The Upshaws

The Upshaws

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 7

রিলিজ তথ্য

The Upshaws S07E11 Help Less 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 11 The Upshaws 2021 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-12
ডাউনলোড: 18
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

عزیزم، در رو باز کن

نوکرتم عزیزم، رفتم

ممنون

عزیزم، لطفاً اون لکه‌ی روغن رو از روی ورودی پارکینگ پاک کن، وگرنه خودم این کار رو می‌کنم

خیلی خب، به لکه‌ی روغن من دست نزنیا

این تنها چیزیه که از ماشینم برام مونده

آره می‌دونم. با دستای خودت ساختیش

چرا این خریدا رو نمی‌گیری و یه شامی برای ما راه نمی‌اندازی؟

فکر کردم داریم صرفه‌جویی می‌کنیم

پشتِ جعبه‌ی این غلات عکس کارتونی‌هایی هست که می‌شناسمشون

می‌شه آروم باشی؟ فقط غلاته

فقط دارم می‌گم، همین الانش هم

وضع جیبمون اون‌قدرا هم رویایی نیست

اووه، دختر، من اومدم

اووه

آرتروز

آخ

اومدم عزیزم. آلتیا، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

فردا روز انتخاباتته

ای وای خدا. حالا کاندیدِ چی شدی؟

هیچی. انتخابات که تموم شد رفت

دروغ می‌گی

آخ دختر، می‌دونی که ساعت بدنم کلاً قاطی‌پاتی شده

از وقتی اون معجون "آیاواسکا" رو امتحان کردم این‌جوری شدم

من... من... واقعاً اینجام، مگه نه؟

بله

آه، چه خوب

خیلی متأسفم که نبودم. اووه

ولی مهم اینه که تو تمام تلاشت رو کردی

حلزون شاید تند راه نره، ولی اگه با هدف بره

آی کثافت

من برنده شدم

اوه! اوه، جدی؟

آه

ببینتت، با وجودِ همه‌ی سختیا پیروز شدی

خب، می‌دونی چیه؟ پس لازم نیست من اینجا باشم

می‌رم به اسپنسر دلداری بدم

اون به یه آغوش گرم نیاز داره که روش های‌‌های گریه کنه

من هنوز واسه ماشینم غصه‌ دارم

می‌ذاری من رو چی گریه کنم؟

اون واسه اون ماشین خیلی زحمت کشیده بود، فرانک

احتمالاً الان خونه نشسته و به همون جایی که ماشینش بود زل زده

اگه خودت رو گرم نکنی، تو هم باید زل بزنی به جایی که من قبلاً بودم

بالاخره می‌خوای این مرواریدها رو به دست بیاری یا نه؟

فکر کردم برنامه‌مون خوش‌گذرونیِ شبونه‌ست

نه، قرار بود شب‌ها رو تم‌دار کنیم تا برای سفر دریایی‌مون آماده بشیم

تو خودت خوش‌گذرونیِ شبونه رو بهش اضافه کردی

و الان باید بهم شیرینی می‌دادی

منم باید دنبالِ دوست‌دخترای قدیمیم می‌گشتم

ببین، فقط

ده دقیقه بهم وقت بده

بعدش قول می‌دم بذارم به خرچنگم نگاه کنی

آه

کجا می‌ری؟ ده دقیقه فقط حرف می‌زنیم

باشه

گوش می‌دم

خیلی خب. حالا

عقلم می‌گه قطع کردنِ دستِ بنی از پول کار درستیه

ولی دلم می‌گه شاید الان وقتِ مناسبی نباشه

خب، پس کِی وقتِ مناسبیه؟

بعد از اینکه یه هشت هزار دلارِ دیگه بهش بدیم؟

این کار برام سخته

هر بار که می‌خوام پول دادنش رو قطع کنم

انگار تصاویرِ قحطی و بدبختی جلوی چشمم می‌آد

