প্রথম 181টি লাইন।
جاش، لوسی
لام، تام - سلام -
خب... عجب سورپرایزی
چی شده که یادی از ما کردین؟
خب، ما یه خبر مهم داریم
خبر؟ - داریم ازدواج میکنیم -
آره - بچهها -
میدونی که مادرت مدت طولانیای آرزوی این خبر رو داشت
پس وقتی باخبر بشه
ممکنه یکم عکسالعمل شدیدی نشون بده
آره، وای. آره، نکتهی خوبیه
شاید بهتره کمی احتیاط کنیم
آره
.خوشحالم که تماس گرفتین اون مادر تحریکپذیر به نظر میاد
وقتی بفهمه که دارین ازدواج میکنین
منفجر میشه
جونمون در خطره؟ - بستگی داره -
این مادر... جشن عروسی دوست داره؟
من که میگم
شاید عاشق جشن عروسیه
خیلی خب
،این مادر... وقتی نگاهت میکنه یه مرد کاملاً بالغ میبینه
یا هنوز پسر کوچولوی نازش رو میبینه؟
...آه
احتمالاً گزینهی دوم
من کدوم گزینه رو دوم گفتم؟ - پسر کوچولوی ناز -
لعنتی. قضیه داره دردسرساز میشه
ولی از پسش برمیایم
...ممنون که کمک کردی، آقای - گرینبرگ -
گرینبرگ
پسر، مذهب مادرت چیه؟
اون یهودیه - برین عقب، مردم -
!برین عقب! زود باشین
!برو، برو! حرکت کن
به دردسرش نمیارزه! از اینجا دور شین
سلام علیکم
این واسه منه؟
جاش داره ازدواج میکنه؟
!پناه بگیرین
خب، این که خبر معرکهایه
کانال تلگرام تیم ترجمهی ایران فیلم @IranFilmSub
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
به خاطر این خبر عالی تبریک میگیم
هردومون خیلی برات خوشحالیم
،لیز گرینبرگ خودمون
"به طور رسمی، توی "هیز، وبر و رودنیسکی عضو هیئت مدیره شد
.خیلی ازتون ممنونم قدردان این فرصتم که در اختیارم قرار دادین
و حداکثر تلاشم میکنم تا شرکت سربلند بشه
!آره
!آخ جووون
موفق شدم
!ایول! ایول! ایول! ایول! ایول
!جونمی جون
سلام، لیز - صبح بخیر -
مامان؟
سلام؟ کسی خونه نیست؟
دنبال مامان و بابات میگردی؟
پدر ناتنیام. بله
فکر کنم اون پشت هستن
اینجایی - سلام -
سلام
خبرای مهمی دارم - قبلاً شنیدیم -
جاش داره ازدواج میکنه
میدونم. میدونم، عالیه
خبرای مهم دیگهای دارم
واقعاً؟ - کجا دارین میرین؟ -
من و مادرت تصمیم گرفتیم
که کار و زندگیمون رو ول کنیم
و به طور تمام وقت عروسی جاش رو پیگیری کنیم
آره
به طور تمام وقت؟
اینجا رو نگاه کن - خیلی خب -
امروز خودمون رو تو فروشگاه چاپ کارت عروسی بهشون میرسونیم
خیلی خب
امتحان کردن لباس عروس رو که عمراً از دست بدیم
...و اگه تمام شب رو رانندگی کنیم
میتونیم خودمون رو
واسه چشیدن کیک برسونیم
وای، به خاطر کیک میتونم همین الان خودمون رو برسونم اونجا
...وایسین ببینم، کیک شماها نئشهاین؟
وای، چه باحال... وسایل باحالی داری
...من میخواستم خبرای خیلی خوبی از سر کار دارم
عضو هیئت مدیرهی شرکت شدم
خیلی خب، جریان از این قراره، لیز
میدونم که به این موضوع هیئت مدیره علاقه داری
و این چیز بدی نیست
