প্রথম 200টি লাইন।
آنچه در ناوبر فضایی گالاکتیکا گذشت
فکر کنم که واقعاً اختر، شبیه ماندالا هستش که توی معبد بود
شاید نشونِ یه جاده به سمت زمین بود
این توی معبد هم بود ایده نقاشیت رو از کجا آوردی؟
یه چیزی بود که از وقتی که بچه بودم باهاش سرگرم میشدم.از الگوش خوشم میومد
استارباک، خیلی داری پایین میری بجنب لی.از اونجا بیارش بیرون
برگرد بذار برم
اونا منتظر من هستن
نه
گایس بالتار، بعد از بررسی دقیق مدارک
این دیوان شما رو گناهکار نمیدونه
عقب نگهش دارین، ببرینش بیرون
ببرینش بیرون اُه
گایس، چیزی نیست.با من بیا داری منو کجا میبری؟
به زندگی جدیدت
داریم به سمت توده یونانی میریم وضعیت رو گزارش بدین
سنسورها نوسانات نیرویی شدیدی رو نشون میدن الآن کل ناوگان رو چک میکنم
حقیقت داره، ما سایلان هستیم
از همون اولش هم بودیم
ارتباط راداری داریم.یه ناوگان بزرگ سایلانی تو مسیر برخورد با ماست
پرش اضطراری واسه کل ناوگان رو میخوام
قربان، تو زمان قطعی، تموم سفینه ها از کار افتادن
حداقل بیست دقیقه واسه گرم شدن موتور ف.ا.ن وقت لازمه
ما بیست دقیقه وقت نداریم ایستگاه ها دست به کار شین
تو کل سفینه، موقعیت یک رو برقرار کنین تمام خلبان های وایپرها سریعا گزارش بدن
یه مورد ناشناس طرفِ شمالِ شرقِ من هستش میرم که بررسیش کنم
وااو چه غلطا؟
سلام لی کِرا؟
من رفته بودم زمین میدونم جاش کجاست
و میخوام که خودمون رو ببرم اونجا
نه
نه، نه، این احمقانست
من دیدم که سفینت منفجر شد حالا که اینجوری بنظر نمیاد
نشنیدی چی گفتم؟
من رفته بودم زمین زمین
اقیانوس های بزرگِ آبی ابرهای سفیدِ پُف پُفی
عاشقش میشی، قول میدم
سریعا اون سفینه رو شناسایی کنین
قربان، دارم کدهای شناسایی کلونیالی رو بررسی میکنم
با لی ارتباط برقرار کن دارم سعی میکنم قربان
دارم سیگنال مخصوص سفینش رو دریافت میکنم صداش که صدای خودشه
صبر کنین، صبر کنین، این واقعی نیست، یه حقه هستش دوباره تاییدش کنین
دارم چک میکنم
دشمن داره نزدیک میشه، بیشتر از دویست تا هستن
ر.گ.ه از بین ببرشون تمام خلبان ها، گالاکتیکا صحبت میکنه
خطر از نوعِ بی-آر سیصد و پنجاه و برخوردِ دویستو یازده رپترها برای پرتاب موشک، عقب نشینی کنن
استفاده از سلاح آزاده
ایندفعه دیگه منو گم نکن آپالو
اُه، به هیچ وجه
یکی رو ترکوندم
بگیرین، تُسترهای لعنتی آدمیرال، این حقه سایلان هاست
وایپرها جلوی پیشروی اصلی سایلان ها رو گرفتن
امّا بقیشون دارن میان جلو هر چیزی که میتونه پرواز کنه رو سریع بفرستین بیرون
سال، سال
مشکلت چیه؟ هیچی بیل
تابحال از این بهتر نبودم
نه
کلنل تای
یه دستور بهت دادم
هر کسی که تابحال یه میله دستش گرفته رو بفرستین اون بیرون
پیداشون کن، بفرستشون بیرون
قربان
