720p WEB x264-BAMBOOZLE
Elementary S07E11 iNTERNAL 1080p WEB x264-BAMBOOZLE
A Commentary by NegarFD
█► نگار، میثم موسویان | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tags

web
x264
720p
720
1080
Published on: 2019-08-08
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫چی شد؟

‫شرمنده.

‫چطور انجامش دادی؟

‫هر چیزی که هست، مطمئنم اسمش به نام

‫شرکت اودکر خورده...

‫اسمش رو به نام خودم میزدم

‫اگه میخواستم کسی بفهمه دارمش.

‫پس این یه پرونده از کسیه ‫که برای قتل در نظر گرفتیش.

‫آخرین تلاش برای دیدن اینه که ‫میتونیم با هم کار کنیم یا نه.

‫تحقیقات خودت رو انجام بده.

‫بهتره که کانرد رو بکشیم

‫یا این که ریسک کنیم که اون کلی آدم بکشه؟

‫یه نمایشگاه اسلحه توی ورمونت توی آخر هفته ای

‫که وزلی کانرد از اونجا بازدید کرد بود.

‫پس ممکنه اسلحه رو خریده باشه.

‫وزلی کانرد. میتونم باهات یه صحبتی داشته باشم؟

‫چیه؟

‫یه اسلحست. اخیرا توسط وزلی کانرد خریده شده.

‫ممکنه اسلحه های بیشتری داشته باشه.

‫من اونو وصل کردم به یه شرکت حقوقی که کمکش کنن

‫بدون خشونت مشکلش رو حل کنه.

‫اودین رایکنبک میخواد ما رو ببینه.

‫امروز عصر وزلی کانرد خودش رو کشت.

‫درست بعد این که والدینش رو کشت.

‫کاراگاه های 6-4 گذاشتن من بشینم

‫در حالی که از خواهر کانرد بازجویی می کردن.

‫گفت که مقداری تنش بین وزلی و والدینش بود،

‫اما چیزای معمولی

‫وقتی که یه آدم بالغ برمیگرده خونه والدینش:

‫دنگ خرج هاش، چقدر قراره بمونه، چیزای کوچیک.

‫هیچ چیزی که باعث چنین چیزی بشه نبوده.

‫میدونم عصبانی هستی.

‫منم همینطور، اما نمیتونیم خودمون رو سرزنش کنیم.

‫جلوگیری از وزلی

‫که توی سینما تیراندازی نکنه

‫کار درستی بود.

‫بخاطر این عصبانی نیستم.

‫این خونه کانرده؟

‫از امروز صبحه.

‫گفتم که حواسم بهشون هست.

‫مخفیانه چند تا دوربین وقتی که

‫خونشون رو ملاقات کردم گذاشتم. نگاه کن.

‫همون اتفاقه که برای گوشی ‫هامون و کامپیوترهامون افتاد

‫قبل این که اودین پیداش بشه.

‫یه اتفاقی اونجا افتاد و اون نمیخواست ما ببینیمش.

‫ولزلی خودش و والدینش رو نکشت

‫اودین آدم فرستاد که اونا رو بکشه،

‫بعد یه جوری صحنه سازی کردن که به نظر بیاد

‫یه قتل/خودکشیه.

‫وقتی که فن آوری اختلال سیگنالش

‫لوازم الکترونیکی کانرد رو غیر فعال کرد،

‫بدون قصد

‫با لوازم من هم همین کارو کرد.

‫دستش رو برامون رو کرد.

‫چطور این کار زندگی ها رو نجات میده؟

‫خب شاید میخواسته از راه اشتباه نظریش رو اثبات کنه.

‫ما رو متقاعد کنه که برنامش

‫در مورد اعمال خارج از قانون ‫سازمان یافته نه تنها بر حقه

‫بلکه تنها راهه و ما اشتباه میکنیم

‫که سعی کردیم بدون خشونت جلوی وزلی رو بگیریم.

‫فکر میکنی هنوز میخواد ما به تیمش ملحق بشیم.

