Outer Range

Outer Range

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Outer Range S02E05 WEB H264-RBB
A Commentary by HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-05-16
Downloads: 170
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫می‌خواستی امروز با حضورت در اینجا به چی برسی؟

‫فقط می‌خوام به مردم کمک کنم

‫وقتی یاد گرفتی چطور خدمت کنی ‫اینجا ازت استقبال می‌کنیم

‫پری آبوت شرایط آزادی به قید ضمانتش رو نقض کرده

‫در نتیجه سند مزرعه‌تون ضبط میشه

‫اگه اتفاقی بیفته

‫شاید دیگه به زمان خودت برنگردی

‫کسی رو به اسم رویال می‌شناسم، ‫سعی می‌کنه مرد خوبی باشه

‫تو جایی که من ازش اومدم ‫مردهایی مثل پدرت

‫رو میندازن زندان

‫یالا رویال

‫اینو بدون، روزی که بمیری

‫خانوادت شادی می‌کنن

‫رویال!

‫رویال! وایسا!

‫- رویال؟ ‫- جوی؟

‫جوی؟

‫جوی؟

‫جوی؟

‫جوی!

‫...چیکار می‌کردی؟

‫چی گفتی؟

‫تو اون حفره چیکار می‌کردی؟

‫کی بهت شلیک کرد جوی؟

‫جوی، کی زدت؟

‫بدجور خونریزی داری

‫انگار داره عفونت هم می‌کنه

‫می‌برمت بخش

‫رویال!

‫تو اون حفره چیکار می‌کردی؟

‫زمینم بود کلانتر

‫تو توش چیکار می‌کردی؟

‫جوی، حالت خوب میشه

‫برات آب جور می‌کنم. خب؟

‫نفس بکش

‫نفس بکش!

‫نفس بکش!

‫بسپر به من

‫چیزی نیست

‫طوری نیست

‫لعنتی

‫- یک ‫- نه

‫دو

‫فروخته شد

‫امتحان می‌کنم. امتحان می‌کنم. یک، دو

‫روشنه؟

‫گلدون مادربزرگم! ‫اون گلدون مادربزرگمه!

‫چیکار می‌کنی؟

‫کی فکرشو می‌کرد که اینا ‫این همه ارزش پیدا می‌کنن؟

‫نه!

‫مزرعه آبوت فروخته میشه

‫به داون ریورز به قیمت 500 هزار دلار

‫اینجا خونه منه

‫این خونه منه!

‫این خونه منه!

‫نه!

‫اینجا خونه منه! مال منه!

‫سیسیلیا؟

‫داشتی با تمام قدرت جیغ می‌زدی

‫- هوم ‫- یه لیوان آب برات میارم

‫نه، نه، نه. نیازی نیست

‫چه خوابی داشتی می‌دیدی؟

‫رویال زنگ زد؟

‫نه

‫خدایا

‫نمی‌دونم چیکار کنم

‫کِی باید وسایلت رو جمع کنی؟

‫خدایا

‫چقدر وقت داری؟

‫نمی‌دونم! نمی‌دونم!

‫فقط یه دقیقه بس کن

‫باشه

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب، نمی‌خوام...

‫نمی‌خوام وسایلم رو جمع کنم. ‫نمی‌خوام

‫نمی‌خوام... نمی‌خوام خونه رو بفروشم

‫نوه و پسرم رو می‌خوام!

‫من اینو می‌خوام!

‫- خب باید جابه‌جا بشی ‫- نمی...

‫خفه شو!

‫لطفا

‫الان برمی‌گردم

‫پس تصور کن که جسدت تو آغوش دشمنت باشه

‫صلح رو توی این دنیا تصور کن ‫وقتی دیگه غمی نیست

‫غم رو توی این دنیا تصور کن ‫وقتی دیگه صلحی نیست

‫آره، ترس رو تو چشمات می‌بینم

‫و نفس آخرت رو می‌شنوم

‫چقدر دیگه طول می‌کشه ‫تا همه‌چی تموم شه؟

‫هی

‫شرمنده

‫چقدر؟

‫بفرما

‫ممنون

‫سلام آقای آبوت

‫پسر ارل چینلاند هستم، جس

‫سلام جناب معاون

‫بابات چطوره؟

‫خوبه

‫آرتروز و اینا داره، ولی خوبه

‫- خب، سلامم رو بهش برسون ‫- حتما

‫- آقای آبوت؟ ‫- بله؟

‫بابت مشکلاتت متأسفم

‫پری. نوه‌ت

‫خیلی ممنون

‫کل وابنگ حسابی بهم‌ریخته

‫کلانتر هم هنوز مفقوده

‫مراقبت کن معاون

‫یکی از افسرهات بیرونه

‫چینلاند

‫یکی دیگه هم پشت فرمونه

‫اوه!

