প্রথম 200টি লাইন।
همه می میمرند , روال کار همینه
بهم گفتن نباید سرش بحث کنم یا سوال بپرسم یا حتی سعی کنم درکش کنم
این روزها زیاد حرف میشنوم
از وقتی که زندگیم بخاطر برخورد یه سنگ توالت . از ایستگاه فضائی دگرگون شد
و به گروه اشباح ملحق شدم و تبدیل شدم به یک دروگر گریم
این روب ـه , اون رئیسمه و یک شبح ـه
اون کسیه که لیست رو دریافت میکنه , اینکه چه کسایی قراره بمیرن و کجا و کِی
و لیست ها رو بین بقیه دروگرها تقسیم میکنه
به چشم زنده ها ما این شکلی هستیم - گندش بزنه -
اسم من جورجا لاس ـه
اینجا خونه من و اینها خانواده من بودن
بابا , خواهرم رجی و مادرم
با درک موضوع مرگ من مشکل دارن , خودمم همینطور - من میخوام زندگیم برگرده -
ز , ت , م ؟ - زمان تقریبی مرگ -
گرفتن اولین روح هیچوقت آسون نیست
اون فقط یه دختر بچه ست و نباید بمیره ست خیلی بیرحمانه ست
تو نمیتونی سرنوشت رو عوض کنی حالا بهتره بری و روحش رو بگیری
وایسا - تو نمیتونی همراهش بری -
اون چیه ؟ - قرار نیست ما بدونیم چیه -
" مرده مثل من " قسمت دوم
مترجمین : مصطفی و مجتبی Mostafa-p - Red2008
اسم من جورجا لاس ـه
الان 7 روزه که مُردم
باشه زیادی سوزناک شد در واقع الان یه شبح ام
! یک دروگر گریم مدرن میتونم روح افرادی که در آستانه ی مرگ هستن رو بگیرم
لعنتی
ولی حتی نمیتونم در خونه ام رو باز کنم
احتمالا اگه یه کلید داشتم بهتر میشد
اما وقتی قراره آپاتمان یه آدم مرده رو صاحب بشی
نمیشه توقع داشته باشی نازت رو هم بکشن
حتی با این قدرت ظاهری که دارم
! یه سنت هم بهم حقوق نمیدن
نمیتونم غیب بشم یا پرواز کنم یا از دیوارها رد بشم
چه آشغالدونی ای
و مجبور بودم تو آپارتمان اون یارو زندگی کنم که واقعا بهم ریخته بود
درست مثل مرگش
هر شب که روی تخت دراز میکشم واقعیت ها رو بارها و بارها با خودم مرور میکنم
فکر کنم زندگی عادی داشتم
بیدار شو مامان -
پاشو باید بری سر کار
بعد که پولاتو جمع کردی از این خونه میری
و بعد هم که کشته شدم
اوه لعنتی
این وظیفه ی ما نیست که روی سر ملت سنگ توالت یا پیانو بندازیم
پس وظیفه ی کیه ؟ گراولینگز ها -
خواب
شاید هفته ی دیگه بهش عادت کنم
شاید هفته ی دیگه برام منطقی بشه
شاید هفته ی بعد دیگه برنگردم خونه صندلی عقب ماشین مادرم بخوابم
اسم من جورج لاس ـه
وقتی 18 سالم بود مُردم
کارم گرفتن ارواح ـه
و این روزها زندگی بعد از مرگ منه
اوه خدای من تو دیگه کی هستی ؟
من ... اینجا زندگی میکنم
تو دوست دختر براندونی ؟ آره -
خانواده و دوست ها میخوان بعضی از وسایل آدم رو صاحب بشن
هر چی باشه چیزی که از خودت به جا میزاری نشون میده کی بودی
راستش اون مال منه
اوه
اون و همینطور ... تلویزیون
ما این تلویزیون رو بهش دادیم
تو اصلا براندون رو میشناختی ؟
یه کم
اما نه زیاد
همون روزی که آشنا شدیم اسباب کشی کردم اینجا
یعنی قبل یا بعد از مرگش ؟
همون روز مرگش
خواهشا تلویزیون رو نبرید
اما برای من چیزی که به جا گذاشتم نبود
بلکه یه آدم بود
سلام کلر - سلام -
چی شده کلر ؟