‫یا حداقل زندگی خودمون رو داشته باشیم ‫و بزاریم اونم زندگیش رو بکنه.

‫خب اون خرابش کرد.

‫چیه؟

‫بهت گفتم که چند هفته پیش،

‫به چندین منبع برای کمک رو زدم.

‫خب،

‫یکی از اون منابع بلاخره ‫تصمیم گرفت که جواب بده.

‫پدر.

‫سلام پسرم.

‫جون.

‫همیشه از دیدنت خوشحال میشم.

‫عذر میخوام که زودتر نیومدم،

‫اما بهت اطمینان میدم که

‫خیلی زیاد به مشکلت

‫در مورد اودین رایکنبک فکر کردم.

‫از اومدنت فرض میگیرم که فکر میکنی میتونی کمک کنی؟

‫بله. بلاخره،

‫انحلال سازمان های مجرمانه جهانی

‫محدوده ایه که توش مقداری تخصص دارم.

‫میتونیم با هم حمله کنیم؟

‫ .:.:. با دنبال کردن اينستاگرامِ ما بروزترين باشيد .:.:. ‫ *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

‫ «: مـتـرجـمـيـن: نگار، ميثم موسويان :» ‫ .:: Meysam.Unicorn, Negar FD ::.

‫پارکر لندیس،

‫میخواسته توی فنیکس یه گروه رو مسموم کنه

‫وقتی که توی یه دعوا راجب ‫تصادف به نظر اتفاقی کشته شده.

‫اون اخرین کار اودینه که راجبش اطلاع داریم،

‫البته جدا از وزلی کانرد.

‫و ناموفق بودید که اودین رو به این قضایا ربط بدین؟

‫خیلی خوب خودش رو مبرا کرده.

‫ردش رو ماهرانه همون طوری که انتظار داشیتم

‫از یه رئیس پلتفرم اینترنتی پوشونده.

‫تا اونجایی که ما میدونیم، افرادی که مرتکب قتل میشن

‫نمیدونن که اون کسیه که دستور میده.

‫و حتی اگه بدونن، اگه پاتریک ‫میرز رو مثال در نظر بگیریم،

‫اونا حرفی نمیزنن.

‫دلیلی داریم که انتظار داشته باشیم موفق شیم

‫اون رو به این یکی،

‫وزلی کانرد و والدینش ربط بدیم؟

‫من توی صحنه جرم بودم و همه چی رو بررسی کردم.

‫کار حرفه ایا بوده، بی نقص انجام شده.

‫انتظار داشتم مرتبط کردنش به ‫اون سخت تر باشه، نه آسون تر.

‫حتی اگه ما بتونیم

‫قتلی رو به اون مرتبط کنیم، ‫نمیدونیم که پیش کی ببریمش.

‫اودین گفته که توی تقریبا همه

‫سازمان های انتظامی دنیا دوستانی داره.

‫ما نمیدونیم به کدوم سازمان اعتمادک نیم.

‫یا این که توی هر کدوم از این سازمان ها

‫چقدر برش داره.

‫خوشبختانه این جاییه که میتونم کمک کنم.

‫رایکنبک تنها کسی نیست که ‫اون بالا بالا ها رفیق داره.

‫میتونم بگم که دوستان من

‫از دوستای اون کلفت ترن.

‫فکر میکنی میتونی او رو

‫- در برابر یه اتهام مجرمانه آسیب پذیر کنی؟ ‫- شاید.

‫البته این یه کار بیهودست

‫مگر این که ما قتلی داشته ‫باشیم که به اون مرتبطش کنیم.

‫من دارم یه راه جدید

‫برای شناسایی قتل پیدا میکنم.

‫اما بی خطر نیست.

‫اما فکر کنم موافقیم که

‫وقتش رسیده که مقداری خطر کنیم.

‫حالا زمان مناسبیه؟

‫از من خواستی که بهت خبر بدم

‫در مورد تحقیقات راجب وزلی کانرد.

