أول 200 سطر.
Detective Conan Episode 1043 "The Figure of Revenge"
آئوکی کیجی دانشجوی دانشگاه و عضو باشگاه فیگور
میزوهارا نائوتو دانشجوی دانشگاه و عضو باشگاه فیگور
میدوریاما ساکی دانشجوی دانشگاه و عضو باشگاه فیگور
شیرایشی کازویا دانشجوی دانشگاه و عضو باشگاه فیگور
اوه؟ کسی مهمون دعوت کرده؟
.نه، باید میتسوهیکو کون و دوستاش باشن
میتسوهیکو؟
.پسریه که توی اون منطقه زندگی میکنه
.بهش گفتم فیگور هامون رو بهش نشون میدم
چی؟ میخوان بیان اینجا؟
.من دعوتشون کردم
.اونا گفتن یایبا رو دوست دارن
.اما همینجوریش از برنامه عقبیم
.متاسفم
.عذرخواهی لازم نیست
.تقصیر توئه که یکم کوتاه نمیای شیرایشی
چی گفتی؟
مجبور شدیم دوباره انجامشون بدیم !فقط به خاطر اینکه خاکستر سیگار تو ریخت روی فیگورها
_این تقصیر تو بـ
.هی، هی، بیخیال
.دعوا نکنید
!درست بعد به خواب رفتن به دیدنمون میاد
،عاشق استنتاج منطقی بشید !و از حل معما لذت ببرید
گروهی از دانشجوها با اشتیاق .فراوان به فیگورها
.اما همین اشتیاق باعث از بین رفتن دوستیشون میشه
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
فیگور انتقام
!فیگور انتقام
!واو! این خیلی قشنگه
همشو خودتون درست کردین؟
.آره
.همه اعضای باشگاه اینجان
.واو، چقدر تاثیرگذار
!یـ-یه تفنگ؟
هی، دارین چیکار میکنید؟
!چـ-چه اسلحه درخشانی
چه خبره؟
.این فقط یه فندگ تفنگی شکله
یه فندک؟
...آـم، آیومی چان
هی، تا کی میخوای انقدر لوس بازی دربیاری؟
.از کونان دور شو
!بسه دیگه
!اگر میخواین توی دست و پای ما باشید برید بیرون
.هی، لازم نیست اینطوری بگی
چی گفتی؟
آئوکی، چرا فیگورهای یایبا رو بهشون نشون نمیدیم؟
.آره، فکر خوبیه
.حق با توئه
!واو
.واو، چقدر یایبا اینجاست
این نسخه محدود یایبائه، درسته؟
.من الان برمیگردم
.تا اون موقع میتونید اینجا باشید
.باشه
آخه چرا اون بچه هارو دعوت کردی؟
.گفتم که ببخشید
اگر به موقع برای مسابقه تمومشون نکردیم .میتونیم توی جشنواره مدرسه به نمایش بذاریمشون
.امکان نداره، باید برای مسابقه تمومش کنیم، من باید جایزه بگیرم
.برای من که جایزه مهم نیست
.آینده من به این بستگی داره
آینده تو؟ داری درباره پیدا کردن شغل حرف میزنی؟
شیرایشی چیزی رو از ما مخفی میکنی؟
.خفه شو. چیزی نیست
.در هرصورت، بهتره تا اون موقع تمومش کنیم
.نگران نباش
،از اونجایی که دور اول با عکسشون قضاوت میکنن
میتونیم امروز اونارو توی سایت آپلود کنیم .همین خوبه
امروز؟
.اما آخرین مهلت فرداست
.فردا سالگرد مرگ یوریه
باید بریم یه سر به قبرش بزنیم .و چیزایی که درست کردیم رو بهش نشون بدیم
.برنده شدن توی یه مسابقه آرزوی یوری بود
.آره
.تازشم، یوری خیلی توی ساخت فیگور استعداد داشت
،مهم نیست چقدر استعداد دارین .وقتی مردین هیچکدوم اینا دیگه مهم نیست
!شیرایشی کون
نکنه این فیگورها توی زندگی بعد از مرگمون به دردمون میخورن؟
