প্রথম 200টি লাইন।
هی، آقای جانسون، مغازه هنوز بازه؟
تو همون بچه ای هستی که خواست با پیچ گوشتی، ماشین رو باز کنه؟
اره، زندرم، نمیدونستم منو یادت میاد یا نه
من کارت "آدامس" رو از مورفو گرفتم
ازم عکس گرفتی اما هیچ وقت نزدیش به دیوار
شمشمر خوشگلیه، آقای جانسون
اره
از جورجیو گرفتمش
فکر کردم می تونم باهاش مردم رو نصف کنم اما
اره راستی، امشب نمایش شعبده داشتی
شرمنده، می خواستم بیام اما کار داشتم
خب، چیز زیادی رو هم از دست ندادی بیشتر حقه هام جواب ندادن
دارم فکر میکنم نکنه اصلا شعبده باز نیستم
شاید این سرحالت بیاره
وقتی این آنتن رو پیدا کردم خراب بود
اما تونستم درستش کنم
میدونی از چی استفاده کردم؟
آدامس
فکر کردی این سرحالم میاره؟
فکر کردم می خوایش، این میتونه بعدی باشه
بعدی چی؟- ماشین بعدی-
با چه عقلی داری این حرفو میزنی؟- توش رو ببین-
داری به چی فکر میکنی؟
به این فکرمیکنی که مامانت چطوری بهت خیانت کرده
و کاری کرده که تموم شهر بر علیهت بشن؟
اره- اره-
اره، فکر میکردم که داری به این فکر میکنی
تو به چی فکر میکنی؟- منم دارم به همین فکر میکنم، اره-
از طرف تو خیلی ام عصبانی ام
میدونی، فکر میکنم بعد این نمیتونم مامانتو روی زمین ببینم
دیگه چشم دیدنش رو نه سر شام دارم و دیگه احتمالا نتونم باهاش حرفی بزنم
داری این کار رو بخاطر من میکنی؟
فداکاریه بزرگیه ولی با کمال میل انجامش میدم
دارم به این تغییر ذهنی ای که سراغم اومده هم فکر میکنم
وقتی آقای جانسون منو برد روی صحنه
و یادم آورد که سوت زدن چه احساسی بهم میده
انگاری یه چیزی توم تغییر کرد
خب؟ یعنی چی؟
می خوای برگردی سوت زدن بشی
نه منظورم این نیست
وقتی سلطنتی رو گرفتی برات چه معنی ای داشت؟
الان میخوای ازم بپرسیش؟
اره، الان دارم ازت میپرسم
میدونم که خیلی دیره، اما میخوام بدونم
فکر کردم یه ارزشی یا یه چیز اینجوری ای دارم Telegram: @SerialbaranTV
قبلا احساس ارزشمندی نمیکردی؟
نه، نه میکردم
یه چیزی توی منم عوض شد
...و فکر کردم ممکنه ایرادی نداشته باشه اگه بخوام
دیده بشم
...این...رقت انگیزه...اما
نه نه رقت انگیز نیست
نیست، میخوای درباره رقت انگیز بودن حرف بزنیم؟ بیا درباره جورجیو صحبت کنیم
با اون کلاه گیس خرکیش، مثل پورن جان تراورلتا می می چرخه
خدا می دونه توی شلوارش چی داره
صبر کن، جورجیو کلاه گیس میذاره؟
اره، وای داشتم میمردم تا بهت بگم
ولی یه عالمه اتفاق های دیگه ای هم افتاد
محض اطلاعتون اتاق من همین بغله مشخصه که بلندتر ازاین نمیتونین حرف بزنین
ببخشید عزیزم، ساکت میشیم
فقط داشتیم درباره تغییرات حرف میزدیم
ساعت دو شب؟
نه نه، داشتم به مامانت میگفتم
شاید همه چی اون جور که بنظر میرسه نباشه
اره، عمیقه
میدونی چیه؟ نظرم عوض شد، خوشحالم که بخاطر این از خواب بیدارم کردین
نه، گوش کن، گوش کن، منظورمن اینه که
اگه معلم/سوت زن به معنی معلم/سوت زن نباشه چی؟
اگه سلطنتی واقعا معنی سلطنتی نده چی؟
