প্রথম 147টি লাইন।
شش سال پیش
"تپهی موش کور"
:تــرجــمــه از مــریــم شــراهــی
:در تــلگــرام Maryam_2ooo
اسکله شگفتانگیز، هشتادمین سالگرد اسکله پارک
برگریه باب
خب، این اولینباره که یه نابودگر گفته برامون دعا میکنه
زمان حال
خبر خوبیه که، نه؟ نشونه بدی نیست
نه چیکار میکنی، جین؟
دارم یه وسیله از قاشق، دستمال کاغذی
رویا و جادو درست میکنم
معلومه، تینا
همبرگرا چطورن، باب؟
روبراهه یه تخممرغ قاطیش کردم
چرا بابا داره ساعت هشت صبح همبرگر درست میکنه؟
ساعت کاریشو به زمان بریتانیا تنظیم کرده؟
داره برای آقای داولینگ درستش میکنه که تو بانک بهش بدتش
امروز صبح باهاش قرار داریم
و میخوایم ازش درخواست تمدید
مهلت پرداخت واممون رو بکنیم
وای، چه باحال
واقعا، واقعا باید مهلتش رو تمدید کنیم
تموم وسایل رستورانمون گروی اون بانکه
برای همین، داری براش همبرگر میبری؟
خب پول که نمیتونیم بهشون بدیم، تینا
چون پول نداریم؟ - گل گفتی -
چرا واسش از این نمیزنی؟
چی، که بترسوننش؟
نه. که دلشو به دست بیارن
باب، درست کردن همبرگر فکر خوبیه
ولی به نظرت یکم زود شروع نکردی به درست کردنش؟
منظورم اینه که قرارمون ساعت هشتهها
این همبرگرو دارم تمرینی درست میکنم
حالا چرا آروم حرف میزنی؟
نمیخوام همبرگره حرفام رو بشنوه و ناراحت بشه
باشه
وایسا ببینم، من چیام؟
هیچی - چی؟ نه بابا، تو حرف نداری -
چه حس خوبی داره
میدونم. میدونم
کنجدام رو نکنیها
نمیکنم بابا. نگران نباش
چه زن و شوهر باحالین من اگه بودم یه سال دیگه صبر میکردم
یه برگر تمرینی دیگه درست میکنم
و سعی میکنم زیاد به این قضیه فکر نکنم که
چقدر واسه امروز مهمه
شاید باید ایندفعه دو تا تخم مرغ بزنم بهش
هی! شاید این بهترین همبرگر امروزت بشه
:میتونی اسمشو بذاری همبرگره روحیهتو بالا نگهدار و"
افکار منفی رو از خودت دور کن"
مثبت فکر کن بابی"
"همه چی درست میشه"
هستی؟ - یذره طولانیه -
آقای روغنی" چطوره؟"
خب، بهتره دیگه راه بیفتیم
یه هفته دیگه مدرسهها تموم میشه بعدش دیگه من رسما میشم تینای تابستونی
و اتفاقای بزرگتری برای تینا تابستونی در راهه
اتفاقای بزرگی مثل گرمازدگی که بعضیوقتا دچارش میشی
خیلی بزرگتر از اون
شاید لوئیس تابستونیم
یه تکونای بزرگتری این تابستون به خودش بده
شاید، نمیدونم
بهش فکر نکن باشه؟
باشه. ببخشید
جین تابستونیم قراره بیست و چهار ساعت لخت بچرخه و
این صداها رو از خودش در بیاره
باشه عالیه خداحافظ عزیزای من
مراقب پیادهروی شلوغ پلوغ باشین
دمت گرم
منظورم اینه
یه چی مثله ، آها، آها
بنازم
مدفوع؟
اولین صندوق پسانداز بانکیه حاشیهی اقیانوس
نه
واقعا شرمندهم. درخواستتون رد شد
هفت روز فرصت دارین تا وامتون رو تسویه کنید
وگرنه ما وسایل رستورانتون رو مصادره میکنیم
هفت روز؟
مصادره میکنین؟ یعنی همون تسخیر کردن دیگه؟
براتون یه همبرگر آوردم
نه، ممنونم
مصرف گوشتم رو کم کردم - وای خدا -
باید به یه سری پرونده رسیدگی کنم
و اینکه قیافه هاتون آدم رو یاد
بدبختیاش میندازه
پس میشه زودتر پاشین برین؟
قیافههامون؟
نمیشه این رو هم با خودتون...؟
سیبزمینی سرخ کرده هم توشه سیبزمینی سرخ کرده که دوست دارین؟
خواهشا هر چه زودتر بیرون من که بیکار نیستم
و این همون دستاورد بزرگیه که منتظرش بودیم
یه جورایی دندونامو درد میندازه و راستی "ما" کیه؟
گروه موسیقیمون دیگه! گروه گمنام ولی خیلی حرفهایمون
گروه ریزه میزهی ما
که من و خواهرام عضوشیم
و آهنگ پسرای بد رو ضبط میکنیم پیتر پسکادو
درسته. پس ما تو یه گروه بودیم - و با این اسم رفتیم جلو؟ -
آره! و فقط منتظر بودیم که صدامون رو کشف کنیم
و مطمئنم که شما موافقید که من پیداش کردم
الان میگیرمت الان میگیرمت
زیک
خیلی درد داشت - شرمنده. شرمنده -
من میتونم میرم تو کارش
و انجامش میدم
نه نمیتونم
از پسش برمیام. رفتم
نه. برگرد ببینم نمیتونم
چرا میتونم. میتونم
زیک. اونجا دودولمه
نه. وقت مناسبی نیست بعدا میرم آروم باش سرباز
حاضرین؟ حرکت
لوئیس! بیا حرکت مرد مُرده رو بزن
شماها اونجایین و من اینجام
ولی ممنونم - میترسه بابا -
نخیر. نمیترسم
یعنی فقط از اینکه چقدر اینجا راحتم میترسم
میترسه کلاهش بیفته
تو باید بترسی که کلاه من بیفته
ضایع شدی؟
گل گفتی یه جورایی یعنی
نمیدونم چرا هنوز اون رو میذاره رو سرش
انگار پنج سالشه
وای پسر
بچه کوچولو
چی گفتی؟ به من میگی بچه؟
به جان خودم مطمئنم که "بهت گفت، "غنچه
ولی من که "بزمجه" شنیدم
نشونت میدم "هار" کیه
آروم باش
اینجا چه خبره؟ دعواتون شده؟
بانک خراب شده روحیهتو بالا نگهدار
والا بیشتر روحیهتو تخریبکنه
توکلت به خدا باشه، باب باب؟
به نظرت یادشه که من همبرگر سفارش دادم؟
آره
پیادهروی در مغازهتون روز به روز داره بدتر میشه
دیدم یکی توش داشت کله پا میشد
سلام، رفقا برنامهتون برای
جشن تمدید مهلت وامتون چیه؟
هممون باید چند تا از این تیشرتای ست بپوشیم؟ من یکی تنمه
تمدید نکردن، تدی
چی؟ مگه بهش همبرگر ندادین؟
طرف گوشت رو گذاشته بود کنار، تدی - باشه! غلط کردم -
مصرف گوشتش رو کم کرده
باب، به اعصابت مسلط باش
No comments yet. Be the first to leave one.