প্রথম 200টি লাইন।
Wizards Of Waverly Place:The Movie
جاستين"،من کيف ات رو پيدا کردم"
فکرش رو بکن اگه من بازش کنم و تمام وسايل شخصيت رو ببينم چي ميشه؟
باشه،مرسي
امکان نداره
"جا...جاستين"
چه اتفاقي داره ميفته؟ همه حالشون خوبه؟
الکس"؟"
شگفت انگيزه،بابا اين هرچي که هستش ميتونم واسه خودم نگه اش دارم؟
ميدونستم "الکس" ميره سراغ کيفم
واسه همين يه طلسم روش گذاشتم الان طلسم رو پاک کن
البته،يه کيف پيام رسان دلپذير
هيچ نظري دراين باره ندارم
...ولي ما بهترين
انجامش بده بزار نگاش کنيم که ميره اين ور اونور
جادو براي محافظت از کيف بود
طلسم رو باطل کن و عفريته رو ولش کن
باشه،خيالي نيست من رفتم داخل کيف مزخرف تو
گفتي "عفريته"؟ هممممم
ولي ببين چي از توش پيدا کردم
عصاي خانوادگي و کتاب طلسم هاي ممنوعه
جاستين" پنهاني و بدون اجازه برش داشته"
نظرم درباره جرات تو داره عوض ميشه
من برش نداشتم بابا دادش به من
و دوباره نظرم درباره جرات تو عوض ميشه
بابا،چطور تونستي اينو بدي "جاستين"؟ اين کتاب ممنوعه
خودت گفتي که ما اجازه نداريم حتي بهش دست بزنيم
گفتي که ما آماده ي اين نيستيم
فکر کنم منظورش از "ما" يعني تو باشي
...الکس"،اگه يه روزي احتمالا تو امتهانتو بدي يا"
نشون بدي که ميتوني از عصاي خانوادگي استفاده کني...
ميخوام بگم که اينا واقعا قدرتمند هستن
...و يقينا چندين مرحله مسئوليت پذيري
ولي من به اندازه کافي مسئوليت پذير هستم منم ميتونم مورد اعتماد باشم
بنظرم اين کاملا بي انصافي در حق من و "مکس" هستش
درسته "مکس"؟
رفيق "مکس"
رفيق،نميخواي الان يه کمکي کني
من حتما يکي از اينا ميخوام
خب،من راستش هيچ نظري درباره عصاي بزرگ و عالي ندارم
ولي اگه کسي بخواد الان بازي کنه فکر کنم اون نفر تو باشي
اصرار نکن بايد بريم عزيزم
ميخوام که عصا و اون کتاب رو همونجايي که پيدا کردي برگردوني
مرسي
باشه،بهرحال من اصلا نميخوامش
کاملا دروغه
صبر کن ببينم،بقيه کجا رفتن؟
ميخوام شما بچه ها تا وقتي ما برميگرديم همه چيز رو تموم کرده باشين
باشه،پسر اين بهترين تعطيلاتي ميشه که داشتيم
دارن ميرن به کوه آتشفشان؟
نه پس چطور ميتونه بهترين باشه؟
"سلام آقا و خانوم "روسو ...هي "هارپر"،اون
هي..."هارپر" اينجا چيکار ميکنه؟
اه،درسته،از اونجا که شما داشتيد ...بار و بساط مسافرت مي بستيد فکر کردم
...و از اونجا که من نميخواستم بيام همين الان بهت چي گفتم؟
اه،کِي؟ اونجارو ميگي؟
اصرار نکن،قبلا هم بهت گفتم تو نميتوني به اين مهموني بياي
"اين همه راه تا "بروکلينه بعلاوه من خانواده ي اون دخترا رو نمي شناسم
ولي مامان،همه دارن به اين مهموني ميرن
راست ميگه،کلي اعلاميه زدن در و ديوار
چرا داري زندگيم رو خراب ميکني؟
...داري همون حرفي رو ميزني که
داشتم به زور مي بردمت به تعطيلات بهم گفتي...
خب،بهرحال کار کرد
...الکس"،عزيزم"
ميدونم که بزرگ شدي و ميخواي يکم استقلال پيدا کني
و ميدونم وقتي ما بريم با هارپر" توي اين زمينه هم موفق ميشي"
ولي بايد اينم درک کني که همچين کاري براي من خيلي سخته
پس برام مشکلش نکن،باشه؟
بابا،خواهش ميکنم،فقط دفعه اولم بود ...دفعه ديگه خيلي
دفعه بعدي نيست
شنيدي که مادرت چي گفت
...و فقط محظ آشکار سازي
راهپيمايي،پرواز،تلوپورت يا دفعه بعدي نباشه
وقتي از اينجا رفتيم نباشه
شيرفهم شد؟ آره شد
خوبه
بابت اش شرمنده
مشکلي نيست،هنوزم ميتونيم يه چيز عالي که شايسته سن امون باشه پيدا کنيم
نه،هنوزم ميريم اونجا
ولي پدر و مادرت گفتن نميتونيم از خونه بريم بيرون
دقيقا
واسه محض اطمينان
فکر کنم اين واقعا راس راسکي ايده ي بدي هستش
فقط وقتي بد هستش که هدف بدي داشته باشي نابغه عاشق اين راههاي گريز ام
"الکس"
ميشه يکم سرعتش رو کم کنيم؟
آره،ولي نه ميتوني با اينا خودت رو سفت نگه داري
باعث ميشن کنترل خودت رو از دست ندي
اما زياد نگران نباش،اين قطار جادو شده و خودش ميدونه کجا بايد بره
پس چرا داره از شهر خارج ميشه؟
چهل ثانيه
چهل و نه چهل هفت
مسير بروکلين از يه طرف ديگه ست
اون طرف رودخونه ست
طلسم هاي احمق صبر کن
اه صبر کن،اشتباه من بود بايد نقشه رو وارونه بگيرم
خيلي خب
ما رو در مسير درست قرار بده
زود باش ما رو به خيابان برگن ببر
واقعا کار با اين طلسم هاي ممنوعه خيلي آسونه
طلسم هاي ممنوعه؟
"چرا از چيزي که اسمش "طلسم ممنوعه هستش استفاده ميکني
اينا ممنوعه و منم ميدونستم
چون اسمش دقيقا ممنوعه هستش
وقتي عصاي درست رو دستت داشته باشي مشکلي پيش نمياد
خب،الان عصاي درست رو داري؟
نه،ظاهرا اون خيلي قدرتمنده و منم به اندازه کافي مسئوليت پذير نيستم
و همينطور نميشه بهم اعتماد کرد حالا هرچي که اسمش رو بخواي بزاري
اول تو برو اول تو برو
"الکس" اه خداي من
...نه،چيکار "هارپر"
جدي!کي اين مترو رو طراحي کرده
موفق شدم
باروم نميشه خودمون رو نجات دادم
واقعا باورم نميشه
نه،تو نجات ندادي من نجاتتون دادم
اه "جاستين"،مرسي مرسي،مرسي
هارپر"،ازش تشکر نکن"
فقط واسه اينکه بتونه به من بگه اين کارو انجام داد
آره،در واقع همينطوره چون تو نميتوني انجامش بدي
وتقي که اون از پسش برنمياد خيلي خنده دار ميشه
...ولي دلم نميخواد الان که داريم به
تعطيلات ميريم برم زود به بابا و مامان بگم...
