প্রথম 200টি লাইন।
.این یک هشدار جهانی است
.آمادهی خبررسانیهای مهم باشید
.قرنطینه
.رئیس جمهور مُرده
این یک رویداد است .که بشر را به نابودی میکِشاند
.وحشتزده نشوید
سه سال پس از شیوعِ اول بیماری
.دولت ملی سقوط کرد
!هیچ درمانی وجود ندارد
زندان نیروی دریایی آزمایشگاه کنترل بیماری
پنجم می، سال دوم پس از شیوع بیماری
!برو
!برو
!شلیک نکن .مهماتت رو نگه دار والدز
.مهماتت رو نگه دار
فرمان اضطراری ادارهی امنیت ملی دلتا-اکسری-دلتا. اردوگاه نورهای شمالی صحبت میکنه
.جواب بده
.دلتا-اکسری-دلتا. اردوگاهِ نورهای شمالی صحبت میکنه
.جواب بده
چرا اونجا رو خالی نمیکنن؟
.تیم خروج هنوز نرسیده
محل فرود اولیهشون .اشغال شده
و منم نمیتونم با هیچکدوم .از اعضای دلتا-اکسری-دلتا ارتباط برقرار کنم
.خُب، بازم تلاش کن
.اینا مختصات مقصد جدیده
دو دقیقه دیگه صبر کن .بعدش خودشون باید یه چاره پیدا کنن
ما به محض اینکه هواپیما پر بشه .اینجا رو تخلیه میکنیم
همهی تجهیزات رو .آماده نگه دار
خدا میدونه
.شاید یه روز باز برگشتیم
.دو دقیقه !تکون بخورید
!یالا هرناندز !برو بیرون، زود باشید
.دلتا-اکسری-دلتا. اردوگاهِ نورهای شمالی صحبت میکنه .جواب بده
.دلتا-اکسری-دلتا
.جواب بده
!دلتا-اکسری-دلتا صحبت میکنه تو دیگه کدوم خری هستی؟
.سایمون کالر هستم قربان
من برای سامانهی عملیاتی .ادارهی امنیت ملی کار میکنم
.اردوگاه نورهای شمالی
از سنت کام براتون .دستورات جدیدی دارم
.یهکم الآن درگیرم
.بله قربان
ما قراره که از این اردوگاه به زودی بریم .پس میرم سرِ اصل مطلب
باید یه سری مختصات جدید .برای مقصد جدیدتون بهتون بدم
آزمایشگاه مرکز مبارزه با بیماریهای همگانی .توی مونت ویلسونـه
شما باید دکتر مِرچ و هر بازماندهای که باقی مونده رو
.به این مکان ببرید !این اولویت اول شماست
!هی هی !کاملاً مطمئنی؟
!این مختصات توی کالیفرنیا ان
.کاملاً درسته قربان
هلیکوپتر من کجاست؟
دارم میبینم که هنوز .داخل محوطهی اونجاست
.اما نگران نباش دلتا-اکسری-دلتا .من تا آخرش باهاتون هستم
!ما رو از این جهنم دره ببر بیرون !میفهمی چی میگم؟
.این در جلوشون رو نمیگیره
تا جایی که میتونی .جلوشون رو بگیر
بعد برگرد به آزمایشگاه. باشه؟
.من بقیه رو خارج میکنم .از پسش برمیای
.وقتِ اینکارا رو نداریم
!نمیتونیم الآن بیخیال بشیم
این آخرین شانس ماست که .بتونیم روی بیماری کار کنیم
!نه
به نظرم که خودشون .داوطلب اینکار نشدن
میلیونها انسان .دارن بیدلیل میمیرن
اینا هم میمیرن تا کمکمون کنن .یه واکسن براش پیدا کنیم
،اگه جواب بده .یکیشون ممکنه نجاتبخش همهمون بشه
آره، پس چرا به خودت تزریقش نمیکنی، ها؟
.نگران نباش
،اگه جواب نده .خودم کاری میکنم که برنگردی
.بسیار عالی
بر اساس تعرفهی هفتم فرمانهای مواقع اضطراری
بدینوسیله به شما اعلام میکنم که شما دستچین شدهاید
.تا بر روی شما آزمایشاتی صورت بگیرد
!ما حق و حقوقی داریم
!آخه هنوز انسانیم
،اگر آزمایش با شکست مواجه شد تمامی تلاشمون رو میکنیم
تا با نزدیکترین .خویشاوندتون تماس بگیریم
.امضا شده، توسط رئیس جمهور لیندزی بارتون
!فکر میکردم اون پتیاره مُرده
!خودش بهشخصه این رو امضا کرده
!نه !نه
!بزن !همین حالا
!نه !نه
!پنج دقیقه
!بعدش از اینجا میریم
.تیم خروج بهتره که زودتر برسه
.بهت آمرزش عطا میکنم
.وقتشه که بریم
.حق با اونه
.وقت نداریم .واسه امروز آزمایش بسه
!نه، نه !نه، نه
!نه، نه !نه، نه
.والدز ـه
.هی
.هلیکوپتر نظامیِ ویسکی براوو شش .نورهای شمالی صحبت میکنه
.دارم نزدیک شدنتون رو ملاحظه میکنم
