প্রথম 200টি লাইন।
آنچه گذشت...
مارک کالینز؟
یکی از اعضای تیم بود با هم کنار نیومدیم
بیرون کردن من از اسکورپین خیانت بزرگی بود
اگه بدون دستور مستقیم بازش کنم
5-6 تا از قوانین فدرال رو زیر پا گذاشتم
کار ما مهمتره
کالینز
شما به جرم توطئه در فرار بازداشت هستید
- وکیل میخوام - من میخوام وکیلت بشم
- تو چی؟ - از پسش برمیام
من یه خونواده میخوام همیشه یه خونواده میخواستم
و میخوام با تو خونواده داشته باشم
چون دوستت دارم
و وقتی که میخواستی
پای مارک کالینز رو باز کنی
دیدی که داشت چه کاری انجام میداد؟
حس نمیکردم بتونه فرار کنه
واسه کی مهمه که چه حسی داشتی؟ ازت پرسید چی دیدی
قاضی واسه همین گیرت میندازه
- دوباره بپرس - آقای گالو
چرا حس کردید که
لازمه پابند زندانی رو باز کنید؟
فکر نمیکردم بخواد فرار کنه
الکی میگفت که مچ پاش درد میکنه
اینو که نپرسید جواب سوالشو بده
تقصیر من که نیست
با این صدای نکرهش منو میپیچونه
من بدم...من...من... من از این حرفت بدم اومد
توبی داره
نقش وکیلت رو بازی میکنه اگه اون داره گیجت میکنه
چجوری میخوای از پس دادستان بربیای؟
من پیشنهاد میکنم
که امتحان کنیم
خب مامور گالو شما فکر میکنید که
یکی از ماموران قانونید درسته؟
خودت که میدونی من مامور فدرالم والتر
بله، که فعلا معلقه
بگذریم میخواستم بدونم چرا شما
که مرد قانون هستید مدام با مجرمین وقت میگذرونید؟
من با مجرمی وقت نمیگذرونم
آیا شما به صورت روزانه با یک
قمارباز غیرقانونی وقت نمیگذرونید؟
قمارباز غیرقانونی سابق
دختر یک زندانی
فقط بابام مامانم بیگناهه
و دختر یک زن کلاهبردار
که درحال حاضر فراریه؟
- اینو درست گفت - حتی وکیل خودتون
در کودکیش به یک بانک دستبرد زد
پسر، حالا حتی منم رای میدم که گناهکاره
خب نیستم و حرفمم همینه
میتونی به همسلولیت بگی
آخه چجور سیستمی
حرفای یک آدم بیگناه رو میپیچونه و میندازتش زندان؟
براساس سخنان جاودانهی
- آتیکوس فینچ... - دکی، امیدوارم
امیدوارم سایز کونت 12 باشه چون کفشای من 12 ئه
کیب، میبینی چقد زود
عصبانی میشی؟ این دادگاه خیالی
حرفم رو تصدیق کرد
تو اصلا نباید وارد جایگاه بشی
محاکمه چندروز دیگهس
میشه این مسخرهبازی رو تمومش کنیم تا من برسم به کارم؟
باید برم یکم هوا بخورم
والتر، من میرم توی اتاق تو روی مباحثهم کار کنم
والت، میدونم میخواستی منظوری رو برسونی
اما «به همسلولیت بگو»؟
یکم نامردی بود، نه؟
کیب تحملش رو داره
خیلی فشار زیاد شده
کاملا موافقم
درمورد اینکه والت اینجوری پامون رو به قضیه باز کرد
انگار که از قماش جنایتکاراییم چیه؟
خیلی نامردی بود
- مسخرهست - مزخرفه
توهینآمیزه
گرچه حقیقت هم داشت
یکم خون گنگستری توی وجودمون هست
بگذریم تعمیر کردن
رادیوها در چه حاله؟
عوضیا هنوز به هم وصل نشدند
حتی باند ریزموج پشتیبان سیلی هم کار نمیکنه
امروز که پرونده نداریم وقت داری
حالا که وقت داریم
و اینکه خیلی زمان گذشته
و هنوز یه زندانی خطرناک توی شکمت نداری
من یکم تحقیق کردم
نه
نه تحقیق جالب توی روسیه پیدا کردم
- نخیر - نوشته بود که
محدود کردن جریان خون در دست و پا
میتونه خون رو به سمت گوتی هدایت کنه
و احتمال بارداری رو تا 2 درصد ببره بالا
میخوای ببندیم؟
چی؟!
نه، معلومه که نه
همدیگه رو میبندیم
مریض
«عشق بندیه که مارو متصل میکنه»؟
منحرف
لعنت بهت والتر
شوخیت گرفته؟!
