প্রথম 200টি লাইন।
کلوپ ميزبان دبيرستان اوران
ميتونم جزيره رو ببينم
ملوانان، همه روي عرشه
بله، قربان
همه خوب گوش کنن
هدف ما گنج خياليه که باارزش تر از هر جواهر ديگه اي توي دنياست
طبق تحقيقات، کسي که گنج رو به دست بياره
پادشاه اوران ميشه
کاپيتان تاماکي! ميخواي بري و منُ تنها بذاري؟
معذرت ميخوام، شاهدخت
به هر حال، وقتي که دستم به گنج برسه، بر ميگردم که قلبتُ بدزدم
کاپيتان تاماکي
خيلي قشنگه
خوبي؟
تا موقعي که تو کنارم باشي آره
چي شده ميتسوکُني
يه حسي دارم که نميتونم ببازم، دشمن مهم نيست
هيکارو- چيه کائورو؟-
بچه گربه ها بايد آروم باشن
ولي... من نگران تو بودم که يه وقت صدمه نبيني
به خاطر رفتار بي باکانه ت
اشتباه ميکني کائورو
اينکارُ به خاطر اينکه تو رو از خطر دور کنم کردم
هيکارو
عشق ممنوعه برادرانه
خيلي قشنگه
تقريبا به مقصدمون رسيديم
هاروهي! آماده اي
من نميام
چي؟
خيلي پر دردسره
آه ... واقعا که
آه ... واقعا که
هاروهي! چي شده! اين چه رفتاريه
به جاي اينکه دل به دريا بزنم
ترجيح ميدم با بقيه بشينم چاي بخورم
خيلي قشنگه
آه خيلي بامزه س
نه نه! نکن
خوب گوش کن هاروهي! کلوپ ميزبان ما براي خدمت به خانوما يه گروه افراطي داره
همش نصف سالِ که عضو شدي
بايد رفتارتُ به عنوان يه ميزبان نشون بدي
رفتار؟
مثلا، درسته
زاويه اي که توش خوش قيافه تري رو پيدا کن
از زاويه ي 38.5 درجه يکم کج به راست
صورت خوشکل من خيلي قشنگ تره
اما، از سمت چپ بايد از زاويه ي 42 درجه يه کم کج به چپ ديده بشم
من علاقه اي ندارم
الان که بهش فکر ميکنم
تو چجوري عضو کلوپ ميزبان شدي، هاروهي؟
خب
شش ماه پيش دنبال يه اتاق ميگشتم که توش درس بخونم
و آخرش رسيدم اينجا
اونوقت، اونجا
يه کوزه ي هشتصد هزار يني بود که شکستمش و بدهکار شدم
بدهکار؟؟؟
اينکه داري کار ميکني که بدهيتُ بدي جلوي مشتري يه رازه
همينطورم اين واقعيت که تو يه دختري
بذار واضح بهت بگم اين دلسوزي نيست که من به بدهيت علاقه نداشته باشم؟
خنده ي شيطاني
مادر مقدس
برگشت به شش ماه قبل
من به خاطر شکستن يه کوزه ي هشتصد هزار يِني که مال کلوپ ميزبان بود بدهکار شدم
هيچ چاره اي جز اينکه عضو کلوپ ميزبان بشم نداشتم
تاما چان؟
من واقعا نميتونم اين گروهُ درک کنم
هر روز منُ مجبور ميکنن نقشاي مرموز بازي کنم
منُ وادار به شرکت توي اتفاقاي پردردسر ميکنن
اين مخصوص مدرسه ي اورانِ
جايي که پسرا و دخترا از خانواده هاي ژاپني زيادي ميرن مدرسه
براي من، يه دانشجوي محقق
کسي که ميتونه فقط به خاطر محقق بودنش مورد توجه قرار بگيره
همه چيز سخت پيش ميره
نه، هر روز فقط اتفاقاي غيرممکن ميوفته
و حالا
يه هفته ي ديگه جشن اوران شروع ميشه
و همه ي مدرسه ديوانه وار دارن براش آماده ميشن
منتظرتون بوديم
خوش اومديد
خب، همه چي دست به دست هم داد
تا من اينجا باشم
ولي واقعا مواقعي رو که به شما خدمت کردمُ دوست دارم
خيلي قشنگه- هاروهي-
چرا تو اينقدر بامزه اي
هاروهي
جلو نيا
چي شده؟ صورتت قرمز شده
تب داري؟
آه! از اين جلوتر نيا! احمق
احمق
چرا قلبم اينجوري ميزنه
هارو چان چي شده؟ مريضي؟
مريض؟
ممکنه ... سرماخوردگي باشه
چي؟
سرماخوردگي؟
هاروهي! خوبي؟
ولم کن! منحرف
مادر - دخترمون بهم گفت منحرف
اون داره مادرُ صدا ميزنه
چه قدر ديگه اون خانواده بازي بايد ادامه داشته باشه؟
سرورم؟
خواهش ميکنم منُ ببخشيد
دانش آموز جديد انتقاليمون ميخواد کلوپ هاي مدرسه رو ببينه
ميشل اِريکا مُنارو از سنگاپور
اون به کلاس سال دوميا ميره
مُنارو؟
ميشل خانوم، اينا اعضاي کلوپ ميزبان هستن
کلوپ ميزبان؟
يه کلوپ براي خدماته؟
فوق العاده س
