Cruel Palace: War of Flowers

Cruel Palace: War of Flowers (궁중잔혹사 – 꽃들의 전쟁)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Cruel Palace E25 HDTV x264 720p Forum KoreanDream
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: کاملیا

ট্যাগ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
প্রকাশিত: 2013-09-29
ডাউনলোড: 13
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: Yes

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

قسمت 25

باورم نميشه

حساب زمان رو داشته باش

هيچ وقت توي زندگيم

DramaFever ترجمه شده توسط

در چين مردم کار ميکنن که زندگي کنن DramaFever تر جمه شده توسط

حتي زن ها از خانواده ي اشراف هم کشاورزي ميکنن

حتي زن ها از خانواده ي اشراف هم کشاورزي ميکنن

پس يه زمين خشک و کم محصول مثل مانچو

ميتونه بهمون چيزي ياد بده

و زندگي چين جام راي

که وحشيانه است

مثل همين ميمونه

توي يه کشور که بايد براي زندگي کردن تقلا کرد

زن ها نبايد کمک کنن؟

فقط به خاطر اينکه تاج و تخت داره به شاهزاده ميرسه

شاهزاده داره وانمود ميکنه که پيش پيش ملکه شده؟

چطور جرات ميکنه واسه زن هاي اشرافي که از خودش بزرگترن بره بالاي منبر؟

واقعا که

به نظر ميرسه شاهزاده داره اوضاعو براشون سخت ميکنه

حتي شاه هم نمي تونن بهش چيزي بگن

اوه خدايا

انگار باهاش جور نيستي جو گو اين؟

بيا بريم داخل

اينا همه ي چيزهاي با ارزشيه که اون بانوها گذاشتن؟

واقعا موفقيت بزرگيه

اينا همون زنهايي هستن که روشون برمي گردوندند

اگه توي قصر کمبود غذا داشتيم

و براي عاليجناب غذاي کافي نمي بود

وهنوز فقط چيزاي باارزشي رو که مي پوشن رو دادن

بهتر بود چون ملکه اين هيول يه دفعه مرد

و اقامتگاه هاي ملکه خالي موند

بله واقعا درسته

حتي ملکه هم در 16 سالگي به قصر اومد

و هيچ راهي نداشت که بانوها رو سامان دهي کنه

آماده شو بريم اقامتگاه ملکه

بله سرورم

حالا که ملکه اينقدر پول داره

حتما خيلي هيجان زده است

اينا رو هم بگير

کجا داري ميري؟

حالا که اينقدر از عروسم فحش شنيدم بايد برم

چطور جرات ميکني اين طوري دربارش حرف بزني؟

صبح يکم ناخوش بودم حالا ديگه بايد معاف شم

اين بزرگترين اتفاقيه که توي قصر افتاده

خيلي چيزا هست که ايشون مي خوان بگن

بشين

اين همش نيست

شاهزاده اول حلقه ي طلا رو از دستش درآورد و روي سيني گذاشت

بعد همه ي زنها هم جواهراتشون رو درآوردن و گذاشتن

اوه خدايا

چند لحظه بعد

کوهي از جواهر روي سيني درست شد

چرا بايد همچين کاري بکنه

ميگن وقتي خروس مي خونه يه کشور فرو ميريزه

ببخشيد سرورم

اين چيزي نيست که ناراحتتون کنه

شاهزاده پولي رو که لازم بود جمع کرده

چين جام راي هم از طرف ملکه

فکر ميکني شاهزاده اين کارو به خاطر اين کرد که پول نداشت؟

واقعا همه ي اين هارو يه دفعه جمع کردي؟

از چيزي که احتياج داشتيم هم بيشتره

بيشتر از اين هم ميدن

سرورم شما هم بايد دقيقا همون کاري که ملکه اين هيول کرد رو بکنين

وقتي ملکه زنده بود همه زن ها زير سلطه اش بودن

همه زن هاي اشراف بايد با هم صلح داشته باشند که توي قصر صلح برقرار باشه

صلح بايد توي قصر برقرار باشه تا سرورم بتونن به کارها رسيدگي کنن

فکر ميکني ملکه اين هيول چون بي عاطفه است

به زنهاي قصر سخت ميگيره؟

هيچ زني ازش خوشش نمياد

سرورم

من بايد براي چين جام راي برنامه ريزي کنم که يه مراسم بزرگ و باشکوه بشه

بايد دقيقا بدوني که کدوم بانوي قصر سرورته

منظورش چي بود که بايد بدوني کي سروررته؟

جدا داشت ميگفت اون و ملکه يکي شدن که منو بکشن

فقط وايستا نگاه کن

کي ميمونه و کي ميميره

واقعا دختر خيره سريه

درباره ي کي حرف ميزني؟

درباره ي شاهزاده

چرا بايد برامون نگران کننده باشه؟

جو گو اين بايد نگران باشه

چيز خنده داري نيست

يادت باشه وقتي ملکه اين هيول زنده بود چقدر سختي کشيديم

درسته.ممنون ازش که اصلا نميزاشت پيش عاليجناب بريم

تک تکمون رو مي پاييد

که حامله نشيم

هنوزم خوشحالم نمي تونست

جلوي شاهزاده چيزي بگه

هروقت با شاهزاده چشم تو چشم ميشم

موهام سيخ ميشه

خيلي ترسناکه

پدرت به رفتار سخت و گستاخ ملکه

جواب ميداد

و عروست هم همين طوري به نظر مياد

منظورت چيه؟

شاهزاده همه زنهاي دربار رو به قصر احضار کرد

