প্রথম 174টি লাইন।
هنرهای رزمی الان دیگه تو تار و پود تمام رسانهها نفوذ کرده
انگار یه تبیه که آدم بهش دچار میشه
مثل ویروسیه که همهجا پخش شده
دیگه حتی متوجه حضورش هم نمیشیم
فقط همونجاست، هست
هی
یه آگهی بازرگانی میبینی، یا یه سریال خانوادگی
یه موزیک ویدیو، یا یه برنامه کودک
اه، مسخرهست
کلی بازی ویدئویی، کلی فیلم
توی موسیقی و رقص
و این یه زبان جهانیه
اما هر کسی اون چیزی رو که لازم داره ازش برمیداره
ما تغییرش دادیم
بازسازیش کردیم
واقعاً ده برابر تکامل پیدا کرده
هیچوقت باورم نمیشد کیانو ریوز بیاد کونگفو کار کنه
یا اینکه یه فیلم کونگفویی برنده اسکار بشه
اصلاً غیرممکن به نظر میرسید
اوه
آه
فیلمهای کونگفو یعنی هنر، زیبایی، حرکت و اصالت
توشون تاریخ جریان داره
اینها بر پایه اپرای پکن ساخته شده بودن
اگه تا حالا اجرای واقعی اپرای پکن رو دیده باشید
میدونید که واقعاً زیباست
زیبایی، ظرافت و وقارش
و سبکش دقیقاً همون چیزیه که کل ماجراست
همه چیز همونجا بود، مثل یک رقص، مثل یک اجرا
خیلی وقتها خودِ مبارزه
بر اساس داستانهای موروثیه
داستانهایی که نسل به نسل منتقل شدن
همه اینها برای این بود که یک جریان رو وارد قرن بیستم کنن
بهخصوص در هنگکنگ
هنگکنگ، صد سال پیش
یه جزیره صخرهای و ناخوشایند، اما امروز
یکی از شلوغترین و خصوصیترین شهرهای دنیاست
ساختمونهای جدیدش با صنایع جدیدش همخوانی دارن
تولید کالاهایی که در سراسر جهان فروخته میشه
هنگکنگ جایی بود که همه به اونجا میرفتن
و میرفتن تا پول دربیارن
در دهه ۶۰ میلادی، هنگکنگ تبدیل به یک قطب تولیدی شد
و آدمهایی که در کارخونههای سیمان کار میکردن
کارخونههای گل مصنوعی، کارخونههای دکمهسازی
کارخونههای رادیو
همه چیز صنایع سبک بود
منظورم اینه که هنگکنگ اون زمان و الان همیشه
جای خیلی پرتنش و سختی برای کار و زندگی بوده
بعضی وقتها فقط میخوای خوش بگذرونی، و سینما رفتن
تقریباً شبیه به یه دورهمی خانوادگی یا محلیه
یه جور مراسم خاص
هنگکنگ مستعمره بریتانیا بود
برای اونها، فیلمسازی فقط یه تمرین
برای سرگرمی نبود، بلکه راهی برای تثبیت
هویت چینی بود
استودیوهای فیلمسازی دیگهای هم در هنگکنگ وجود داشت
قبل از "برادران شاو"، اما "برادران شاو"
حکم "ستاره مرگ" رو برای استودیوهای فیلمسازی هنگکنگ داشت
"ران ران شاو" در این گوشه دورافتاده
کشورهای مشترکالمنافع، کاری رو انجام میداد که هالیوود
عاشق انجام دادنش بود
هر هفته از سال یه فیلم میساخت
و در آخر هم سود خوبی به جیب میزد
اون بزرگترین استودیوی خصوصی دنیا رو کنترل میکنه
و همینطور زنجیره سینماها و درآمد سالانهای
بالغ بر ۱۰۰ میلیون پوند
من میتونم حدس بزنم مردم چی میخوان
بهتر از خیلی از تهیهکنندههای دیگه
اونها فیلم میساختن، هی بیشتر و بیشتر
ستارههای خودشون رو داشتن
بازیگرهای خودشون رو داشتن
مجلههای طرفداری خودشون رو داشتن
استودیوهای ضبط صدا، آهنگسازها
تدوینگرها، دوربینها، نورها و همه چیز متعلق به خودشون بود
همه کارها داخلِ خود مجموعه انجام میشد
(موسیقی دراماتیک)
و چیزی که "شاو" میساخت، همون چیزی بود که طرفدار داشت
اقتباسهایی از اپراهای چینی
اقتباس از آثار کلاسیک
چند تا فیلم جاسوسی هم بود
و کلی فیلم عاشقانه و موزیکال
"برادران شاو" در اواخر اون دهه تصمیم گرفتن که
از اون فیلمهای باوقار و خیالی فاصله بگیرن
و در عوض رئالیسم خشن و مبارزات هیجانانگیز رو وارد کار کنن
کونگفو شور و حرارت اپرا رو گرفت
و اون رو با توانمندی بدنی
و حرکات آکروباتیک باله ترکیب کرد
(صدای برخورد سلاحها)
"برادران شاو" برای من مثل
فیلم "ده فرمان" سیسیل بی. دومیل بود
با اون رنگهای غلیظ تکنیکالر، که میتونستی توش غرق بشی
"برادران شاو" یه جوری بودن که انگار همه
میدونستن که این ژانر باید چطوری دیده بشه، حس بشه و صدا بده
و بازیگرها چطور باید اجرا کنن، اونها همهچیز رو میدونستن
همهشون تو این کار استاد بودن
با تماشای فیلمهای "برادران شاو"
چیزی که بیشترین تاثیر رو روی من گذاشت، افکتهای صوتی
شمشیربازی بود که خیلی جذاب بود
نحوه طراحی صدا بخش مهم
و جداییناپذیری از چیزی بود که باعث میشد این ژانر جواب بده
مردم هنوز جلوی پرده مینشستن
و یک دستگاه ضبط صدا هم اون پشت بود
و به معنای واقعی کلمه افکتهای صوتی رو اجرا میکردن
هماهنگ با اکشن و طراحی مبارزه
معمولاً سه نفر
جلوی کنسول میکس میایستادن
هر کدوم با یه دستگاه ضبط نوار ریل
و سریع یه نوار رو برمیداشتن
جا میانداختن و همون لحظه به صورت زنده پخشش میکردن
در حالی که داشتن فیلم رو تماشا میکردن
با چند تا از اون آدمهایی که اونجا بودن
و مدام سیگار میکشیدن
اونها احتمالاً برای مدتی حدودِ
میدونی، شاید ۷۲ ساعت اون تو میموندن
طرز فکر این بود که "شما تو این اتاق هستید
و تا این فیلم تموم نشه از این اتاق بیرون نمیرید
و در ضمن، سه تای دیگه هم تو نوبته."