اگه سفالگر، سفالگر نباشه چی
من سفالگر رو نگرفتم، دروغگو رو گرفتم که فکر کنم به این خاطر باشه که
به کولتون قبل این که بمیره با داداش دوقلوش خیانت کردم
بهش دروغ گفتم، به همه دروغ گفتم
و از وقتی که دارم جیکوب رو میبینم به همه دروغ میگم
اما اگه تفسیر دیگه ای از دروغگو دارین
خوشحال میشم بشنوم
باید درباره اش فکر کنم
خدای من
ترینا، من خیلی متاسفم
تو چرا متاسفی؟
...چون
متاسفم چون این احساس رو نداشتی که میتونی بیای با ما صحبت کنی
احساس کردم که، فاک ما اینو فقط هولش دادیم زیر تخت
عیب نداره، من یه جورایی خوبم
میدونی، نمیدونم الان وقت مناسبیه یا نه
ولی من همیشه فکر میکردم جیکوب بیشتر بهت میاد، که اینجوری ام شد
الان زمان مناسبش نیست
موافقم
شهردار ایزی اذعان داشت، امروز روز جدیدی در دیرفیلد است
با لبخندی طعنه آمیز و نگاهی گیرا
درحالی که منتظر بودم ادامه بده جرعه ای دیگه از چای جینیسنگ هندیم رو خوردم
با گفتن ظاهرا باعث سکوت جمعیت شد منتقدان دستگاه مورفو"
"خواستار برگشتن به حالت قبل شده ان
کسی همچین چیزی نمیخواد
برای همین احساس کرد که چاره دیگه ای نداره"
جز ادامه دادن شهرداری
و کمک کردن به دیرفیلدی ها
ناتالی پرال مجله دیرفیلد
...اره، اما- ممنون-
من حاضرم کلاه گیس جورجیو رو بخورم تا بخوام توی دیرفیلد امسال شرکت کنم
و میتونم سر این شرط ببندم
باشه، نمیدونم داری شووخی میکنی یا نه اما اگه جورجیو کلاه گیس داره
اینو مینویسم چاپ میکنم چون داستان خفنی میشه
و اره، میری دیرفست، چون هممون میریم
من جایی نمیرم که مردم جوری بهم نگاه کنن
انگاری کلاهبرداری چیزی ام
و دیگه نمیذارم ایزی سکه یه پولم کنه
خب، میدونی که میکنه، نه؟
بیشتر مردم هنوز به اون ماشین معتقدن
و میدونن که ربطی به تو نداره
ببخشید، کاس؟
شنیدم که پول سویشرتایی که ازت خریدن رو پس میدی
اره، شیلا، هرچیزی که به ماشین مورفو مربوطه
...و مردم میخوان پسش بدن
همینجا درش میاری؟
چیزی زیرش تنته؟- نه-
پس، چرا همینجا درش میاری؟
تازه، فکر نمیکنم این از سوییشرتای تو باشه
حروفش همه اشتباهن و دارن کنده میشن
اره، و فکر نمیکنم که راک استار رو گرفته باشی، شیلا
تو قبل این که ماشین بیاد، سنگ رنگ میکردی
باشه، شیلا، بذار دوستام شامشون روبخورن
...شیلا، چه غلطی- خداحافظ شیلا-
میتونم از این فرصت که همتون اینجایین استفاده کنم
تا دوباره عذرخواهی کنم
واسه این که میخواستم قلب کاس رو بقاپم و خانواده تون رو نابود کنم
اره، میتونی- درباره اش حرف زدیم-
صبر کن، چیشده؟- واقعا جای عجیبی ام-
اره، توی گاندولا میخواستی بریزی روی مامانم
اما فکر کنم بالاخره آماده ام تا قلبم رو روی ماجراجویی های جدیدی باز کنم
اونجوری که میخواستم قطعیت نداره
یکی نصیحت های زیادی بهم کرد
که واقعا دوست دارم همو ببینین راستش
کری، کری، بیا اینجا
سلام به همه
بابابزرگ- سلام بابا-
درسته، دی
تقریبا یادم رفته بود که کری باباته- واقعا؟-
