প্রথম 200টি লাইন।
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آره، لعنتی!
آقایان، افتاد. افتاد
تمام شد!
با تنظیم رسمی کیفرخواست
از سوی دادستان کل، پیرلوئیجی فورنو،
دادگاه جنایی تورین آماده میشود میزبان
چیزی باشد که مطبوعات بورژوایی
از همین حالا «محاکمهی قرن» نامیدهاند
ـ آنجاست! خودش است! ـ این یک نمایش مسخره است!
ـ خجالت بکش! ـ شرم! خجالت بکش!
توصیفی که دستکم باید آن را عجیب دانست،
چون افکار عمومی از همین حالا حکم محکومیت
گراتزیا فونتانا را صادر کرده است
دادستان تلگرامی در اختیار دارد که شما برای شوهرتان فرستادید
دو روز پیش از عید پاک
ـ نه، امکان نداره ـ اتفاقاً داره. اصلش رو دیدیم
و در آن مشخصاً از او خواستهاید به خانهی ما بیاید
تو بهش بگو
نه. نه، نه. من تلگرامی نفرستادم، لیدیا. قسم میخورم
باورت میکنم، گراتزیا، ولی…
چیزی که واقعاً مهمه نظر هیئت منصفهست، نه ما
ممکنه جعلی باشه
آه، عالی شد!
میتونیم دادستانی و ژاندارمری رو به توطئه علیهش متهم کنیم
فوقالعادهست. چرا به فکر هیچکدوممون نرسید؟ نه؟
من از توطئه حرف نمیزنم، ولی من هم چیزی ننوشتم!
گراتزیا، به من گوش کن. شاید الان بیمعنی به نظر برسه،
ولی لازم دارم اعتراف کنی که اون تلگرام رو فرستادی
میگی لحظهای از سر ضعف بوده، چون نقشهی فرارت شکست خورده بود،
و میدونستی اگه برگردی خونه، شوهرت تا سرحد مرگ کتکت میزنه
پس از ترس، دعوتش کردی بیاد خونهی ما
اگه این کار رو بکنیم، فکر میکنن از اول قصدش رو داشتم
امیدوارم بفهمن وحشتزده بودی،
و میخواستی در حضور آدمهای دیگه باهاش روبهرو بشی
تنها شانسمونه که خسارت رو محدود کنیم،
تا فکر نکنن از روی سوءنیت رفتار میکنی
درسته؟
شاید جواب بده
همیشه به تو اعتماد داشتم
و حالا تو باید به من اعتماد کنی
ـ سلام ـ سلام
به احترام جناب قاضی، همه قیام کنید
متهم در دادگاه حضور دارد؟
ـ حاضر است ـ وکیلش چه کسی است؟
من، جناب قاضی
انریکو پوئت، وکیل دادگستری
عضو کانون وکلای تورین
خانم پوئت، اگر حافظهام درست یاری کند،
دادگاه تجدیدنظر حکمی صادر کرد که دیوان عالی هم تأییدش کرد،
و عضویت شما در کانون وکلا را لغو نمود
درسته
اِم، جناب قاضی، حضور خانم پوئت صرفاً برای کمک به دفاعه
پس اگر واقعاً باید کمک کند، بهتر است جای مناسبی بنشیند
جناب قاضی، میتونم بپرسم کدام مادهی قانون
وکیل رو از داشتن یک زن بهعنوان دستیار منع میکنه؟
اگر فوراً آن نیمکت را ترک نکنید،
دستور میدهم شما را از دادگاه بیرون ببرند
بسیار خب، جناب قاضی. امیدوارم اعضای هیئت منصفه
کمتر از شما گرفتار تعصب باشند
ممنون
اعضای محترم هیئت منصفه،
از شما میخواهم این نمایش تأسفبار را نادیده بگیرید،
و فقط بر مدارک و شهادتها تمرکز کنید،
و آنها را بر اساس وجدان خود
و باور درونی و شخصیتان بسنجید،
با بیطرفی و استواریِ شایستهی مردانی درستکار و آزاد
سوگند میخورم
گراتزیا فونتانا به جرایم مندرج
در مواد ۵۲۶ و ۵۲۸ متهم است؛
