প্রথম 200টি লাইন।
!یوهو! مسافرت تفریحی شرکت
نه، ماموریت شرکت
چرا همیشه میریم ماموریت؟
چون کارمونه
تو اصلا نمیدونی کار من چیه
خودت میدونی؟ - چی؟ -
.اینجال رو ببین ماموریتمون اینه که نذاریم
مردم اول صبح بیدار یشن
و واسه جا گرفتن روی صندلی از حوله استفاده کنن؟
احتمالا نه
با حوله صندلی گرفتن چشه؟
واقعا یکی از اون آدمهایی؟
کدوم آدمها؟
یکی از اونا که فکر میکنه
صاحب بهترین صندلیهای کنار استخرن
و میتونن تفریح بقیه رو خراب کنن
!پس یه مسافرت تفریحی
!مسافرت تفریحی نیست و تفرجگاه هم نیست
یه مرکز جراحی پلاستیک لاکچری توی کاستاریکاست
هر کسی میتونه پلاستیک داخل بدن بذاره
من میتونم کل دنیا رو داخل بدنتون بذارم
اینترپل اطلاعاتی به دست آورده که یکی از
سرشناسترین قاچاقچیهای مواد قراره به عنوان بیمار توی این مجموعه باشه
،هدفتون اینه ال کامبیانته
وایسا، بهترین عکسهایی که داریم اینه؟
تنها عکسهاییه که داریم
ال کامبیانته فوقالعاده مخفیکاره
منم همینطور - بیخیال -
تو همه چی رو به همه میگی
پس اسرار واقعیم مخفی باقی میمونه
یعنی اسرارت بدتر از چیزهاییه که در موردت میدونیم؟
...وایسا، چجور اسراری - !کسی نپرسه -
هیچکس نمیدونه ال کامبیانته چه شکلیه
چون هر پنج سال ظاهرش رو عوض میکنه
ماموریتتون اینه خودتون رو ،جای بیمار جا بزنین
ال کامبیانته رو پیدا کنین و قبل از اینکه چهرهاش رو تغییر بده
زنده دستگیرش کنین
نرخهاشون خیلی معقوله
بوتاکس کنیم و آدم بد رو بگیریم. فهمیدم
بوتاکس میکنی؟
یه جراحیهای کوچیک توی جوونی
کمکم میکنه وقتی سنم بالاتر رفت شبیه تو نشم
چرا نمیخوای قیافهات بینقص باشه؟
باید تو آینه نگاه کنی
و عکس 20 سال پیشت رو نگاه نکنی
!هیچ فرقی ندارن
یه فرقهایی دارن
چین و چروک
لب تر کن تا گندهترشون کنم
لانا، بهشون بگو اگه بهتر از همیشه هم نباشم حداقل عین قبلم
نیستی، نمیگم
و هواپیمات یه ساعت دیگه حرکت میکنه
واقعا؟
این رو میگی؟
این واسه یه ماموریت دیگهاس
!منم به ماموریت پم میرم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
خب بگو از کجاهات راضی نیستی
خب، دکتر، سوال سختیه
فکر کنم بهم گفتن ویژگیهام زیادی چشمگیرن
و از همه چیم خوشم میاد
پس چرا اینجایی؟
نمیدونم، همهامون واسه چی اینجاییم؟
،دستکاریهای استاندارد ،تزریق در نواحی دور چشم
بین ابروها و پیشانی
زیاد سنگین نباشه. دوست دارم چشمغره برم
خب عجیبترین چیزی که
داخل بدن یه نفر گذاشتی چیه؟
...من - یه سوال دیگه -
عجیبترین چیزی که دوست داری
تو بدن یکی بذاری چیه؟
چرا لختی؟
فکر کردم قراره جاهای مشکلدارم رو علامت بزنی
مگه اینکه بخوای خودم علامتشون بزنم
این جراحی پلاستیک اولمه
میخوای سن همهی مهمونهامون رو بدونی؟
خب، فقط واسه سکس
میدونی چی میشه اگه با تمام توان
با یه 60 ساله بخوابم چون فکر کردم 30 سالشه؟
انگار روی بستر مرگش سکس میکنیم
...البته قبلا تجربهاش رو داشتم
البته کیرم طرف رو نکشت
آره، نمیتونم با وجدان راحت
هیچ عمل جراحیای رو بهت پیشنهاد بدم
چون الانش هم بینقصم؟
چون احساس راحتی نمیکنم
یه نفر با وضعیت تو رو تحت بیهوشی قرار بدم
کدوم وضعیت؟ - نمیدونم از کجا شروع کنم -
چندین شکستگی، دهها زخم چاقو و گلوله
کبدت به یه تار مو بنده
یکی از کلیههات از جاش در اومده
و داخل بدنت شناوره
و ستون فقراتت یه ضربه تا فلج کامل فاصله داره
وایسا، نمیتونی عملم کنی چون زیادی نحیفم؟
آقای آرچر، از نحیف ده مرحله اونورتری
تا حالا چند بار ضربهمغزی شده؟
اگه یادت بمونه ضربهمغزی حساب نمیشه
،بهم گوش کن این بدن یه مرده
که فرصت دیگهای نداره
،اگه حتی اشتباهی عطسه کنی ممکنه قلبت ایست کنه
