أول 129 سطر.
...صبحت بخیر «مِی» اوه
«ببخشید «میسترس مِی
راحت باش میتونی «مِی» صدام کنی
«باشه. «می
دستیارم، «کارتر» رو یادته؟
همون چشم خوشگله
ممنون
راستش ما تو خونه کفشامونو در میاریم
میدونم، از اون کارای گَنده دماغاست. ببخشید
...اما کف خونه
تمیزه کامل
خب کفشاتونو ... خیلی ممنونم، آره
آره - خیلی ممنونم، متشکرم -
می» میدونم که سبک» ...کاریتون اینطوری نیست ولی
واقعا میخوام که این یه سوپرایز باشه خیلی ممنونم ازتون
هرکاری که از دستم بر بیاد، چَشم
به همه اون کارایی که از دستت بر میاد احتیاج دارم
دف»؟» - بله؟ -
بازم با خودت حرف میزنی که
سلام عزیزم، من اینجام
چند تا از دوستام میخوان که تو رو ببینن
سلام علیک ... دوستان - سلام. سلام -
علیک - میخواستم که سوپرایزت کنم -
«آندرو جانسون گونزالس»
این «مِی»ـه
...اون اینجاست برای
غلغلک دادنه تو
خب اینجا اتاق بازی بچههاست
اونا، این آخر هفته پیش پدربزرگشونن
بیا راجع به بچههات حرف نزنیم
...اوه، من فقط فکر کردم که شاید
ببخشید، تا حالا از این کارا نکردم
پنیر اضافه میخوای؟
نه
...چی
میشه بهم بگی الان بالا چه خبره؟ ...ولی خب من به «مِی» گفتم که دقیقا
شوهرم چی میخواد
خب بعضی حرفا بهتره خصوصی بمونه تا پیش همه زده بشه
...من که
همه نیستم. زنشم
درسته
و این کار شما برای همسرتون واقعا استثناییه
برای اون نیست. برای خودمه
مطمئنی لباسات مناسبن؟
آره
...من هیچوقت لباسامو برای
ماساژ درنمیارم
...فقط برای همسرم
درشون میارم
دستا بالا
...یه بار سعی کردم که
...این
این غلغلکو انجام بدم
من دستمو بردم زیر بغلش
اون شروع کرد به نالههای عحیب و غریب
و من نمیفهمیدم که چیه
صداش رو نمیتونستم هضم کنم
نمیدونم که اگه از قبل چنین شناختی بهش داشتم باز هم باهاش بودم یا نه
من این آدم عجیب و غریب رو نمیشناختم
وقتی که یه دختر بچهای
...یه رویاهایی داری تو ذهنت از
همسر رویاییت، زندگی کاملت ...ولی آخرش
میدونی چی میگم
شوهرتو غلقلک میدی تا اسم مادرشو داد بزنه
این اصلا اون چیزی که تو رویات بود نیست
میتونم یه داستان بهت بگم؟
واینستا، واینستا، واینستا
منظورم اینه که واقعا انگشتم تا ته رفته بود
و اونم دیگه داشت ارضا میشد
که دختره اومد تو اتاق و
بووم
اون زدت؟
چرا؟
کارد میزدی خونش در نمیومد
ولی آخه چرا تو رو زد؟ اونو نزد؟
شاید چون عاشقشه
«بگو «مادر
«بگو «مادر
مادر - «بگو «مادر -
تا حالا کسیو زدی؟
فقط واسه اینکه از استرس خلاص شی
و از بعضی مسائل نکبت زندگی دور بمونی
چی؟ نه، نمیشه که
مادر -
مادر؟
مادر مادر
میتونی منو بزنی
اگه دلت خواست
...من آمادم اگر که
مادر
200هزار تا چطوره؟
چی بهت گفتم؟ ها؟
من اربابم نه تو
باشه
"گوش کن تا یاد بگیری"
چیکار باید بکنم؟ قراره برم سره قرار
قرار
قرار که یادت نرفته که، نه؟
دو نفر رو به روی هم میشینن
سفره دلشونو باز میکنن - تو این شخصو اصلا میشناسی؟ -
فقط یه قراره تو کافه است
میدونی که تو کافی شاپ هم قتل صورت میگیره
باشه، پس میریم کینکی
خونههای عجیب و تاریکه سکسی
قرارمون اونجا باشه میتونیم قهوه سردم بخوریم
یا شاید لَته
نظره تو چیه اینا برای سفارش مناسبن؟
مطمئنی که میتونی اینجا بیای؟ - خیلی داری اجتماعی رفتار میکنی -
اوه خدایا
نه من باید آرایش کنم
تو گِیای. بیا کنار ببینم
«داگ» - سلام -
تشکیل دسشویی مختلط دیگه خیلی عدالت اجتماعیه
این «پیت»ـه
سلام، رفیق جدید
...من قبل از کلاس باید
کلی کارو انجام بدم
و اینکه تا وقتی که اینجا باشی نمیتونم کارمو بکنم
باشه ولی خب باید نگهش داری
عالیه
اون روز
ارائهات خیلی خوب بود
اوه خدای من
دارم شاخ درمیارم تو داری از یکی تعریف کنی؟
هیچکس باورش نمیشه
فک کنم «کیت» هم باورش نشه
کیت» کیه؟»
آره، اون فکر میکنه پدر من و ماهی قرمز اون
با هم، تو بهشت، دارن شنا میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.