The Umbrella Academy

The Umbrella Academy

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 3

রিলিজ তথ্য

The Umbrella Academy S03E03 WEBRip x264-ION10
The Umbrella Academy S03E03 WEBRip x265-ION265
The Umbrella Academy S03E03 1080p WEBRip x265-RARBG
The Umbrella Academy S03E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Umbrella Academy S03E03 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Umbrella Academy S03E03 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-KOGi
The Umbrella Academy S03E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Umbrella Academy S03E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
ভাষ্য লিখেছেন SubMatrix
🔴 30nama | SubMatrix 🔴

ট্যাগ

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
প্রকাশিত: 2022-06-23
ডাউনলোড: 48
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 197টি লাইন।

‫پروتکل‌های پارادوکس:

راهنمای کامل کمیسیون بر ناهنجاری زمانی

‫بخش 68: ‫« پارادوکس پدر بزرگ »

‫اینجا نیو جرسی‌ـه، ‫سال 1953

و المر تیتلمن از بابابزرگش متنفره

‫المر، بابابزرگش رو ‫باعث و بانی همه چی می‌دونه

درد مامانش، مرگ باباش

و همچنین زندگی غم‌انگیز خودش

‫چند دفعه بهت بگم این ‫سوپ نخود فرنگی کوفتی رو درست نکن!

‫اگه خوشت نمیاد، خودت ‫پاشو غذا درست کن!

این می‌تونست یه داستان ناراحت کننده دیگه درباره سوپ باشه

منتها

المر در صدد اختراع

‫... ماشین زمانه

می‌دونین، المر تصمیم گرفته کلید آینده‌ی شادش

اینه که برگرده به گذشته

و بابابزرگش رو بکشه

سیدنی تیتلمن؟

خودم هستم

‫اوه!

‫المر ماموریتش رو با موفقیت تموم کرد ‫ولی یه اشتباه حیاتی کرد!

زیادی به گذشته برگشت

تو خیلی خوشگلی

‫وای عزیزم!

می‌دونین، قتل بابابزرگش در سال 1905

‫به این معنا بود که مامانش در سال 1925 ‫اصلاً وجود نداشت تا با باباش آشنا شه

به این ترتیب المر خودش هم هیچوقت به دنیا نیومد

‫المر بابابزرگش رو کشت، ‫پس مامانش هیچوقت متولد نشد

‫ولی اگه مامانش متولد نشده، ‫پس خود المر هم نمی‌تونه وجود داشته باشه

‫ولی اگه المر وجود نداشته باشه،

چطور تونسته بابابزرگش رو بکشه؟

این سوالات پایان نداره

المر یه پارادوکس درست کرده

پارادوکس پدر بزرگ

مخرب‌ترین مشکل

در کتاب راهنمای کمیسیون درباره پروتکل‌های پارادوکس

این داستان واقعیت نداره

‫ولی اگه واقعیت داشت، ‫المر

‫زمان، مکان و هر موجود زنده‌ای رو ‫در معرض خطر جدی قرار می‌داد

‫مثل المر نباشین!

‫احسنت!

تا به امروز خوش شانس بودیم

با کمک شما، نظارت دائم و یکم خشونت استراتژیکی

‫کمیسیون اطمینان حاصل می‌کنه که ‫چنین اتفاقی نمی‌افته

وگرنه خدا به داد همه‌مون برسه

‫احسنت!

« آکـادمـی آمـبـرلا »

‫یالا. برو!

کی دوباره می‌بینمت؟

برو دیگه. برو تا کسی ندیدتت

هوم

صبر کن! قربان؟

شب زیباییه. مگه نه؟

خیلی خب، این چنده، رئیس؟ - دو دلار -

دو دلار

‫اوه و...

‫چندتا...

از اونا هم می‌خوام

کاندوم؟

برای سکس

جدیداً سکس زیاد می‌کنم

چیز دیگه‌ایم می‌خوای؟

چیز دیگه... هوم

خب

لعنتی

‫هی، تو...

خیلی گیج شدم - شوکه‌کننده‌ست -

‫خب، یه نفر مامان‌ها‌مون رو کشته، ‫پس ما نباید وجود داشته باشیم

‫ولی همونطور که معلومه، ‫وجود داریم

‫و جهان نمی‌تونه کنترلش کنه، ‫این مشکل اصلیه

مشکل بزرگیه

‫استنلی!

الان وقت کاراته بازی نیست. باشه؟

مامان گفت باید تمرین کنم - آره، خب، حق گفت -

خیلی بدی - خب، من بودم که جونت رو نجات دادم -

‫خیلی خب، صبر کنین. ‫پنج، ما یه پارادوکسی درست کردیم

به چه معناست؟ - توصیفش سخته -

تا الان همه چی تئوری بوده ولی یه سری چیزا کم کم دارن غیب می‌شن

مثلاً چه چیزایی؟

در حال حاضر؟

اه، شاه‌میگو

‫و تعداد زیادی گاو!

ولی حس می‌کنم این فقط اول ماجراست

حس؟ مگه تو بازنشسته نشدی؟

کاش همینطور بود که می‌گی

می‌دونی، حق نداری ما رو همینطوری بکشونی وسط هچل

چون دلت می‌خواد آخرالزمان بشه

‫و بعدش از ما توقع داشته باشی ‫با عواقبش دست و پنجه نرم کنیم

تو رئیس نیستی

باشه، من پیغام رسونم

و دارم بهتون می‌گم یه اتفاق وحشتناکی قراره بیفته

‫پس بریم به آکادمی اسپارو حمله کنیم، ‫کیف رو بگیریم و بریم خونه

‫اینجا خونه‌ی ماست، آلیسون. ‫قبول کن

دیگه کافیه! به مامانت می‌گم

‫صبر کن ببینم. ‫لایلا کجاست؟

حمومه. گفتم می‌تونه پیش ما بمونه

صبر کن. لایلا کی برگشت؟

فایو، کجا میری؟

برین با کسی صحبت کنین که یکم حالیش باشه جریان چیه

‫فایو، نرو. ‫نرو

‫نه، کلاوس. ‫من میرم

منظورم اینه، اون تو این چیزا سابقه خوبی داره

به نظرم باید بهش گوش بدیم - حتماً -

هی، یه سوال فوری

‫کبرا کای! ایول!