فهمیدی؟
آره، باشه
فکر کنم دیگه برم
بهتره موقع پایین رفتن از پلهها نرده رو بگیری
آره، فهمیدم
...و اگه وصیتنامه نداری
!فهمیدم
خودشه، ری
امروز روزیه که سازمان یه شروع تازه داره
این رو هفتهی پیش هم نگفتی؟
همینطور هفتهی قبلش؟ - !نمیدونم -
تازهتر از اونیم که یادم بیاد
اونوقت شروع تازه چه فرقی با آسیب مغزی داره؟
این تقویم رو میبینی؟ این تقویم کسیه که
،یه برنامه داره. جلسهی کارکنان ...بررسی بودجه
و یه عالمه کار دفتری دیگه
که قبلا لغوشون کردم - چی؟ چرا؟ -
چون روز باج و رشوهاس
چرا جوری میگی که انگار میدونیم چیه؟
،خب، شاید باید بدونین
چون اساسا به خاطر همینه
که این شرکت منفجر نشده
خب، یکی از دلایلشه
،دلیل دیگهای اینه که روشهای تخلیهی دیگهای پیدا کردم
...داغتر... داغتر
...داغتر
!داغتر
شریل، روز باج و رشوه چیه؟
.درسته معلوم شد شماها
توی ماموریتها خیلی اهل مخفیکاری نیستین
و یه عالمه قانونشکنی میکنین
،واسه همین یه روز در ماه خانم آرچر به کسایی که
یه چیزی دیدن و شنیدن
یا چیزی گم کردن و تیر خوردن پول میداد
چطوری پول میداد؟ با کدوم پول؟
بخش باج گرفتن همینه دیگه
قبلا یه روز باجگیری
،و یه روز رشوه دادن داشتیم ولی راستش خیلی گیجکننده بود
و آسونتر بود که کار همه رو یه جا راه بندازیم
همه؟
شبیه ادارهی راهنمایی و رانندگی داخل زندانه
آره، این کار رو نمیکنیم
به همشون بگو برن - مطمئنی؟ -
خانم آرچر گفت روز باج و رشوه
تنها چیزیه که جلوی کل شهر رو میگیره
که وارد هرج و مرج کامل نشه
و خانم کین میگه یه روش جدید رو در پیش میگیریم
!اوه، باشه
روش جدید انفجار سفارتها
و قطع شبکههای برقه؟ - !فقط برو بهشون بگو -
این از ماموریتهای موردعلاقهامه
ولی شاید بهتر باشه دنبال این یارو هم بگردیم
دوازده زن و هفت مرد توی مجموعه هستن
چهار تا از مردها زیادی پیرن
دو تاشون زیادی جوونه و یکیشون زیادی قد بلنده
و هیچکدوم از این حرومزادهی پولدار !به پیشخدمتها انعام نمیدن
فحششون بده، دختر
ولی فکر کردم شما بریتانیاییها انعام نمیدین
بعضیهامون اهمیت میدن
که کارگرها نون واسه بچههاشون پیدا کنن
و متوجه شدم تو هم روی سینی پیشخدمت پول نذاشتی
حداقل تو خیلی کارم رو قضاوت میکنی
آره، همه رو خر کردین، خانممهای جوان
حالا کی زیادی قضاوت میکنه؟
هر کاری بخوان میتونن بکنن
،من فقط نگرانم اگه عطسه کنن
صورتشون بیفته رو زمین - تو چت شد؟ -
!خبر خوب، عضلات ساق پام رو جراحی کردم
وسط ماموریت جراحی بزرگ کردی؟
چون عضلات ساق پام همیشه کوچیک بودن
.هر چی ورزش میکردم تاثیری نداشت نظرتون چیه؟
مهم اینه که خودت خوشت بیاد
پس گوش نکن بقیه پشت سرت چی میگن
یا توی روت - ممنون؟ -
اصلا کسی روی ماموریت کار میکنه؟
کریگر خیلی با دکتر صمیمی شده
فقط میگم فکر کن ببین چرا جراح شدی
به خاطر کمک به مردم بود؟
یا به خاطر این بود که میخواستی قدرتی مثل خدا داشته باشی؟
قدرتی مثل خدا
درسته. وقت عمله
!هی، لاشی پیشخدمتت بهت خدمت ارائه کرد
!و لایق پاداشه
شاید آرچر یه سرنخی پیدا کرده
مگه اینکه بادقت زل زدن
به اقیانوس یه سرنخ باشه
هی، رفیق. روبراهی؟
فکر کردم هستم، ولی ظاهرا نیستم
وای. چه اتفاقی افتاد؟
زندگی اتفاق افتاد، پم
هزار زندگی، همهاشون زندگی سرشاری بودن
و حالا به گفتهی طب مدرن، من هیچی نیستم
یه پوستهی خالی از یه مامورم
یه پوستهی خالی از یه مرد هستم
آره، دکترم گفت پوستم صافتر اونیه که بشه بوتاکس کرد
درسته، همهی بیمارهای مجموعه
به مهمونی دعوت شدن
بیاین جدا بشیم و دنبال ال کامبیانته بگردیم
نمیخواد عجله کنین
No comments yet. Be the first to leave one.