‫اینو بخور

‫نه، کلش رو تموم کن

‫ای لعنتی

‫چیه؟

‫دارن دنبالمون میان

‫سرعت نرو

‫حالت چطوره؟

‫تخمی

‫می‌خوای باقی مسیر رو با اونا بری؟

‫نه

‫منو ببر منطقه سرخپوستی

‫ویند ریور؟

‫مگه اونجا برای غیرمحلی‌‌ها ایست بازرسی ندارن؟

‫دقیقا

‫اون دو تا نمی‌تونن رد شن

‫کلی سوال از جفتمون دارن

‫الان حاضر نیستم سوالی رو جواب بدم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫مجبور نیستی تنهایی تحملش کنی

‫من...

‫تا حالا تو عمرم انقدر حس درموندگی نکردم

‫- سیسیلیا؟ ‫- هوم؟

‫تنهایی تحمل کردن این وضعیت ‫تو رو قوی‌تر نمی‌کنه

‫باشه

‫با من بیا

‫با من بیا

‫یارو اونجا وایساده بود، کون لخت

‫شوخی نمی‌کنم، شرت مرت هیچی نداشت

‫درباره دورانی که با ارشدها همراه بوده

‫از سال 1972 اینجا بوده. ‫و می‌دونی اینجور...

‫1972؟

‫1982

‫تو روحش

‫خیلی بده، مگه نه؟

‫نه، نه، خوبه

‫خب، داستان داره جلو میره

‫منم باور می‌کنم

‫ای بابا، داستانت ریده داداش

‫اوه، غریبه

‫آماده شو

‫جناب، شیشه‌هات رو بده پایین

‫یه زن زخمی اینجا دارم

‫ادگار، فامیلته، جوی

‫دستاتو بذار رو فرمون

‫- چی؟ ‫- زود

‫- نه، بچه‌ها! ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫جوی، داستان چیه؟

‫داره منو می‌بره خدمات درمانی سرخپوستان

‫چرا آدمات اومدن؟ ‫دنبالت می‌گردن؟

‫فقط معطلشون کن، خب؟

‫دن، از دوستامون میزبانی کن

‫حله

‫راه بیفت

‫خدمات درمانی چند مایل اونورتره

‫خیلی‌خب

‫آتم

‫آتم

‫«مهراس چرا که هیچ پوششی نیست ‫که برداشته نشود

‫هیچ نهانی نیست که عیان نشود»

‫یادته کشیش اینو گفت؟

‫اگه می‌ترسی بری اونجا، ‫باید درباره خدا تجدیدنظر کنی

‫یالا سیسیلیا

‫اون یه زن نیازمنده، ‫آبوت‌ها محتاجن

‫جای اینکه بندازی گردن خدا

‫چطوره یکم هم خودت مسئولیت به عهده بگیری؟

‫- مسئولش تویی ‫- به حرفی که میزنی دقت کن

‫داری مردم رو گمراه می‌کنی

‫کل عمرشون رو...

‫سر همین فریب و توهم ایمان حروم می‌کنن

‫آتم! چیکار داری می‌کنی؟

‫- سیسیلیا... ‫- اون پونصد هزار دلار نیاز داره

‫وگرنه مزرعه‌ش رو از دست میده

‫تا ابد از دستش میده

‫سیسیلیا، درست میگه؟

‫اوهوم

‫اوه، سیسیلیا

‫پس پولش رو جور کن. کمکش کن

‫ما پونصد هزار دلار نداریم

‫این کلیسا پونصد هزار دلار نداره

‫این یه کلیسای ساده‌ست

‫این شهر پر از سرمایه‌ست

‫- اعضای کلیسای من هر کاری می‌کنن... ‫- اونا از انجام کار خدا معافن؟

‫که به سیسیلیا کمک کنن، ‫ولی این پول رو نداریم

‫آتم، چرا بهم نگفتی می‌خوای این کارو بکنی؟

‫چون می‌دونستم باهام نمیای

‫داری از مردم این کلیسا پول می‌خوای

‫پولی که ندارن، ‫در حالی که خانواده خودت پولداره

More Farsi Persian subtitles for Outer Range

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left