Home Sweet Christmas

Home Sweet Christmas

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Home Sweet Christmas 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian Home Sweet Christmas 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX زیرنویس فارسی فیلم

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-16
ডাউনলোড: 24
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

هیس

چهار، سه، دو، یک. اومدم

سوفی، پشت هنری می‌بینمت

باید بهم دست بزنی، وگرنه قبول نیست

اون همیشه واسه اینکه برنده بشه قانونا رو عوض می‌کنه

همین‌طوره سمی. دقیقاً همین‌طوره

خب، کی می‌تونه بهم بگه

بهترین نوع درخت افرا

برای درست کردن شیره کدومه؟

یه راهنمایی‌تون می‌کنم

همون چیزیه که باعث میشه مزه‌ی شیره شیرین بشه

افرای قندی؟

بله

واقعاً مجبوری فردا بری؟

مامانم میگه باید برگردیم شهر

چرا تو نمیای؟

می‌تونی شام کریسمس رو پیش خانواده‌ی من باشی

نمی‌تونم

عموی بزرگت، هنری، طفلکی خیلی تنها می‌مونه

خوشحالم که تو رو داره سمی

قول میدم سال دیگه برگردم

بیا فعلاً راجع بهش حرف نزنیم

به جاش یکی از اون داستاناتو برام تعریف کن

داشتم به یه داستان جدید فکر می‌کردم

توی شهر «برمبل هالو» کریسمس بود

«بانو سوف» و شوالیه‌ی دلاورش، «سِر سمی»

سوار بر اسب باوفای شوالیه

از میون دشتِ برفی به سمت کلیسای سنگی قدیمی می‌تاختن

همون که پشت پنجره‌هاش شمع روشن بود

این ادعا که موکل‌های ما

توی شرکت بین‌المللی «آگرومرج»

از نابود شدن مزارع خانوادگی خوشحالن

کاملاً... واهیه

توصیف کردنش به هر شکل دیگه‌ای

فقط یه نمونه‌ی دیگه‌ست که نشون میده سیستم ما چقدر از رده خارج شده

و خب، وقتمون به پایان رسید

ممنون از نظراتتون، سوفی مارلو و جناب نماینده

مثل همیشه، از حضورتون در اینجا خوشحال شدیم

خیلی ممنون، کریسمس مبارک

«واهی» واقعاً یه کلمه است دیگه، نه؟

نکنه یهو وسط پخش زنده از خودم کلمه اختراع کرده باشم؟

نه، فکر کنم واقعاً کلمه باشه، آره

مخصوصاً از اون تیکه‌ای که گفتی «از رده خارج شده» خوشم اومد

عالی بود

آره. برنامه‌ریزی نکرده بودم، همین‌طوری از دهنم پرید

واسه همینم هست که قراره توی جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی بعدی

