Murder Book

Murder Book

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Murder Book S01E08 Rising from the Ashes 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 Murder Book 2014 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-13
ডাউনলোড: 7
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

تقریباً در هر اداره پلیسی

جایی هست که پرونده‌های راکد قتل در آن خاک می‌خورند

هر جعبه حاوی کارهای ناتمامی است؛

شواهد، بازجویی‌ها

که همگی در پرونده مخصوص به خودشان جمع شده‌اند

این پرونده‌ها مختومه نیستند، بلکه فقط به خواب رفته‌اند

هر کدام منتظر سرنخ‌های جدید

و پلیسی هستند که حقیقت را از دل خاک بیرون بکشد

و در نهایت، قاتل را به دست عدالت بسپارد

در شهر آدریان، ایالت میشیگان

یک زمین خالی وجود دارد

زمانی در اینجا خانه‌ای بود

۱۹۷۹ شبی در سال

هیولایی سادیست آنجا را به جولانگاه خود تبدیل کرد

او ساعت‌ها قربانیانش را شکنجه کرد و به قتل رساند

و دهه‌ها از چنگ قانون گریخت

اینطور نیست که پلیس هرگز این پرونده را فراموش کرده باشد

این اتفاق دقیقاً روبروی زندان بخش رخ داد

هی رفیق

هی، بالاخره اومدی

در سال ۲۰۰۵، کارآگاه پلیس آدریان

تیم جادکینز ۳۹ ساله

اولین پرونده راکد خود را به ارث می‌برد

بیا تیم، این پرونده دیگه مال توئه

بدنام‌ترین پرونده قتل

در تاریخ این اداره

مسئولیت سنگینی است

کار کردن روی چنین پرونده‌ای

کسی جانش را از دست داده

و خانواده‌ها

حق دارند بدانند چه اتفاقی افتاده است

تا عدالت اجرا شود و امنیت برقرار باشد

و تا دیگر اجازه ندهیم

چنین اتفاقاتی تکرار شوند

جادکینز در این منطقه بزرگ شده

و از زمانی که در مدرسه راهنمایی بود

درباره این پرونده شنیده بود

اما هرگز تصور نمی‌کرد

که روزی حل کردن آن وظیفه او باشد

شبی زمستانی در زندان بخش لناوی است

در آدریان، میشیگان

افسر

می‌تونم کمکتون کنم، قربان؟

فکر می‌کنم اون طرف خیابون یه خونه آتیش گرفته

ظرف چند دقیقه، آتش‌نشان‌ها در صحنه حاضر می‌شوند

طبقه اول در شعله‌های آتش می‌سوزد

و همه جا را دود گرفته است

آن‌ها به سرعت آتش را مهار می‌کنند

و شروع به جستجوی اتاق به اتاق خانه می‌کنند

بچه‌ها، به پلیس بگید بیاد اینجا

یه جنازه پیدا کردیم

گروهبان تری کالینز

هنگام شنیدن گزارش، در همان حوالی است

داشتم به سمت اداره پلیس می‌رفتم

چون شیفتم داشت شروع می‌شد

وقتی از چهارراه گذشتم

چند تا ماشین رو اونجا دیدم

و رفتم سر صحنه

تا این لحظه پلیس تایید کرده است که

خانه متعلق به جان و یولاندا مدیسون است

وقتی تری کالینز می‌رسد

کارآگاه‌ها در طبقه بالا هستند

و دارند جسد زن مقتول را بررسی می‌کنند

شالی دور گردنش بسته شده

دست‌هایش با سیم برق بسته شده‌اند

و مورد ضرب و شتم و ضربات چاقو قرار گرفته

و از پشت به او شلیک شده است

انگار یکی واقعاً

بلای بدی سر این دختر آورده

درسته

وقتی جسد را برمی‌گردانند

موجی از وحشت گروهبان کالینز را فرا می‌گیرد

برای چند ثانیه اصلاً نمی‌توانستم حرف بزنم

نمی‌توانستم چیزی بگویم

فقط به او خیره شده بودم

از دیدن او در آنجا چنان شوکه شده بودم که

بالاخره گفتم: «این که کری‌یه، این ترزا کری‌یه.»

من با او بزرگ شده بودم

تمام خانواده‌اش را می‌شناختم

همه ما به یک مدرسه و یک کلیسا می‌رفتیم

در یک دایره اجتماعی بودیم

و در مراسم‌های مشترکی شرکت می‌کردیم

کالینز می‌داند ترزای ۱۹ ساله

در اینجا زندگی نمی‌کند

بنابراین از پیدا کردن جسد او روی زمین حتی بیشتر شوکه می‌شود

یه جسد دیگه هم اینجاست

آه، یه زن دیگه

تموم کرده

جسد دوم

متعلق به صاحب‌خانه ۲۴ ساله، یولاندا مدیسون است

مانند ترزا، دست‌های او هم با سیم برق بسته شده است

سیم برق مقاوم است

راحت گره می‌خورد

و محکم بستن آن می‌تواند درد شدیدی ایجاد کند

پس اینطور نبوده که او صرفاً آن‌ها را پیدا کرده

و گفته باشد: «آهان، از همین‌ها استفاده می‌کنم.»