.هی، اینجا سیگار نکش
!شیرایشی
جایزه طراحی شیرایشی تاکویا ساما
جایزه بهترین طراحی، ها؟
ها؟
.کونان، بگیر که اومد
چی؟
!برو
!هی
!آخ
بازم تو؟
.ببخشید
حالت خوبه کونان کون؟
.آره
هی، گنتا اگر شکسته بودیش چی؟
.اینو بذارش سر جاش
.خیلی خب
کونان کون، کجا داری میری؟
.دستشویی
.فایده نداره
.ممکنه لکه اش بمونه
.نگرانش نباش
.متاسفم
.ای بابا، خالی شده
ها؟
این چیه؟
.همینطوره
...یعنی ممکنه
.کاملا مطمئنم
یعنی انقدر ازش استقاده میکنه؟
.من درکش میکنم
...یوری هم همینجوری شد، چون
.میدونم
.منم نمیتونم بیخیالش بشم
.آره، میتونم به موقع انجامش بدم
...به هرحال
شما به قولتون عمل میکنید دیگه، نه؟
،اگر برنده بشم .شرکتتون بهم درخواست غیر رسمی میده
کونان کون چیکار میکنی؟
.هیچی
.میزوهارا سان برامون بستنی و نوشیدنی خرید
.بیا دیگه
.باشه
.واو، چقدر زیاد
.هرکدوم رو دوست دارین انتخاب کنید
کدومو بردارم؟
ها؟
شیرایشی کون کجاست؟
.احتمالا داره کار میکنه
.یه چیزی براش میبرم
شیرایشی گفت قبل از اینکه چیزی بخوره .یکم دیگه کار میکنه
.که اینطور
.پسر، خیلی خوبه
گنتا کون، همشو خوردی؟
.آره. ای کاش بازم بود
.میتونی مال من رو هم بخوری
واقعا؟
.البته
راستی
میخوای دی وی دی یایبارو تماشا کنید؟
!آره
.یه لحظه صبر کنید
.بزار ببینم
کدومو ببینیم؟
برق رفت؟
!نه
اما مگه توی اون یه اتفاقی نیوفتاد؟
.اونجا خطرناکه
شیرایشی! شیرایشی! حالت خوبه؟
!شیرایشی کون
کـ-کونان کون؟
.انگار یه چیزی منفجر شده
.لعنتی. قفله
!شیرایشی کون! درو باز کن
!شیرایشی کون
!میزوهارا، کلید اتاقو بیار
.باشه
بچه ها، برید بیرون و با .آتش نشانی تماس بگیرید
!شیرایشی کون
.باشه. بریم
!یه چیزی بگو
.باشه
!شیرایشی کون! یه چیزی بگو! شیرایشی
!شیرایشی کون
وقتی آتش گرفت کجا بودین؟
.ما و این بچه ها توی اتاق نشیمن بویدم
.باهم داشتیم بستنی هایی که خریده بودیم رو میخوردیم
.بعدش یه صدای بلند اومد و برق ها قطع شد
.بعدش یه صدای انفجار دیگه اومد
دو انفجار؟
شماها چیکار کردین؟
.برای کمک به شیرایشی میخواستیم بریم داخل
.اما در قفل بود
درحالت عادی هم درو قفل میکنید؟
.نه
فکر کنم یه خاطر اینکه بچه ها اینجا بودن .قفلش کرد
.برای اینکه موقع کار مزاحمش نشن
.که اینطور
...اگر زودتر کلید رو پیدا میکردم
خب، چه چیزی باعث آتش سوزی شده؟
.یه فندک توی اتاق بوده
،فکر کنم میخواسته سیگاری چیزی روشن کنه
.و باعث آتش سوزی شده
.هی، گوش کنید
.قبل از اینکه برق قطع بشه یه صدای دیگه شنیدم
یه صدای دیگه؟
.آره
.آـم، بازرس
شرایشی چطوره؟
.متاسفانه دود زیادی تنفس کرده
.وقتی آوردنش بیرون، تموم کرده بود
...نه
.مطمئنم یه چیزی قبل انفجار شنیدم
یعنی چی بوده؟
هی، اون چیه؟
ها؟
.اوه، یه دستکش لاستیکی و یه سیم مسی
دستکش لاستیکی و سیم مسی؟
.پریز سوخته
No comments yet. Be the first to leave one.