প্রথম 200টি লাইন।
وقتی این آقا رو به خاطر رانندگی در مستی محکوم میکنید
ازتون میخوام به یاد داشته باشید
آسیبی که اون به این جامعه زده
جسمی، بله، اما روحی هم همینطور
اعتراض دارم. بر چه اساسی؟
بر اساسِ، اوم
بر این اساس که ما رفیق فابریکِ گلفِ هم هستیم
وارده
فکر میکنم مناسبترین مجازات
برای یه راننده مستی که با ماشین رفته تو یه آشپزخونه خیریه شلوغ، اینه که
محکومت میکنم که مربی یه تیم بسکتبال نوجوانان بشی
چی؟ اوه، ایول، دمت گرم
این بیعدالتیه
نیکولز از قضیه رانندگی در مستی قسر در میره، بعد میره مربی یه مشت بچه طردشده دوستداشتنی میشه
تازه تبلیغات خوبی هم براش میشه
دیگه بسه
منم بلدم از این بازیا دربیارم
یعنی مربی تیم بسکتبال بچههای دربوداغونِ خودم میشم
این از این
حالا برای مربیگری این بچهها، به کسی نیاز دارم که از آمادگی جسمانی سردربیاره
یا شاید کسی که اونقدر کلکباز باشه که بتونه نقشههای حیلهگرانه بکشه
کی تو کلک زدن خوبه؟
معلومه، بری شاندلیر
اهم
ببین لینکلن، من کلی چیز تو چنته دارم، فراتر از یه تفنگ کوچیک به اسم "دکتر پرابلمز"
تازه ۳۰ سال هم تجربه تو راستوریس کردن ورزش بچهها دارم
و یه چاقو به اسم "بوگندوی کوچولو"
بذار کمکت کنم
نه ممنون، گِلم. بیا این ۲۰۰ دلار رو بگیر، برو خوش بگذرون
ایول! بریم تا نظرش عوض نشده. زود باشین بچهها
تو که هیچی از بسکتبال نمیدونی
همین الان اسم یه بازیکن NBA رو بگو. زود باش
پارلز. آقای پارلز. اِگمن. پِلاب... این. پِلابینز
خب، یه نفر رو بلدی ولی همه بلدن
بیخیال، بذار من مربی باشم
باید از این دفتر با اینهمه کاغذبازیای خستهکننده حقوقی بزنم بیرون
و منگنههای قانونی
باشه، ولی یه نفر باید اون چیز افتضاحی که خریدی رو پیدا کنه
کدوم چیز؟
هی، طرفدارای شیلا
یادتونه گفتم میخوام یه کار بزرگ بکنم
تا اینجا رو سر زبونها بندازم؟
خب، هشتگ "برترامِ کوچولو" رو چک کنید! داره میترکونه
شیلا، تو یه بچه رو دزدیدی؟ بچهای به اسم برترام؟
چی؟ نه
برترامِ کوچولو یه اسباببازی رباتیکِ سخنگوی بامزه است که از داروخونه خریدم
من برترام کوچولو هستم
و میگم کار واسه بزغالههاست
این وحشتناکه
شیلا فلامبه، محاصره شدی
البته دزدیدمش
آره دیگه. آره دیگه
برترام معرکهست
کجا قایمش کردی؟ یادم نمیاد
اوه-اوه! من پیداش میکنم عمو جون. عالیه. تو کویر خاکش کن
منو تو بغلِ مدلهای مایوپوش خاک کن، بابا جون
اون عالیه
بسیار خب، اول از همه
من از شما بچهها خوشم نمیاد
فقط یه چیز برام مهمه: شغلم
باشه
بیخیال. آره جون خودت
من چطوری قراره مربی شما باشم؟
این یکی بیادبه، اون یکی بددهنه، این یکی هم که مادرش مجرده
تو هم که کلاً تو فاز گاوچرونها هستی
این اصلاً جواب نمیده. چطوری رفیق
تو خواب ببینی بچه
من فقط با وکلای بالغ و باکلاس همکاری میکنم
دو تا دنیای متفاوت
من یه تیم بسکتبالِ نونهالان میخوام. آدمفروش هم نباشن