بلکه احتمالاً آگاهانه آن‌ها را انتخاب کرده است

او هم شالی دور گردنش گره خورده است

به نظر می‌رسد «گره تسلیم» باشد

این ترفند یک حرفه‌ای است

از آن کارهایی که کسی انجام می‌دهد که می‌داند

چطور به دیگران صدمه بزند

و احتمالاً از این کار لذت می‌برد

هر بار که قاتل آن را می‌پیچاند

آن زن درد طاقت‌فرسایی را تحمل می‌کرده است

اما چیزی که در نهایت باعث مرگش شد، زخم گلوله بود

چیزی که در ذهن من ثبت شد این بود که هر کسی این کار را کرده

فردی به شدت خشمگین بوده است

ممکن است نوعی انگیزه انتقام‌جویی در میان بوده باشد

که این شخص یا اشخاص

می‌خواستند به کس دیگری نشان بدهند:

«ببین من چه کارهایی از دستم برمی‌آد

سر به سر من نذار.»

همانطور که کارآگاه‌ها روی صحنه کار می‌کنند

متوجه می‌شوند که قاتل تلاش کرده خانه را به هم بریزد

کشوها بیرون کشیده شده بودند

بنابراین برای افسری که

تجربه داشت، مشخص بود

که این یک صحنه‌سازی است؛

که هر کسی این کار را کرده

می‌خواسته دیگران فکر کنند سرقت بوده است

اما به نظر ما اینطور نمی‌رسید

که هیچ نوع سرقتی رخ داده باشد

باید به خاطر داشته باشیم که سال ۱۹۷۹ است

بنابراین در وهله اول کارآگاه‌ها وارد می‌شدند

و از کل صحنه عکس‌برداری می‌کردند

سپس، صحنه برای پیدا کردن هرگونه اثر انگشت بررسی می‌شد

دنبال سلاح می‌گشتند

و هر مدرک دیگری را که می‌توانستند پیدا کنند، ضبط می‌کردند

اما هیچ اثری از سلاح قتل نیست

و حتی یک اثر انگشت قابل استفاده هم پیدا نمی‌شود

یکی از معدود مدارک موجود

کاناپه سوخته در پذیرایی طبقه پایین است

کارآگاه‌ها حدس می‌زنند قاتل آن را آتش زده

تا ردپای خود را بپوشاند

با این فکر که اگر خانه بسوزد

از مجازات دو قتل فرار خواهد کرد

شما با صحنه‌های جرم زیادی سر و کار دارید

برخی از آن‌ها برایتان عادی می‌شوند

اما گاهی اوقات، بعضی‌ها واقعاً شما را تکان می‌دهند

و این پرونده قطعاً همینطور بود

سخت‌تر از هر پرونده دیگری که تا به حال روی آن کار کرده بودم

خانواده کری در همان نزدیکی زندگی می‌کنند

و مسئولیت این کار به گروهبان کالینز واگذار می‌شود

که به آن‌ها خبر دهد ترزا کشته شده است

حدود پنج دقیقه فقط توی ماشین نشستم

و هزاران فکر از سرم گذشت؛

اینکه چی بگم، چی نگم

یا چطور موضوع رو مطرح کنم

و واقعاً به نتیجه‌ای نرسیدم

رفتم دم در و در زدم

افسر کالینز هستم

مادر خانواده اومد دم در

و به من نگاه کرد

شاید غریزه مادری بود، نمی‌دونم

«چه اتفاقی برای یکی از دخترهای من افتاده؟»

ترزاست... اوه

اون فوت کرده

چی شده؟

به قتل رسیده، رابرت

خیلی متاسفم

مرحله‌ای از سوگ هست که در آن باور نمی‌کنید

عزیزی را که دوست داشتید، دیگر نیست

و من نمی‌خواستم باورش کنم

می‌خواستم بفهمم کی این کار رو کرده

می‌خواستم کسی رو مجبور کنم تقاص کاری رو که کرده پس بده

اصلاً نمی‌تونستم تصور کنم کی ممکنه اونقدر دیوونه باشه

که چنین کاری انجام بده

پلیس آدریان هم دقیقاً

همین سوال را از خود می‌پرسد

و آن‌ها می‌دانند تا زمانی که این قاتل سادیست را متوقف نکنند

هیچ‌کس در شهر امنیت نخواهد داشت

جنایات خشونت‌آمیز

به ویژه جنایاتی با این ماهیت وحشیانه

در آدریان بسیار نادر بود

بنابراین جرمی با این ابعاد

کل جامعه را تکان می‌داد

این آدم یک هیولاست

او نه تنها این زنان را کشته

بلکه نتایج کالبدشکافی نشان می‌دهد که به هر دو تجاوز شده است

این درنده پس از تجاوز و شکنجه آن دو

با یک هفت‌تیر کالیبر ۲۲ آن‌ها را برای همیشه ساکت کرده است؛

با شلیک به دهان یولاندا

و شلیک به پشت ترزا

گلوله کشنده بود

دقیقاً از میان قلب رد شده بود

پزشک قانونی

موفق می‌شود نمونه منی قاتل را از بدن هر دو زن جمع‌آوری کند

۱۹۷۹ اما در سال

چیزی به نام تعیین هویت دی‌ان‌ای وجود نداشت

تنها کاری که می‌توانستند انجام دهند، حفظ نمونه‌ها بود

به این امید که شاید روزی به کار بیایند

فعلاً، کارآگاه‌ها باید به روش‌های قدیمی تحقیق کنند

از آنجایی که قتل‌ها در خانه یولاندا مدیسون رخ داده

آن‌ها با یادگیری هر آنچه می‌توانند درباره او شروع می‌کنند

یولاندا در جوانی از پورتوریکو به آدریان

نقل مکان کرده بود

می‌دونستم صداتو شنیدم

بعدها او با مردی محلی به نام

جان مدیسون آشنا شد و ازدواج کرد

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left