بهخاطر قتل عمد با سبق تصمیم که در تورین
در دهم آوریل ۱۸۸۷ رخ داد،
و قربانی آن سروان بازنشستهی نیروی دریایی، گیدو فونتانا، بود
اکنون بازجویی از متهم را آغاز میکنیم
خدا شاهدمه، جناب قاضی، هیچوقت مرگ شوهرم رو نخواستم
فقط میخواستم خودم و دخترم رو نجات بدم
وکیل مدافع سؤال دیگری دارد؟
خیر، جناب قاضی
گفتید از آمدن شوهرتان
سر ناهار عید پاک در خانهی پوئتها غافلگیر شدید
درست است؟
اما مدرکی داریم که نشان میدهد دو روز پیش از جرم،
شما… برایش تلگرام فرستادید،
و… مدرک شمارهی ۱۲ هم در پرونده ثبت شده
«ما در تورین هستیم،
در خانهی لیدیا پوئت. منتظرت میمانم»
«گراتزیا»
میتوانید بگویید چرا باید باور کنیم
از آمدن شوهرتان غافلگیر شده بودید؟
اصلاً چرا باید چیزی از حرفهایی را که تا حالا زدهاید باور کنیم؟
چون من اون تلگرام رو ننوشتم
ـ دروغگو! ـ سکوت!
اون تلگرام جعلیه، جناب قاضی!
این راهبرد دفاعیه؟
ـ بیاعتبارکردن بازپرسها؟ ـ نه
خیر، جناب قاضی
علاوه بر این، از نظر اخلاق حرفهای برای من درست نیست
به خانم فونتانا تلقین کنم
در این بازپرسی متقابل چطور به سؤالها پاسخ بدهد
با این حال، هیچ گزارش کارشناسی دربارهی اصالت تلگرام
در پرونده وجود ندارد
بذارید روشنش کنیم، آقای وکیل
درخواست نظر یک کارشناس بیطرف را دارید
تا اصالت این مدرک مشخص شود؟
بله
بسیار خب. درخواست رد میشود
اعتراض دارید؟
نه. خیر، ممنونم، جناب قاضی
جلسه ختم میشود
خب، در مجموع آنقدرها هم بد پیش نرفت
میدونی لیدیا، برای تکمیل این روز فوقالعاده،
زاناردلی هم بهم زنگ زد؟
و لحنش اصلاً امیدوارکننده نبود
گفت چی میخواد؟
نه. گفت گذرش به تورین افتاده و میخواد من رو ببینه
پس وقتی دیدیش، با این مشکل روبهرو میشیم،
البته اگه اصلاً مشکلی باشه
دیگه بسه
لیدیا، باید بفهمی زاناردلی و انریکو
خیلی به هم علاقه دارن،
و یک حرکت اشتباه ممکنه این عشق رو نابود کنه
میدونی، آقای فراری اقامتگاه نقلیِ بغلی رو اجاره میده
ـ میتونم با قیمت خوب برات جور کنم ـ دلم برای خوشمشربیات تنگ میشه، انریکو
ولی اونجا یک شومینهی قشنگ داره
کنسوئلو عاشقش میشه و تو هم میتونی خودت رو بندازی توش
انریکو، همین الان بس کن
یاکوپو تا هر وقت بخواد میتونه اینجا بمونه
ممنون، آلبرتینا. همین
راستش، اگه اجازه بدید…
البته که اجازه داری
فکر کنم به یک وکیل نیاز پیدا کردم
ـ آلبرتینا، کسی رو کشتی؟ ـ نه خانم. چطور میتونید همچین چیزی بگید؟
در واقع موضوع پسرعمویم، ارنستو دوتساست
آدم خیلی خوبیه. آزارش به یک مگس هم نمیرسه
ژاندارمها میگن یک بوکسور رو کشته
برای اینکه حواسم پرت بشه، زیاد میرفتم مسابقههای بوکس
بعد از اینکه پسرم رو از دست دادم شروع کردم به رفتن
نوشیدنیها ارزونه و گاهی هم چند تا شرط میبستم
اون شب دو تا مسابقه دیدم و بعد تصمیم گرفتم برم
وقتی اومدم بیرون…
اون پسر رو دیدم که سرش زیر آب بود
داری چی کار میکنی؟
سعی کردم به هوشش بیارم، ولی یکی داد زد که من کشتمش
نزدیک بود لینچم کنن!
