প্রথম 200টি লাইন।
طلاق شاد .به طور زنده مقابل ببينده ها ضبط شده است
فرن؟
دونا
واي خدا
انگار يه عمر گذشته
هي،سزار به دوستم دونا،سلام کن
اون قبلا همسايه کناري ما بود
سلام
خانم فرن از خوبي هاتون گفته بودن
که بهشون اجازه ميدادين که از استخرتون ....براي مهموني هاي بزرگ استفاده کنن هرقت
نه،اين اون نيست
و اون همسايه هم نيستن
خوب بگو ببينم،چطوري و چيکارا کردي؟
عالي بودم- خوبه-
عالي بودم،ما تازه اومديم تو اين محله
چقدر عالي- و مغازتو ديدم-
اوو،گلهاي عالي فرن فرني،تو موفق شدي
ميدونم و دانااا ....دماغت
توهم موفق شدي پس
آرزوهاي جفتمون به واقعيت تبديل شد
خيلي خوشحال شدم که ديدمت
خوب،پيتر چطوره؟
کجاست الان؟بيرونه؟
آره،بيرونه
!حدس بزن براي چي اينجام؟
من يه مقدار گل براي غسل تعميد لازم دارم
کوچکترين عضو خانواده مارو ببين
دانا،تبريک ميگم
خيلي خوشگله
خيلي شبيه توه
دانا يه بچه اينم تو سن و سال ما
آفرين به تو دختر
فرن- چيه؟-
اين دختر من نيست
اين نوه منه
الين کوچولو حامله شده؟
الين کوچولو،الان 23سالشه و ازدواج کرده
بيست و سه سال؟
معلومه تو اين مدته چه خبر شده؟
شده ديگه
عزيزم
.طرز چيدن گل ها خيلي قشنگه
پس،ما هم سن هميم
و تو يه نوه ي دختري داري
!ولي من حتي هنوز مادرم نشدم
جالب نيست؟
خوب تو اون آلبومو ببين
تا من برم و بيام بهت يه سري رز
فوق العاده نشون بدم که تازه .همين الان رسيده
:مترجمين Neo & WormBack
اصلا نميتونم باور کنم که دانا و بيل پدر و مادربزرگ شدن
و من هيچي ندارم
من بچه ندارم
من حتي اون سگ رو هم
.که تو نزاشتي از "مرکز خريد بورلي" بخرم،رو ندارم
لطفا،دوباره بحث اون سگ رو وسط نکش
نميشه دوباره برگرديم به اين بحث که تو زندگي منو به گند کشيدي
و جوونيمو دزدي؟
من اون سگ ميخواستم
.تا الان ديگه مادربزرگ توله هاي اون سگه بودم
فرني،گوش کن يه فرق خيلي گنده بين
داشتن بچه و داشتن سگ،هست
تو نميتوني بچتو به پارکومتر کنار خيابون ببندي
.و بري يه قهوه بخوري
تو ميتوني .اگه هيچ مرزي نباشه
چيه؟
فرن،به جنبه مثبت قضيه نگاه کن
نه بچه،نه علائم کشيدگي براي به دنيا آوردن بچه
نه کشيده شدن هيچي ديگه
هميشه داري لذت ميبري
فرن،ما تو يه فصل کاملا جديد از زندگيمون هستيم
چي؟فصل يازدهم؟
نه،فصلي که تمام پدر مادرا
.ميخوان به اون برسن
اولا ما ميتونيم هروقت دلمون خواست و هرجايي دلمون خواست بريم
دوما ميتونيم بدون ترس اينکه بچه بياد تو اتاق باهم سکس داشته باشيم
.خوب، يه اولاني که وجود داره
.اصلا باعث نشدي که حالم بهتر بشه
ببين فرن،فصل بچه داشتن گذشته
ما الان توي يه مسير ديگه اي هستيم
.نميتونيم به عقب برگرديم
ما بايد آينده رو در آغوش بگيريم و زندگيمونو ادامه بديم
ميدوني دوست دارم چي رو تو آغوش بگيرم؟
يه دونه سگ پشمولو رو
فرن- پيتر-
فرن- پيتر؟-
کرن!!سلام
چطوري؟
...جودي،ايشون کرن
.از دفتر املاک من هستند
ايشون همسر اداري من هستن
من عاشق اين مرد شدم وقتي که
عکس پارتي هالووينش رو با اون لباس
.کوچولو آتش نشاني روي ميزش ديدم
اون عکس رو که 5سالش بود رو ميگي يا اوني رو که سال قبل گرفت؟
راستي،داگي کجاست؟
.ما بهم زديم
من خيلي متاسفم
من ميدونم تو چي نياز داري الان
تو يه نوشيدني تو روز جمعه در فرودگاه نياز داري
