প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه گذشت
.اسمش رو گذاشتم نابودگر زامبیها
ببین، به مورفی اصلاً اعتماد ندارم، باشه؟
.این یارو یه چیزیش هست
اگه حقیقت داشته باشه چی؟
اگه مورفی همونی باشه که میگن
و یه شانسی برای ساختن واکسن باشه چی؟
.چون به این میگن امید، مک
،این امید نیست. دروغه .و جفتمون رو بهکُشتن میده
خُب من ترجیح میدم با اعتقاد به یه دروغ بمیرم
تا اینکه زنده بمونم .و به هیچی اعتقاد نداشته باشم
انقدر خستهام که .میتونم هزار سال بخوابم
همینجا اردو بزنیم باشه؟
.باید تو حرکت باشیم
چرا نمیتونیم اینجا بمونیم؟
احتمالاً دو روز با محل ملاقات .فاصله داریم، شایدم سه روز
این احتمالاً آخرین شانسمونه .که به بقیه برسیم
.آره خُب، امیدوارم این سری شهروند زامبی درست بگه
خُب ما به سمت جنوب
.رفتیم
.اونا رفتن غرب
امیدوارم یه جایی .وسط راه بهشون برسیم
.باید به سمت غرب بریم
.غرب اونوره .کالیفرنیا از اونوره
.البته اگه هنوز کالیفرنیایی باشه
خُب اگه بتونیم یه جایی به چیزی دسترسی پیدا کنیم
.شاید بتونم با شهروند زامبی تماس بگیرم
که شاید بتونم یه خبری .از محل دقیقشون بگیرم
.یه جورایی به اون یارو حسودیم میشه
.خیلی از این جریانات دوره
.آره، خیلی هم تنها ـست
.میریم به سمت غرب
.با تیم ملاقات میکنیم
مورفی رو به آزمایشگاه میرسونیم
.بعد این ویروس رو درمان میکنیم
.خیلی کارا باید انجام بدیم
.صدالبته
بعضی چیزا که انجام نمیدیم چی؟
منظورت چیه؟
.واسه شروع، مثلاً حرف زدن
اخیراً انگار حتی دیگه .نمیتونی بهم نگاه کنی
.مثه همین الآن
ادی
چی شده؟
.بهت که گفتم مک دارم سعی میکنم پشتسر بذارمش باشه؟
گرهی بزرگیه که
.مطمئن نیستم الآن بخوام بازش کنم
.همهچی به خاطر تو نیست
.اینجا واقعاً زیبا ـست نمیشه خواهشاً همینجا بمونیم؟
.زیبایی دردسرسازه
.تو که این رو خوب میدونی
.خیلیخُب
.باید دم اون نهره میموندیم
.فکر کردم باید دنبال بنزین بگردیم تقصیر منه، باشه؟
ادی، داری به چی نگاه میکنی؟
خوبی؟
ادی؟
خوبی؟
هوم؟
چیه؟
مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکــنـد Mani Vampire
.انگار میرم تو یه خلسه
!آخه دقیقاً چی میبینی؟
.مک، خیلی خستهام واسه این صحبتا
.ادی
.مک
باید راجع به این .خلسههات صحبت کنیم
آخه کاملاً مشخصه که .یه چیزی داره آزارت میده
اگر بدونم دقیقاً چیه شاید بتونم کمکت کنم
.اما همهاش من رو پس میزنی
.خیلیخُب
.خیلیخُب
.فکر میکنم یه خاطره باشه
نمیدونم چی باعث میشه یهو به ذهنم بیاد
...اما هربار که اتفاق میافته انگار
.انگار میرم یه جایی که قبلاً بودم
و وقتی سعی میکنم به یادش بیارم یهو
.همینطور دورتر و دورتر میشه
چی میبینی؟
.همهاش یه چیزه .هی تکرار میشه
.تاریکه
.فکر کنم یه لامپ اونجا ـست
.بعدش یه زامبی میاد
.یه زامبی خیلی خفن
.و داره میجنگه
با کی میجنگه؟
.نمیدونم
.شاید تو باشی
من؟
آره، تا حالا نتونستم بفهمم قضیه چیه اما
.زامبیه اصلاً نمیمیره
میشه... ببخشید میشه راجع به یه چیز دیگه صحبت کنیم؟