.درست بالای سرشونی .داری عالی پرواز میکنی
دلتا-اکسری داره .بازماندهها رو از اونجا خارج میکنه
.موفق باشی ویسکی براوو .ما خودمون هم بیرون محوطه هستیم
.توی اون دنیا میبینمتون قربان
.نورهای شمالی، تمام
.تو با من میای
!وایسا داری کجا میری؟
منو با این زامبیها .تنها نذار پسر
!ولم نکن !نذار تبدیل بشم حرومزاده
!منم ببر
منم ببر یا پیدات میکنم !و مغزت رو میخورم
اون آخرین شانسمون برای .ساختن واکسن بود
.حالا باید یه کار دیگه کنی
.یالا
!هی دکتر
،اگه تا دو دقیقه دیگه برنگشتم .بهشون بگو که بدون من برن
!نه
!آره یالا !برو
!برو
مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکــنـد Mani Vampire
یکسال بعد سال سوم پس از شیوع بیماری
.به سلامتی نانا گریسوُلد
.یک بازماندهی واقعی
این روزا آدم خیلی نمیتونه .مادربزرگی رو ببینه
.مخصوصاً به پیری نانا
راستی چندسالشه؟
.63
.عجب .واقعاً پیره
.64
!منم هنوز نمُردم
.اما فکر میکنم وقتشه
.میتونید الآن برید
اون چیز مخصوصش دست توئه؟
.از اینجا به بعدش با من
آمادهای نانا؟
.معلومه که آمادهام
به اندازهی کافی .توی این دنیای متعفن بودم
.سوفیا کریستینا گریسوُلد
با این آیین هشت مرحلهای
.روحت را به آمرزش ابدی میفرستم
.بهت... آمرزش عطا میکنم
.از گارنت به وارن
.از گارنت به وارن، تمام
.ادامه بده وارن چی شده چارلی؟
،من لب دریاچهام .یهکم نیروی پشتیبانی میخوام
.دو دقیقه
چی هست؟
.به گمونم از یه گروه وامانده ان
میخوای باهاشون چیکار کنی؟
.چند دقیقهای هست دارم نگاشون میکنم
تا اونجایی هم که میدونم .دوتا مَرد ان
.بذار ببینیم خواستهشون چیه
.حتماً میتونیم برشون گردونیم
آیین هشتمرحلهای نانا چطور پیش رفت؟
.خیلی خوب .مردم خوبیان
...ممنون که انجامش دادی. من دیگه ...نمیتونم. خیلی
.چیزی نیست .خودش آماده بود
.خُب، همه اینطور نیستیم
.رسیدن
.خیلیخُب .من میرم یه سلامی بهشون بکنم
.تو از اینجا پوششام بده
.مشکلی نیست، برو و انجامش بده
.من ترتیب باقیش رو میدم
.همونجا بایستید آقایون
خودتون رو معرفی کنید و کارتون رو بگید
یه تیم از تکتیراندازها حواسشون به شماست
.پس حرکت ناگهانیای ازتون سر نزنه
.ستوان مارک هَمِند هستم .از نیروی دلتا
یا حداقل زمانی که هنوز نیروی دلتا .وجود داشت یه ستوان بودم
من از دولتی که باقی مونده توی یه مأموریت ام
.و به کمکتون نیاز دارم
چه مأموریتی؟ واسه کدوم دولت؟
ببین، راستش رو بخوای خودم هم نمیدونم که
کسی که این دستور رو بهم داده .هنوز زنده باشه یا نه
فقط میدونم که واجبه تا این شخص رو
به یه آزمایشگاه پزشکی .توی کالیفرنیا ببرم
!اونم زنده
خُب، پس فکر کنم .فعلاً بهش شلیک نکنم
اون کیه؟
دکتری چیزیه؟
.نه دقیقاً
.اسمش مورفیـه
و ممکنه آخرین و بهترین شانس .برای نجات نسل بشریت باشه
.سلام عزیزم، منم
وقت داری صحبت کنیم؟
.بیخیال عزیز دلم
.من همیشه واسهت وقت دارم .خودت که خوب میدونی
فقط میخواستم مطمئن شم
همونطور که قول دادی واسه کریسمس
میتونی بیای یا نه؟
.دیزی، فعلاً مطمئن نیستم
.اوضاع اینجا خیلی درهمبرهمه
تو هم کُشتی خودت رو با .مأموریتهای فوق محرمانهات
نمیتونن یهکم بهت مرخصی بدن؟
.همه خیلی حالشون گرفته میشه
.میدونم
.اما به زودی میام، قول میدم
کابوی چطوره؟
.خوبِ خوبه
دوباره یکی دیگه .از کفشات رو جویده
بعضی اوقات فکر میکنم .اون بیشتر دلش واسهت تنگ شده
.اگه همچین چیزی امکان داشته باشه
هی، اون چیزایی که توی اخبار از واشنگتون نشون دادن رو دیدی؟
مخمصهی بدیه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.