‫شما حرومزاده‌ها به کشته شدن ‫ مادرامون اهمیت نمیدین؟

‫کلاوس، تنها مادری که ما می‌شناختیم ‫به برق وصل بود

‫اوه واقعاً؟ ‫خب، این مامان واقعی منه

و اسمش هم هست ریچل

و چشمای من به اون رفته

می‌بینین؟

‫یالا!

‫باید بفهمیم کار کیه! ‫این مهمه!

‫موضوع اصلی اینه!

این چیزیه که می‌خوای؟ - آره -

چون احتمال زیاد کار بابائه. باشه؟ اون می‌دونست ما کجا متولد شدیم

‫تو سال 1963 از ما متنفر بود. ‫پس دست به کار شد و همه رو کشت

به نظرت بابا آدمیه که آدم‌های بی‌گناه رو بکشه؟

قطعاً همینطوره

قتل کار سختی نیست، رفیق

آره، به گمونم

یکم دیر به جلسه رسیدی، رفیق

گروگان گرفته شده بودم

توسط آکادمی اسپارو

چی؟

‫صبر کنین ببینم. ‫شما اصلاً متوجه نشدین؟

خوشحالیم که به سلامت برگشتی - آره، وای خدا -

دروغ نگین - آره، خیلی خب، عالیه -

بلایی سرت آوردن؟ - کی؟ بچه‌های اسپارو؟ -

‫معلومه که نه. اصلاً. ‫میزبان فوق‌العاده‌ای بودن

راستش، خیلی باحال بودن

باید باشگاه‌شون رو ببینین

‫بی نظیره!

‫من که واقعاً فکر می‌کنم ‫اشتباه شناختیم‌شون

‫کسی این حرف رو میزنه که ‫دزدیده شده بود

چی می‌خواستن؟

اوه، مارکوس

گم‌شده

می‌خوان برگرده. صحیح و سالم - پیش ما که نیست -

خب

لعنتی

‫واقعا امیدوار بودم این مشکل رو ‫زود حل کنیم و بریم سر وقت مشکل شماره دو

مردم دارن غیب می‌شن

‫اوه!

کار باد بود - این بچه دیگه کیه؟ -

اینجا چه غلطی می‌کنی؟

پشمام رو می‌زنم، منحرف

زیاد از خودت تعریف نکن، لایلا

من ‫از خانومایی خوشم میاد که تو خواب ‫دست به کشتن من نزنن

خیلی داریم باهم آشنا می‌شیم

خیلی خب، کافیه

‫یادم رفته بود چقدر ازت متنفرم، ‫ای آدم نچسب ضعیف

حسمون متقابله، لایلا

‫با اینکه خیلی دوست دارم بمونم و ‫با چاقو به جون هم بیفتیم

ولی نگرانی‌های بزرگ‌تری از تو دارم

جداً؟ مثلا چی؟

درباره پارادوکس پدر بزرگ چیزی می‌دونی؟

‫خب، منم راهنمای آموزش‌هایی که ‫تو خوندی رو خوندم

چرا؟ - چون داره اتفاق میفته -

احمقی چیزی شدی؟ - کیفت رو رد کن بیاد -

‫باید برم پیش هرب و بفهمم ‫چرا گذاشت اوضاع اینقدر بی ریخت شه

‫اونجاست کنار شورتمه. ‫می‌شه شورتمو هم بندازی برام؟

لایلا

چرا دوتا کیف داری؟

هوم

‫یکیش برای توئه. ‫از آکادمی اسپارو دزدیدم

بفرما. امتحان کن

‫اول، برای تو رو امتحان می‌کنیم

بعدش مال من

آره

نباید اینطوری شه

‫احتمال کار نکردن یکی از کیف‌ها، ‫یک به میلیونه

...ولی اینکه جفت‌شون - تقریباً غیر ممکنه، آره -

خب، این به چه معناست دقیقاً؟

آخرالزمان شده؟

اوه، بدتر از این حرفاست

یعنی من و تو باید

باهم کار کنیم

لعنتی

تو باید انضباط یاد بگیری

‫وقتی هم سن تو بودم، ‫تا دم سحر بیدار می‌موندم. حالیته؟

تمرین می‌کردم تا مهارتم بهتر شه

مهم‌تر از همه

داشتم یه مرد واقعی می‌شدم - درسته -

برای همین این شلوار تنگ رو می‌پوشی؟

لایلا؟ - هوم؟ -

باید این بچه رو با خودت ببری

تو چه غلطی اون داخل می‌کردی؟ - دوش گرفت -

باهم؟ - خب، بیخیال -

‫دیگو، وقت این حرفا رو نداریم. ‫من و لایلا کارای مهمی داریم

صبر کن. چی مهم‌تر از خونواده‌ست؟ - هی، عسلم -

نابودی دنیا، نابغه جان

لایلا؟

چی مهم‌تر از ماست؟

مایی وجود نداره، دیگو

بیا اینجا

منظورت چیه؟ - ببین. برای تو یه چند روزی بود -

More Farsi Persian subtitles for The Umbrella Academy

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left