.خیلیخُب
.البته جیگرم
دوس داری راجع به چی حرف بزنیم؟
.راجع به من حرف نزنیم .راجع به تو حرف بزنیم
.احتمالاً مکالمهی کوتاهی خواهد بود
.همهاش سؤال میپرسم
...خیلیخُب، چی
اگه الآن میتونستی یه کاری بکنی چیکار میکردی؟
.غیر از کارای واضح چیکار میکردی؟
.دقیقاً بهت میگم چیکار میکردم
تو رو
سر یه قرار میبردم
.به یه رستوران خیلی خوب
.بهترین رستوران شهر
.منظورم لباس خاص پوشیدنه
.دوش گرفتن
.همهچیز تمام و کمال
.درها رو برات باز میکردم .برات صندلی رو میکِشیدم عقب
.یه کم شراب سفارش میدادیم
.یه شام واقعاً عالی میخوردیم
.بعد بازم شراب سفارش میدادیم
...و بعدش فقط
کلّ شب به چشمای خوشگلت زل میزدم
و به تو که داری دربارهی خودت .حرف میزنی گوش میکردم
...بعد با هم میرفتیم یه پیادهروی عالی
.هرگز با هم شانسی نداشتیم مک
!عجب
!عجب
.صبر کن ببینم
داری چی بهم میگی؟
بهش فکر کن
رابطهمون، بر پایهی چیه؟
اصلاً تو چیزی تفاهم داریم؟
.زندهایم
این واسه شروع چطوره؟
.آره، اما فقط به خاطر همینه
.توی اولین شب شیوع با هم آشنا شدیم
.حتی همدیگه رو خوب نمیشناسیم
.فقط زامبی و مرگ رو میشناسیم
.ادی ما همدیگه رو زنده نگه داشتیم
آخه مهم نیست که چقدر بد شد
.ما پشت همدیگه بودیم
این عهدیه که هیچ حلقهای .نمیتونه همچین رابطهای بسازه
...آره اما
.ما با ضربهی روحی با هم دوست شدیم
با هم میکُشیم
با هم زنده میمونیم و
.با هم سکس میکنیم
.اما فقط همین .فقط همینا رو داریم
.آره، تو شب اول آشنا شدیم
.و واقعاً دیگه اون شب رو یادم نیست
...واسه من فقط یه خاطرهی تیره و تار
.خیلیخُب
.از دیوونگیه
آره آره منظورم اینه که
واقعاً بد بود و
خیلی اتفاقات بدی برامون اتفاق افتاد
.تا این جریانات رو پشت سر بذاریم اما ادی
.من میخوامت ...نمیدونیم چی داری میگی
.ما هیچ شانسی نداشتیم منظورت ازش چیه؟
آخه عزیزم، توی سه سال
.به چیزی به جز فردامون فکر نکردیم
میدونی، قبل این
جریان مأموریت رو میگم که اونم خوب میدونی
.تا الآن کارش تموم شده
.این بدین معنی نیست که کار ما هم تمومه
آره، اما داریم سر به سر کی میذاریم؟
من و تو چه آیندهای خواهیم داشت؟
چیکار میخوایم بکنیم؟
ازدواج کنیم؟ بچهدار بشیم؟
.اصلاً نمیتونیم به این چیزا فکر کنیم
.دیوونهواره، غیرممکنه
.همدیگه رو داریم
.تا حالا سر یه قرار نرفتیم
نه؟
.این باعث نمیشه دست بکِشم
.خیلیخُب
.بس کن
.ادیسون
اسم میانی داری؟
.آره دارم
چیه؟
.گریس
.البته که همینه
ادیسون گریس کارور با من بیرون میای؟
سر یه قرار؟
.مک - .قول میدم هیچی رو نکُشیم -
...خیلیخُب، میدونی چیه
.تو فقط همینجا بشین و خوشگل بازی دربیار .هیچجا نرو
آخه کجا میخوام برم؟
خیلیخُب ادی، قرار میخواستی؟ .اینم از اولین قرارمون
.نه
ادی؟
ادی؟
.خیلیخُب اشکالی نداره .خوابت رو ادامه بده
.آخرالزمان طولانیای بوده
!مک
ادی؟
ادی؟
!مک
ادی؟
ادی، اینجایی؟
ادی؟
این دیگه چیه؟
اینا جای گازن؟
چی یه زامبی رو گاز میگیره؟
.ادی
ادی؟
No comments yet. Be the first to leave one.