ولی داره میره رو اعصابمون
!تام - همه چی هنوز عالیه -
به فروشگاه کارت عروسی رسیدیم
!یوهو
!یو-هو
خب، کدوم رو بیشتر دوست داری؟
سفید تخم مرغی یا سفید مایل به زرد؟ - کدوما بودن؟ -
اونی که روشنتره تخم مرغیه
این یکی؟ - آره -
!کارت عروسی
!تخم مرغی - !تخم مرغی -
پدر و مادر خیلی باحالی داری
پدر ناتنی
اون پدر ناتنی منه
جول هستم
الو؟
سلام، بابا
دستیارت گفت سرت خیلی شلوغه
پس ممنون که برام وقت گذاشتی
مشکلی نیست. یه مشتری قرارش رو کنسل کرد
چقدر خوششانسم
خب، هنوزم منشیِ اون قاضی هستی؟
نه، اون شغل رو پنج سال پیش ول کردم
درسته
راستش الان توی شرکت "هیز، وبر و رودنیسکی" هستم
شرکت خوبیه. البته شنیدم
به کارمندهاشون سخت میگیرن
خب، لازم نیست نگرانش باشم
چون دیگه عضو هیئت مدیره شدم
وایسا ببینم
...عضو هیئت مدیره شدی؟ خدای من
الان جوانترین عضو هیئت مدیرهی
تاریخ اون شرکت محسوب میشی؟
ما اینیم دیگه
چند سالته؟ 32؟
تازه 31 سالم شده
میدونی، منم وقتی عضو هیئت مدیره شدم
دقیقاً همسن تو بودم
راستش اینو میدونستم
به سلامتی عضو جدید هیئت مدیره
این دیگه چی بود؟
هیچی - نه، قیافهات یه جوری شد -
شراب بد بود؟ - نه، نه، خوبه -
دروغ نگو
خیلی خب، عالی نیست - صریحتر بگو -
چی بگم؟ خوب نیست؟
چیزی که تو ذهنت هست رو بگو. میدونی کدوم رو میگم
به زبونش بیار
افتضاحه
این شراب افتضاحه
چطور این کار رو کردی؟
از کجا فهمیدی این شراب افتضاحه؟
نمیدونم، چشیدمش و به ذهنم اومد؟
باهام بیا
من با یه استعداد خدادادی به دنیا اومدم
استعدادی که فکر میکردم باخودم به گور میبرمش
ولی قراره ادامه پیدا کنه
به تو به ارث رسیده
استعداد؟ چه استعدادی؟
تو توانایی شگفتانگیزی
واسه تشخیص این که چی خوبه و چی افتضاحه داری
نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
من عادیم
من یه زن عادی و سادهام
پتی عادیه، جاش عادیه
...تام
نمیدونم تام چیه
ولی تو... نگرش ویژهای داری
بیا، نظرت در مورد این اثر هنری چیه؟
نمیدونم، اثر هنریه دیگه
تمرکز کن، لیز، تمرکز کن
افتضاحه
تمرکز کن
خوبه؟ یا افتضاحه؟
خوبه. این کراوات خوبیه
واقعاً کراوات خوبیه
یاد بگیر قدرت رو مهار کنی
افتضاحه
و مهمتر از اون، از رها کردنش نترس
اون افتضاحه
این افتضاحه
افتضاحه. افتضاحه
!کل این محله افتضاحه
آره، همینطوره
افتضاحه
تو خیلی خاصی ، لیز
کاش مامان و تام هم همینطور فکر میکردن
خب، مامانت و تام مثل کرمهای کوری هستن
که بین خاک میخزن و راهشون رو باز میکنن
و داخل کثافت غلط میخورن
آره. به قدری روی عروسی جاش
تمرکز کردن که رو اعصابه
پتی همینطوریه دیگه، روی چیزهای
کماهمیت مثل ازدواج و جشن عروسی تمرکز میکنه
خیلی خوشحالم که از اونجا اومدم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.