اینکار برام خیلی سخته
منظورمانه که گفتنش به تو سخته
در مورد دخترت رجی ـه چی در مورد اونه ؟ -
فکر میکنم کاری که باهاش میکنی آزار و اذیت محسوب میشه
چرا رفتی به کلر گفتی من نمیزارم بری دستشوئی ؟
به کس دیگه ای هم اینو گفتی ؟
کی ؟
خانواده ی گیبسون و مکمین
و لیز
لعنت بهت رجی , ممکن بود دستگیرم کنن دلت میخواد منو ببرن زندان ؟
چرا ؟ چرا همچین چیزی بهشون گفتی ؟
تا بزارن برم دستشوئی خونه شون
مگه دستشوئی ما چه مشکلی داره ؟
هیچی
رجی داری منو میترسونی
دروگر ها سواری مجانی هم گیرشون نمیاد روکسی برای شهرداری کار میکنه
یه دقیقه مونده . قبض رو بنویس بزار کارم رو بکنم -
این همه سکه کجا میره ؟ به نظر نمیاد زیاد بزرگ باشه
زیر پیاده رو یه شبکه از لوله های خالی وجود داره
اندازه گیر , هر 3 یا 4 ساعت مخزن خودش رو اونجا خالی میکنه
لوله ها هم اونا رو میمکن و پرت میکن توی زیرزمین پارکینگ اداره
خدای من راست میگی ؟ مُخت واقعا تعطیل ـه رفیق -
من کلید دستگاه رو دارم و این جیب ها هم بیشتر از چیزی که فکر میکنی جا دارن
روکسی زودباش قبض جریمه رو بنویس وای ... صبر کن -
وایسا من دارم میام دیگه دیره -
مشکلی نیست من اینجام دیگه نوشتم آقا -
نیگا پول خرد دارم نوشتم دیگه -
بیخیال من همینجام تموم ـه -
خانم تو که دیدی من دارم میام باید صبر میکردی
بهتره برگردی عقب آقا
روبات لعنتی تو که منو نمیشناسی -
اوه نیگام کن چقدر قدرت دارم میتونم یه قبض جریمه بزارم رو یه ماشین گرون قیمت
حالا شب که شد میتونی بری خونه تلویزون تخمیت رو نگاه کنی
و در مورد زندگی مسخره ت احساس بهتری داشته باشی
میدونی مشکل تو چیه ؟ هر روز صبح از خواب پا میشی فکر میکنی دنیا باید چه کارایی برات انجام بده
فکر میکنی کی قراره جلوت دولا راست بشه تا خوشحالت کنه
در صورتی که باید خدا رو شکر کنی که یه روز دیگه زنده ای تا این مزخرفا رو ببینی
این جریمه رو پس بگیر نه -
هی رفیق من رفیق تو نیستم , رفیق -
آروم باشید الان به مودباترین شکل ممکن اینو بهت میگم
میتونم دهنت رو سرویس کنم
داری شوخی میکنی ؟ تو که منو نمیشناسی -
من گزارشت رو میدم پس حتما رئیسم رو نمیشناسی -
روز خوبی داشته باشی
عصبانیتت برای چیه ؟
این اتفاقا همیشه ادامه داره
باشه
مردم میگن خدا به روشهای اسرار آمیزی عمل میکنه
انگار این حرف قراره مزخرفات زندگی رو آسون تر کنه
مرگ هم به همون اندازه اسرار آمیزه
اما کسی نمیخواد آسونش کنه
یا باید مداخله خدا باشه یا انتخاب طبیعت
همه یه قرار ملاقاتی باهاش دارن
شما شاید زمان یا مکانش رو ندونید
ولی ما میدونیم
یارو به همراه جارو برقی افتاده بود روی میز
فکر میکنم داشته باهاش حال میکرده - عمودی ؟ -
روش افتاده بود - جاروبرقی رو میگم -
نه از اون جاروها بود که شلنگ داره
من یه جاروبرقی لازم دارم ولی عمودیش رو میخوام
دوستامون تو اداره مرکزی یه چند تا داوطلب نیاز دارن تا به قرارهای اضافی رسیدگی کنن
کسی هست ؟
خودت چی فکر میکنی ؟ - منظورت چیه ؟ -
