প্রথম 159টি লাইন।
تو هفت سالته. ديگه مرد شدي
.اسباب بازي و عکس مادرتو خاک کن
موش کور
موش کور، زير زمين تونل حفر مي کُند
.براي يافتن نور خورشيد
.گاهي اوقات، به سطح زمين مي آيد
.وقتي او نور خورشيد را ديد، کور شد
منو بکش، تو رو خدا منو بکش
کي اين کارها رو کرده؟
منو بکش
کي؟
اون کيه؟
.کلنل بود - چند نفر اون جا بودن؟ -
پنج نفر ديگه
کجا؟
.توي محل فرانسيسکان
کلنل خودخواه نيس
يه بار وقتي کارشو با زن ها تموم کرد .اون وقت زن ها رو داد به ما
.کلنل گفته هر کي به من دست بزنه مي کشمش
کي به اينا گفت بيان؟
انتظارشو نداشتم
ما رو ببخش
اينا جون ندارن
ولي بعضي وقت ها خسته مي شن .منم کمکشون مي کنم
التماس کنين سگ ها
وايسيد
ببوسشون
ادامه بده
اون يکي هم ببوس
بريد کنار سگ ها
اين حيوون ها مي خوان نگات کنن
اونا مي خوان سينه هاتو ببينن
بخوريدش سگ ها
تو کي هستي که مي خواي منو محاکمه کني؟
! من خدا هستم
نه، اين نه. هر چيز ديگه اي باشه. ولي اين نه
همين جا رو زمين ترتيبشو بده
رو پاي خودت وايسا
گريه کن پسر، گريه کن .چون اون به ما لطف کرده
تلخه
حضرت موسي توي يه صحرا آب پيدا کرد
ولي مردم نتونستن ازش بخورن .چون تلخ بود
"اونها اسم اون آب رو گذاشتن "مارا
شيرين شد
من اسمتو مي ذارم مارا .مثل يه آب تلخ
چه جور اين جا زنده بمونيم؟
از تشنگي مي ميريم
همچون گوزني ماده ،در آرزوي رودخانه هاي جاري
.من هم در آرزوي تو هستم، اي خدا
با روح و جانم .تشنه ي خدا هستم، خداي جاويدان
هيچي
هيچي
.هيچي،هيچي،هيچي
منو دوست داري؟ - آره -
ولي من ندارم. براي اين که دوست داشته باشم تو بايد بهترين باشي
.چهار ارباب جنگ توي اين صحرا زندگي مي کنن
.تو بايد اونها رو پيدا کني و بکشي
.صحرا شبيه دايره س
.براي پيدا کردنشون بايد مارپيچي حرکت کنيم
.من ديگه نمي تونم. بيا برگرديم
.من هروقت چيزي رو شروع مي کنم، بايد تمومش کنم
.ما هيچ وقت پيداشون نمي کنيم
اگه اونا واقعا ارباب باشن .پس بايد برامون يه علامت بفرستن
.الان ماه هاست که داريم راه ميريم
چه جور مي توني همچين اعتقادي داشته باشي؟
اونها منتظر ما هستن
! علامت
.تو اون نور رو وسط روز دنبال مي کني
.مي دونم براي چي اومدي .منتظري که اونو ببيني
فقط مي مونه اون زن
ارباب نمي خواد که با اون زن مبارزه کنه
.ارباب بزرگ مي خواد همين الان ببينتت
.عجيبه. اون هميشه مهمون ها رو منتظر مي ذاره
.بعد از اين تپه ي شني يه آبادي هست
.زنت بايد همون جا بمونه
بريم
.تفنگ و کلاهتو بده
.به نور احتياجي ندارم. من کورم
.تا سه بشمار و بعد سعي کن که بگيريش
...يک، دو، سه
چه طور؟
،سعي نمي کنم که برنده بشم .فقط مي خوام به يه حيطه کامل دست پيدا کنم
.از گلوله ها ترسي ندارم
! شليک کن
.فقط کمي خونريزي دارم
.در مقابل گلوله ها مقاومتي نمي کنم
مي گذارم که از مواضع خالي گوشت بدنم رد بشند
هنوز هم طالب مبارزه اي؟
آره
از کشتن تو ترسي ندارم .چون اين مرگ نيست
.مي گذارم اول تو شليک کني
اون خيلي از من ماهرتره - تو برنده مي شي -
.با اين وجود يا مي برم، يا مي بازم
.مي خوام برنده بشي. هر طوري شده بايد دستشو بخوني
.صاف و ساده مبارزه نکن
يه کلکي جور کن. .حتما يه راهي هست که ببريش
.يه راهي پيدا کن
.ديدي گفتم برنده مي شي .بهت افتخار مي کنم
.فقط سه تا ديگه از ارباب ها مونده
.من مي دونم نفر دوم کجا زندگي مي کنه
اگه بذاري باهات بيام مي برمت اون جا
اين جاس
وايسيد
.منتظرت بوديم .اين کارت ها پيش گويي کرده بودن
تو شکست مي خوري
شکست مي خوري
ترسو، قاتل .اراده ي خدا غير قابل توضيحه
من و پسرم بايد به تو احترام بذاريم
مي توني باهاش مبارزه کني
.بيا نزديک تر
دوئل از همين حالا شروع مي شه
هر وقت خواستي مي توني شليک کني
بمير
درواقع
.تو مردي
.دلم مي خواد با يه آدم مرده حرف بزنم
بيا دنبالم
ساختن اشياي مسي رو چند وقته شروع کردم
.و همين طور انگشتام قوي شدن
الان اشياي ظريف مي سازم
قدرت انگشتام زياده
.ولي بدون اين که بشکنن، باهاشون بازي مي کنم
بزن
يه شليک دقيق
ظرافتشو از بين برد
تو با تيراندازي مي خواي خودتو پيدا کني ولي من اين کارو براي ناپديد شدن مي کنم
کمال و بي نقصي از بين رفته
براي از بين رفتن بايد عاشق باشي
تو عاشق نيستي. کارت نابود کردن و کشتنه. کسي تو رو دوست نداره
چون وقتي که به دادن چيزي فکر مي کني
واقعا داري اون چيز رو از دست مي دي
من متعلق به اونم
همه چيزمو به مادرم دادم
اون درون منه
عشق بي اندازه ش، تموم وجودمو در برگرفته
هر کاري که مي کنم و هر چي که مي گم
.از صدقه ي سر اونه
متنفرم از اين که چيزي رو مال خودم بکنم
چون اين کار منو از حضورش دور مي کنه
يک دست صدا نداره دو نفر بهتر از يه نفره
چون اگه اولي چيزيش بشه دومي کمکش مي کنه
ولي اون آدمه تنهاي بيچاره کسي نيس کمکش کنه
وقتي اينو ساختم اصلا فکر نمي کردم خوب از آب درآد
فقط تموم تلاشمو کردم تا بسازمش
تفنگتو دوباره بگير
.پسرم مي خواد آخرين شانس رو بهت بده
پيامبران
.نزديکش نشو چرا ما رو دنبال مي کني؟ برو گم شو
.نيازي نيست اسلحه بکشي
بهت اعتماد دارم
تو يه فلوت داري
با نواختن موسيقي، همديگر رو خواهيم شناخت
تو از خودت بيزاري
ديگه نمي خواي حقه بزني
.حالا مي خواي به قانون احترام بذاري
يکي بهت گل ميده
بقيه، چيزهاي با ارزش ديگه اي بهت ميدن
تو زندگي خودتو برام آوردي
تو ديگه از مرگ ترسي نداري
No comments yet. Be the first to leave one.