প্রথম 200টি লাইন।
.الان خیلی بهتر شد
داریم درباره چی حرف میزنیم؟
.تو گفتی که شاهد ارتکاب قتل بودی
.بله - .و اینکه کار گریس نبوده -
با وجود اینکه خودت اولِ کار .گریس رو متهم کردی
.اگه یه جوری دلخورت کردم، ببخشید
...آم، پس
مطمئنی فرایند مسمومکردن رو به چشم دیدی؟
.خودم میدونم چی دیدم
حالا، خوب میدونم که راجعبهم .چه فکری میکنین
من یه آدم سرد و مغرورم .که بهطرز رعبآوری زیبام
.اما ایزابل مینوز بودن کار سادهای نیست
من یک بانوی مغرورم ، و امسال .سال خیلی سختی بوده
داستان من، داستانی کلاسیکه. سرشار از انتظار یار، شک و گمان
و سقوطی عمیق به ژرفای جنون
ببینین، پارسال همسرم خیلی ناگهانی .فوت کرد
.عزیزم، همه چشمها امروز مرطوبه
.ازش بدت میومد
.مامان، داری میلرزی - .نه خوبم -
،خب به رعشه افتادی .بیا، کت من رو بپوش
.نه. اینقدر ادا در نیار
.طوریم نیست - کت من رو میخوای؟ -
نه. میخوام قبل از اینکه مجبور شم
با یه مشت زن سناتور دیگه حرف بزنم .فقط برم
از وقتی به ایتالیاییها اجازه ورود به زمین گلف رو دادن، اینقدر عصبانی نبوده
چرا این همه گل آورده بودن؟
.خب مادر، گلها جزو رسم و رسومن
خب، همهشون به زودی عین بابات .میرن زیر خاک
ایزابل، چرا نمیایی و یه مدتی رو پیش ما بمونی؟
.میتونیم مثل یه خونواده، عزاداري کنیم
.نگرانم بودن
.البته حق هم داشتن .جیگرم پارهپاره شده بود
.الکساندر
توی خوابت مُردی و من بیخواب شدم
ادگار برام از دکترمون .قرص خواب گرفته
.اما بیفایده بودن
ریحون، برگ بو، کرفس .نه، فلفل سیاه
.بله. نه، پودر فلفل چیلی .پودر فلفل چیلی
.نه... هل .کاری هم داریم
...ما - مامان؟ -
.بله، سلام
.ساعت چهار و نیم صبحه برای چی بیداری؟
چرا بیداری؟
بیدار شدم تا قبل باز شدن مارکت .تمرین صبحگاهیم رو انجام بدم
خب عزیزم، ادویههایی که خواستی .همهشون بههم ریخته بودن
نصفه شبی بیدار شدی تا ادویههام رو مرتب کنی؟
میدونستم مسخره بود. اما همونطور .که گفتم، زن مغروریام
.خب، بالاخره یکی باید مرتب میکرد
.باید خدمتکارت رو اخراج کنی .اگه ممکنه، در ملاءعام
نمیخواستم ادگار بدونه که .داشتم زجر میکشیدم
،اما هرروزی که شب شد ،سخت و سختتر شد
.تا تظاهر کنم همه چی خوبه - کی میپذیری که اونا عین همدیگهن؟ -
.بوکفالوس دلار دیجیتاله - .نه -
.یه دلار، بخشی از تبلیغ دولته
.چرا؟ صورت یه رئیس جمهور روش مُهر شده
.بوکفالوس برتره
مامان؟ مادرجان؟ صدام رو میشنوی؟
.انگاری روی یه سیاره دیگهس
چی؟ نه. خوشم نمیاد وقتی .بحث سیاسی میکنین
.ناراحت کنندهس
خب، داشتیم راجعبه ارز دیجیتال من حرف میزدیم
از چیزایی که زود معروف میشن، تستر و فر و فنر اسباب بازی و مایکل بابلی خوشم نمیاد
