Hanzo the Razor: The Snare

Hanzo the Razor: The Snare (御用牙 かみそり半蔵地獄責め)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Hanzo the Razor The Snare 1973 1080p WEB-DL RARBG
ভাষ্য লিখেছেন Xovocimi
🔥•{ترجمه و بازبینی: poisonkiller}•🔥🔷️

ট্যাগ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
প্রকাশিত: 2021-11-06
ডাউনলোড: 88
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

اون کاروان یه اربابه.

چاره‌ دیگه‌ای نداریم. بدو.

متجاوزین! برید عقب.

ببخشیدمون.

رحم کنید.

به همین خیال باش.

شما نوکرا دخالت نکنید.

یه افسر؟ بکشیدش.

سرتون تو کار خودتون باشه.

ابله‌ها.

پس تو یه افسری.

چرا مزاحم خزانه دار دولت یعنی ارباب اوکوبو شدی؟

این دو تا احمق وقتی منو دیدن پا به فرار گذاشتن.

وظیفه منه که ازشون بازجویی کنم. نمی‌تونم بزارم بیخود و بی جهت بکشیدشون.

هی! ببندیدشون.

حتی افسرها هم باید ادب رو سرلوحه خودشون قرار بدن.

یا نکنه فقط وحشی گری بلدی؟

چی گفتی؟ خوب گوش کن.

به نام قانون، از هر چی سر راهمه رد میشم حالا میخواد خزانه دار دولت باشه.

نمی‌تونیم آدمای دولتی رو فقط به خاطر بی ادبی بکشیم.

ولی اگه یه دوئل باشه، میتونیم.

جونای میکوشیبا مربیه شمشیر بازی.

اونو بکش.

من خدمتگذار ارباب اوکوبو هستم نه شما.

جونای. نکنه ازش ترسیدی؟

کشتنش برام کاری نداره. ولی وظیفه‌ـم محافظت از ارباب اوکوبو هستش.

برای همین، دوئل نمیکنم.

جونای.

باهاش بجنگ. میخوام ببینم چند مرده حلاجی.

امر، امر شماست ارباب.

پس تو همون هانزوی تیغ صفت هستی.

حالم از افسرها به هم میخوره.

شمشیرت رو بکش.

جونای، دیگه بسه.

بس کنید.

هانزو ایتامی، بیا اینجا.

به خاطر این جدیت و وفاداریت تو انجام وظیفه این گستاخیات رو میبخشم.

ولی هانزو

شکستن هر چی قانون و کدهای سامورایی به اسم انجام وظیفه شرم آوره.

اینجوری دولت هم آسیب میبینه.

دفعه دیگه اینقدر بهت نرم نمیگیرم.

دیگه این کارو نکن.

نمی‌خوای ازشون تشکر کنی؟

نه.

خیلی رو داری.- خفه شو.-

به اندازه موهای سرت، خلافکار تو ادو ریخته.

وظیفه افسرا هم اینه که دستگیرشون کنن و محافظ جان شهروندا باشن.

هانزو، بهتر از این نمیتونی با اربابت حرف بزنی؟

نه. به جهنم که رتبه‌ـت چیه.

این خدم و حشمت برای من هیچ ارزشی نداره.

تا وقتی این دو و برم هر چی رتبه شغلی و کد باشه رو نابود میکنم.

اینو بگو.

اگه من

یه ژنرال شوگونات بودم بازم بلبل زبونی میکردی؟

این جوری حتی بیشتر خوشم میومد.

چون جنگیدن و مردن جلوی چشمای چنین آدم والایی ارزشش رو داره.

گل گفتی.

بعداً احضار میشی.

قراره به زودی به آرزوت یعنی همون مردن برسی. بریم.

روحت شاد و یادت گرامی.

اونا نمیکشنت.

چون من میکشمت.

اون بقچه رو باز کن.

اینا رو دزدیدید؟- نه.-

لباسای یه دختر مرده رو برداشتیم.- دروغگوها.-

راست میگه.

تو کلبه هندوانه در اوشیگومه بود.

ما فقط دو تا دهقان از روستای کناری هستیم.

اومده بودیم برنج بدزدیم که

جنازشو پیدا کردیم.

از ظاهرش مشخصه تو شهر بزرگ شده

و دختر یه تاجر ثروتمنده.

ولی عجیبه.

شبیه فاحشه‌ها به نظر میاد.

نگاه.

نوک سینه‌هاش تیره شده.

حتماً با یه مرد رابطه داشته و بعد طرف کشتش.

ولی خفه نشده. جای زخمی هم دیده نمیشه.

پس به خاطر چی کشته شده؟

زنا مثل یه معما میمونن.

بهترین روش برای پیدا کردن جواب معما

چک کردن اینجاست.

سقط جنین داشته.

پس یعنی کسی نکشتش؟- احمقا.-

این دماغاتون اصلاً کار میکنه؟

بوی صمغ میده.

منظورت کنجده؟ یعنی...- بوی خاکشیر کنجد میده.-

کودنا.

راهبا و کشیش‌ها موقع دعا خوندن دود صمغ تو محیط پخش میکنن.

دعا کردن برای خلاص شدن از شر نوزادها تو ادو خیلی محبوبه.

مشخصه رابطه داشته، حامله شده و سقطش کرده.

حالا فهمیدم. بعد سقط کردن هم مریض شده و اومده اینجا.

