The first 200 lines.
میخواستی امروز با حضورت در اینجا به چی برسی؟
فقط میخوام به مردم کمک کنم
وقتی یاد گرفتی چطور خدمت کنی اینجا ازت استقبال میکنیم
پری آبوت شرایط آزادی به قید ضمانتش رو نقض کرده
در نتیجه سند مزرعهتون ضبط میشه
اگه اتفاقی بیفته
شاید دیگه به زمان خودت برنگردی
کسی رو به اسم رویال میشناسم، سعی میکنه مرد خوبی باشه
تو جایی که من ازش اومدم مردهایی مثل پدرت
رو میندازن زندان
یالا رویال
اینو بدون، روزی که بمیری
خانوادت شادی میکنن
رویال!
رویال! وایسا!
- رویال؟ - جوی؟
جوی؟
جوی؟
جوی؟
جوی!
...چیکار میکردی؟
چی گفتی؟
تو اون حفره چیکار میکردی؟
کی بهت شلیک کرد جوی؟
جوی، کی زدت؟
بدجور خونریزی داری
انگار داره عفونت هم میکنه
میبرمت بخش
رویال!
تو اون حفره چیکار میکردی؟
زمینم بود کلانتر
تو توش چیکار میکردی؟
جوی، حالت خوب میشه
برات آب جور میکنم. خب؟
نفس بکش
نفس بکش!
نفس بکش!
بسپر به من
چیزی نیست
طوری نیست
لعنتی
- یک - نه
دو
فروخته شد
امتحان میکنم. امتحان میکنم. یک، دو
روشنه؟
گلدون مادربزرگم! اون گلدون مادربزرگمه!
چیکار میکنی؟
کی فکرشو میکرد که اینا این همه ارزش پیدا میکنن؟
نه!
مزرعه آبوت فروخته میشه
به داون ریورز به قیمت 500 هزار دلار
اینجا خونه منه
این خونه منه!
این خونه منه!
نه!
اینجا خونه منه! مال منه!
سیسیلیا؟
داشتی با تمام قدرت جیغ میزدی
- هوم - یه لیوان آب برات میارم
نه، نه، نه. نیازی نیست
چه خوابی داشتی میدیدی؟
رویال زنگ زد؟
نه
خدایا
نمیدونم چیکار کنم
کِی باید وسایلت رو جمع کنی؟
خدایا
چقدر وقت داری؟
نمیدونم! نمیدونم!
فقط یه دقیقه بس کن
باشه
خیلیخب
خیلیخب
خیلیخب، نمیخوام...
نمیخوام وسایلم رو جمع کنم. نمیخوام
نمیخوام... نمیخوام خونه رو بفروشم
نوه و پسرم رو میخوام!
من اینو میخوام!
- خب باید جابهجا بشی - نمی...
خفه شو!
لطفا
الان برمیگردم
پس تصور کن که جسدت تو آغوش دشمنت باشه
صلح رو توی این دنیا تصور کن وقتی دیگه غمی نیست
غم رو توی این دنیا تصور کن وقتی دیگه صلحی نیست
آره، ترس رو تو چشمات میبینم
و نفس آخرت رو میشنوم
چقدر دیگه طول میکشه تا همهچی تموم شه؟
هی
شرمنده
چقدر؟
بفرما
ممنون
سلام آقای آبوت
پسر ارل چینلاند هستم، جس
سلام جناب معاون
بابات چطوره؟
خوبه
آرتروز و اینا داره، ولی خوبه
- خب، سلامم رو بهش برسون - حتما
- آقای آبوت؟ - بله؟
بابت مشکلاتت متأسفم
پری. نوهت
خیلی ممنون
کل وابنگ حسابی بهمریخته
کلانتر هم هنوز مفقوده
مراقبت کن معاون
یکی از افسرهات بیرونه
چینلاند
یکی دیگه هم پشت فرمونه
اوه!
اینو بخور
نه، کلش رو تموم کن
ای لعنتی
چیه؟
دارن دنبالمون میان
سرعت نرو
حالت چطوره؟
تخمی
میخوای باقی مسیر رو با اونا بری؟
نه
منو ببر منطقه سرخپوستی
ویند ریور؟
مگه اونجا برای غیرمحلیها ایست بازرسی ندارن؟
دقیقا
اون دو تا نمیتونن رد شن
کلی سوال از جفتمون دارن
الان حاضر نیستم سوالی رو جواب بدم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
مجبور نیستی تنهایی تحملش کنی
من...
تا حالا تو عمرم انقدر حس درموندگی نکردم
- سیسیلیا؟ - هوم؟
تنهایی تحمل کردن این وضعیت تو رو قویتر نمیکنه
باشه
با من بیا
با من بیا
یارو اونجا وایساده بود، کون لخت
شوخی نمیکنم، شرت مرت هیچی نداشت
درباره دورانی که با ارشدها همراه بوده
از سال 1972 اینجا بوده. و میدونی اینجور...
1972؟
1982
تو روحش
خیلی بده، مگه نه؟
نه، نه، خوبه
خب، داستان داره جلو میره
منم باور میکنم
ای بابا، داستانت ریده داداش
اوه، غریبه
آماده شو
جناب، شیشههات رو بده پایین
یه زن زخمی اینجا دارم
ادگار، فامیلته، جوی
دستاتو بذار رو فرمون
- چی؟ - زود
- نه، بچهها! - خیلیخب، خیلیخب
جوی، داستان چیه؟
داره منو میبره خدمات درمانی سرخپوستان
چرا آدمات اومدن؟ دنبالت میگردن؟
فقط معطلشون کن، خب؟
دن، از دوستامون میزبانی کن
حله
راه بیفت
خدمات درمانی چند مایل اونورتره
خیلیخب
آتم
آتم
«مهراس چرا که هیچ پوششی نیست که برداشته نشود
هیچ نهانی نیست که عیان نشود»
یادته کشیش اینو گفت؟
اگه میترسی بری اونجا، باید درباره خدا تجدیدنظر کنی
یالا سیسیلیا
اون یه زن نیازمنده، آبوتها محتاجن
جای اینکه بندازی گردن خدا
چطوره یکم هم خودت مسئولیت به عهده بگیری؟
- مسئولش تویی - به حرفی که میزنی دقت کن
داری مردم رو گمراه میکنی
کل عمرشون رو...
سر همین فریب و توهم ایمان حروم میکنن
آتم! چیکار داری میکنی؟
- سیسیلیا... - اون پونصد هزار دلار نیاز داره
وگرنه مزرعهش رو از دست میده
تا ابد از دستش میده
سیسیلیا، درست میگه؟
اوهوم
اوه، سیسیلیا
پس پولش رو جور کن. کمکش کن
ما پونصد هزار دلار نداریم
این کلیسا پونصد هزار دلار نداره
این یه کلیسای سادهست
این شهر پر از سرمایهست
- اعضای کلیسای من هر کاری میکنن... - اونا از انجام کار خدا معافن؟
که به سیسیلیا کمک کنن، ولی این پول رو نداریم
آتم، چرا بهم نگفتی میخوای این کارو بکنی؟
چون میدونستم باهام نمیای
داری از مردم این کلیسا پول میخوای
پولی که ندارن، در حالی که خانواده خودت پولداره
No comments yet. Be the first to leave one.