اونجا جاييه که اداره .ديوانه وار ميشه
ميدونم !من باهاش ازدواج کردم
فرني گوش کن مطمئني که با اين کل اين قضيه
بچه ،مشکلي نداري؟
ااا،باهاش کنار اومدم
.حق با پيتره،بايد به راهمون ادامه بديم
نداشتن بچه براي من
ميدوني چيه فرني
اين ميتونه يه جور مصلحت باشه
ميدوني،بچه دار شدن ميتونه يه اشتباه بزرگ باشه
!اين يه نقل قول مستقيم از مادر خودمه
سلام بچه ها
سلام عزيزم سلام پيتر
باشه،مردت اينجاست
پس من دوباره برميگردم به بار
.بايد يه کاري انجام بدم چي؟
!مسئول بار رو
سلام عروسکم سلام عزيزم،حالت چطوره؟
خوب،مثل اينکه حالت بهتر شده
آره،مرسي
با کرن بهت خوش گذشت؟
ما هميشه اوقات خوبي را باهم داريم
ولي ميدوني از زماني که با داگ بهم زدن
!ميدوني خيلي عجيب غريبه؟
ديگه نميتونيم همون بحثايي رو که تو و من باهم .داريمو،بکنيم
واااقعا؟ آره
اون ديگه جوون نميشه و شروع کرده
به قبول کردن اينکه فصل بچه دار شدن
.ديگه براش گذشته
من مطمئنم تو بهترين چيزو بهش گفتي
شبيه همين چيزي که به من گفتي
خوب دقيقا نه
خوب،چي گفتي؟
بهش گقتم،من انتقال دهنده اسپرم .بهش ميشم
چي؟
خوب شما زنا بايد بفهمين که
.چي داره بهش ميگذره
پس يعني ميگي که تو قراره به
همسر اداريت يه بچه بدي؟
آره
!چقدر جالب شد ماجرا؟
پس قراره تو اسپرمتو
به يه زنه ديگه بدي؟
بله
.خوب اين غيرممکنه
چرا؟
چونکه وقتي فردا صبح از خواب پا ميشي
اون چيزي که ازش اسپرم مياد بيرون
!ديگه سر جاش نيست
من درک ميکنم که تو عصبي هستي
اوه،درک ميکني؟
تو همونيه که بهم گفتي ديگه نميشه به گذشته برگشت
و ما بايد بريم سراغ فصل جديدي از زندگيمون
خوب من دارم ميرم به فصل بعدي
بعد تو ميخواي بري تو گذشته چه غلطي بکني؟
چونکه فکر نميکردم بتونم به گذشته برگردم
ولي الان ميتونم
نه،تو نميتوني- من ميخوام-
خوب،خيلي بد شد
هي،تو هموني که بهم گفتي
من يه پدر عالي ميشم
ببين،همينطور من گفتم تو !يه شوهر عالي ميشي
.من نابغه نيستم
حداقل نبايد يکي از ما دوتا اين فصل بچه داري رو تو زندگيش داشته باشه؟
نه،اين انصافه؟
بله
برام مهم نيست،من انجامش ميدم
.حداقلش يه بخشي از من به زندگيش ميرسه
اوه،بعد بقيت قراره با من زندگي کنه؟
خيلـــــي ممنون
من واقعا فکر ميکردم تو خيلي بيشتر پشتم وايسي
ما به خيلي چيزا فکر ميکنيم پيتر
من هميشه فکر ميکردم اگه تو يه روزي
.قرار باشه بچه داشته باشي،اون طرفت مرد باشه
ولي يـــــــه زن؟
اين غيرطبيعيه
حال بهم زنه
فقط حال بهم زنه
اصلا نميتونم باور کنم پيتر داره اين کارو با من ميکنه
من فقط احساس پوچي،نااميدي و تنهايي ميکنم
عزيزم کاملا حق داري که اين حسارو داشته باشي
خوشحال شدم از ديدنت
مامان!من اينجا ناراحت و داغونم
چرا داري دکم ميکني؟
(دوري،بالاخره ميخوايم انجامش بدم يا نه(منظورش سکسه
!اوه،تو اينجايي
!نميدونم چقدر ديگه اين قرصا اثرش طول ميکشها
اينترنتي از مکزيک خريدمشون
!الان وسط روزه
نه وقتي که تو شامو ساعت 3 بخوري
خوب بگو ببينم چه خبرا؟
.سريع بگو
شوهرش ميخواد با يه زنه ديگه بچه داشته باشه
عوض شده؟
توهم ميتوني اينکارو بکني؟
.نه،اون فقط اسپرمشو داره به اون زنه انتقال ميده
اوه،چه خوب
از شرش خلاص شو
من فقط نميفهمم
منظورم اينه،من 18سال زنش بودم
No comments yet. Be the first to leave one.