توجه کنین، نائب فرمانده صحبت میکنه
آماده شین، برین.اون وایپر رو آماده پرواز کنین اون وایپر رو آماده پرواز کنین
این تازه کارها کجان؟ مامانتون قرار نیست شما رو امروز نجات بده
یالا، میخواین پرواز کنین یا نه؟
بیا، آماده شو، بریم هی، هی، این دیوونگیه
اگه یه سوییچ بچرخه و من علیه خودمون بشم چی؟
مشکلت چیه؟ همونطوری که کلنل تای گفت، باشه؟
بهش فکر کن.تا روزی که میمیری اون کسی باش که میخوای باشی
گفتنش راحته چون همین الآن هم نمیدونم که چی هستم
تو ساموئل تی.آندرس هستی حالا لَشِت رو ببر تو سفینه
مگه قراره کسه دیگه ای باشه؟ هِی، روک
اون بیرون خونسرد باش باشه
اون تو میمونی و کاری رو که آموزش دیدی رو انجام میدی
مثل آماده شدن واسه بازی های قهرمانی
آره، درسته.خوب شکار کن
اگه اون متوجه نشد، شاید بقیه سایلان ها هم متوجه نشن
آره، خب، منتظر نشو تا بفهمی، اول تیراندازی کن
لَشِت رو ببر اون تو.برو بکششون
یالا.بیاین این وایپرها رو آماده کنیم
آندرس، برو تو وایپرت باشه، باشه، باشه
دارین منو کجا میبرین؟
یه جایی که بعنوان بخش استفاده نشده پیدا کردیم
بزن بریم ! باشه ببخشید
قربان، پیکسیس رو از دست دادیم اُه خدایان من، کاپیتان تارنی اونجا بود
ششصد نفر تو اون سفینه بودن
چطوری ما رو پیدا کردن؟
سوال همینجاست، درسته؟
سفینه مرکزی داره موشک پرتاب میکنه چهل تا...تصحیح میکنم، بیشتر از پنجاه تا دارن میان
نصفشون به طرفِ ما، نصف دیگشون به طرفِ ناوگان
موشک هایی که دارن به سمت ناوگان میرن رو هدف بگیرین
ما میتونیم با ضربه ها کنار بیایم، ولی اونا نمیتونن
موشک های دشمن دارن به سمتِ غیرنظامیا میرن
خیلیخُب، من ساموئل تی.آندرس هستم
توی پایکان متولد شدم به مدرسه ابتدایی نویس رفتم
دستت رو از روی دکمه بردار داری سیگنال رو مختل میکنی
دریافت شد
اُه، اینجا رو نگاه کن
لانگ شات، یه موشک رو میبینم
تورکی، پایین سمت راست یکی داره حرکت میکنه
لانگ شات، من
تَلی، هوات رو دارم
سیلیکس، یه جنگنده دنبالته
شلیک کن آندرس
دارم سعی میکنم خدایان من، یالا
قربان، نیروی ضربتی سایلان ها به سفینه هاشون برگشتن
سفینه های مرکزی دارن واسه پرش آماده میشن دارن عقب میکشن
ما هم باید قبل از اینکه نظرشون عوض شه، همینکارو بکنیم
هیلو، به جنگنده ها بگو که از عقب نشیتی ما پشتیبانی کنن
چشم قربان تمام جنگنده ها حالت پشتیبانی از جلو رو انجام بدن
اونا ما رو گیر انداخته بودن، کارمون تموم بود
پس چرا گذاشتن که بریم؟
شاید یه چیزی عوض شده
مثلا چی؟
نمیدونم خانم رئیس جمهور
نمیدونم
گایس، اینجا جات امنه
درسته
تکنسین، ازت میخوام که هر چه سریعتر، دیدِ دوربینِ اسلحم رو بیشتر کنی
یه عالمه عکس از پیک نیکی که رفته بودم گرفتم
