প্রথম 200টি লাইন।
آلبوم کریسمسی نیکی به اسم "دارواش بر فراز منهتن"
برداشت اول
خب، طرح روی جلد آلبوم آمادهست
بذار ببینم، بذار ببینم، بذار ببینم
نظرت چیه کارماین؟
نیکیِ ما قراره بترکونه؟
بیشتر شبیه نیکیِ پلاتینیومه
امیدواریم همینطور باشه، چون واسه همینه که اون یه ستارهست
سوفی، جکسون عجله کنین
دیرمون میشه
میشه تو راه خونهی مامانبزرگ به آهنگهای کریسمس گوش بدیم؟
آره، اگه بتونم کلیدام رو پیدا کنم حتماً میشه
ممنون
چی داره میسوزه؟
چی؟
ای وای
نه، نه، نه، نه، نه
ای بابا
درِ فر رو ببند
قرار بود چی باشه؟
قرار بود کسرولِ سیبزمینی شیرین باشه
نگران نباش
من اصلاً مدل کنسرویش رو بیشتر دوست دارم
بذارشون توی کیف
من حاضرم
اوه
این چیه پوشیدی رفیق؟
کامیون
کامیون
خب، بچهها
خوبی؟
آره، چطور؟
میدونم امروز واست سخته
پدربزرگ میگفت تعطیلات مخصوصاً سخته
واسه آدمایی که دارن با یه غم قدیمی کنار میان
واسه همینه که انقدر ناراحتی
خب، پدربزرگت مگه چی مینه؟
اون روانپزشکه
نه روانپزشکِ من
فکر میکنی مامان پیشمونه؟
مثل یه فرشته؟
هی
میدونم که هست
میدونم که اون همیشه مراقب تو و جکسونه
و مراقب تو هم هست
و من هم همینطور
هی، میشه اینو واسم ببری داخل؟
گرفتیش؟
کیت
چرا باید انقدر سخت باشه؟
باشه
سلام مامانبزرگ
سلام پدربزرگ
سلام جکسون
سلام رفیق
میتونم تلویزیون ببینم؟
آره، برو ببین
سلام سوفی
سلام سوفی
سلام
سلام
روز شکرگزاری مبارک
اوه، سلام عزیزم
فکر کنم هر چی تو لیستت بود رو گرفتم
عالیه. شام تقریباً حاضره
درست به موقع رسیدی که بوقلمون رو تکه کنی
اوه، باشه
هی کریس، میتونی یه صندلی دیگه واسه میز بیاری؟
فکر کنم لازممون بشه
آره، حتماً
خانمها و آقایان
لطفاً به احترام سرود ملی بلند شید
برای ادای احترام به آمریکا، خوانندهی بینالمللی
نیکی، اینجاست
شروع بازی رو از دست دادم؟
هی
یه سلامی چیزی نمیخوای بکنی؟
ببخشید مامان، تازه داشتم به اونجاش میرسیدم
بابا
چه خبر مردِ کوچک؟
سلام عمو جیسون
هی، اونو بده به من
من از تو بزرگترم
بچهها، خواهش میکنم، نیکی داره میخونه
نیکی؟
به بابات گفتی؟
اون نمیدونه اون کیه
جدی؟
از کجا میدونی؟
چون اون دیگه پیر شده
کریس، دخترت فکر میکنه تو پیرتر از اونی هستی که
بدونی نیکی کیه
خب، راست میگه
ما تو عهد بوق موسیقی نداشتیم
سوفی آرزوشه که جای نیکی باشه
نه خیرم
ولی اون خوانندهی مورد علاقمه
همه دوسش دارن
این حرف از اون چیزی که فکر میکنی درستتره
مگه نه، کریس؟
باید برم به شلی کمک کنم میز رو بچینه
چرا انقدر موضوع مهمیه؟
نیست
چی موضوع مهمیه؟
نیکی
همون خواننده پاپه؟
اوه، آره، خب... اون بود
شام حاضره
بیاین بخوریم
ولی بازی الانه که شروع بشه
تا کوارتر چهارم هیچ اتفاق خاصی نمیافته
بیاین بریم
اوم، من فقط میخوام
دستام رو بشورم
باشه عزیزم، زود برگرد
صدای تلویزیون رو هم ببند
نمیخوام موقع شام صدای داد و بیداد بشنوم
نیکی، آلبوم کریسمس جدیدت داره میاد بازار