‫و؟

‫شیری یا روباه؟

‫همه چی خوب پیش میره.

‫آدممون توی ایستگاه 64 گفت که

‫تحقیقات داره بدون مشکل پیش میره.

‫واحد جنایی هیچ چیزی پیدا نکردن که نشون بده

‫افراد ما اونجا بودن.

‫این باید یه قتل/خودکشی رو بدون هیچ

‫حاشیه ای پروندش رو ببنده.

‫و دوستای دیگمون؟

‫شکی دارن؟

‫جون واتسون کاراگاه هایی که

‫خواهره رو بازجویی کردن همراهی کرد.

‫به من گفتن که راضی بوده.

‫اونا از اون موقع ساکت بودن.

‫خوبه. اما چیز دیگه ای هست؟

‫کار جدید.

‫ضروریه؟

‫سریع پرید تو اولویت.

‫اسمش استوارت پرینگله.

‫اینجا توی نیویورک زندگی میکنه.

‫پستای آتیشی میزاره راجب این که دوست دخترش

‫بخاطر داروی مسکن اوردوز کرده.

‫میگه که تقصیر سازنده دارو هست،

‫و یه کاری میکنه که تقاصش رو پس بدن.

‫دفترشون توی سانست پارکه.

‫- خط زمانی رو اشاره کرده؟ ‫- نه.

‫اما راجب مواد منفجره دست ساز جستجو کرده.

‫خیلی سریع داره پیش میره.

‫ما هم باید سریع پیش بریم.

‫من باید کارت شناسایی

‫با کارت اعتباریتون رو ببینم آقای پرینگل.

‫البته.

‫تو...

‫تو یه شکارچی هستی آقای پرینگل؟

‫از کجا میدونی؟

‫وسائلت رو دیدم.

‫آره، بیرون شهر یه کلبه دارم.

‫گاز برای گرم کردنش میخوام.

‫خب توی رانندگی به اونجا مراقب باش.

‫و مطمئن شو که اون اسلحه رو وقت تیر اندازی

‫سمت مخزن گاز نمیگیری.

‫اگه گلوله بهش بخوره،

‫شاید دیگه اونجا کلبه ای برات نمونه.

‫ویلسون کوبیک، جون واتسون.

‫آقای کوبیک برای یه شرکت امنیتی ‫جهانی که پدرم مشتریشه کار میکنه.

‫پس گفتی که استوارت پرینگل یکی از

‫هویت های آنلاین توئه؟

‫من به اسم پرینگل از دیشب توی شبکه های اجتماعی

‫یاوه سرائی خطرناک میکردم.

‫و حالا اگه کسی بخواد مطمئن شه،

‫استوارت پرینگل یه اسلحه خریده

‫و یه کپسول گاز و داره بمب لوله ای درست میکنه.

‫نقشه اینه که

‫بمب لوله ای رو به کپسول ببنده.

‫انفجار بزرگی ایجاد میکنه، با آتیش زیاد،

‫و وقتی که مردم ساختمون رو ترک میکنن،

‫استوارت با اسلحه اونا رو میکشه.

‫شاید یکم زیاده روی باشه.

‫اما نقشه اینه که توجه اودین رو جلب کنیم.

‫پس حالا صبر میکنیم و امیدواریم که اودین

‫یه نفرو بفرسته که اون رو بکشه؟

‫نباید خیلی طول بکشه،

‫با توجه به این که چقدر سعی کردم ‫که حمله قریب الوقوع به نظر بیاد.

‫من از این هویت به خصوص استفاده کردم

‫که متغیر ها رو محدود کنم به جایی که

‫آدمای اودین ممکنه حمله کنند.

‫پرینگل به ظاهر یه آدم درون گرا هست

‫که از خونش کار میکنه.

‫خونه ای که مرتبط

‫با گواهینامه و کارت اعتباریشه.

‫این یه خونه مخفیه که من تهیه کردم،

‫که از همین الان توسط همکاران

More Farsi Persian subtitles for Elementary

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left