حالا که توي اين مدرسه ميمونم
ميتونم ازتون بخوام شما همراهان من بشيد؟
چي؟
چي داري ميگي؟ تو کي هستي؟
ما سرمون براي جشن اوران خيلي شلوغه
اصلا وقت نداريم- براي ما افتخاره. خانوم ميشل-
من سوئو تاماکي هستم، توي هر کاري
که بتونم کمکتون ميکنم
ترجمه و زيرنويس: Tabbassom و شيما Sahar1993 سحر
هارونا کاواگوچي در نقش فوجيوکا هاروهي
يوسوکه ياماموتو در نقش سوئو تاماکي
شونسوکه دايتو در نقش اوتُري کيويا
ماسايا ناکامورا در نقش مُرينُزوکا تاکاشي/ يودايي چيبا در نقش هانينُزوکا ميتسوکُني
شينپي تاکاگي در نقش کائورو / مانپي تاکاگي در نقش هيتاچين هيکارو
ريو ريوسي در نقش نِکُزاوا اومِهيتو
کلوپ ميزبان دبيرستان اوران
مُنارو
يه شرکت ژاپني
توي سنگاپور، که چند تا شعبه سراسر آسيا داره
اونا يه خانواده برجسته با سابقه ي خيلي خوبي هستن، به خاطر دوستي باهاشون هيچ چيزي رو ازدست نميدين
يادم مياد يه گزارش خبري راجع به رئيس جمهور و زنش بود که توي تصادف سه سال پيش فوت کردن
آره. پسر بزرگتر، برادر ميشل، جانشينشون شده
بايد خيلي سخت باشه
ببين سرورم. چرا خيره موندين؟
گفتي ميخوايد براي جشن اوران جلسه بذاريد
من فقط يکم نگرانِ جشن اوران بودم
ولي آخرش اين يه جشن فرهنگيه مگه نه؟
...معمولا، اوم نبايد کمک بيشتري بگيريم و همه چيو درست کنيم؟
مگه بحث سر مدرسه ي غير اشرافي نيست؟
ما، شعارمون بصيرت و برنامه ريزيه
نکته ي اصلي استفاده ي درست از پول و ارتباطاتمون براي
موفقيت در برنامه هامونه
مث هميشه، پولدارا همه چيو بزرگ ميکنن
ولي اين همه چي نيست
هرسال در طول جشنواره اوران، رويداد اصلي مبارزه اورانِ
برنده هاي مبارزه ، سال بعدي
حق استفاده از سالون مرکزي رو به دست ميارن
سالون مرکزي؟
آره
درست وسط دبيرستان اوران قرار گرفته و از نظر دانش آموزا و مهمانا بهترين جاست
مهم نيست چي بشه، ما امسال اونُ براي کلوپ ميزبان ميگيريم
مبارزه به دور مقدماتي که روز قبل از جشنواره برگزار ميشه و دور نهايي که روز جشنواره است تقسيم شده
رويداد پارسال مسابقه ي شطرنج بود، که ما دوم شديم
دور نهايي رو باختيم؟
به خاطر اينکه پارسال بچه ي يکي از شريکاي تجاري مهم هيتاچين توي تيم رقيب بود
اگه ما ميبرديم، مشکلي با اينُ اون نداشتيم؟
آه ... همچين دليلايي
پس رويداد امسال چيه؟
هنوز تصميم گرفته نشده
رويداد نهايي رو عضو کميته ي ويژه انتخاب ميکنه
کسي که مدير مدرسه انتخابش کرده
امسال کي ميتونه باشه؟
پارسال سفير فرانسه بود
اي! بيدار شد
مهم نيست رويداد چيه
امسال هيچ رقيبي نيست ما بايد حسابي حواسمونُ جمع کنيم
بدون شکست، کلوپ ميزبان برنده ميشه
بله، قربان
اين دوباره دردسر ميشه
سوئو تاماکي
اون از عکسش خوش قيافه تره
~رويال هتل بزرگ~
انتظار براي جشنواره اوران داره بالا ميره
بله. شما ميايد مبارزه ببينيد؟
البته. منتظرشم
تولدت مبارک
تولدت مبارک مامان
تولدت مبارک
تادا- وايي-
مامان، تولدت مبارک
ممنون
شاد به نظر ميرسن
اون خانواده
تاماکي
معذرت ميخوام که به خاطر مادرت اذيت شدي
همينطورم، نتونستم بيارمش اينجا همش به خاطر اينه که قدرتي ندارم
آه. منظورم اين نبود
همينجوري گفتم
وقتي يه چيزي مث اون ميبينم
به دلايلي احساس شادي بيشتري ميکنم
تاماکي
چقدر وقت ميخواي به آينده ت فکر کني؟
ها؟
مثلا، گروه سوئو يه کسب و کار مالي مبتني بر شرکته
که شرکتهاي متنوعي رو گسترش داده
و حتي به مديريت هتل تبديل شده
ما داريم تلاش ميکنيم که خدمات عالي اي به افراد زيادي ارائه بديم
و با اين هدف ما حدود سي هتل در سراسر جهان داريم که تحت مديريت ماست
No comments yet. Be the first to leave one.