প্রথম 200টি লাইন।
صبح بخیر
چطوری؟
یه لحظه هم چشمم رو هم نرفت
کاش دیشب پیش خودم میموندی
میخواستم اینجا باشم
تا اگه سیلی میخواست چیزی بهم بگه در دسترس باشم
اینجوری اون طرف شهر نبودم
صبح بخیر آمادهای؟
بقیهی گروه کجان؟
اونا...
رفتن ترتیب یه چیزو توی دادگستری بدن
اینجاست
خیلیخب آغاز عملیات اغفال قاضی
خوبه پیج
خب اون بوی گندو به خودت بزن
عذر میخوام
خوبه، کل بوی آرامشبخش سنبلو بمال بهش
- واقعا عذر میخوام - اشکالی نداره
به اندازهی کافی بهش مالیدی؟
بهتره مالیده باشم همین مونده بود براش لخت بشم دیگه
هپی، تو در چه حالی؟
تمومه دادگاه قاضی تاک
تنظیم شده روی 21 درجه
تاک به جای اینکه داغ و در عذاب باشه
خنک و در آرامشه
خیلیخب والت داره میاد سمت تو
باشه
یه فنجون دوبل کاپوچینوی بدون چربی
دو قاشق وانیل یکم دارچین
با خامهی اضافی
و دو قاشق شکر لطفا
صبح بخیر آلیس
صبح بخیر قاضی
ارل گری رو الان براتون آماده میکنم
بقیهش مال خودت ممنون
خیلیخب توبی
خیلیخب، قاضیمون قراره حسابی خونسرد بشه
جای اینکه با کافئین بره فضا
و حالا بخش اصلی کار
همه وقتی به موسیقی آرامشبخش مناطق استوایی گوش میدن
حسابی آروم میشن
سرنوشت کیب توسط یه آدم خیلی خونسرد قراره رقم بخوره
گرچه خود کیب حسابی شاکیه
چیکار کردید؟
یه تحقیق دانشگاهی نشون داده
آدما وقتی تو حال باشن
حکمهای ملایمتری میدن
میدونی اگه گیر میافتادید
چه دردسری برامون درست میشد؟
عطر، چایی
دستکاری ساختمون دولتی
فقط خواستیم کمک کنیم ترسیدیم
یکم سخته
میدونم
متاسفم منم همینطورم
پس بریم سرجامون بشینیم
اگه موقع محاکمه اوضاع سخت شد
پشتت رو نگاه کن تا دوستات رو ببینی
ما هواتو داریم
در مورد اون
دیشب آخر شب دفتردار دادگاه بهم زنگ زد
تصمیم گرفتند که دادگاه علنی نباشه
چی؟
مدارکی مربوط به پروندههای سابق اسکورپین ممکنه ارائه بشه
که میتونه امنیت ملی رو بهخطر بندازه
بنابراین دادگاه علنی نیست
وایسا
یعنی این خدافظیه؟
همین؟
نه، نه خدافظی نیست
من سختکوشترین وکیل این شهرو دارم
و بیگناهم
بنابراین امشب برمیگردم به گاراژ
و با شماها جشن میگیرم
اما اگه اتفاقی افتاد
روی میز هر کدومتون یه هدیه گذاشتم
بازش نکنید تا نتیجهی دادگاه مشخص بشه
خب دیگه باید برم
گریه نکنید
بغل نکنید
باید برم
چیزی نمیشه بچهجون
باشه؟
تو باید بیای پیش ما الی
ممنون
اما من همینجا منتظر میمونم میخوام نزدیکش باشم
نمیتونم تصور کنم چه احساسی داره
قیام کنید
- اونکه قاضی تاک نیست - بشینید
با قاضی تاک تماس گرفتند
همسرشون بیمار شده
خوب میشه، اما این پرونده به من واگذار شده
بنابراین بذارید...