از وقتی که توی اون ویدئو برای جمع کردن پول برای کاس شرکت کردین
کری رو آوردم اینجا که مدل بعضی از وسایلم بشه
با بدن خفن عضله یی ای که داره
جورجیو، بیخیال، همچینم عضله ای نیستم
فقط یکم وزنم بیشتره، همین
نه، تو داری با بصیرتت زندگی منو تغییر میدی، آقای سی
اسمش این نیست
میشه گفت بیگ سی داره برای من تبدیل به الگوی زندگیم میشه
اونم توی جنبه های مختلفی
الگو؟ بابا شبیه اون چیزیه که درباره سوت زنی میگفتی
میبینی؟ دوتا معنی مختلف میده
باشه، بابا حالا چقدر از اون دانش گرانبهات رو با جورجیو تقسیم کردی؟
خب، هیچی، نخواستم افکار قدیمیم رو بهش القا کنم
با ترسا رو به رو شو، و توی چی میشد اگه، گیر نکن
میدونی" چی میشه اگه مردم به من که میخوام "تو این سن مدل بشم، بخندن؟
"چی میشه اگه شرکت حسابداریم رو از دست بدم؟"
یا"چی میشه اگه زنم با یه یاروی اروپایی "آشنا بشه و هیچ وقت برنگرده؟
"چی میشه اگه کل شهر ازم متنفر باشن؟"
اره، باید با ترسات رو به رو بشی
وگرنه هیچ وقت نمیفهمی پشتشون چه خبر بوده
صبح بخیر، دیرفیلد هووز
اکسل هستم هواشناس برنامه با هوای امروز درخدمتتونم
میدونم شاید اکثریتتون به این توجه نکنین
با توجه به این که چه احساسی نسبت به ماشین مورفو دارین
اما برای اون دسته از شما که بهش معتقدین
جریان هوای سردی ر از سمت شمال غربی داریم
مخلوط شدن فشار با باد های گرم ازشرق نشون از اومدن طوفان داره
یه طوفان شدید
که واقعا میتونه در دیرفست امشب رو تخته کنه
پس حتما چتر همراه خودتون داشته باشین
چیکار میکنی؟
من و جیکوب قرار میذاریم
ما خیلی وقته قرار میذاریم قبل این که کولتون بمیره
یعنی، یه مدتی جدا شدیم، اما الان باز باهمیم
اما نکته مهم اینه که ما قرار میذاریم و دیگه نمیخوایم مخفیانه این کار رو انجام بدیم
چه خبره؟ نمیتونی همینجوری بیای وسط برنامه
میدونم شرمنده اما میخواستم یه کارشجاعانه بکنم
با ترسم روبه رو شدم
باشه، خب، ادامه بده
ترینا ام راستی ترینا هاببرد
احتمالا نباید قبلا اینو میگفتم اما خب اشکالی نداره اگه از دستم ناراحت بشین
کرچه اگه از جیکوب متنفر نشین خوشحال می شم
چون خیلی پسر خوبیه
و تنها کسی که واقعا باید ازش عذرخواهی کنیم کولونه
اما اینجا نیست
این یعنی نمیتونه ازمون متنفر باشه
و با گذشت زمان کمتر ازمون متنفر باشه تا بالاخراه مارو ببخشه
واقعا افتضاحه
بخاطر این که نمیخوام تا ابد یه دروغگو باشم
راستی جلسه جز سال آخریا هم بعد مدرسه ست
توی اتاق 206
طبق چیزی که اینجا نوشته امشب توی دیرفست اجرا دارن
توی چادر هنر، پس حتما یه سر بهشون بزنین
اره، قهرمانه، مرد
هیچ وقت نگفتم قهرمانم
باید یه چیزی بگی، میدونستی که دوستت دارم
و بهم این حسو القا کردی که انگاری من یه چیزیمه
اره، بخاطر این که این درباره توئه ساوانا
باورم نمیشه ترینا همچین کاری کرده
سلیطه آب زیرکاه
...هی، شاید تو سلیطه آب زیرکاهی
نباید اینو میگفتم، شرمنده
No comments yet. Be the first to leave one.