প্রথম 200টি লাইন।
آهای! برنامه، یادگاری
برنامه، یادگاری
اوکی، گرفتمش
یالا، بدو، بدو
بسیار خب. برو
یالا، پرتش کن
خودم میگیرم
گاس، میخوای توبیک کار رو برات تموم کنه؟
نه، خوبم
فقط باید این اینینگ رو رد کنم، بعدش یه کم نفس تازه میکنم
هی
هی و کوفت
اون توپ رو بدجوری چسبوند بهش. داره میره، هیچجا نمیره
فقط یه لحظه صبر کن
بذار اون توپ رو ببینم
چی؟ شنیدی چی گفتم. بده ببینمش
توپِ یخزده، گاس؟ این از کجا اومد؟
نباید به این کارها متوسل بشی. آخه غیرتت کجا رفته؟
میدونی، لعنتی همهجا رو زیر و رو کردم و
مجبورم اخراجت کنم
بیخیال میک. فقط پنج تا اوت مونده تا تمومش کنم
شرمنده، ولی باید بری بیرون
اخراجی. از اینجا برو بیرون
میک، خواهش میکنم
بهتره زیاد دستت نگیریش، میک
اگه یخ بزنه، واسه اینکه اون لعنتی رو از دستت جدا کنن، مجبور میشن انگشتات رو ببُرن
یکی یه سطل آب بیاره! همین الان یه کم آب برسونید
دستت کرخت شده یا هنوز تو اون مرحلهی گزگز و سوزشه
درست قبل از اینکه همهچی یخ بزنه؟
ببین گربه کی رو اینجا آورده
جوری رفتار نکن که انگار از دیدنم تعجب نکردی
نیم ساعت پیش بوی ادکلنت به مشامم خورد
تیپ و لباسِ شیکت رو برم
چاپلوس
خالیبند! سلام
چطوری؟
ببخشید که نبودم ببینم
چطور پرتاب کردی؟
خیلی خوب
توپ رو خیلی چرخوندم
حتی چند تا توپِ سریع هم از کنارشون رد کردم
حالم خوبه، میتونم رانندگی کنم
میدونم، ولی اونقدر مستی که نمیتونی تا ماشینت راه بری
واسه همین این راننده تاکسی میرسونتت. چطوری رفیق؟ یالا بیا
زنِ قوی و توانمند. "مستقل" رو جا انداختی
اوهاوه. پس حسابی دلت رو برده
خیلی وقت پیش از مرحلهی دل دادن گذشتم
اولین باره که تو زندگیم زنی که عاشقشم و زنی که ازش خوشم میآد
یک نفر هستن. ترکیب خطرناکیه
و نکتهی جالبش اینجاست که
اون دوستم داره ولی آویزونم نیست
که این فقط یه معنی میتونه داشته باشه
تو آویزونشی
زدی تو خال
آره خب، شش بار ازدواج باید یه چیزی بهم یاد داده باشه، نه؟
تا حالا به فکر ول کردن افتادی؟
راستش رو بخوای، این فصلِ آخرمه. دارم میذارم کنار
جدی؟ میخوای چیکار کنی؟ آره
نمیدونم. هنوز دارم به چند تا ایده فکر میکنم
خب، دست بر قضا من یه پیشنهادی برات دارم
فکر کردم این همه راه اومدی چون دلت واسه صدام تنگ شده بود
اونم هست، ولی... هه هه
گاس، میخواستم ازت بپرسم دوست داری مربیگری کنی؟
مربیگری؟
یه تیم تو لیگ "تریپل-ای" دارم. یه مشت استعداد دارن، ولی بازیکن بیسبال نیستن
چیزی که من و اونا نیاز داریم، یه آدمِ همهفنحریفِ بیسباله
کسی که واقعاً بازی رو بشناسه
با اون همه دانشی که از بیسبال داری و استعداد ذاتی اونا
یه ترکیب فوقالعاده میشه
نمیدونم، راج
منظورم اینه که، بخش زیادی از عمرم رو تو لیگهای دسته پایین سرگردان بودم
لعنتی، باسنم تخت شد
از بس روی نیمکتهای سفت نشستم و سوار اتوبوسهای درب و داغون شدم
مطمئن نیستم بخوام دوباره همون آش و همون کاسه باشه
ولی این کاریه که بلدی. کاری که میتونی توش عالی باشی
کی گفته من تو کاری غیر از بیسبال نمیتونم خوب باشم؟
هیچکس
ببین، ممنون
به هر حال، من
فصل که تموم بشه، میذارم کنار. یه دفعه و برای همیشه
ببین، من جواب "نه" رو خوب میفهمم
ولی شاید بتونی یه لطف کوچیک در حقم بکنی
اگه بتونم
میخوام یه نگاهی به بازیِ آقای "داونتاون" اندرسون بندازی
اون یه ضربهزنِ تمامعیاره. آره
فردا که تعطیلی، نه؟
ما سه تا، چرا نریم اونجا و بازی این بچه رو نبینیم؟
من پایهام
پس یا باید سر توپ با من کشتی بگیری
یا بذاری تو بازی بمونم
پس گذاشت تو بازی بمونی؟ آره
دو تا هاتداگ و دو تا نوشابه