چرا باید داوطلب بشم ؟ - چطوره یه معامله خوب باهم بکنیم ؟ -
آره , اونم خوبه - نه جدی گفتم -
خودت چیزی گرفتی ؟ - از طرف من یه کوپن بهت میرسه -
این کوپن یعنی انجام یه لطف از طرف من
در حال حاضر تو هیچ کوپنی نداری پس هیچ لطفی هم بهت نمیکنم , فهمیدی ؟
کوپن که قرار نیست اجاره منو بده
من یبار رفتم همه ناراحت بودن
یه خانمی انقدر غمگین بود که آب دماغش راه . افتاده بود
وقتی بهش گفتم خیلی شاکی شد
فکر کنم بهتره پیشنهادتو رد کنم - من فقط درخواست کردم -
به من ندادی
تو قراره شلیک کنی - ببخشید ؟ -
جورجا فکر میکنه که تصمیم خودشه کی بمیره و کی زنده بمونه پس به یک همراه نیاز داره
امروز تو همراهشی
نمیشد یه تاکسی بگیریم ؟
پول تاکسی داری ؟ من ندارم
اتوبوس عمومی رد نمیشه ؟ - من که چیزی نمی بینم -
سلام - سلام -
سلام - خیلی ممنون که ایستادی -
شما خانما مگه میخواید از سرما بمیرید ؟ بپرید بالا
... نمیخوام قضیه رو خراب کنم ولی
ما الان وسط ناکجا آباد هستیم و 10 مایل دیگه راه داریم و منم کفش پاشنه بلند پوشیدم
میدونی چند نفر مردن تا اینارو بدست بیارم ؟
نه - 5نفر -
همین باعث میشه که برام خاص باشه
واقعا دارم سعی میکنم بهت احترام بزارم کاسه توالتی ولی بعضی وقتا خیلی سختش میکنی
ولی میدونم میتونیم باهم رفیق بشیم فقط هردومون باید یه کم با هم مدارا کنیم
تو این فاصله بهتره بری داخل این ماشین لعنتی
بتی یه اخلاق مهربونی داشت
و همین انجام کارو راحت میکرد
بگو ببینم , نکنه تو یکی از بچه های گارسونی ؟
آره من بابات رو میشناسم -
تو بابا رو میشناسی ؟ معلومه که میشناسم -
مامان حالش چطوره ؟ اون خوبه -
خیلی لطف داری که حالش رو میپرسی
مامانت قبلا بهترین لحاف های دنیا رو میدوخت
مامان من لحاف میدوخت ؟ آره روی اونا اسم هم میگذاشت -
"اسم یکی شون "تابستونی زیر نور مهتاب و اسم اون یکی "سرندی پیتی" بود
باورم نمیشه
میشه عکست رو بگیرم ؟ معلومه که میشه -
بتی عاشق دروگری بود براش هیچ عذابی نداشت
خوشحال باش
و به این دلیل ازش متنفر بودم
اما من نمیتونستم با مرحله ی کشتن کنار بیام
اهمیتی نداره اگه روی لبای اونی که قراره بمیره لبخند بیاری
هنوزم احساس میکردم همدست قاتل شدم
شاید بهتر باشه همین جا پیاده شیم
میخوای صبر کنم تا تاکسی گیرتون بیاد ؟
تو خیلی مهربونی
نمیدونستم میخواست نجاتش بده یا بدجنسی کنه
اگه ما رو سوار نمیکردی قرار بود چیکار کنی ؟
گمونم به رانندگیم ادامه میدادم پس الان هم باید همینکارو کنی -
شب فوق العاده ای در پیش داری
چه مرد مهربونی
هیچ تابلوی اعلاناتی برای من وجود نداشت
حداقل نه چیزی که بخوام دنبالش برم
بدون سُکان شده بودم به هیچ جا تعلق نداشتم
آیا فقط من آدم بدی بودم ؟
دیگه هیچکی نمیخواست بد باشه ؟
! مقدار بسیار زیادی آدامس این زیر هست
بهش دست نزن برو دستات رو بشور فقط آدامس ـه -
قبلا تو دهن یه نفر بوده روش میکروب داره
میکروب همه جا هست آدم باید نگران ویروس باشه
فکر کنم احتمالا ویروس هم روش باشه نه -
No comments yet. Be the first to leave one.