عالیا که داره کفش‌هاش رو وصله می‌زنه

مایا که تو صفِ نون وایساده

رجینا که لبِ رودخونه داره لباس‌ها رو روی سنگ می‌کوبه

می‌دونی تو چی هستی؟ تو یه معتادی

چی بهم گفتی؟

تو به خانواده‌ت اعتیاد داری

تو معتادِ کمک کردنی

تو باید بری تو یه کلینیکِ ترکِ اعتیادِ "کمک‌ادون" بستری بشی

داری چرت می‌گی. ول کن بابا

من هر وقت اراده کنم می‌تونم کمک کردن رو ترک کنم

اون‌ها... اون‌ها اگه موش هم داشته باشه بدنشون رو می‌جوه

من از کنارشون رد می‌شم و نگاهشون هم نمی‌کنم

شاید حرفت رو باور می‌کردم اگه همین الان

خیلی ضایع داشتی براشون پول واریز نمی‌کردی

این آخریشه، فرانک. قول می‌دم

من... من... بعد از این ترکش می‌کنم

مثل کوه استوار

استوار، استوار، استوار، استوار

بیا دیگه. فقط یه دونه انگورِ دیگه

لعنتی

فقط یه زنگِ طلایی

لعنتی

آها، پس این‌جوری می‌خوایم سرمایه‌ی بین‌نسلی جمع کنیم؟

من به فکر بچه‌هایی که هنوز ندیدم نیستم. من الان به پول نیاز دارم

لعنتی

خب، من اومدم

صبر ندارم تا ببینی چی برات آوردم

لوکرشیا، اگه به زشتی حساسیت نداشتم، می‌بوسیدمت

می‌دونستم هوامو داری

بنی، من نه هوای پشتتو دارم، نه جلوتو، نه بغلتو

نه گردنتو، نه لاله‌ی گوشتو

نه اون زبون‌کوچیکه‌ای که تهِ گلوت آویزونه

نه زانوهات، نه پشتِ زانوهات، هیچی

ولی قراره روزت رو بسازم

بیا که اومدم

فرانک، اون هیکلِ گنده‌تو بیار اینجا

خب، دکترِ فیزیوتراپم حتماً از این خوشش می‌آد

این دیگه چه کوفتیه؟

چیزی که هر سیاست‌مداری بهش نیاز داره

یه دستگاهِ کاغذخردکنِ صنعتیِ خفن

ببین، یه نفر تو اون شورا کلاهبرداره

وقتی مامورای فدرال بیان دمِ درِ خونه‌ت، خواهرم نباید هیچ مدرکی علیه خودش داشته باشه

خب، ما دیروز رای دادیم که سطل‌های بازیافت همون آبی بمونن

اوکی، خب ببین، وقتی اون عضوِ شورا، استیونز، لو رفت

شرط می‌بندم آرزو می‌کرد کاش یه خواهری داشت که فکرِ اینجاها رو می‌کرد

اون‌ها هر چقدر دلشون می‌خواد می‌تونن بچه‌های پاکستانی استخدام کنن

ولی هیچ‌وقت نمی‌تونن کاغذهای خردشده‌ی تو رو دوباره بهم بچسبونن

خیلی خب، لوکرشیا، شوخی رو بس کن. چی برام آوردی؟

بنی، من حتی هوای انگشت کوچیکه‌ی پات رو هم ندارم

هوای... سوراخ‌های بینیت رو هم ندارم

هوایِ اون

به این گودیِ بالای لب چی می‌گن؟ اسمش چیه؟ چی...؟

فیلتروم

همه این رو می‌دونن، رجینا

نه تو آدمِ خاصی هستی و نه خواهرت مالیه

کوفتتون بشه همه‌تون

هی! کی لکه‌ی من رو پاک کرده؟

آهان، اونجاست

خیلی خب، بابت این ممنونم، حدس می‌زنم، ولی این رو کجای دلم بذارم؟

داریم برات توی زیرزمین یه دفترِ کارِ خونگی درست می‌کنیم

"داریم"؟

ما اصلاً نمی‌خواستیم بیایم اینجا

توی وانِ حموم داشتیم با خوشی شیرینی‌مون رو می‌خوردیم

دارم همه چی رو می‌کَنَم

می‌خوام برات یه ورودیِ جداگونه بزنم، کف رو بازسازی کنم و یه آشپزخونه‌ی کوچیک هم بذارم

