প্রথম 200টি লাইন।
معماهای ریاضی
از زبان دبیر جدول کلمات متقاطع نیویورک سنتینل
تس هارپر
لطفاً بیایید یک بار دیگر امتحان کنیم
اگر برداشت قبلی در سطح هشت بود، شاید بهتر باشد آن را به پنج برسانیم؟
اوه، درسته، بسیار خب. پنج
متوجه شدم. متاسفم
من فقط
کمی عصبی هستم
معماهای ریاضی
از زبان دبیر جدول کلمات متقاطع نیویورک سنتینل
تس هارپر
عالی بود. کات
اسلیت پایانی
چطور بود؟
عالی بود، تس
میخواهیم برای زمانی که معماها را
به صورت تکی میخوانید، نورپردازی را تغییر دهیم
پس میتوانید ۳۰ دقیقه استراحت کنید
عالی است. متشکرم
چطور بودم؟
خب، اصطلاح «در پستولید درستش میکنیم» را شنیدهاید، مگر نه؟
اوه
تس، تو واقعاً استعداد ذاتی داری
اوه، خواهش میکنم. من فقط سعی دارم
کلمات را با ترتیب درست بیان کنم
بله، خب خوشبختانه این نقطه قوت شماست
تماشاگران عاشق این برنامه خواهند شد
دبیر جدول کلمات متقاطع سنتینل
و مسابقه «این معما را حل کن»
ترکیب بینظیری است
خب، افراد زیادی بودند که میتوانستید از آنها برای این کار دعوت کنید
چرا از من خواستید؟
تس، تو انتخاب اول همه بودی
از جمله خود من
اتفاقاتی که بین ما افتاد
دیگر مربوط به گذشتههای دور است
خب، ممنونم. بابت این حرفت متشکرم
و این تجربه واقعاً عالی بوده است
خوشحالم که دوباره با هم در ارتباط هستیم
بله، من هم همین حس را دارم
منظورم این است که چون چند دقیقهای وقت دارید
میخواهید سری به میز پذیرایی بزنیم و دلی از عزا درآوریم؟
فکر میکنید فیلمبرداری امشب چقدر دیگر طول بکشد؟
احتمالاً بتوانم کار شما را تمام کنم
تا حدود ساعت ۱۰ شب؟
چطور؟ قرار مهمی داری؟
شام با
یک دوست
بله، میدانی چیست، بیا چیزی بخوریم
برای آرام کردن اعصابم خوب است
کاملاً درک میکنم
خاله من طرفدار پر و پا قرص این برنامه است
او هیچ قسمتی را از دست نمیدهد
حال کندیس چطور است؟
منظورم این است که آن عید شکرگزاری
که با او و عمو برایانت گذراندیم
هنوز هم یکی از پنج خاطره برتر زندگی من است
بله. او حدود شش سال پیش فوت کرد
در یک تصادف رانندگی
تس، واقعاً متاسفم
او مرد فوقالعادهای بود
همینطور بود
چطور است به کندیس بگویی فردا همراهت بیاید
تا شاهد ضبط برنامه باشد؟
مطمئن میشوم نامش در فهرست باشد
واقعاً؟
اوه، خدای من
او حتماً از این کار استقبال میکند
یعنی واقعاً عاشقش میشود
و اگر راهی باشد که
بتوانی او را با ایدن بروکس آشنا کنی
ممکن است به محبوبترین آدم جدید زندگیاش تبدیل شوی
فکر نمیکنم مشکلی برای هماهنگ کردنش باشد
من نوارهای انتخاب بازیگر را هر چه سریعتر لازم دارم
یکی از شرکتکنندههای ما تازه انصراف داده است
بسیار خب، ممنون
وای
در مورد بخش ویدیویی حس خوبی داری؟
بله، عالی پیش میرود
بسیار خب، اگر به چیزی نیاز داشتی
من همین اطراف هستم، باشه؟
ممنون
همه اینجا خیلی مهربان هستند
بله
اوه، خدای من! ایان
ایان؟ ایان؟
کمک لازم دارم
خوبم، حالم خوب است
آرام باش
فقط به کمی هوا نیاز دارم
صندلی پشت سرت است. بنشین
بیا
بله، باشه. بنشین
ای وای
اوه، پسر
اوه، پسر