اوه. چه بدشانسیِ بزرگی
دیگه تیمی برامون نمونده، چون یه قاضیِ محلی
مدام کسایی که مست رانندگی کردن رو محکوم میکنه که مربی تیم بسکتبال نونهالان بشن
باید صبر کنی تا یکی از مربیهای فعلی موقع رانندگی در مستی تصادف کنه و مصدوم بشه
محکوم کردنشون به مربیگری بچهها اصلاً بازدارنده نبوده
پس من از ورزش محروم موندم
انگار دوباره همون بچهای شدم که تو خونه درس میخوند
اوه، تو خونه درس میخوندی؟
آره. کل تجربه درس خوندن تو خونه
سه تا کلاس رو جهشی خوندم، هنوزم از غریبهها و خورشید میترسم
فیلم "مقاصد بیرحمانه" رو برای آموزش جنسی نگاه میکردم
کی رو بردی جشن فارغالتحصیلی؟ خدمتکارتون رو؟ نه
اون نمیخواست دوستیمون رو خراب کنه
خب، بچههایی که تو خونه درس میخونن تیم ندارن
چون دولت قانوناً اونها رو به عنوان "بچه" به رسمیت نمیشناسه
پس اگه واقعاً میخوای مربیشون بشی، خودت میتونی یه تیم راه بندازی
ممم. مربیگریِ بچههایی که اونقدر عجیبوغریب و طردشده هستن
که حتی تو تیمِ عجیبوغریبها هم راهشون نمیدن
این همون چیزیه که عکست رو میبره روی جلد مجله "بهزحمت قانونی"
مجلهای که به زندگی وکلا خارج از دادگاه میپردازه
مربی نیکولز، تو برای صبحانه فینِ دماغ میخوری؟
نه! من غذا میخورم
ای بچههای وروجک
شما بچهها دارین کمکم دلِ سنگِ منو نرم میکنین
به زودی
بسیار خب، وقتِ شکارِ یه بچهست. خطرناکترین بازی
ای کاش دستگاه کپی... یه دستگاهِ مارگاریتاسازِ لعنتی بود یا
یا یه چیزی
خوب اومدی، بی.بی
بذار ببینم
برترام کوچولو همراهِ شیلا تو اون عروسی بود
و عمو لینکلن هم ازش برای تمرینِ ایستادن جلوی مردهای قلدر استفاده کرد
بچه شیشهاش رو میخواد
شیشهِ آبجو
من یه بچه مستم
صبر کن، داره تکون میخوره؟
خب خانومها، کدوم یکیتون با پولهای نقدِ گِلم حاملهاید؟
این دیگه چه کوفتیه؟
صدفهای داغ! من گِلم هستم. من یه وکیلم. کمکم کنید جایزهام رو پیدا کنم
بالاخره این خرابشده فهمید مردم چی میخوان
بیا قر بدیم کوچولو. بیا قر بدیم کوچولو
بسیار خب، تیمِ درسخونهای خونه. جمع شین
اون مرده کیه؟
آروم باش شیلا. خودم ردیفش میکنم
بیاید بیرون، جاش امنه. ما بهتون درباره تکامل چیزی یاد نمیدیم
من مربیتون هستم، لینکلن گامب. ببینید، منم یکی از شمام
هر کی اسمشو میگم دستشو ببره بالا. اسکوئیرل بارلی
سلام مربی. میشه آمپولهای حیاتیِ مختلفم رو بهم بزنید؟
بخش پزشکی با مربی شیلاست
پس گرفتن نداریم. نفر بعدی، تَپ والدن
اوه
آیا برای جنابعالی زحمتی نیست
اگر با اجازه شما، شروع به خواندنِ یک قطعه شعر کنم؟
اه... اوم
همانا، در پایانِ... تمرینِتان
میلدرد کرامبلز؟
ممم، جناب مربی، میدونستید بالهای یه زنبور ۱۱۴۰۰ بار در دقیقه میزنه؟
بله
و اسم جفتتون چنسلی جانسونه؟
بله خانم. شماها برادرید؟
بله. نه
لینکلن، انگار این بچهها رو از تو سبدِ حراجیِ "تنظیم خانواده" آوردن