شیفتهای شب بلافاصله بعد از شیفتهای روز
و دوباره بعدش شیفتهای روز
من رکوردِ بازی تو شش تا فیلم همزمان رو داشتم
اونجا مثل یه کارخونه بود و بازیگرها
بدلکارها و تکنسینها تو خوابگاه زندگی میکردن
اینطوری بود که میتونستن تند و تند فیلم بیرون بدن
آدمهایی داشتن که همزمان روی دو یا سه تا فیلم کار میکردن
وقتی اونها رو مجبور کنید
توی همین خوابگاهها زندگی کنن
خب مسلماً کنترل خیلی بیشتری روشون دارید
بله، صد البته
ما آمار رفت و آمدشون رو داشتیم
زمانی که خوابگاه رو ترک میکردن و زمانی که برمیگشتن
و اگه زیاد میرفتن بیرون، بازخواست میشدن
شما برای "ران ران شاو" کار میکردید و طبیعتاً
زیر دست "مونا فانگ" هم بودید
که یه جورهایی دوستدخترش شد و
بعد هم شد رئیس تولیدات "شاو"
و سخت میشه زنی رو پیدا کرد که توی تاریخ سینمای هنگکنگ
منفورتر یا مهمتر از اون باشه
"مونا فانگ" میدونست چطوری حواسش به هزینهها باشه
و کارهایی میکرد مثل اینکه بهشون میگفت قد لباسها رو کوتاه کنن
از مچ پا تا سر زانو، یا نیزهها رو
از شش فوت به سه فوت کوتاه کنن، و کارگردانی که
روز بعد میاومد، هاج و واج میموند
که چطوری قراره یه نیزه سه فوتی رو
توی تصویر تهدیدآمیز نشون بده
۷۰ مشکل بزرگ "برادران شاو" در دهه
این بود که خیلی بزرگ شده بودن
خیلی قدرتمند بودن
دلیلی نمیدیدن که به تصمیماتشون شک کنن
چون تمام تصمیماتشون برای مدتزمان
خیلی خیلی طولانی درست از آب دراومده بود
و واسه همین وقتی یکی اومد پیش "برادران شاو" و گفت
"یه پسری به اسم بروس لی هست، شاید بخواید امتحانش کنید
و استخدامش کنید، 'ران ران شاو' با خودش فکر کرد
تو فقط یه رزمیکارِ سادهای."
برو پی کارت
اون بزرگترین اشتباه بود، مثل اینه که با
گروه بیتلز قرارداد نبندی، مگه نه؟
هنگکنگ به شدت مردسالار بود
و فیلمها در ابتدا فقط برای زنهای خانهدار ساخته میشدن
واسه همین نمیخواستن زنهای خانهدار برن
و چشمشون دنبال مردهای خوشتیپ باشه
بنابراین تمام شخصیتهای قهرمان و نقش اول رو زنها بازی میکردن
یکی از اولین قهرمانهای زن بزرگ پرده سینما
در اواخر دهه ۶۰ "چنگ پی-پی" بود
که در فیلم "بیا با من بنوش" اثر "یوئه هوا" بازی کرد
وقتی اومدم هنگکنگ، همه چیز برام عجیب بود
تصمیم گرفتم برم سراغ سینما، فقط به خاطر آموزشهای رقصم
رقص باعث شد مبارزهها زنانهتر بشه
(موسیقی پرتنش)
اون مبارزه رو مثل رقص میدید، و به وضوح میشد
توی فیلم دید که مبارزه واقعاً مثل رقصیدنه
(موسیقی دراماتیک)
و نکته جالب اینجاست که اغلب
نخبگان فرهنگی به فیلمهای کونگفویی با تحقیر نگاه میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.