প্রথম 200টি লাইন।
دوستان، بیاید با چندتا خبر خوب شروع کنیم
بالاخره جین و رافائل با هم جور شدن
و از اون هیجانانگیزتر؟ جین توی نویسندگیاش به یه موفقیت بزرگ رسید
میخوام درباره مامانم بنویسم. درباره رابطهمون
اوه، و پدرش روگلیو هم به یه موفقیت بزرگ رسید
نسخه بازسازیشده آمریکاییِ سریال «شور و اشتیاق سانتوس»
وقتی چراغ سبز گرفت که فوقستارهای مثل
ریور فیلدز قبول کرد که همبازیاش بشه
و راستش، فکر نمیکردم جوابش مثبت باشه
مخصوصاً بعد از اون
میدونم! دقیقاً مثل سریالهای تلهنولا میمونه
که برای مخاطبای آمریکایی بازسازی شده، مگه نه؟
خب، این رو تصور کنید
پترا بهخاطر مرگ خواهرش
تحت بازجویی بود
واسه همین یه وکیل به اسم جین راموس، یا همون جی.آر گرفت
و بعد این اتفاق افتاد
و پترا هم خیلی از این موضوع استقبال کرد
تنها مشکلش؟ این فقط برای یک بار بود
اما به نظر میرسید که شاید پترا
سختشه که بیخیال قضیه بشه
جی.آر، وایسا! خودکارت جا موند
ای وای
اوه، و یه چیز دیگه که نمیتونم فراموش کنم دوستان
هرچند که خیلی سعی کردم
جواب نمونهبرداری مثبت بود
من سرطان سینه دارم
و این همون جاییه که دفعه قبل تموم شد
زمانی که شیومارا گلوریانا ویانوئوا
سالش بود ۴
مامانی، حالم خوب نیست
خوشبختانه، آلبا همیشه میدونست
«ایکسو» برای اینکه حالش بهتر بشه به چی نیاز داره
بیا، بذار یه کم از این پماد ویکس رو سینهات بمالم
اصلاً این چی هست؟
یه معجون شفابخش جادوییه که
از یه نسل از زنهای ویانوئوا به نسل دیگه رسیده
و دوستان
چه سرماخوردگی بود و چه یه زخمی روی زانو
معجون جادویی آلبا همیشه جواب میداد
تا اینکه یه روز، دیگه اثری نداشت
خوبی؟ برم پماد ویکس رو بیارم؟
زحمت نکش
من باردارم
و افسوس، که تمام ویکسهای دنیا هم
قرار نبود کمکی به این وضعیت بکنن
شما دچار سرطان مهاجم لوبولار مرحله سه هستید
حداقل طبق چیزی که توی تصاویر میبینیم، به نظر مرحله سه میاد
از روی چیزی که توی عکسبرداریها مشخصه
متأسفانه این نوع سرطان خیلی مکار و کلک بازه
و توی اسکنها خودش رو خوب نشون نمیده
آیا غدد لنفاویاش هم درگیر شدن؟
تا جایی که میتونیم تشخیص بدیم، نه
که خودش خبر خوبیه
خب... خب، اوم
گزینههای درمانیاش چی هستن؟
مستقیماً میریم سراغ جراحی و بعدش هم
از شیمیدرمانی به عنوان یه درمان سیستمیک استفاده میکنیم
در مورد جراحی هم چندتا انتخاب دارید
میتونید توده رو بردارید، یا کل سینه رو تخلیه کنید (ماستکتومی)
یا اینکه جراحی پیشگیرانه انجام بدید و هر دو سینه رو بردارید
برداشتن هر دو سینه... محض احتیاطِ کامل
شانس زنده موندن در هر دو حالت تقریباً یکسانه
زنده موندن؟ کی داشت درباره زنده موندن حرف میزد؟
شما چی پیشنهاد میدید؟ این دیگه به عهده مریضه
بعضی از مریضها دوست دارن
بافت سینه رو حفظ کنن، در حالی که بقیه
برای آرامش خیالشون، ماستکتومی دوطرفه رو انتخاب میکنن
هرچند سینه دیگهتون کاملاً سالمه
انتخاب با خودتونه، اما من ترجیح میدم
هرچه زودتر توده سرطانی رو خارج کنیم
بله. بـ... باشه
بذارید دربارهاش فکر کنم
حالت خوبه؟
آره
مدیر برنامههات بود
بعداً بهش زنگ میزنم. تو توی مرحله پیشتولیدی
قسمت اول سریال رو عقب میندازم. نه، این کار رو نکن
زندگی باید ادامه داشته باشه
جدی میگم. باید ادامه داشته باشه
البته
همه ما توی بحرانها واکنشهای متفاوتی داریم
تیکه خاصی ندارم که بندازم، این فقط یه واقعیته
جین هم طبق معمول رفته سراغ
تحقیق. تمام تمرکزم روی همینه
تحقیق و سازماندهی
مامانم خیلی تحت فشاره
فقط میخوام همهچیز رو تا جای ممکن
روشن و راحت کنم. درسته