Planned Parenthood 133
نه، اینها فقط یه کم خاص هستن
مثل تیمِ نیکولز
داریم با هم هماهنگ میشیم. همینه، حالا
با قدرتِ رقص
بسیار خب، من همین الان درسِ بزرگِ فیلمها رو یاد گرفتم
که تنها چیزی که مهمه، خوش گذروندنه
پس مربی شیلا تمام کارهای بسکتبال رو انجام میده
حالا، برید خوش بگذرونید
مربیها، طبق معمول تو لباسِ زنبورداریم استفراغ کردم
تازه، دماغم هم داره خون میاد. در ضمن، وقتی آدم میمیره چی میشه؟
خب، اول از همه چشمهات... وقتِ استراحت و آب خوردنه
لینکلن، من الان برمیگردم. یه ایده معرکه به ذهنم رسید
اوم، به نظر میاد تویِ، اوم
کشویِ م... محرمانه گِلمه
نُچ نُچ نُچ
کلمه جادویی رو نگفتی
نُچ نُچ نُچ
اه... خواهش میکنم
لعنتی! از این مسخرهبازیهای گِلم متنفرم
گوشت کجاست، عزیزم؟
گوشت همون چیزیه که برای شامه! ها ها
شماها اینطوری خوش میگذرونید؟
تو کتاب قانون چیزی نیومده که سگ نمیتونه بسکتبال بازی کنه
پوشیدنِ لباسِ آدمها برای سگها گناهه
از زمانِ شورای دوم واتیکان دیگه نه. مرد، شما بچهها به خوشگذرونی حساسیت دارید؟
خب، برای امروز دیگه ترشحاتِ بدن کافیه. همگی خسته نباشید
قراره توی مسابقه حسابی حالشون رو بگیریم
این مسابقه نبود؟ خیانتکار
نه، نه. این یه تمرینِ باحال بود
مسابقهِ باحالمون فرداست، مقابلِ بچههای یه تیم دیگه
بچههای مدرسه واقعی؟ بچههای پشتِ میز نشین؟ آره. خوش میگذره
چقدر خوب که نیمه اول تموم شد
تا حالا ندیده بودم به جای امتیاز، تعداد دفعاتی که دماغِ هم رو خون آوردن
روی تابلو بزنن
خب، ممنون که گذاشتی بچههات چند تایی رو الکی بازی کنن
آه، مشکلی نبود
به هر حال، من باید برم یه کم مستمست رانندگی کنم
حداقل این فقط یه مسابقهِ بسکتبالِ نونهالانه
و هیچکس واقعاً براش مهم نیست کی میبره یا میبازه
گَه
لعنت بهت
به اندازه کافی وقت و پولِ زبونبستهام رو پای قمار هدر دادم
وقتشه که تیکههای زندگیِ داغونم رو جمعوجور کنم
لعنت بهت! من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
پاداشِ لغزشِ دوباره
حالا این شد یه مسابقهِ حسابی
واو، واسه من "والوئیجیِ" مخصوصِ خودم رو ساختن
اسمش چیه؟ چیزِ باحالیه؟
این منم، گِلالوئیلِم
نه
تو مایه سرافکندگی هستی. پدر فقط عاشقِ برندهست
پولِ بیشتری بنداز تا بهت افتخار کنم
ببخشید، کی اینو ساخته؟
و اونا از کجا آخرین کلماتِ پدرم رو میدونن؟
ای بابا
چی میل دارید؟ شش تا کنسرو ذرت غولآسا و دوغ
حله! شش تا غذای مخصوصِ بچههای درسخونِ خونه
هی، شماها ژتون میخواید برای بازی؟
سرورِ گرامی، ما به اینجا سفر نکردهایم
تا به دنبالِ بازیهای ویدیویی باشیم
تنها هدفِ ما دستیابی به شیر و ذرتِ مهربانیِ انسانی است
شیر و ذرت
شیر و ذرت! شیر و ذرت
شیر و ذرت! شیر و ذرت! شیر و ذرت
شیر و ذرت! شیر و ذرت
سلام احمق. خوب به نظر میای
تیمت در چه حاله؟
No comments yet. Be the first to leave one.