.لطفا برام یه نوشیدنی درست کن
.ایزابل، نوشیدنی داری .دستته
.اما این جین داره
.از جین خوشم نمیاد
.نه، خوشت میاد - .آره، خوشت میاد -
وقتی ادگار رو حامله بودی، هرروز .مینوشیدی
.بهم گفتی کلمه امنت با بابا، سیگرم بود
.باشه، جین دوست دارم
.و حس میکردم قضاوتم میکنن
.دلسوزی اونا کار رو بدتر کرد .قرصهای خواب هم همچنان بهدرد نخوردن
.کم کم فکر کردم دارم عقلمرو از دست میدم
نه. نمیتونم یه دستیار شخصی داشته باشم .که ارتودنسی بزرگسالی داره
.نشونه ضعفه
میشه صدای آهنگ رو کم کنی؟ .صدای فکرکردن خودم رو نمیشنوم
نمیدونم راش هاشانا چیه .اما نه، خبری از مرخصی نیست
ببخشید، کدوم آهنگ؟
اون بچههای مزخرف که چرت و پرت میخونن
ببخشید. من... من بهتون زنگ میزنم .یه کاری پیش اومده
من رو یاد یکی از اجراهای بابات از اون آهنگهای پاپ مسخرهای میاندازه که دوست داشت
.اوه مادر .آهنگی پخش نمیشه
.خب، الان پخش نمیشه
.نگاهش کن
.خواب که نداری - .نه -
...الان داری چیزمیز میشنوی... چی - .بله -
چه بلایی داره سر مادرم میاد؟
.شوک بدی بهت وارد شده
.بله - ...هیچکس انتظار فوت بابا رو -
.توی سقوط هواپیما نداشت
وایسا ببینم .تو که گفتی همسرت توی خواب مُرد
وقتی مسافرینش دچار یک مرگ جانسوز در آسمانها شدن
.حین خلبانی کردن هواپیماش، خوابش برد
.اما نکته این نیست ...چیزی که مهمه اینه که
خدای من داری چیکار میکنی؟
دارم واسه روکسانا یه کلاه کاسکت .کوچولو درست میکنم
چیزی که مهم بود این بود که داشتم .جلوی ادگار، از هم میپاشیدم
،و هانا .پرنده متفاوت و عزیزدلم
یعنی خب، نظر اون برام از بقیه .باارزشتر و مهمتره
وایسا، جدی؟
من نمی... تا حالا این رو .بهم نگفته بودی
خب، چهطوری میگفتم؟ - .یه جورایی مثل همینی که الان گفتی -
...اما من به تو نمیگم که .دارم به اونا میگم
یعنی خب، میخوای چیکار کنم؟
وقت باهم تنهاییم، توی چشمات نگاه کنم و بهت بگم برام مهمی؟
.خیلی خوب میشه اگه اینکار رو بکنی - .نه، مسخرهس -
به این فکر کردی که بری مشاوره؟
یا با یه کشیش صحبت کنی؟
.من یه رهبر دین شمن عالی در استانبول میشناسم
تازه توی تردستی اغواگرانه هم نظیر نداره
جدا؟ حیرتآوره .نه ممنون
.باشه، اینا همهش عالیه
...و خب، یهکمی کنجکاوم
که چی تردستی رو اغواگرایانه میکنه؟
.با کیرش تردستی میکنه - .بله صحیح -
مسئله مهم اینه که میشه لطفا برگردیم سرقضیه شاهد قتل بودن؟
،بله، همونطور که مشغول فروپاشی بودم
.ادگار داشت بهتر میشد و فراموش میکرد
زیتونها کجان؟ .مزه و میانوعده بدون زیتون نمیشه
زیتون سبز، زیتون سیاه زیتونها کجان؟
.بابت ایشون عذرخواهی میکنم .خیلی میوهآبدار دوست داره
.اوه، رسیدی