بیا، کمی آب بخور
ممنون بچهها
داشتم گشت میزدم
و، اه
نوری را از زیر در اتاق ایدن دیدم
و میدانستم او قرار نیست آنجا باشد
پس خواستم بروم و نگاهی بیندازم
وقتی وارد شدم
دیدم اینجا حسابی به هم ریخته است
و بعد، بنگ
چهره آن شخص را دیدی؟
یک مرد بود
موهای قهوهای داشت
حدوداً همقد من بود
تا جایی که میدانم، شاید دو نفر بودند
چرا باید کسی
به زور وارد اتاق گریم مجری شود؟
کسی چه میداند
شاید کار یکی از «ریدلرها» بوده
که دنبال یادگاری میگشته
صبر کن، «ریدلر» دیگر چیست؟
نامی است که طرفداران پر و پا قرص «این معما را حل کن»
روی خودشان گذاشتهاند
باور کن
آنها میتوانند کمی
افراطی باشند
بیشتر شبیه وسواس است
هی، درباره ایان شنیدم. حالش خوب است؟
بله، فقط سردرد شدیدی دارد
او در حال دادن بیانیه به پلیس است
تس، ایشان گراهام، همسر دانا هستند
تدوینگر برنامه
اوه، سلام. تس هارپر هستم
از دیدنتان خوشحالم. ام
ببخشید. من باید بروم
البته
اوه، میدانی چیست
یک لحظه مرا ببخشید
ببخشید. اوه، باشه
لوگان، سلام
سلام، هالیوودی
بله، خب گوش کن، برای ساعت ۷:۳۰ امشب همه چیز هماهنگ است
کافه میدان یونیون
خیلی متاسفم. همین الان میخواستم با تو تماس بگیرم
متوجه نشده بودم
اما فیلمبرداری ما تا حدود ساعت ۱۰ ادامه دارد
بگذاریم برای یک وقت دیگر؟
بله، نه، البته
همه چیز... تا الان همه چیز خوب پیش رفته؟
بله. همه چیز خوب بود تا اینکه
کسی به زور وارد اتاق گریم مجری شد
و ضربهای به سر
رئیس بخش حراست زد و او را بیهوش کرد
وای. حالش خوب است؟
بله، فکر میکنم
گوش کن، اگر کاری از دستم برمیآید بگو، خب؟
ببین، میگذارم به کارت برسی
موفق باشی، اما میدانی که
لطفاً مراقب باش
باشه، حتما
به زودی با هم صحبت میکنیم
خب، آمادهای صحنه را ببینی؟
بله، حتما
از این طرف
آن را شنیدی، نه؟
اوم-هوم. عالی بود
دارم حس میکنم
کمی غم و اندوه در فضا موج میزند
او مجبور شد زمان شام را تغییر دهد
قرار عاشقانه بود؟
نه، فقط صرف غذا با یک دوست است، نه یک قرار عاشقانه
بیخیال شو
قطعاً شبیه یک قرار عاشقانه به نظر میرسد
نه، قرار عاشقانه نیست، باشه؟
من قرار نیست از کسی نصیحت بشنوم
که با شوهرش
در کلاس دوم ابتدایی آشنا شده است
هی! چی؟
وقتی کسی را بشناسی، دیگر میشناسیاش
چطور میشود در کلاس دوم چیزی را فهمید
بیا، بیا، بیا، این را بچش
واو
اوم! فوقالعاده است، پدر
نه، نه، نه. یک ظرف با نام تو
درون یخچال هست
من و کندیس همین الان آخرین کلاس ناپلمان را تمام کردیم
ایستگاه بعدی... توسکانی
اوم
راستی... بله؟
حالا که وینستون ما را به مقصد افبیآی ترک کرده است
من همکاری شما دو نفر را رسمی میکنم
خب پس، شریک
میخواهم طی دو هفته آینده روی جدولهایی
با موضوعات یکپارچه تمرکز کنم
اوه، میتوانیم
با جدولهای فصلی برای بهار شروع کنیم
اوه، خوب است
جشنهای فارغالتحصیلی در پیش است
میتوانیم یکی طراحی کنیم که روی
اصطلاحات کالج و دانشگاه تمرکز داشته باشد
اوه
این تس هارپر است
ستاره مسابقه «این معما را حل کن»؟
No comments yet. Be the first to leave one.