প্রথম 200টি লাইন।
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
!همتون مردین
!کانگ سونا
!بیا بیرون
قسمت 7
!چا سونگ هیوک! چا سونگ هیوک
چی بهت گفتم ؟ گفتم که میاد
دعات گرفت
خانم ها وآقایون
!فرشته ی بخشش، چا سونگ هیوک اومده
!کف مرتب
چا سونگ هیوک
بفرما بالای مجلس لطفا
ممنون
واقعا که
اینجا خیلی از مردم حالشون گرفته شد که شنیدن نمیتونی بیای
ولی الان واقعا خوشحالم که اینجایی
دلیل خاصی داشت که یهو برنامتو عوض کردی و اومدی اینجا شرکت کنی؟
چا سونگ هیوک؟
... چیزه
باید یه چیزی به سونا بگم
!کانگ سونا
خوب گوش کن ببین چی میگم
... تو
اخراجی
بیا طلاق بگیریم
چی؟
چی داری میگی؟
اون دختره ی بی حیا بهتر میدونه
چون بهم خیانت کرده ، از پشت بهم خنجر زده
چی میگی تو؟
من ... چی؟
من نکردم
دروغ نگو چون من همه چیو میدونم
نکردم
!واقعا نکردم
ها؟
!نه
!نه
خدایا
!نه
نههههه
نه؟
من گفتم؟
.. اوم
میتونی دوستم داشته باشی؟
نمیتونی یه کم از احساساتمو درک کنی؟
.. اگه نه
وقتی یه نفر دیگه رو داری
ما میتونیم با هم زندگی کنیم
اگه پیش من بمونی
اگه فقط پیش من بمونی
!واو
!حضار محترم ، خانم و آقای چا سونگ هیوک
بعدا حسابتو میرسم
ها؟
عر خدا
"اون گفت :"فقط پیش من بمون
چی کار کنم؟
هی
خیلی باحاله مگه نه؟
!زنه چه قدر باید خوشحال باشه
واقعا
ای کاش یه روز میتونستم با چا سونگ هیوک زندگی کنم
... در حال حاظر ، مشترک مورد نظر در دسترس
شما متولد شدین برای عشق ورزیدن
در تمام عمرتون کسی دوستتون داره
به دنیا اومدین تا دوست داشته بشین
در تمام عمرتون کسی دوستتون داره
عشق خدا که از آغاز خلقت شروع شد
دیدار ما ثمر میده
اینکه شما در این دنیا هستین
برای ما
یه خوشحالی خیلی بزرگه
ببین
خودشه
حتی دیروزم
با همدیگه بودن
.. بهت که گفته بودم
با یه خانومه فلنگو بست
!این یعنی نرفته بود دستشویی
من صادقانه از همگی شما برای حضور در نشست فرشتگان تشکر میکنم
امضای چا سونگ هیوکو گرفتی مگه نه؟
آره
خیلی خوشحالم
بله
به خط وایستین ، بله
اونجا ، دوست عزیز صفُ نریز بهم
ای خدا
خانومُ ببین
از بس نگاش کردی صورتش داره از حال میره
! واقعا
خیلی دوستش داری؟
بفرما
شما بچه ها ام میخواین؟
ای خدایا واقعا که
خداحافظ
ممنون ، خدانگهدار
حتما باید خیلی خوشحال باشی
بله ، یه کم
... اومد ، اومد
کی؟
!چارلز
واقعا؟
!بیا بریم
بیا
ای وای
!بسه بسه
نه خیر ، نمیتونی یکی بده به من بعد برو
نیم ساعته تو صف منتظرم
دفعه بعد .. دفعه بعد
بچه ی من خیلی دوستون داره
نه؟
این بچه چجوری میتونه؟
تته پته میکنه فقط
ببین
تته پته میکنه امضا میخواد خب
ایش
بیا بگیر
ممنون
وایستا
صبر کن صبر کن
چیه؟
بذار تمرین کنم
کلی چیز باید بهش بگم ، نباید یادم بره ، ها؟
... چارلز
برای کلیسا و پرورشگاهمون
برای سه سال گذشته
صادقانه بابت همه ی کمک های مادی و معنوی ازت سپاسگذاریم
به لطف شما آقای چارلز
بچه های ما میتونن در راحتی و خوشحالی بیشتری زیر سایه پروردگار باشن
اون بچه ها هنوز کوچیکن
ولی یه روز
ولی قطعا یه روزی بزرگ میشن و آدم های بزرگواری میشن ، مثل تو چارلز ، کسایی که به نیازمندا کمک میکنن
من یه بار دیگه به نمایندگی از بچه ها صمیمانه ازت تشکر میکنم
چطور بود؟
ایول
ولی چارلز کره ای می فهمه؟
عه وا
کلی حرف داشتی واسه زدن که
ممنون
... بسیار ، بسیار
.. خیلی ، خیلی
!ممنون چارلز
... نه ، نه ،نه
ما هیئت مدیره ی شعبه ی کره ی شرکت " رویای قانون مستحکم" هستیم
چارلز مارو دعوت کرده به اینجا
خداییش چی گفت؟
وای ، چه قدر خوب که اومدی
باهاشون انگلیسی حرف بزن
... چارلز
خیلی وقته ندیدمت
! ممنون که اومدین
!عه ، چارلز
! جولیا
... اوپا تو
چارلزی؟
پس؟
هیون ... چارلز؟
ممنونم
منم ممنونم
!آخ! دستم به فنا رفت
وای
محبوبیتت هنوزم همونه
محبوبیت بین خانما حرف نداره
کافیه ، زود باش شونه هامو ماساژ بده - بله -
!آخ
آخ
آآآآآخ
هی ، سونا چی شد؟
ها؟
نمیدونم
من همش با شما بودم
هوی ! باز که با این یارو یه جایی تنها نیس؟
عه ! مدیر سو داره میاد
سونا و اون پسره کوشن؟
اها ، تو اتاق پدرن
هی ! خیلی وقته رفتن ولی هنوز نیومدن بیرون
ها ؟ دوتاشون؟
تو اتاق؟
چه غلطی میکنن؟
بابا اینجوری نیست
پدرم اونجاست
زن گه دونگم هست تازه
بعضی از اون خارجیا ام هستن
"صدای خنده میشنوم ، " هر هر هر " و " هار هار هار
درست حسابی که چیزی نمیشنوم
این راهبه ها رو دیدم مثل برق رد شدن ، انگار گناه کردم
!جفتشونو بیچاره میکنم
هی هی هی! یه جوری رفتار کن انگار اتفاقی افتاده
خانومت یه همچین آدمی نیست
میگن اون دو تا تو یه رابطه جدی و عمیق بودن
حتما زمان میره که بخوان در مورد اون خاطرات طولانیشون حرف بزنن
ها؟
مشکل درست نکن
درسته
همون بهتر که منکرش شه
خداییش بگو ببینم
"آره ، من وکیل خوش تیپ و نجیب کیم رو دوست دارم که بهتر از توئه احمقِ وحشتناکه"
اگه اینو بگه چیکار میخوای کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.