اینجا شده مثل قطب شمال
لطفا تهویه رو درست کنید
ببین از این یارو چی داریم
دارم میگردم وای لعنتی
این قاضی مکس تالبرتسونه
اسم مستعار: مکس تالبرتسون اشدّی چون همیشه به همه
اشد مجازات رو میده
دهنمون سرویسه مان
بدجوریم سرویسه
سازمان بود
خبر دارن که دوربینای دادگاه رو هک کردیم؟
نع، اما باید قطعش کنیم
چون رابط جدیدمون قراره بیاد
- رابط جدید؟ - حرفشم نزن، کیب رابط ماست
درصورتی که مجرم شناخته شد
سازمان برامون
کلرنس میکلتورن رو میفرسته که قراره باهامون مصاحبه کنه
و نقل قول میکنم:
«مشخص کند که رابطهی سازمان امنیت با اسکورپین
برای دولت سودی دارد یا خیر»
و اگه فکر کنه که سود نداریم؟
موقعیتمون به عنوان گروه قراردادی با دولت رو از دست میدیم
و با توجه به وضع مالی فعلیمون
یعنی که... منحل میشیم
مسخرهست
- باید برم ذهنمو آروم کنم - چقد من احمقم
اگه بخوایم بشنویم توی دادگاه چی میگن
میتونم یه بیسیم رو هک کنم و سعی کنم
فرکانس نگهبان دادگاه رو بگیرم
والتر
تو امروز خیلی ساکت بودی چیزی نیست که
بخوای اضافه کنی؟
نع
چون آقای گالو درخواست محاکمهی بدون هیئتمنصفه کردند
بنده هم داور هستم و هم قاضی
بهزودی متوجه میشید که در دادگاه من هر حرفی بزنید اهمیت داره
حقایق اهمیت دارن
و باید هم فقط حقایق گفته بشند
ایالت میتونه مباحثه رو شروع کنه
عالیجناب، ما فقط بهخاطر گفتن حقایق اینجا نیومدیم
بهخاطر گفتن حقایق مربوطه به اینجا اومدیم
تمامی خدمتی که مدافع
به ارتش عرضه کرده
به افبیآی عرضه کرده و همچنین به سازمان امنیت ملی
کامل قابل ستایشه
اما هیچ ربطی به این
دادگاه نداره تنها چیزی که مربوطه
اعمال آقای گالوئه
و ما از اعمالش خبر داریم
از یه کلید استفاده کرد پابند رو باز کرد
و اجازه داد مارک کالینز یعنی یک زندانی فدرال، فرار کنه
حقایق دیگه بی ربطن
و نباید در نظر گرفته بشند
تشکر
آقای داد، دفاعیهی شما
عالیجناب
موکل بنده یک قهرمان جنگیه
- ایشون... - جناب وکیل
من با
بیانیهی خانوم داین موافقم
که خدمات سابق آقای گالو
هیچ ربطی به این دادگاه نداره
بنابراین من به چنین مباحثی گوش نمیکنم
خیلیخب
من باید دفاعیه رو همینجا تغییر بدم
یه لحظه بیشتر طول نمیکشه
اگه وکیل آدم بیانیهش رو تیکه پاره کنه
یعنی وضع خیلی خرابه؟
اگه میتونستم این رادیو رو دستکاری کنم میتونستیم بشنویم
دارن چی میگن بهجای اینکه حدس بزنیم چی میگن
افسر سالیرنو در موقعیت تقاطع خیابان براکتون و هفتم
خیلیخب، الان پلیسو گرفت!
یالا احمق از پسش برمیای
قبلا به خودت گفتی احمق حالام دوباره گفتی
چرا اینقد به خودت سخت میگیری؟
نفتی نشی!
توبی
چیکار میکنی؟!
یهچرخهی قدیمی رو راه انداختم
دوچرخه دوبرابر خستم میکنه
نفهمیدی چی گفتم؟
دو...برابر
این کلوچه رو توی یخچال پیدا کردم امیدوارم مال کسی نباشه
مال هالووین بود
افسر سالرنو هستم
گزارش شده که یک سگ کوچک توی یه جور چاله
گیر افتاده
چه خوب، بهجای محاکمه اخبار سگ رو میشنوم
وای پسر، چقد من خرم
خب معلومه تو میخوای یه سیستم آنالوگ
قدیمی رو هک کنی احتمالش خیلی پایینه
میدونی، توی این جنجال و استرس تو خیلی آرومی
- جریان چیه؟ - یک مشاهدهی زیرکانهست
میدونی، اولش خیلی نگران محاکمه بودم
شب خوابم نمیبرد کار رو خراب میکردم
خیلی بد بود بنابراین
شروع کردم به خوندن چیزایی که بقیه برای مقابله با استرس نوشتند
تسلا، شکسپیر
اما فلسفهای که بیشتر از همه بدردم خورد
توسط یه بازیکن بیسبال آمریکاییه
به اسم جان میلتون ریورز
میکی ریورز؟
من عاشق میکی ریورزم
دههی 70 واسه ینکز بازی میکرد مگه نه؟
اونیه که این شکلی چوبو میگرفت دستش
یکی از حرفایی که زد هم بدرد نمیخورد
یه خبرنگار ازش پرسید که چجوری تحت انتقاد زیاد خونسرد میمونه
No comments yet. Be the first to leave one.