Jane the Virgin

Jane the Virgin

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 4

রিলিজ তথ্য

Jane the Virgin - S04E05 WEBg
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 5 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-23
ডাউনলোড: 22
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

خوش اومدین رفقا. دفعه‌ی قبل که با جین خداحافظی کردیم

رابطه‌اش با اولین عشقش، آدام، دوباره جون گرفته بود

من تمام‌قد هستم، جین

آره دیگه، حسابی دل و دینشون رو باخته بودن

حالا که حرف از دل‌باختگی شد

پدر جین، روخلیو، بالاخره ازدواج کرد

با مامانش، شیومارا

تنها نکته‌ی پیچیده‌اش؟

اون از دارسی یه بچه داشت

و اسمش رو گذاشتن... خب، بذارین خودش توضیح بده

اسم کوچیکش، بِیبی‌ئه

خواهر کوچولوی من، بِیبی

آره، و بدتر از اون

دارسی شروع کرد به قرار گذاشتن

با رقیبش، استبان

می‌دونم. دقیقاً مثل سریال‌های «تله‌نولا»ست، نه؟

که البته منطقیه چون روخلیو

یه ستاره‌ی بزرگِ تله‌نولا بود

هرچند الان داشت نقش یه آدم خیلی فسقلی رو بازی می‌کرد

که معشوقه‌اش اون رو درسته قورت داده بود

و فعلاً توی بدنش گیر کرده بود

سخت نگیرین، باشه؟

و حالا که حرف از عشق‌های نافرجام شد

جین و رافائل الان با هم شکرآب بودن

ببینید، اون تمام پولش رو از دست داده بود و داشت نقشه می‌کشید

علیه خواهرش لوئیزا، تا هتلش رو پس بگیره

واسه آخرین بار می‌گم، دارم این کار رو برای خانواده‌ام می‌کنم

و اما لوئیزا، خب اون یه دوست جدید پیدا کرد؛ کارل

تنها مشکل این بود که... دکتر لوئیزا من رو معرفی کرد

به دوستش کارل، ولی هیچ‌کس اونجا نبود

خلاصه آره، لوئیزا واقعاً وضعش خراب بود

ولی راف این رو نمی‌دونست. اون فقط هتلش رو می‌خواست

پس با سرمایه‌گذارِ هتل، کاترین کورتز، ریخت رو هم

به معنای واقعی کلمه! ولی بعدش پشیمون شد که بخواد ازش سوءاستفاده کنه

و خب، عواقبش خیلی سریع و کوبنده یقه شو گرفت

می‌دونم، وای، نه؟ بیاین بریم تو دلِ ماجرا

آه، رفقا

همون‌طور که می‌دونین، جینِ ما نقش‌های زیادی داشت

و واسه همین القاب زیادی بهش می‌چسبوندن

اون یه مادر بود

یه معشوقه بود

و البته، یه نویسنده

اما قبل از همه‌ی اینا

اون یه دوستِ صمیمی بود

برای لینا

کلاه جدیدم چطوره؟

از خواهرام کِش رفتم

بدجوری به دردسر می‌افتی

البته، از بین این دوتا

لینا جسورتر بود

اهل ماجراجویی بود

می‌خوای بهت یاد بدم چطوری آرایش چشم کنی؟

آره. ولی خط‌چشمِ گربه‌ای نه

پس اصلاً چه فایده‌ای داره؟

از اون آدمایی که می‌رفت تو دلِ کار

ببوسش

واسه همینم بود که جین می‌دونست

جشنِ مجردیِ لینا باید

با تِم معمای قتلِ دهه‌ی ۱۹۳۰ باشه؟

جدی؟

می‌دونم. منم اولش گیج شدم

اون رقصنده‌ی موردعلاقه‌مون رو رزرو کرده بودم

اون موردعلاقه‌ی منم هست

ولی ظاهراً لینا و دنی این رو می‌خوان

پس منم قراره سنگ‌تموم بذارم

چون این وظیفه‌ی خطیرِ منه به عنوان صمیمی‌ترین دوستِ تمامِ عمرِ لینا

اوه، نه. نگو که

نگو بابا نتونسته لباس‌ها رو ردیف کنه

نه، ببخشید

تازه یادم افتاد که خوردنِ قرصم رو فراموش کردم

بازم؟ اصلاً چرا هنوز داری قرص می‌خوری؟

این همه گزینه‌ی دیگه هست

حلقه، آمپول، برچسب، کلاهک

ایول، شدی متخصص تنظیم خانواده واسه خودت

مرسی

به هر حال، چندتاشون رو امتحان کردم

بابات که فقط می‌خواد پیشگیری طبیعی کنه، ولی

اوه. خیلی‌خب. باشه. من دیگه برم

لطفاً از طرف من از بابا بابت لباس‌ها و وسایل تشکر کن

پترا؟ همه‌چی مرتبه

جای نگرانی نیست

منظورت چیه؟ نگرانِ چی؟

گفتم که چیزی واسه نگرانی نیست

واسه شروعِ یه تماس تلفنی، مدلِ عجیبی بود

رافائل یه تصادفِ رانندگیِ کوچیک داشت

چی؟

کوچیک؟

انگار تریلیِ هجده‌چرخ بهش زده

یا مثلاً، یه سدانِ مدل بالا

ولی حالش خوبه. واقعاً

در واقع، همین الان داریم مرخص می‌شیم

پس فقط خواستم بهت خبر بدم. باشه

خب، بهش بگو

خوشحالم که حالش خوبه. حتماً می‌گم

دارم بهت می‌گم، اون تصادفی نبود

اوه، مطمئنم. یعنی تو در واقع قبل از اینکه معامله جوش بخوره به کاترین گفتی