مامان، یه کسی هست که مشتاقم .باهاش آشنا بشی
.اوه - ،خانوم مینوز -
خیلی خوشوقتم که بالاخره شمارو ملاقات کردم
.اوه، و از دیدن تو هم خیلی خوشحالم گیل
.مادر - چیه؟ -
.بهت که گفتم اسمش گریسه
...نه، دیشب در اسکرابل گفتی که
.جای بحث نداره
زیتونها کجان؟
چهطور اشتباه فهمیدم؟ .اصلا منطقی نیست
،مامان، من با کسی آشنا شدم
و اگه حس میکنی مشکلی نداری
.دوست دارم فردا به ناهار دعوتش کنم
.آره، مشکلی نیست .بهت که گفتم، خوبم
.این زن، برام همهی دنیامه
و میدونم که اون هم برای ملاقات شما .بینهایت مشتاقه
...اسمش
.اه
کجا میره؟
.گریس .معادل ۴ حرفی برای جنونِ من
.داری عمدا خجالتم میدی
.اوه بیخیال گیل، گریس
چه فرقی میکنه اصلا؟ برای کی مهمه؟
.آم، برای من مهمه
.برای منم مهمه
.معلومه که برات مهمه گریس
.بهش توجه نکن
،سعی کردم کمکت کنم
اما متاسفانه از کلاهدوز دیوانه در کلاهفروشی هم دیوونهتری
اه، خوشم اومد چون گفتنش .باعث میشه زبون بگیره
دیوونهتر از کلاهدوزدیوانه در کلاهفروشی
،من نابود شدم .اما حق با اونا بود
.و شرایط داشت بدتر میشد
.آم، شمشیری که سفارش دادین رسیده
شمشیر کدوم شمشیر؟
.من شمشیر شرقی سفارش ندادم
.اوه، فکر نکنم اسمش این باشه
.خب، اشتباهه
.بله خب. اسم شما روی بسته نوشته
.خریده شده توسط فلانی .ارسال برای بهمانی
.هیچی یادم نبود
.اوه، اون شمشیر
.و اونجا تموم نشد
.ایزابل، توی وان حمومم
چرا زره رنگی سفارش دادی؟ - .نه -
،یه زره جنگی کامل دم دره
.و قطع به یقین من سفارشش ندادم
یا سفارش دادم؟
ایزابل؟
حالت خوبه؟
.چون به من یکی داره واقعا سخت میگذره
...پس به خودم گفتم
.بیخیالش شو
.باشه
اما نمیتونستم بیخیال بشم .پس تصمیم گرفتم در برابرش تسلیم بشم
اینا چیان؟ - .اوه -
.بهش میگن ترامپولین
ترامپولین؟
.ببین .ببین الان مامان میپره
.مادری که من میشناسم نمیپَره
روکسانا رو ببین. وحشت کرده .واقعا الان بالا میاره
امروز ترامپولین، دیروز هم که زره جنگی .یه شمشیر
و یادت نیست که خودت سفارش دادی .کاملا معلومه
من یه گوشه نمیشینم تا تو
هرچیزی که پدر با زحمت ایجاد کرده رو .نابود کنی
.داری خیلی بهم سخت میگیری
.بابا مُرده
بابا توی سقوط هواپیما توی کوهستان ادیرانداک مُرد
جایی که احتمالا استخوناهای پوسیدهش رو گرگها جویدن
پس یعنی حفاظت از این خونواده روی دوش منه
.و انجامش میدم
.با دکتر شالکیند صحبت کردم
بهنظرش وقتشه که درباره واگذاری کفالت صحبت کنیم
.واگذاری کفالت
عین یه بچه نگهم میدارن و کنترلم میکنن. سرنوشتی بدتر از مرگ
چیکار میکنی؟
.داری به آرومی نابود میشی
میدونستم دکتر شالکایند در عروسی .شرکت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.