تو رو هم شریک شرکت کنن

اوه، نفوس بد نزن

در ضمن، «شریک‌سازی» اصلاً کلمه نیست

اوه، حالا که حرف کلمه شد، پیام‌ها دارن می‌رسن

از طرف مدیرای «آگرومرج». از حرفات خیلی خوششون اومده

خب، این دلگرم‌کننده‌ست، ولی

هنوزم با پنهان کردن حقیقت راحت نیستم، لیلا

ممنون. - چی حقیقت نداره؟

من الان به اون بیننده‌ها گفتم که «آگرومرج» قرار نیست

مزارع خانوادگی رو بگیره و به کارخونه تبدیل کنه

نه، نه، نه، چیزی که گفتی -اینم بگم که خیلی با سیاست گفتی-

این بود که اونا خوشحال نیستن

از اینکه مزارع خانوادگی رو تصاحب کنن

دروغ نگفتی. داری دروغ نمی‌گی

اونا واقعاً از این بابت خوشحال نیستن

این فقط لازمه‌ی پیشرفته

اوم... باز هم باعث نمی‌شه حالم بهتر شه

اوهوم

چیزی که حالت رو بهتر می‌کنه اینه که وقتی اون ادغام

با «بریکستون» نهایی بشه

بریکستون. اون که توی واشینگتنه

هوم

من اونجا فامیل دارم

این کار ممکنه روی زندگی اونا هم اثر بذاره

پیشرفته دیگه، سوفی. یه بیزنس بزرگه

فیلم سینمایی که نیست

برای همه پایان خوشی نداره

هرچند تو احتمالاً چند میلیونی ازش به جیب می‌زنی

پس می‌بینی که پایانش برای من و تو و «آگرومرج» خوشه

هنوزم برای اون آخر هفته‌ی کاری

واسه بررسی قراردادهای خرید سر حرفمون هستیم؟

باید مطمئن بشیم واسه جلسه‌ی هفته‌ی بعد آماده‌ایم

آره، من هستم

می‌خوام قبل از تعطیلات کارشو تموم کنیم

واسه همینم خریدهای کریسمس رو زودتر انجام دادم

آخی، واسه کی خرید کریسمس می‌کنی؟

واسه گیاه آپارتمانیت

باید اینو جواب بدم

جسیکا، می‌تونی معنی «وهم‌آور» رو چک کنی؟

می‌خوام مطمئن شم که واقعاً یه کلمه‌ست

تو جسیکا نیستی

نه، من گوردونم. جای جسیکا اومدم

راستی، توی اخبارِ همین الان، فوق‌العاده بودی

ممنون

امروز صبح چند تا تماس هم داشتی

از طرف «وینز‌بریج»، واشینگتن

وینزبریج؟ - اوهوم

به نظر فوری می‌رسید. اینم شماره‌ش

اون کلمه‌ای که می‌خواستی برات چک کنم چی بود؟

واهی

در کمال آرامش بود. توی خواب تموم کرد

تا ۱۴ سالگی، هر سال کریسمس رو پیش عمو هنری بودم

می‌دونم سوفی، واقعاً متاسفم

می‌دونم شنیدن این خبر چقدر سخته

اما طبق وصیت‌نامه‌ی عموی بزرگت

تو وارث اصلی املاکش هستی

مزارع افرای مارلو؟

هنری مراسم ختم نمی‌خواست

اما برای انتقال سند

باید به صورت حضوری توی دفترخونه ثبت بشه

باشه. ما اینجا توی دفترمون سردفتر داریم

توی ایالت واشنگتن

قوانین انحصار وراثت توی هر ایالت فرق می‌کنه

متاسفانه، انتقال ملک بعد از فوت

باید تا پایان همون سال میلادی انجام بشه

کی می‌تونی بیای اینجا؟

منظورت دقیقاً چه وقتیه؟

فردا

فردا؟

اوم، خب... آره، فکر کنم باید بیام

راستی، فقط محض کنجکاوی

وقتی می‌گی وارث اصلی

عموی بزرگت ۶۰ درصد از املاکش رو برای تو گذاشته

درصدِ بقیه به کی رسیده؟ ۴۰

کریس، امیدوارم موضوع مهمی باشه

دارم کار می‌کنم

دارم صدای چک‌چک آب رو که می‌خوره به گوشی می‌شنوم

داری باز همون کار رو می‌کنی؟

همون که سرت رو می‌کنی توی سطل آب؟

سینک ظرفشوییه

بهت که گفته بودم، بعضی وقتا نیازه فضا رو عوض کنم

تا یکم الهام بگیرم

مگه برای همین اون کاروان رو نخریدی؟

که هر وقت دلت خواست

فضا رو عوض کنی؟

چی می‌خوای کریس؟

یه راهنمایی می‌کنم. با «ف» شروع می‌شه

اصلاً نمی‌فهمم داری درباره چی حرف می‌زنی

«ف-ف-ف-فیلمنامه»

فیلمنامه‌ت رو می‌گم، سام

واقعاً، واقعاً به اون پرده‌ی سوم نیاز دارم

تا پایانش رو نداشته باشم نمی‌تونم فیلم رو کارگردانی کنم

ببین، می‌دونم داری بی‌قرار می‌شی

نه. بی‌قراری مال چهار ماه پیش بود

الان دیگه

خب، از بی‌قراری هم بدتره؟

مضطرب

نه، نه، نه. از اونم بدتر

پریشون

این عالیه

ببین، واسه همینه که تو نویسنده‌ای

یه ذره با پایانش مشکل دارم

آره، ولی تو تا حالا پایان چهارتا فیلم فوق‌العاده موفق رو

به بهترین شکل نوشتی

و هر دفعه هم همین حرف رو می‌زنی

هر دفعه سختن

و این یکی... این یکی باید بهتر بشه

باید از بقیه بهتر باشه

چرا نمی‌گی ریچارد گیر توش کمکت کنه؟

اولاً که اون انگشت شست نداره که بتونه بنویسه

مگه نه، ریچی؟

ولی هنوزم بهترین دوست منی تو کل دنیا

آره، هستی

ببین کریس، من دیگه قطع می‌کنم

سگم یکم محبت می‌خواد

خودمم یه ذره الهام لازم دارم

در ضمن، تو که قرار نیست چیزی رو فیلمبرداری کنی

قبل از کریسمس، درسته؟

اگه فیلمنامه رو تا آخر هفته بهم برسونی

اگه بتونم، دقیقاً از فردای کریسمس فیلمبرداری رو شروع می‌کنم

استودیو نظرش عوض شده

می‌خوان برای پخش توی «کریسمس در جولای» آماده‌اش کنن

ببین سام، تو توی کارت خیلی خیلی خوبی

تو کلی طرفدار تو سرتاسر دنیا داری

که فقط منتظرن فیلم بعدی‌ت رو ببینن

وقتشه که کریسمس رو تسخیر کنی

پس به خودت بیا و شروع کن به نوشتن

باشه. دوست دارم. فعلاً

فعلاً، کریس

خب

هنوز فیلمنامه رو تموم نکردم، کریس

من... ببخشید، متوجه نشدم، چی؟

اوه، نه. هنری

اوه

تو داری همین‌جوری همه‌چیز رو ول می‌کنی

و بشم یه مزرعه‌دارِ شیره افرا؟

بعید می‌دونم

با پرواز ساعت ۶ صبح می‌رم برلینگتون

تا ساعت ۹ هم می‌رسم وینزبری

ساعت ۱۱ با مشاور املاک قرار دارم

وکیل انحصار وراثت هم

یکِ بعدازظهر فردا؛ قطعی شد

ساعت ۱ ظهر

تا ساعت ۵ همه کارها رو ردیف می‌کنم

و بعدش هم با پرواز برمی‌گردم

که سرِ موقع به جشن کریسمس شرکت برسم

فردا شب

خب، پس یادداشت‌های شرکت «بریکستون» رو بذار همین‌جا بمونه

اگه یهو تصمیم گرفتی برای تعطیلات همون‌جا تو دل طبیعت بمونی

من می‌تونم جلسه هفته بعد رو به جات برم

کریسمس توی وینزبری

نه، باید قرارداد با شرکت «آگرومِرج» رو نهایی کنیم

یادداشت‌ها رو لازم دارم. فردا می‌بینمت

می‌خوای سرش شرط ببندیم؟

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left