و براي چين جام راي پول جمع کرد

زنت گفت چقدر داده؟

نميدونم دقيقا

زنم خيلي شوکه شده بوده حتي ارثيه اش رو هم داده

واقعا حقيقت داشته که کمک کردن

نبايد خيلي سروصدا کنيم

براي اين ميگم که بانوها

زياد به اقامتگاه شاهزاده ميرن

شما هم اينو ميدونستين شاهزاده سوهيون؟

زمان رو داشته باش

خيلي زوده

وقتت رو تلف کردي

منظورت چيه وقتم رو تلف کردم؟

چون شاه به يه صيغه اجازه داده که کنترلش کنه

اعتباري ديگه براش نمونده

زن

بهش فکر کردي که شاه مي خواست تخت رو به تو بده

ولي يهو پا پس کشيد؟

عاليجناب همه امور رو به من سپرده

عنوانا اين طوريه در واقعيت که تو هيچ اختياري نداري

پدرم هر وقت منو مي بينه ازم مي خواد

که يه نقشه اي بريزم بتونم کشور رو اداره کنم

واسه هرچيزي زمان و مکاني وجود داره

اگه الان درستش نکني کي فرصتشو گير مياري که

نقشه بريزي که با چين وارد عمل بشي؟

لازم نيست با عجله پيش بريم

اگه يه روز من تاج و تحت رو صاحب شدم

کي مي خواي اين کشور رو دوباره بسازي؟

نه ساله که از رنج کشيدن سام جون دو ميگذره

شاه توي اين 9 سال چي کار کرده؟

فقط توي گل و لاي افسوس غلت ميزد و هيچ کاري نکرد

مواظب حرف زدنت باش

نبايد وقت رو براي رسيدن به تاج و تخت از دست بدي

کار زيادي نبايد انجام بدي

با پدرم دربارش صحبت مي کنم

قدم به قدم و يکي يکي بهش مي گم

به همه جزيياتي که توي چين و پکن ياد گرفتم

درباره ي رشد فوق العاده ي فرهنگ غربي ها بهش ميگم

و کارهايي که بايد بکنيم تا اتفاقات گذشته تکرار نشه

همه چيزو بهش توضيح ميدم پس

تا اون موقع....فقط صبر کن

اين همون پدريه که زميني که بهش دادي رو نابود کرد

شاهي که از دنياهاي ديگه خبر نداره

مي فهمه تو چي ميگي؟

عاليجناب مثل يه زندگي وحشيانه بهش نگاه ميکنه نه يه فرصت

اون هنوزم به چين به عنوان ملت بربري ها نگاه ميکنه

منتظر زمان مناسب بودن

وقت تلف کردنه

منظورت چيه تاج و تخت رو به شاهزاده بدم؟

تنها راهيه که مي توني زندگي کني

سرورم اگه شاهزاده خانم فقط يه پيغام بفرسته

ارتش چين از رودخونه رد ميشه و وارد کشور ميشه

به کارهاي گستاخانه شاهزاده خانم فکر کنيد

چي باعث شد اون بانوها دور هم جمع بشن

و جواهراتشون رو بهش تقديم کنن؟

سرورم شنيدم شاهزاده سوهيون و امپراطور چين شونجي

خيلي صميمي ان و مثل برادرن.

خيلي ها ديدن که اونا رابطه خوبي با هم دارن

مي دونم

به خاطر همين چونگ ميونگ سو احساس کرد بايد اينا رو بهم بگه

سرورم

فقط تاج وتخت رو به شاهزاده بدين

جنگ بين پدر و پسر خوبه؟

مي توني راحت کنار بکشيد

من؟ - سرورم -

چطور نبايد بدونم چه احساسي داري؟

منتظر بودي که حقارتي رو که در سام جون دو کشيدي تلافي کني

به خاطر همين اين طوري شد

الان نمي تونم کنار بکشم

همش رو فراموش کنيد قربان

بله بايد همش رو فراموش کني

ملت جديدي که شاهزاده مي خواد بسازه

ملتي نيست که تلافي رنج هاي شما رو دربياره

قصد داره ملتي مثل ملت بربري ها بسازه

به همين خاطر نمي تونم تاج و تخت رو بهش بدم

آرزوهات همه بي فايده ان

فکر نمي کني کسايي هستن که با ناراحتي مردن؟

اگه الان اين جوري بميرم

هميشه به عنوان يه شاه بي عرضه ازم ياد ميکنن

مردم با انگشت نشونم ميدن و ميگن

حقش نبود گوانگ هي رو برکنار کردم و خودم شاه شدم

خدايا

چرا اينقدر بدنم مي خاره

شاهزاده بونگ ريم اينو تعريف کرده

يک روز امپراطور شونجي گوشت اسب به قصر شيم يانگ فرستاد

و وقتي ديد شاهزاده سوهيون خوشش اومده گفت

تا وقتي که بميرم هم يه تکه از اون گوشت رو نمي خورم

بعد چي شد؟

يه نفر ازش پرسيد چرا؟

بعد؟

فکرشو بکن برادرم چقدر گرسنه بوده که از اين خوشش اومده

تا وقتي همه بربري ها رو نکشم و گوشت اسباشونو نيارم

گوشت نمي خورم

گفتي بونگ ريم اينو گفته؟

که همه بربري ها رو ميکشه؟

بله سرورم

چطور ميشه دوتا برادر که از يه مادر به دنيا اومدن اين قدر متفاوت فکر کنن؟

چيزي مي خواي بگي؟

بگو. چيه؟

تا حالا نشنيدم شاهزاده سوهيون گوشت اسب خورده باشه

چرا تو اين قدر بي عرضه اي؟

اگه بين دو برادر جنگ بشه

قصر درياچه ي خون ميشه

Cruel Palace: War of Flowers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Cruel Palace: War of Flowers

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left