أول 200 سطر.
پسرم
نه
چیزی میخوای، رفیق؟
به من گفتن سراغ رویال آبوت رو از اینجا بگیرم
این سیسیلیاست اسم تو چیه؟
بن یانگر
نمیذارم کاری که میخوای رو انجام بدی
اِیمی، خانواده من هر روز هفته همه وعدههای غذایی
رو دور هم میخوردن چون خانوادهها باید این کار رو بکنـن، خب؟
اون دیگه چی بود، رویال؟
یکی از دلایلی که فکر میکنم اِیمی هستی
ربکا کی برگشت؟
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
با اِیمی بود و داشتن مثل چی، میدویدن
دیدی کجا رفتن؟
مامان، کجا میریم؟
میریم یه جای خاص
تو توی کما بودی
جالبه چون همچین حسی نداشتم
برادرت یه جراحی فوری داره پاشو
از جوی خبری نداری؟
بهش زنگ زدم، جواب نداد
اون جواب تلفنش رو نمیده
وایسا
من دشمنت نیستم
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
یه سنگی روی این گردنبند هست یهکم غیرمعموله
این رو از کجا آوردی؟
یه برگه سوابق تولد عمومیه
سال 1878
سالی که توش متولد شدم
همهش بیفایدهست
دارم به حرفهات گوش میدم
ولی خب فقط حرف هستن
من چیز غیرمعمولی اینجا نمیبینم
همون زمین عادیایه که همیشه بوده
چون تو نمیتونی ببینیش یا درکش کنی
دلیل نمیشه واقعی نباشه
خب شاید اگه زودتر بهم میگفتی میفهمیدم
میدونم برای تو هم سخته
آخه هیچکدوم از اینها رو بهت نگفتم
من هم همین رو میگم، رویال
برم دنبال اِیمی بگردم
قبل از این که بری با آتم حرف بزن
شاید ما رو یه قدم به درک این چیزها نزدیکتر کنه
بذار حدس بزنم
کار گیرت نمیاد
گفتی یه بار دیگه شانست رو امتحان کنی
براندون بودی، درسته؟
بن
آره، خودمـم
خب، بن
یه بار بهت گفتم دوباره هم میگم
من برات کار سراغ ندارم
امروز هم شنبهست
روز تعطیله
نمیخوام هی بهم پیله کنی
...راستش، من اصلا قصد اذیت کردنت
رو نداشتم
من دنبال همسرم میگردم
...اون فرار کرده
دارم سعی میکنم پیداش کنم
یه زن به این زیبایی رو که نمیشه نگهداشت، بن
همهش دنبال یه چیز بهترن
سال 1981 تو سوار رد راک، اول شدی
تو هم سوارکاری میکنی؟ - نه -
گذاشتمش برای برادرم رت و پدرم
من پدرت رو میشناسم؟
...آره
اسمش رویال آبوته
جفتمون از یه سوراخ اومدیم
آره
«محدوده بیرونی»
ممکنه این دنیا یهکمی غیرعادی بهنظر برسه
به زندگی که نگاه کنیم میبینیم یه مجموعه از رویدادهای اتفاقیه
و تصورمون از دنیا یک شبه عوض میشه
اما همیشه سحر از راه میرسه
و به یادمون میاره که در کتاب خداوند هیچ رویدادی اتفاقی نیست
اون تکتک لحظات رو در نظر گرفته
برای همین باید ایمان خودمون رو حفظ کنیم
آمین
آمین
قبل از این که جلسه رو تموم کنیم سیسیلیا آبوت میخواد چند لحظهای
درباره نوهی دوستداشتنیش یعنی اِیمی صحبت کنه
شاید بعضیهاتون بدونید
نوهی من یعنی اِیمی دیشب گم شد
اون عشق زندگی همه ما بود
چند تا برگه چاپ کردم
امیدوارم توی پخش کردنشون بهم کمک کنید
اول مادره حالا هم دختره
چه فاجعهای
شماره من زیر عکسش هست
اون یه ژاکت آبی تنش بود
دارم حرفهاتون رو میشنوم
عوضیبازی در نیارید - آتم، خواهش میکنم -