آره واقعاً، چون دقیقاً همینه که لازم دارم؛ یه آشپزخونه زیرِ اون یکی آشپزخونه‌م

خب رجینا، جای دیگه‌ای نمی‌شه گذاشتش. لوله‌ها اونجان

منظورم اینه که تغییر مسیرِ لوله‌ها فقط یه هزینه‌ی اضافی و بی‌خوده

همه‌ش اضافی و بی‌خوده

خیلی خب، باشه، آشپزخونه پر

ولی، می‌دونی، بذار برم چندتا دیوارِ کاذب رو بکنم

می‌خوام بذارم خودِ زیرزمین بهم بگه که می‌خواد چی بشه

می‌خواد یه زیرزمینِ ساده باشه. ای بابا! چی آخه

فرانک، نمی‌خوای جلوی زنت رو بگیری؟

می‌خوای؟

مگه شماها قرار نبود برید سفر دریایی؟ هان؟

مگه قرار نبود اون بره بیرون واسه خودش گرمکنِ بیکینی بخره؟

می‌دونم این موضوعِ حساسیه برات، رجینا

ولی باید اجازه ندی دیگه خواهرت بهت کمک کنه

همین الان بهش گفتم

که اون کاغذخردکنِ بچه‌های پاکستانی رو نمی‌خوام

و بعدش اجازه دادی بره توی زیرزمین

ببین، حالا که دستِ بنی رو از پول کوتاه کرده، بدنش به خارش افتاده، رجینا

یه جوری حرف می‌زنی انگار معتاده

بله! دقیقاً

ببین، خودش این رو نفهمید

ولی واقعاً هست

اون یه معتاده، و تو هم موادِشی

خب چرا معتاد رو آوردی تو شیره‌کش‌خونه؟

چون معتاده اسلحه داره

خیلی خب، تونی؛ می‌دونم چه‌جوری این تعمیرگاه رو نجات بدیم

اوه لعنت

نقشه داری؟

می‌دونی که من همیشه نقشه دارم

از الان تعمیرگاه ۲۴ ساعته بازه

یعنی، کلاً با هم؟

من نمی‌خوام این کار رو بکنم پسر. پس کِی بخوابیم؟

وقتی پولدار شدیم

تونی، فکرشو بکن

ماشین‌ها شب‌ها هم خراب می‌شن

ما عملاً داریم روی پول می‌خوابیم

یعنی، ما خوابیم

و... و... و ماشین‌ها دارن خراب می‌شن و ما داریم پول رو از دست می‌دیم

پول تو خیابونه، اونوقت ما خوابیم

درسته

ببین، اوم

تو داداش منی، و می‌دونی که به عنوان یه دوست، من پایتم

ولی به عنوان یه کارمند

باید دست از این کارها برداریم

منظورم اینه که هی از این نقشه به اون نقشه نپریم. ما هیچ پشتوانه‌ای نداریم

لوکرشیا دیگه قرار نیست به دادمون برسه

ما به اون نیازی نداریم

تنها چیزی که نیاز داریم این "رد بول"ـه

و این قرص‌های بی‌خوابی

مثلِ "اسپیدبال" می‌مونه

اول می‌آی پایین، بعد می‌ری بالا، دوباره می‌آی پایین، دوباره می‌ری بالا

بیا، اول تو امتحان کن. خوشت می‌آد

هی، شماها بازین؟

هی، شماها بازین؟ هی، برت، برو به جهنم

آره، بازیم

هی، چه خبره؟ تونی، اون کونِ خواب‌آلوتو بلند کن

سلام عزیزم. این دیگه...؟ بهت گفتم که ملت می‌آن، پسر

ساعت چنده؟ ساعت، اوم

ای بابا، که همون ساعتِ کاریِ معمولیه

پسر، ما اون‌قدر وقت باز بودیم که دوباره نوبتِ باز شدنمون شد

ما باید نیم ساعت پیش مغازه رو باز می‌کردیم پسر

سرِ کار خوابیدی، بازم دیر کردی! من بیدارت کردم

اوم... نفرِ سومی هست که بتونم باهاش حرف بزنم؟

نفراتِ سوم همیشه می‌رن. چی لازم داری؟

میزان‌فرمونِ ونِ تحویلم یه مشکلی داره

همش می‌پیچه به چپ، در حالی که من نمی‌خوام

باشه، آره، تونی، بیا دیگه پسر. به خوردنِ موادت ادامه بده. برو بیارش تو

من یه برگه‌ی سفارش اینجا دارم

یه چاله جلوی گل‌فروشیمه که همش کامیون‌هام رو داغون می‌کنه

شهرداری همش می‌گه درستش می‌کنیم ولی هیچ اتفاقی نمی‌افته

خب، زنِ من توی شورای شهره. می‌خوای یه سفارشی بهش بکنم؟

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left