من برم سراغشون
بحثمون هنوز تموم نشده
برو پی کارت آقای گری
بله
- اینو توضیح میدی؟ - این گلابیه و اینم آلو
- مسخرهبازی درنیار - هی، چیزی نیست
همه آروم باشید امروز اعصاب همه خرده
من اعصابم خرد نیست فقط موز میخوام
توی لیستم نوشتم موز بخر
این هفته والت خرید کرده
و چقدر که مایهی تعجبه
موز نخریده
یه میوهی با کالری و کربوهیدرات بالاست
- میخواستم بهت لطف کنم - میخوای لطف کنی؟
میوهای که خواستم رو بخر
چـ...؟
چه خبره باز؟
روانشناسی والتر کامل شد
بهش فک کن محاکمه چندروز دیگهس
والتر توی بازپرسی بدحرفایی زد
و حالا هم با میوه، سیخ زد به خرس
لعنتی!
از زمین و زمان هم میباره
دست خودم نبود که شنیدم
داد زدی «لعنتی»
تجسس و نجات جنگل پیکر
از نیومکزیکو بهم زنگ زدند میخوان
همین امروز با جرثقیل برم اونجا
من که اون ارائه رو گذاشتم واسه سه هفته دیگه
میدونم
واسه همینه که جرثقیلم
هنوز آماده نیست
- عجله واسه چیه؟ - یه تختهسنگ
جادهی اصلی دره رو مسدود کرده
و تا سه روز دیگه انتظار توفان بزرگی رو دارن
میترسن که آمبولانس از توی دره
- رد نشه؟ - دقیقا
بنابراین میخوان قبل از شروع توفان جاده رو باز کنیم
اونا که واحد نجاتن خودشون جرثقیل ندارن؟
نه مثل اینی که من دارم یه شار استوانهایه
که میتونه با نصف از نیروی وارده دوبرابر وزن رو حمل کنه
میتونم اون تختهسنگا رو از توی جاده
مثل بینی شوت کنم
- ای - اما خوشم نمیاد
تا وقتی دستگاهم آماده نشده ازش استفاده کنم
بنابراین به اون عوضی از نیومکزیکو گفتم درموردش فکر میکنم
و گوشی رو روش قطع کردم
نمیتونیم کارو از دست بدیم
پیج، بهشون زنگ بزن و از دلشون در بیار
بگو توی راهیم
اما...هممون که لازم نیست بریم
شاید چندتامون اینجا پیش کیب بمونن
که وقتی داره واسه محاکمهش آماده میشه حمایت روحیش کنن
طرحریزیه وضعیت کیب هیچ چیز
روحیای نداره
پیج، سیلی میمونه و باهام کار میکنه
مشکلی نیست
دیدی؟
حالش خوبه
میبینم از آلو خوشت اومد
نسخهی بدبختتر هلوئه
جنگلبان کجاست؟
- گفت که میاد اینجا - اون یارو از تیم نجات
اینو بهمون گفت
همچنین گفت که با کامیون دولتی
دوتا خرس رو از سیل نجات داده
فکر نکنم آدم قابل اعتمادی باشه
راستش زود رسیدیم بنابراین بهتره بریم سرکارمون
چون هرچی سریعتر برگردیم لسآنجلس
سریعتر میتونم برم سراغ کیب
بیخیال، میخواد بره دادگاه نه جنگ
هی، هممون بهخاطر کیب نگرانیم
- حداقل بعضیامون هستیم - اما باید تمرکز کنیم
روی اینکه جرثقیلم توی امتحان امروز
نمرهی 20 بگیره اگه تجسس و نجات
چیزی که امروز میبینن رو دوست داشته باشن ایالت نیومکزیکو
اولین خریدار بزرگمون میشه
و این عوضی توی تموم ابزارفروشیها فروخته میشه
توی فروشگاههای اینترنتی
و بدبختی اسکورپین به پایان میرسه
صندوق مالیمون خالیه
و ظاهرا با اختراعات زیبای
والتر هم که پر نمیشه
ببخشید هاتداگ ابتکاری من
یا به عبارت دیگه «لولهی گوشتی مرکز خالی والتر اوبرایان»
- پس یوداگ چی شد؟ - ظاهرا
یکی دیگه یه هاتداگ رو
به بازده کمتر ثبت کرده
که وسطش خیلی خالیتره
و یه سری وکیل وحشت کرده نذاشتن از اسم یوداگ استفاده کنم
حتی مجبور شدم تبلیغش رو هم از نو بنویسم
وای نخون
نظرتون چیه؟
نظرم اینه که به عنوان یه نابغه زیاد واسه گوتیت آهنگ میسازی
خب چیزی
- پیدا کردی که بدرد بخوره؟ - دارم سعی میکنم
سه ساعته با کله توی اون کتابی
No comments yet. Be the first to leave one.