প্রথম 192টি লাইন।
ای پدرسوخته
چی شده، پیتر؟
مسئول فنیـمون بهم گفت انگار
از وقتی کارم رو شروع کردم یه آدرس ایمیل کاری بهم دادن
حالا باید 17 هزار پیام رو بخونم
بر پدرش، لازم نبود 11 سپتامبر سر کار بریم؟
اصلا هیچوقت خوشم نمیومد توی اون آبجوسازی مسخره کار کنم
همینقدر بگم که اصلا شغل رویاییم نیست
این سوال جالبیه
شغل رویاییت چیه؟
شغل رویایی؟ این که آسونه
،از وقتی بچه بودم
همیشه خودم رو یه جاسوس بینالمللی تصور میکردم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
خب، خوشگله، کدوم آباژور رو از برق کشیدی
تا گوشیت رو توی اتاق به شارژ بزنی؟
مال من توی دستشوییه
میدونی، هیچوقت اسمت رو بهم نگفتی
اسمم بندـه. لپ بند
مراقب باش. آدم بدها از کشوری که
به بینندههای آمریکایی و چینی برنمیخوره اومدن
شرافت مردم فنلاند رو خدشهدار کردی، آقای بند
بهش شلیک کنین، دوستان قدبلند و درونگرا
آره. شک نکنین همهاش کار خودمه
ووش. زوووم
صدای اسکی کردن
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
یه عالمه پول بهمون دادن
نتونستیم جواب رد بهشون بدیم
فمیلی گای و باقیماندهی زامبیِ] [استدیوی امجیام ارائه میکند
ایول
موندم واسه آهنگسازی کی رو آوردن
اوق
خدا رو شکر آهنگش کوتاه بود
صبح بخیر، مامور 555
درسته. چون این یه عدد توی سریال تلویزیونیه
میگما، خانم تیکاِپنی، مثل همیشه فریبنده شدی
مگه نشنیدی؟ ازدواج کردم
من حالا خانم تیکاِپنی-لیواِپنی هستم
واو، چه مرد خوششانسی
منظورم اینه، چون میتونه سیخت بزنه
نظر لطفته
حالا که ازدواج کردم واقعا دارم از اینجا میرم
دارم جایگزینم تاد رو آموزش میدم
یه منشی مرد؟
خب، فکر کنم باید خودم رو وفق بدم
و اون رو آزار بدم
چه کیر قشنگی داری، تاد
اوه، آقای بند
خیلی خب، خوبه، بلده چطوری راه بیاد
آره، اینم جواب میده
متوجه شدم یه ماموریت برام داری، اِم
اِم به نظرم مخفف مرد هستش
صبح بخیر، آقای بند
وای. رئیسم پری دریایی کوچولوی جدیده
خیلی به خاطرش عصبانیم
آقای بند، بهمون گزارش دادن که
قراره دستگاه هستهای اروپایی
توسط مغز متفکر شرور، بلوفلا، دزدیده بشه
فهمیدم، اِم
شاید هم اماهام هستش و اوهوم تلفظ میشه؟
همون اِم کفایت میکنه
خیلی خب، آره،دورانمون عوض شده
و باید خودم رو به روز کنم
.هی، کیو دیدی اِم کیه؟
البته کاملا هم قبولش دارم
اصلا ایدهاش از من بود و براش تلاش کردم
باید حرفهام رو میشنیدی
خیلی خب، بذار وسیلههای پیشرفتهای
که برای ماموریتت نیاز داری رو نشون بدم
اول، این یخچال رو دارم که سرتیترهای روز رو نشون میده
فقط رفتی و از فروشگاه بستبای خرید کردی؟
نه. این هدفونها رو هم دارم
که باهاش صدای محیط هواپیما رو نمیشنوی
آره دیگه، به فروشگاه بستبای رفتی
!نرفتم - خب، کجا قراره برم؟ -
انتظار داریم بلوفلا
توی بلژیک سعی کنه بمب رو بدزده
چه عالی
اونجا کشوریه که
واسه صبحونه دسر میخورن، درسته؟
،مامور 555، هرچقدر بگم کم گفتم
واسه صبحونه دسر نخور
بهتون خوشآمد میگم، آقای بند
اونم از طرف سرویس اطلاعات مخفی بلژیک
،سلام. باهات دست میدادم
ولی دستم با شیرهی افرا به میز چسبیده
(اسمم آلیسـه. آلیس بوبز(ممه
میشه دو جور ازش برداشت کرد
نه، فقط یه جوره
اطلاعات ما نشون دادن که انتقال بمب
توی این انبار جعبههای چوبی صورت میگیره
چی؟ صداها خیلی بلنده
نمیفهمیم چی میگی
،اگه نمیتونیم صداش رو بشنویم
اونم نمیشنوه که میگیم صداش نمیاد
!عجب وضعیتی گیر کردیم
گوین. گوین
هلیکوپتر رو خاموش کن