اصلا حالیتون هست اعضای خانواده آبوت، چه حالی دارن؟
بهنظرم دلیل این که عیسی مسیح این کلیسا رو نادیده گرفته، شمایید
ترجیح میده پیش جذامیها و فاحشهها باشه
الان یه خانواده به کمک احتیاج داره
میتونید کمکشون کنید، نمیخواید هم نکنید - آتم -
عوضیبازی هم در نیارید
آتم
از سیسیلیا و دوست جدیدش ممنونم
یه مشت بیناموس مذهبی
چی کار داری میکنی؟
دارم مینشونمشون سر جاشون
میدونی چیه؟
خدا حفظت کنه، سیسیلیا
من نمیخوام ازم دفاع کنی
همینجوریش هم اعضای کلیسام من رو قضاوت میکنـن
فقط نمیخوام اوضاع بد تر از این بشه
چرا اصلا باید بخوای بری اونجا؟ - من با بودنت مشکلی ندارم -
ولی تا وقتی که حرف هم رو بفهمیم و قبول کنی که تو تازه کاری
اگه میبینی نمیتونی پس بهتره حضورت رو کمرنگ کنی
میفهمی چی میگم؟
آره یا نه؟ - آره -
آره - آره -
خیلیخب
میتونم صدای لامپ رو بشنوم
اوضاعت خوب بهنظر نمیاد
خوبم
خوبم
من خوبم - مطمئنی، پسرم؟ -
مجبور نیستی اینجا باشی اگه بخوای، میتونی بری خونه
...بهتره بهترین اتاقتون رو بهم بدید
که ویوی باغ هم داشته باشه
ما اصلا باغ نداریم
شیطان، نماینده خودش رو فرستاده
سلام، مامان
چرا این ریختیای تو؟
مامان اومده، عزیزم
من اینجام
همینجام
عزیزم؟
عزیزم، پاشو خوراکی خریدم برات
بیدار شو، باشه؟
داخل رو هم گشتید؟
آره، همهچی سرجاش بود
فرانک دیوونهست همه هم میدونـن
اگه مجبور شدید بیشتر بگردید
برای همین زنگ زدم، مارتا
داره اجازه میده وارد زمینش بشیم تا بتونیم به جستجو ادامه بدیم
گفتم شاید بخوای اونجا باشی
یالا
مرسی
مرسی
هر کدوم از ما، افسرها مثل یه نقشه معین هستیم
برای جستجو برای جوی به چهار دسته تقسیم و هدایتتون میکنیم
نزدیک هم بمونید، باشه؟ - باشه -
خیلیخب، بریم
گروه اول با من بیان
راه سرازیره حواستون باشه
خیلیخب
زنهای این اطراف با این سر و وضع
و مسلح نمیگردن
میخوان بدونـن اهل کجایی
من خودم میخوام بدونم مال چه زمانی هستی
من کجام؟
توی سال 1882 هستی
نه
چهطوری؟
این اتفاق برای من هم افتاده
اون زپلینه؟
کشمیر آهنگ موردعلاقمه
من توی زمان و فضا سفر کردم
من دا زی یوم بایک هستم به معنی شهاب آسمانی
من به اینجا تعلق ندارم
این رو بپوش
همین جا بمون تا بیام سراغت
جدی میگم... همینجا بمون
صبر کن
هی
صبر کن
اگه قرار نیست به حرفهام گوش بدی
گمونم بیفایده باشه گفتنش ولی خواهشا فقط بین خودمون انگلیسی حرف بزن
...ببخشید... فقط
بریم
کجا میریم؟
وایسا، نه
وای خدا
تو دهاتتون سوارکاری نمیکنید؟
لیوُن، آچار شش سو داری؟
توی جیب جپمه
خیلیخب
هی، لیوُن لطف کرد و ابزارش رو داد بهم
ممنون، خیلی بهمون لطف کردی
وایتفیش - چی؟ -
وایتفیش، مونتانا
نمیدونم بریم اونجا یا نه ولی میخوام از اونجا شروع کنم
میدونی که اگه بخوایم بریم اونجا
باید یهکله برگردیم به وابنگ -
واقعا؟ - آره -
واقعا
برای دندههاته؟
نه، برای سردردمه
از کی میخوریشون؟
از وقتی ده سالم بود مادرم بهم اینها رو داد
پس ننهت آدم عجیبی بوده
آره
اهل کجایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.