نميزارم چيزي که برام مهمه رو خرابش کني
مشکلي نيست چون منم چيزي بهشون نميگم
ميدوني چرا من بهشون نميگم؟
مگه همين الان دربارش صحبت نکرديم؟
چون واسه اولين بار من با عصاي قدرتمند خودمون جادو کردم
...و بايد بگم که بايد بگي
واقعا کارش حرف نداشت
تقريبا کارش خوب بود
باشه...خب.خداحافظ
شرمنده که ديگه نميتوني باهام بموني
اه،نه،من واقعا دلم نميخواد با تو باشم
اون (مادرش) همه ي اين نقشه ها رو کشيده
هميشه از معصوميت من استفاده ميکنه و بهونه تراشي ميکنه
خودتم ميدوني که حقيقت نداره تو عاشق مادرت هستي
منم نگفتم که نيستم ...فقط
فقط دلم نميخواد دو هفته تمام به يه تعطيلات مضخرف خانوادگي برم
شماها لباس هاي هم شکل ميپوشين؟
چون واقعا افتضاح ميشه
يکي از اين روزا تو يه مسابقه جادوگري برنده ميشم
و بعدش به يکي از جادوگرهاي قدرتمند تبديل ميشم
...خب،اگه عاشق يه انسان فاني بشي
و بعدش مثل بابات بيخيال قدرت هات بشي چي؟...
هنوزم باورم نميشه که اون کرد
من باورم ميشه،من از داستان هاي رومانتيک خيلي خوشم مياد
همينطورم بود
کمک ميخواي؟
نه،من قطعا نيازي به کمک تو ندارم
پس...خداحافظ
...باشه،ولي تو يکي از اين روزا
شايد ديگه من نباشم تا بهت پيشنهاد کمک بدم...
مامان
متاسفم منظوري از اين کار نداشتم
ميدونم چه منظوري داشتي کارتو تمام بکن
تموم شد
تموم نشد ديدي چيکار کردم؟
بهش ميگن تغيير شرايط
اميدوارم که دست از اين تغيير شرايط برداري
چون دلم ميخواد اين تعطيلات بدون جادو باشه
بدش بياد
عصاي تورو لازم دارم
چي؟ نميتونم عصامو بدم
بابا،کلي طلسم هستش که من حتي شانس اينو نداشتم که انجامشون بدم
"مکس"
بُز؟
بايد ببر باشن نه بُز
باشه،اگه عصامو بهت بدم بازم ميتونم با دستام جادو کنم
قرار شد که جادو بي جادو
نميشه فقط واسه دو هفته جادو در کار نباشه
داريم به جزاير کارائيب ميريم
اونجا يکي از بهترين و جادويي ترين مکان توي کل دنياست
اينا بخاطر "الکس" هستش،نه؟
...جاستين"،هميشه موضوع درباره"
خب،باشه،آره بخاطر اونه فقط اون عصا رو بده من
زودباش زودباش
اون عصا رو بده من اون عصا رو بده من
باشه
"يادآوري:دفتر يادآوري (يادداشت) فراموش نشه"
خب،وقتشه رفقا همه آماده ان؟
حاضرم
آخه کي لباس زير لازم داره
آماده ام
آماده ام
آماده اين؟ لبخند بزنين
بگو که اين جذاب ترين چيزي نيست که تاحالا ديدي
آره...متاسفم
يه تعطيلات خانوادگي واقعي خيلي خوش مي گذره
شما بچه ها عاشقش ميشين همه چي توش هست
اه آره،خيلي قشنگه
ميدونين جايي که ميريم همون جايي هستش که من و پدرتون اولين بار همديگرو ديديم
بازم ميخواد بگه
اه خواهشا نگو
داستانش رو قبلا بهتون گفتم؟ و بازم شروع ميکنه به گفتن
...اولين تابستون بعد از فارغ التحصيل شدنم از دانشگاه بود
توي استخر دراز کشيده بودم،درسته؟
من آب انبه سفارش داده بودم
آب "گوا" بوده
No comments yet. Be the first to leave one.