آهان، واسه من فقط سس قرمز و خردل بزن. ممنون
چشمام دارن اشتباه میبینن؟
خودشه؟
یه آدمِ اتوکشیده با موهای کلاهخودی و لبخندِ حالبههمزن؟
بفرمایید قربان
ممنون
باید پشت سرت هم چشم داشته باشی
لئونارد هاف. مربی و البته یه چاخانگویِ تمامعیار
من یه بازیکنِ پیر و از رده خارج رو از دور میشناسم
البته جسارت نباشه. سلام هاف
گاس
اوه، هو هو
و این خانومِ زیبا کی باشن؟
من مگی رینولدز هستم
مگی. خب، میشه چهار دلار
ممنون. من حساب میکنم
خودم میدم. مشکلی نیست. نه
پولتو نگه دار
من میدم. بفرمایید
بله قربان. از ده دلار
اوه، بقیهاش هم مال خودت، دوست من
اوه. ممنون قربان
خب مگی، طرفدار بیسبال هستی؟
راستش رو بخوای، بله
خب، من مربی یه تیمم
مینهسوتا توئینز
شاید اسمشون به گوشت خورده باشه
مینهسوتا توئینز
شاید اسمشون رو شنیده باشم، مرتیکهیِ الاغ
داره میآد پایین
آره. همهچیز درجه یک
تو تیمِ بزرگ اینجوری کار میکنیم
اگه یه بار دیگه بگه "تیمِ بزرگ"، گردنش رو اونقدر فشار میدم تا سرش بپره
همون بچهای که گفتم... شماره یک میآد برای ضربه زدن
بیلی "داونتاون" اندرسون. شماره یکِ قلب شما
شماره یکِ لیستِ مسابقه. اندرسون. بازی شروع
داونتاون
از این بچه خوشت میآد، نه؟
آره، آره
سیف
عالیه. واقعاً عالیه
داشتم به آقای داونتاون میگفتم که به زودی میآد تو تیمِ بزرگ
شک نکن
از نظر من هر چی زودتر، بهتر
نظرت چیه گاس؟ فکر کنم چوبزنیش حرف نداره
خب، اونا میگن چرخشِ چوبم عالیه و استعدادم ذاتیه
آره؟
به محض اینکه بر این کمبودِ اعتماد به نفست غلبه کنی، دیگه اوج میگیری
بازیِ خوبی بود. برو دوش بگیر
نمیخوام بازیکنم سرما بخوره. بله قربان
یه لحظه صبر کن
گاس کانتِرل
قد ۱۸۵، وزن ۸۴ کیلو. پرتاب با راست، ضربه با راست
آره
آره، وقتی دبستان بودم سه تا از کارتِ بازیکنهای تازهکارت رو داشتم
هنوز داریشون؟
همشون رو با یه بازیکنی که قرار بود بعداً اسمش معلوم بشه، طاق زدم
شوخی میکنم. هه هه. میبینمت
وجببچه
خب، من دیگه باید برم
باید برگردی پیشِ "تیمِ بزرگ"، نه؟
دقیقاً
مارگارت
از دیدنت خوشحال شدم. اومم
اگه یه وقت از لیگهای دسته پایین خسته شدی، بهم زنگ بزن
شوخی کردم
نه، جدی میگم. شوخی کردم
شوخی
خیلی خب
بزن بریم
به سمت فرودگاه، دوست من
آهان، هی گوش کن، خبری از اون بچه شد بهم بگو، باشه؟
یالا بریم فرودگاه! یه انعامِ تپل برات دارم
مثلِ کرکسی که دور گوشت تازه میچرخه
آره! خب، اون داونتاون رو میخواد
صبر هم نمیکنه
باور کن. میخواد قبل از اینکه بچه آماده بشه، ببرتش بالا
میبینی، این همون چیزیه که میگفتم. تو بلدی چطور یه بازیکن رو بسازی
به یه مربی نیاز دارم که اینکاره باشه
یه همچین شمّی داشته باشه
میخوام این بچه رو با خودت ببری به تریپل-ای
میخوام بهش آموزش بدی. انگار کارِ زیادی میطلبه
ببین، یه دو هفته امتحانش کن
اگه خوشت نیومد، نه خانی اومده نه خانی رفته. ول کن برو
باید در موردش فکر کنم
گاس، من به یه مربی نیاز دارم
تا فردا صبح بهت خبر بدم؟
قبوله
اگه ازش متنفر شدم چی؟ ولش کن
حتی راه فرار هم برات گذاشته
ترسیدی؟
نه
آره
نباید بذاری ترس از ناشناختهها زمینگیرت کنه
نه، جدی. آخه اگه...؟
اگه کریستف کلمب میذاشت ترس مانعش بشه چی؟
اونوقت داشتم کریکت بازی میکردم؟
میدونی چی میگم
واقعاً فکر میکنی بتونم یه تیم بیسبال رو مدیریت کنم؟
میدونم که میتونی
تکلیفِ ما چی میشه؟
ما سر جای خودمون هستیم
رابطهمون قرار نیست جایی بره
باید گاس کانتِرل باشی
از کجا فهمیدی؟
فرانک مورگان. همه بهم میگن پاپس. اینا رو من میارم
ممنون. یالا بیا بالا
ایشون هم آقای باز هستن
No comments yet. Be the first to leave one.