من لیست بعد از پرواز رو میگیرم میخوام یکم استراحت کنم تا بتونم دوش بگیرم
نمیتونی اینکارو بکنی
موضوع چیه؟
باشه
باشه، منم همینطور ایرادی نداره، مشکلی نیست
به معجزه اعتقاد داری؟
نه
به همه گفتم که تو حالا حالاها نمیمیری
باشه، من خوبم، حالم خوبه
خوبم
چرا از این لباسا پوشیدی؟
من تمرینات وایپر رو یه هفته پیش تموم کردم و شروع کردم به پرواز کردن
آخه
استارباک
موفق شدم رئیس
زمین رو پیدا کردم
همه عقب وایستن حرکت کنین
عقب وایستین
ازت میخوام که بری درمونگاه
کاتل ازت یه آزمایش فیزیکی میگیره
چه خبر شده؟ من فقط چند ساعت بیرون از این سفینه بودم
و همۀه جوری رفتار میکنن چند ساعت؟
کِرا، تو بیشتر از دو ماه میشد که رفتی
غیر ممکنه
ساعت سفینه شش ساعت رو نشون میده و دره حرکت میکنه
پس ساعتت اشتباست کِرا
سَم داره راست میگه
ما فک کردیم که تو مُردی
چی؟
گایس، میخواستم بهت بگم که ما زود برمیگردیم
لطفاً تنهایی جایی نرو
امن نیست اگه چیزی احتیاج داشتی، تریسی اینجاست
بعد از اینکه دِریک رو دیدیم، برمیگردیم
اُه، دِریک پسر کوچولوته دیگه، درسته؟
همونی که تو درمونگاهه آره
آره، واسه خوب شدنش دعا میکنم
واقعاً؟ آره
اُه، ممنونم وظیفمه
مرسی پس برنامه چیه خانم ها؟
برنامه؟
خب، اینجا واقعاً خوبه
یه جورایی قشنگه
من کِی از اینجا میرم بیرون؟ کِی از این سفینه میرم بیرون؟
نیروی امنیتی خیلی گیره.علاوه بر اون علاوه بر اون چی؟
فقط میخواین من رو اینجا نگه دارین هیچ سفینه دیگه ای تو رو نمیخواد
امم، ما برمیگردیم
دیروز قرار بود اعدام بشی
امروز آزادی.دیگه چرا ناراحتی؟
اُه، خدایا، نمیدونم
از رئیس جمهور جوامع بودن به اینجا رسیدم
پادشاه احمق ها
فکر کنم اینکه همه از من متنفر باشن بهتر از اینه که اینا منو دوست داشته باشن
سرنوشتم این شده که تو این قوطی فیلم بقیه عمرم رو بگذرونم
نمیدونم، شاید مربوط به تغییر حالتهای وحشیانم باشه
آروم باش گایس.فک میکنی که این همه راه تو رو آوردم که عاقبتت این شه؟
من به تشویق نیاز دارم
یه مقدار امید به آینده یه جور آگاهی
تو من رو داری.من برای تو اینجام
خیلی قشنگه
سلام.ببخشید، چی؟
جوری که دعا میکنی رو میگم
اُه، آره، آره اُه، مرسی، آره
عین این تشریفات مذهبی توخالی نیست
نه، نه
یه طوریه انگار که خدایان کنارت هستن
خب، آره
وقتی که من دعا میکنم
احساس پوچ بودن دارم
واقعاً؟ خجالت آوره، نه؟
خدایانش اشتباه هستن.بهش بگو
اگه موقع دعا کردن به زئوس، پُسایدن یا آفِردایتی
احساس پوچی میکنی بخاطر اینه که اونا خودشون پوچ هستن
یه تجربه خالیه.اونا
اونا واقعی نیستن
اونا توسط نظر یه شخص برگزیده
ترویج داده شدن
تا تو نتونی حقیقت رو متوجه بشی
کدوم حقیقت؟
سوال خوبیه.جواب چیه
No comments yet. Be the first to leave one.