میتونم بپرسم مقتول رو میشناختید؟
اصلاً
یعنی اسمش رو میدونستم
چند بار دیده بودم مبارزه کنه، همین
ببخشید. پس یک قدم برگردیم عقب
این مسابقههایی که میرفتید همونجایی بود که میشد شرط بست، درسته؟
بله
یک نفر همهچیز رو میگردونه. اسمش ماریو فدلیه
بوکسورها رو میآره،
و قبل از هر مسابقه ضریبها رو تعیین میکنه و پولها رو جمع میکنه
هیچوقت با شرطبستن روی این نینو بیراگو پول از دست دادید؟
فکر میکنید چون باعث شد پول ببازم کشتمش؟
آقای دوتسا، ما فقط میخوایم کمکتون کنیم،
و اگه این سؤالها رو میپرسیم فقط برای رد یک انگیزهی احتمالیه
ـ همین ـ هیچ دلیلی برای کشتن اون جوون نداشتم
وقتی بهش رسیدم، پسر مرده بود
دیگه چیزی برای گفتن ندارم
راستش انگیزه خیلی برام مهم نیست
نه شاهد عینی دارم که قسم میخورن دوتسا آقای نینو بیراگو رو کشته
ما اهل قضا به این میگیم «مچگیری در حین ارتکاب»
ببخشید، ولی واقعاً دیدند که بدون هیچ ابهامی سر قربانی را زیر آب نگه داشته تا خفه شود؟
بدون هیچ ابهامی، دوشیزه؟
شب بود. حتی خیلی هم نزدیک نبودند
ولی همهشان میتوانند قسم بخورند که دوتسا را دیدند
روی سر آن مرد بیچاره خم شده و سرش را زیر آب نگه داشته
دوتسا میگوید وقتی پیدایش کرده، از قبل مرده بوده و سرش توی آب بوده
معلومه، آقای وکیل. هرچه بخواهد میتواند بگوید،
ولی ما که مجبور نیستیم باورش کنیم
بله، ولی ما هم مجبور نیستیم شاهدهای شما را باور کنیم،
وقتی هیچ انگیزهای در کار نیست
آقای وکیل، دوتسا قماربازی اصلاحناپذیر بود
و به مشروب هم علاقهی زیادی داشت
اِم، میشه اینجا کمکم کنید؟ بیاحترامی نشه
طبیعیه
آدم کسی رو که باعث شده پول از دست بده بکشه
نه، نه، ببخشید، ولی اینها فقط فرضه، جناب دادستان
البته، دوشیزه، اینها فقط فرضه،
اما من نه شاهد عینی دارم، در حالی که شما فقط یک خطابهی قشنگ دارید
که بیشتر به درد تریبون انتخاباتی میخوره
هوم
حداقل میتونیم بدونیم نینو خانوادهای داشت یا نه؟
یک خواهر کوچکتر داره، رومیلدا
اگه میخواید ببینیدش،
برید اون جای دربوداغون توی ویاله مونفراتو
ببخشید. ببخشید
میتونید بگید رومیلدا کجاست؟
رومیلدا بیراگو، درسته؟
ببخشید. ما وکیلیم،
و میخواستیم چند سؤال ازتون بپرسیم
دربارهی برادرتون، اگه ممکنه
شبی که نینو کشته شد شما اونجا بودید؟
خیلی متأسفم
هرچی میدونستم قبلاً به دادستان گفتم
میفهمم
ببینید، دوشیزه،
ما از ارنستو دوتسا در برابر اتهام قتل دفاع میکنیم،
No comments yet. Be the first to leave one.