که داشتی ازش سوءاستفاده می‌کردی

پیش خودت چی فکر کردی؟

فقط نتونستم تا تهش برم

«ویانوئوا» بازی درآوردی

این‌طور نیست

یا حتی اگه یه ذره هم این‌طوری باشه

من هیچ‌وقت نمی‌تونستم درازمدت با کاترین کار کنم

معلومه، چون اون کاملاً رد داده

اوه، تو این‌طوری فکر نمی‌کنی؟

خواهرم سعی کرد من رو توی دریا غرق کنه، واسه همین توقعم از دیوانگی خیلی بالاست

خیلی‌خب

رسماً مرخص شدی

مراقبت از زخم. حواست به رنگش باشه

نمی‌خوایم چرکِ سبز ببینیم

می‌خوایم خونِ قرمز ببینیم

اینا فوق‌العاده‌ان. معرکه‌ان

لطفاً از بابات تشکر کن

راستی، خودش نمی‌خواد بیاد؟ یا مامانت؟

هنوز چندتا نقش مونده که تقسیم کنیم

اون سرِ فیلمبرداریه ولی از مامانم می‌پرسم

آره، به مادربزرگت هم بگو بیاد

فکر خیلی خوبیه! به یه «اشراف‌زاده‌ی پیر» نیاز داریم

جدی می‌گی؟

سلام! خیلی ببخشید که دیر کردم عزیزم

وای خدا. هنوزم با اون «عزیزم» گفتنات

یعنی، منظورم اینه که از دیدنت خوشحالم

این دفعه دیگه گند نزن به همه‌چی

دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که نکنم

تبریک می‌گم عروس‌خانم

مرسی

اینم نامزدمه، دنی

سلام

خیلی برام آشنایی

آره، راستش تو هم همین‌طور

تا حالا نیویورک زندگی کردی؟

آره. محله‌ی «فورت گرین»

اوه، من اونجا کلی دوست داشتم

اِم، جوئی بریکستون رو می‌شناسی؟ جنی لاسون چطور؟

بذار فالوورهای مشترکمون رو چک کنم

می‌بینی؟ سرنوشتشون اینه که با هم دوست بشن

صبر کن

آره، شما دوتا قبلاً با هم دوست بودین، نه؟

آره

اوه، اون... اون واقعاً خوشگله

نه اون

اون (آقا)

باحاله

اونم خیلی خوشگله

پس دوگانه‌گرا هستی؟

اگه دنبال برچسب زدنی، آره

یعنی با زن‌ها و مردها قرار می‌ذاری؟

وقتی تو مدرسه‌ی هنر بودم یه دوست‌پسر داشتم

اون موقع که همه داشتن گرایششون رو امتحان می‌کردن

و یکی دیگه هم توی فورت گرین، اون موقع که دیگه کسی این کار رو نمی‌کرد

باحاله

آخه... ما کلی با هم حرف زدیم

چطور هیچ‌وقت به این موضوع اشاره نکردی؟

به نظرم اون‌قدرها موضوعِ مهمی نبود

منظورم اینه که، از اینکه کی تو نبردِ بین بتمن و ولورین برنده می‌شه

که مهم‌تر بود

که مفصل درباره‌اش حرف زدیم

و فکر کنم استرس داشتم

چون برای آدم‌هایی که قبلاً باهاشون بودم، این مسئله مشکل‌ساز شده بود

خب، تو قبلاً هیچ‌وقت با من نبودی

باشه، بودی... ولی نه این اواخر

منظورم اینه که

من کاملاً باهاش کنار میام

تو اکس‌های خودت رو داری، منم همین‌طور

همه بالاخره یکی تو گذشته‌شون بوده

دارم سعیم رو می‌کنم، دارم سعیم رو می‌کنم

مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟ فقط... آخ

نکش، نکش! ببخشید

فقط یه کم استرس دارم

نقش جدید پترا: پرستارِ بچه

نباش. یه سرمایه‌گذارِ دیگه پیدا می‌کنیم

و یه پیشنهادِ دیگه می‌دیم

مگه اینکه کاترین به لوئیزا بگه داشتیم چه غلطی می‌کردیم

اون زنه همین الانش هم از روم رد شده

فکر کنم انتقامش رو گرفت

می‌دونم رافائل داشت با کاترین کورتز همکاری می‌کرد

انگار اون بیشتر از اینا می‌خواست

اینجا چیکار می‌کنی؟ نگهبان

یکی زنگ بزنه نگهبانی! لوئیزا! لوئیزا

رافائل همین الان یه تصادفِ وحشتناک داشته. یه نگاه بهش بنداز

لطفاً بس کن. انگار من

گولِ این حرف‌ها رو می‌خورم. ضایعه که همه‌اش فیلمه واسه جلبِ ترحم

چی؟

پس فیلم نیست. لوئیزا، خواهش می‌کنم

می‌تونه فقط تا وقتی حالش بهتر شه، اینجا بمونه؟

ببین، اونجا اتاق مهمان هست

نه. و اگه یه بارِ دیگه پات رو بذاری

توی ملکِ من، می‌دم بازداشتت کنن

از کی تاحالا این‌قدر بدجنس شدی

یه آدمِ کینه‌ای که نمی‌تونه... من؟ من؟ نه، تو

رافائلی. می‌تونی تظاهر کنی نیستی، ولی هستی

تو تشنه‌ی پول و قدرتی، دقیقاً مثل بابا

مامانی

همه‌چی مرتبه

چرا دخترها رو نمی‌بری پایین به فروشگاه هدیه؟

واقعاً به یه لاک‌پشتِ اکلیلیِ دیگه نیاز نداریم

که ما رو می‌رسونه به

آلبا

ببینید، اونم نقش‌های زیادی بازی می‌کنه

کارت‌پستال‌های غروب رو پیدا کردم

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left