"میخواستم بگم، "شرمنده مزاحم مهمونیتون شدم
ولی حالا دیگه مسخرهاس
بگیرینشون، پسرها
پس همین، بلوفلا؟
میخوای بدی نوکرهات ما رو بکشن؟
خیلی خب، ترجیح میدم از اون کلمه استفاده نکنی
اونا پیمانکارهای مستقل هستن
نمیخواد بهمون بیمه و پاداش بده
وقتی میخوان توی ساعات کاری خودشون کار کنن
وارد یه اپلیکیشن میشن
.من کارفرماشون نیستم اپلیکیشن کارفرماشونه
خداحافظ، آقای بند
اوضاع خوب به نظر نمیرسید
...ولی خدا رو شکر کیو برام
سپر کاپیتان آمریکا رو گذاشته بود
چی؟ نه، نه، نه
نمیتونی وسط داستان
شخصیت مارول بشی
ضمنا، معمولا اول کار میبینیم
کیو چیا برات گذاشته
این دیگه خیلی مندرآوردی شد
اطلاعات بلژیک فهمید نقشهی بلوفلا اینه که
از بمب هستهای که دزدیده بود استفاده کنه
تا شهر لاسوگاس رو منفجر کنه
ولی این تنها مورد اضطراری نبود که باهاش روبرو بودم
آره، گفتی همه توی وگاس کت و شلوار رسمی میپوشن
و من کمکم دارم خجالت میکشم
من که نگفتم حتما میپوشن
گفتم تا جایی که میدونم، میپوشن
مامور 555، نگاه کن
بلوفلا. نه تا وقتی که من هستم
نمیتونم راه خروج رو پیدا کنم
خب، اینجا نوشته سلفسرویس صبحانه اون طرفه
ولی تقریبا مطمئنم دوبار دیدیمش
دوباره رسیدیم به آسانسورهای سوئیت شمالی
...نمیدونم، به نظرت بهتر نیست
حالا که اینجاییم با دستگاههای قمار بازی کنیم؟
نه. واسه همین این کار رو میکنن دیگه
نه، نه، آره، میفهمم چی میگی
...و خوشم نمیاد کارمون رو عقب بندازیم، ولی
آخه سانتانا 70 و خردهای سالشه
بهتره تا وقت هست ببینیمش
اِه
یه آهنگ بلد بودم
ای کثافت
اینم از این. قطعات سرهمبندی شدن
دوباره میگم، الان زمان مناسبیه
که از اپلیکیشن بیرون بیاین
دیگه گرفتمت
آقای بند. چطوری پیدام کردی؟
راستش توی تور فیلم «خماری» هستم
و تور توی پشتبوم تموم میشه
،یه حقیقت باحال، رفقا راستش ایدهی زک بود
تا عینک آفتابی رو روی بچه بذارن
خیلی خب، میبینم که همه به هتل «مندلی بی» زل زدن
پس بهتون میگم تیرانداز توی کدوم پنجره بود
خب، دیگه دیر رسیدی
چند لحظهی دیگه، کل لاسوگاس
کاملا از روی نقشه محو میشه
.تو یه دیوونهای چرا این کار رو میکنی؟
باید خودم رو از یه قرارداد اجارهی اشتراکی خلاص کنم
و به معنای واقعی این تنها راهشه
زمان نمونده بود
واسه همین اون موقع شمشیر نوری کایلو رن رو بیرون کشیدم
و بلوفلا رو از پشتبوم پرت کردم پایین
نه، نه، نه. این تقلبه
تازه یه شمشیر نوری داری
و یارور رو هل میدی پایین؟
اوه، 555، جونم رو نجات دادی
الان باهام عشقبازی کن
.شرمنده، آلیس، نمیتونم من گی هستم
جیمز باند جدید. ویرایششده برای روشنفکرنماها
ارائـه شده توسط وبسـایت دیـجــی موویـز
ترجــمه از آرمـان اسدی
شنیدن شغل رویاییت معرکه بود، پیتر
ولی من خوششانس بودم و شغل رویاییم رو به دست آوردم
حداقل تا زمانی که از دستش دادم
همهاش چند سال پیش شروع شد
دههی 1980 بود و من تنهایی
توی یه آپارتمان تکخوابه با یه پوستر کج زندگی میکردم
چون مجردها هیچوقت پوسترشون رو صاف آویزون نمیکنن
،آره، بهت برنخوره، کواگمایر
ولی همونجوری به این داستان گوش میکنم
،که به اکثر پادکستها گوش میکنم
با سرعت 1.5
یکم وزنم بالا رفته بود
...چون با یه زن توی رایطهی بد بودم
مامان سلست - غذا زیاد داریم -
.خیلی خب برگشتم به سرعت معمولی
پایهام. برام جالب شد
یه مورد دیگه در مورد زندگی در دههی 80 بود
«اونم این که هر جا میرفتی «پوینتر سیسترز
دنبالت میاومدن و میخوندن
No comments yet. Be the first to leave one.