خب، اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو
اوه، میشه به پترا بگی؟
میدونست منتظر جواب آزمایشیم. حتماً
و میتونی بهش بگی که
قراره چند روزی نیام سر کار؟
البته
هی، مامان کجاست؟
توی اتاقشه
جین، دارم بهت زنگ میزنم چون
خب، حقیقتش اینه که ازت خوشم میاد
بیشتر از اون چیزی که بخوام اعتراف کنم
پس بیا با هم بریم بیرون
میدونم الان وقت خیلی بدیه
با توجه به اتفاقاتی که برای مادرت افتاده
و خب، بقیه چیزها
اما باید حرف دلم رو بزنم، چون خب
«اوپرا» میگه این قدرتمندترین ابزاریه که داریم
اوپرا؟ دارم چیکار میکنم؟
جین، من یه حسِ غیرمنتظره و شدیدِ
عاشقانه بهت دارم
میدونی چیه، فقط پیام میدم
همین؟
بیخیال پترا، تو بهتر از اینها میتونی بنویسی
سلام. کی اومدی اینجا؟
همین الان. اوه. چه خبر؟
اومدم اینجا که درباره جین باهات حرف بزنم
که همونطور که میدونی، ما با هم رابطه عاشقانه داریم
بله، میدونم
چی شده؟
جواب آزمایش «ایکسو» اومده
سرطان داره. مرحله سه
اوه خدای من، نه
طفلی ایکسو
و جین
چی؟
میدونی، شاید بروز ندم
اما جین برام خیلی عزیزه و بهش اهمیت میدم
چی لازم داره؟
فقط شیفتهای پیشخدمتی کمتر
و فرصت. کلی فرصت برای خودش
سلام
برای شام زود اومدی
میخواستم اول با تو حرف بزنم
میدونم، بعد از مطب دکتر
احتمالاً یکراست اومدی خونه
و شروع کردی به تحقیق کردن
و درست کردنِ لیستهای رنگی و جدولهای اکسل
یعنی واسه یه نویسنده، واقعاً توی اکسل استاده
منظورم جدولهای خیلی سادهست
فقط سر شام مامانت رو با این چیزها به رگبار نبند
الان نباید با فکتها و کلاسورها بهش فشار بیاری
انگار مثلاً میخواستم کلاسور بیارم سر میز شام
باشه، کلاسور رو نمیارم
اما اون باید تصمیمش رو بگیره
میگیره. اما زمان لازم داره
خب بابا، این دقیقاً تنها چیزیه که نداره
اگه صبر کنه، سرطان ممکنه به غدد لنفاویاش برسه
و اونموقع نگرانیهای بیشتری خواهیم داشت
راستش، به نظرم باید هر دو سینه رو برداره
وقتی بافتی نباشه، احتمال برگشتش کمتره
منم موافقم، اما باید بذاریم
خودش به این نتیجه برسه
بیا سعی کنیم یه شامِ خوب و عادی داشته باشیم
آه، بفرمایید
یه شام خوب و عادی
میتونم یه کم مرغ بردارم؟ البته
ران، سینه
بال. سینه-بال
بیخیال روگلیو
الان وقت مسخرهبازی نیست
خب بابا، کار چطوره؟
خوب. همهچیز طبق نقشه پیش میره
البته ریور داره افاده میآد
خیلی آدم پردردسر و پرافادهایه. واقعاً
گریمور باید روی چهارپایه وایسه
تا بتونه ابروهای مصنوعیاش رو بچسبونه
خیلی خب، بیاید دربارهاش حرف بزنیم
نمیدونم چیکار کنم
کلاسور کجاست؟
توی اتاقم
راستش، من فکر میکنم ماستکتومی دوطرفه بهتره
سرطانش تهاجمیه
اینطوری دیگه نگران برگشتنش نیستی
واقعاً؟
جراحی پیشگیرانه؟
بله
بابا هم با من موافقه
موافقی؟
اما انتخاب با خودته
و منم به هیچ سمتی بهت فشار نمیارم
نمیتونیم با ترس و لرز از کنار این قضیه رد بشیم
باید درباره این چیزها حرف بزنیم
حق با جینه. تو چی فکر میکنی؟
جراحی خیلی سخته. دوران نقاهت هم خیلی دردناکه
اما خب قطعاً خیالمون راحت میشه
که دیگه هیچوقت برنمیگرده
پس همه فکر میکنید باید هر دو سینه رو بردارم؟
بله
خیلی خب، پس
وقت جراحی رو هماهنگ میکنم
فکر کنم هر دو تا رو بردارم
چرا امشب شبِ پاستا نبود؟
تصمیم گرفتن خودش کلی ارزش داره
مخصوصاً اگه جین باشی
من دکتر پارک هستم
شیومارا
ایشون همسرم روگلیو و دخترم جین هستن
خوشبختم. همیشه خوبه که
یه سیستم حمایتی قوی داشته باشید
خب، میتونید مراحل کار رو برامون توضیح بدید؟
البته، بله. توی جراحی اولیه
No comments yet. Be the first to leave one.