بعد تک و تنها مرده.

معابد و عبادتگاه‌های اطراف اینجا رو بررسی کنید.

حتماً.

هانزوی تیغ صفت: دام

استاد ما یکی نزدیک آسیاب پیدا کردیم.

یه عبادتگاهی هستش که زنا توش سقط میکنن.

یه زن اداره‌ـش میکنه. همه خدمتکارهاش هم دخترن.

ورود مردا قدغنه.

عبادتگاه‌ها تحت کنترل قاضی‌ها هستن...

قربان.

اگه بخوایم موی دماغشون بشیم باز تو دردسر میفتیم.

کار خوبی نیست.

ما هر گورستونی که جنایتکارها برن، میریم.

این وظیفه‌ـمونه.

برید تابوت رو بیارید.

دِ یالا.

خداوندا! کمک کن از شر بچه خلاص بشیم.

اوشیزو از میکاوایا از این طرف بیا.

بیا.

مثل من لباستو دربیار.

دراز بکش.

اوشیزو.

خداوندا! کمک کن از شر بچه خلاص بشیم.

اوشیزو.

خداوندا! کمک کن از شر بچه خلاص بشیم.

اوشیزو.

من افسر هانزو ایتامی هستم.

همه‌ـتون رو به خاطر سقط جنین، بازداشت میکنم.

منو ببخشید.

شوهرم یه بازرگان فقیره.

همین جوریشم سه تا بچه داریم.

اگه یه بچه دیگه به دنیا بیاریم از گرسنگی می‌میریم.

لطفاً بهم رحم کنید.

برو.

گرونی سر به فلک کشیده.

اونم به خاطر دولت.

هر چی بذره گندیدست تو کشور پاشوندن و خوباشون رو برای خودشون برداشتن.

همینم باعث شده گرونی بیداد بکنه.

آدمای فقیر هم روز به روز بدبخت تر میشن.

برای همین باید نوزاداشون رو بکشن.

عجب وراجی هستی.

من روش سقط جنین رو به مرحله جدیدی رسوندم.

یه روش جدید ساختم.

اینجوری آدمای فقیر زنده میمونن و به دنیا هم کمک میشه.

زنده میمونن؟

پس برای چی لخت و پتی میشید؟

متقاضیا باید لخت باشن.

خجالت میکشن.

میترسن.

برای همین منم لخت میشم

تا احساس کمرویی و ترس از سرشون بپره.

تو دیوونه‌ای.

ولی دیوونه باشی یا نه اگه آدم بکشی، مجازات میشی.

تو هم که زدی یه دخترو کشتی.

من؟ یه نفرو کشتم؟

من به دخترای خیلی زیادی کمک کردم ولی هیچ وقت کسی رو نکشتم.

قربانی بوی بُخوره همینجا رو میداد.

اسمش چیه؟

من به بیشتر از صدتا دختر کمک کردم.

توقع داری اسم تک تکشون رو یادم بمونه؟

تو یه زن روانی هستی که داری مردم فقیر رو قلع و قمع میکنی.

بیاریدش.

الان حافظه‌ـت سر جاش اومد؟ این کیه؟

یادم اومد. اسمش اوماچیه.

فامیلیش؟- سوروگایا. دختر خری بود.-

ولی از اینجا زنده بیرون رفت.

اگه مُرده، تقصیر من نیست.

وظیفه جنابعالیه بفهمی کی کُشتش.

وظیفه تو هم مستقر شدن تو اولین دیوونه خونه‌ـست.

این دفعه رو میزارم بری ولی دیگه کسی رو نکش.

خوش اومدید.

من افسر ایتامی هستم. راهو باز کنید.

تو روکوزامون سوروگایا، صاحب این خونه هستی؟

بله قربان.

ایشونم زنمه. اسمش اوکویه.

نگاه کنید.

این دخترتونه؟

بله قربان.

سه روز بود که دنبالش میگشتیم.

فکرشم نمی‌کردیم مرده باشه.

چون خوب حواستون بهش نبوده

حامله شده و سقطش کرده.

حامله بوده؟- باورم نمیشه.-

دخترم باکره بود.

تو عمرش با کسی رابطه‌ای نداشت.

بیشعور.

مگه حامله باکره هم داریم؟

حالا فهمیدم.

دخترت خیلی خوشگل بوده.

تو هم نمیخواستی مرد دیگه‌ای بهش دست بزنه.

پس خودت آستیانتو بالا زدی.- نخیرم.-

رابطه با محارم یه جرمه.- نه.-

پس خدمتکارات بهش دست زدن؟

نه.

اونا آدمای باشعوری هستن.

اون فقط بعضی وقتا میرفت معبد کایزان

تا مراسم چایی آوردن و گل آرایی یاد بگیره.

جای دیگه‌ای نمیرفت.

کایزان؟

همون صومعه رو میگی؟

کشیش نیوکای، مربی خوبی هستش.

زن نجیب و خوش نامیه.

دخترم رو به آدم خوبی سپرده بودم.

شنیدم اون صومعه یه شبه ثروتمند شده.

لوس نشو.

روکوزامون تو که دروغ نمیگی، درسته؟

شما یه افسر توانا هستید. یعنی هانزوی تیغ صفت.

مگه جراتش رو دارم دروغ بگم؟

Hanzo the Razor: The Snare subtitles in other languages

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left