میتونی دربارش بهمون بگی؟
خب، ترکیبی از چند تا آهنگ سنتی محبوب
و چند تا کار جدید و اصله
پس این فصل تعطیلات قراره زیاد ببینیمت؟
چند تا اجرای تلویزیونی دارم
و یه کنسرت زنده هم شبِ کریسمس
سهشنبه هم جشنِ انتشار آلبومته
آره، یه مراسمِ دیدار با طرفدارا تو استودیو "اسلیپ جایو رکوردز" دارم
توی منهتن، پس هر کی اون نزدیکیهاست بیاد
حسابی داری به مردم منطقهی سه-ایالتی
امسال حال میدی
خب، من اهل اونجام پس حس خوبیه که واسه تعطیلات
تو خونه باشم
خیلی ممنون نیکی
آره، مرسی
آلبوم جدیدش "دارواش بر فراز منهتن" سهشنبه منتشر میشه
باور کنین که دلتون میخواد اضافهش کنین
به مجموعهی آهنگهای تعطیلاتتون
شروع بازی بعد از پیامهای بازرگانی
امیدوارم همه واسه دسر جا داشته باشن
من که حتماً واسه پای کدوتنبل خانگی جا باز میکنم
در ضمن مامان، عاشق تزئینات شکرگزاریتم
عاشق تعطیلاتم، خب مگه جرمه؟
مادرت از روز شکرگزاری استفاده میکنه تا واسه کریسمس نقشه بکشه
حالا، مهربون باش
من شکرگزاری میکنم
و دقت کن که هنوز درخت رو علم نکردم
ولی حالا که حرفش شد
برنامهمان واسه کریسمس چیه؟
اوه، اوم
نیکی شب کریسمس کنسرت داره
شاید بتونیم بریم اونجا؟
نه عزیزم، تو باید اون موقع خواب باشی تا بابا نوئل بتونه
هدیههات رو برات بیاره
خب، این راز بزرگ دربارهی نیکی چیه؟
هیچی
پس چرا وقتی اسمش میاد
همه یه جوری میشن؟
کسی یه جوری نمیشه
بابا و عمو جیسون که هستن
باشه، بهت میگم
نیکی قبلاً با ما تو یه دبیرستان بود
وای، شما و بابا میشناسینش؟
اون اهل همین اطرافه؟
وای، این چقدر باحاله
خب، اون موقعها همهمون با هم صمیمی بودیم
ولی مخصوصاً بابای تو
اونا عشق دوران دبیرستان بودن
ستارهی بیسبال و سرگروه تشویقچیها
دیوانهوار عاشق هم بودن
امکان نداره
بابا با یه آدم معروف دوست بوده؟
صبر کن، نه دقیقاً
اون موقعها معروف نبود
چی شد؟
خب... فارغالتحصیلی
پایان داستان
نه دقیقاً
اون میخواست بابات باهاش بره لسآنجلس، اما
اما نشد
چرا؟
موضوع... پیچیدهست عزیزم
به نظر شخصی من
اون نمیخواست زیر سایهی نیکی زندگی کنه
این اصلاً درست نیست
پس خیلی اتفاقی درست وقتی که دوران بیسبالت داشت
تموم میشد و خوانندگی اون داشت اوج میگرفت، کات کردین؟
از هم فاصله گرفتیم. باشه؟ قسمت نبود
میدونی، وقتی بهش فکر میکنم
یه جورایی شبیه بیست تا رابطهی آخرت بود
قضاوت نکن، چون من سختپسندم
جدیداً بهش میگیم سختپسند؟
آخرین باری که باهاش حرف زدی کی بود؟
مال قبل از به دنیا اومدن توئه، عزیزم
میدونی، فکر کنم برای الان دیگه خاطرهبازی کافی باشه، نه؟
مامان اینو میدونست؟
اوهوم. مامانتم عشق اول خودش رو داشت
فقط آوردن اسم دیمین متیوز باعث میشد قند تو دلش آب بشه
میدونی، هر دوی پدر و مادرت قبل از اینکه
عاشق هم بشن، شکستهای عشقی خودشون رو داشتن
زندگی همینه دیگه
پر از درسِ
No comments yet. Be the first to leave one.