The Beast in Me

The Beast in Me

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

The Beast in Me S01 NF WEB DigiMoviez
ভাষ্য লিখেছেন PersianSUB
دیجی‌موویز DigiMoviez ترجمه از «محمدعلی ، سینا صداقت، آرمان اسدی، امیرعلی ، حسین رضایی، iredprincess، محیا مبین مقدم و امیر فرحناک»

ট্যাগ

webdl
netflix_synced
প্রকাশিত: 2026-02-01
ডাউনলোড: 53
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No
FPS: 23.976

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫مترجم: «محمدعلی sm » ‫در تلگرام mmli_Subs@

‫یکی بهم بگه کجاس!

‫اگی!

‫اگی، کوپر کجاس؟

‫اگی، بگو کجاس!

‫کجاس؟

‫اگی؟!

‫اگی؟!

‫« سلام شل، خواستم واسه فردا باهات ‫هماهنگ شم، بهم زنگ می‌زنی؟ »

« هیولای درونم »

« قسمت اول »

« توله‌سگ ناخوش »

‫نه، نه، نه،‌ نه!

« کوپر »

« اطلاعیه‌ی دوم »

« اطلاعیه‌ی سوم »

‫سلام! صبح به‌خیر استیو

‫سلام!

‫« اینجا شرح دهید... »

« سگ‌صفت » « نامه‌ای به پدرم »

« تقدیم به آگاتا ویگز » « جایزه‌ی استلار اینک »

« نویسنده »

« عجیب‌ترین زوج » « هم‌بسترهای عجیب »

‫هی، هی، هی! ‫چیزی نیست. چیزی نیست

‫اداره پلیس «اویتسر بِی کُو»، بفرمایید

‫سلام، اگی ویگز هستم، ‫از محله‌ی اسپن درایو، پلاک ۲۲۵

‫دو تا سگ خیلی بزرگ و خیلی ترسناک ‫بیرون خونه‌م وایسادن و

‫دارن به پنجره‌ها چنگ می‌زنن و ‫همه‌ش واق واق می‌کنن

‫می‌تونیم الان یکی رو بفرستیم

‫- خب، میشه این کار رو بکنید؟ ‫- بله خانم

‫بس کنید!

‫صبح به‌خیر

‫شما خانم ویگز هستید؟

‫بـ... بله

‫بابت سگ‌ها معذرت می‌خوام

‫خیلی خب

‫اگه باز اومدن اینجا، باهامون تماس بگیرید. ‫ما همین بغلیم

‫روزتون به‌خیر، خانم ویگز

‫اینا می‌کشنت‌ها

‫ای خدا، استن. دوست ندارم یکی بیاد ‫بالا سرم یا نصیحتم کنه

‫اول صبحی چقدر بی‌قراری

‫- قضیه‌ی این همسایه جدیده چیه؟ ‫- مگه نشنیدی؟

‫نایل جارویسـه

‫شوخی می‌کنی

‫خب، به گمونم کم‌کم باید درهامون رو قفل کنیم

‫انتظار می‌رفت حداقل یکم محتاط‌تر باشه

‫خب، هفته‌ی پیش یه اطلاعیه تو ‫صندوق‌پستی همه انداخته بود

‫می‌خواد که...

‫وسط جنگل یه مسیر پیاده‌روی بسازه که ‫همگی استفاده کنیم

‫نمی‌تونه همچین کاری کنه. ‫ملک مُشاعـه

‫خواسته اجازه بدیم از ملک استفاده کنه

‫ریک و لینا که انگار با این ایده موافقن

‫بعید بدونم خانواده‌ی بیکر اعتراضی کنن. ‫تو می‌خوای دست رد به سینه‌ش بزنی؟

‫می‌خواد چی‌کار کنه؟ بُکشتم؟

‫کتاب بعدیت کِی میاد؟ ‫من و لیندا چشم‌انتظاریم

‫اولین نفر به خودت میگم استن

« آگاتا ویگز »

« نایل جارویس »

‫«همسایه‌ی محترم، من نایل جارویس هستم و

‫به تازگی به پلاک ۳۹ نقل مکان کردم

‫در پشت خانه‌های خود، مساحت زیادی ‫جنگل زیبا داریم که

‫از آن به نحو احسن استفاده نشده

‫در راستای نشان دادن حسن نیت، ‫یک شرکت ساخت‌ و ساز را

‫برای احداث یک مسیر اختصاصی دویدن.... ‫در دل جنگل برای بهره‌مندی همه به کار گرفتم»

‫ای خدا

« توافق‌نامه‌ی ارتفاق ملک »

« اینجا را امضا کنید »

‫یا عیسی مسیح

« نایل جارویس »

« نایل جارویس، قتل »

‫« از پسر مشاور املاک، در رابطه با ‫گم‌شدن همسرش بازجویی شد »

‫« پس از یک هفته‌ جست‌وجو، ‫همچنان جسدی پیدا نشده است »

‫« خانم جارویس... »

‫« گزارش مفقودی... »

‫« توسط شوهرش... »

‫« پس از آن که... »

‫« نتوانست به خانه بیاید... »

‫« آغاز به کار پروژه‌ی جارویس یاردز ‫زیر ذره‌بین »

‫« پرونده‌‌ی گم شدن مدیسون جارویس ‫مختومه اعلام شد »

‫هی

‫سلام پیپا

« شلی »

‫سلام، شلی هستم. پیغام‌تون رو بذارید

‫سلام... منـم

‫دوباره

‫اوم...

‫نمی‌دونم... که سرت شلوغه یا ‫به من بی‌محلی می‌کنی یا چی اما...

‫درمورد فردا حرف نزدیم، برای همین...

‫فکر کنم دور و بر ظهر برسم سر مزار کوپر...

‫اوم...

‫گفتم خبرت کنم که اگه خواستی ‫با هم اونجا باشم

‫یا اگه خواستی، با هم اونجا نباشیم

‫اوم...

‫راستش خیلی خوشحال میشم ببینمت اما

‫هر جور که راحت باشی... منم راحتم

‫اوم...

‫آره، خب، امیدوارم حالت خوب باشه

‫خب دیگه. خدافظ

‫باورم نمیشه

‫ای خدا

‫بس کنید! بس کنید!

‫برید تو ماشین!

‫گندش بزنن

‫هـی!

‫لعنت بهش!

‫گُه توش. این...

‫گه توش

‫سلام

‫- سلام ‫- داشتم سگ‌ها رو می‌ذاشتم سر جاشون

‫اوه، اشکالی نداره ریک. ‫مشکلی نیست

‫گفتم اشکالی نداره

‫من اگی هستم. ویگز

‫همین بغل زندگی می‌کنم

‫البته! خیلی از دیدنت خوشحال شدم

‫راستش املاکی گفته بود که ‫خونه‌تون همین اطرافـه

‫امیدوارم حرفم نقض فاحشِ حریم خصوصی‌تون نباشه

‫اما ما خیلی عاشق کارهاتون هستم

‫اسم من نینا جارویسـه

‫سلام

‫این رو گذاشته بودن دم خونه‌ی من. ‫احتمالاً به خاطر سگ‌ها بوده دیگه؟

‫- بابت سگ‌ها واقعاً شرمنده‌م ‫- و من...

‫خب... راستش خیلی اهل مشروب خوردن نیستم...

‫خب شاید بتونید واسه یه مهمونی شام ببرید

‫اهل مهمونی هم نیستم

‫درستـه... خب، بفرمایید داخل. ‫یه چیزی بیارم میل کنید

‫- نه، اصلاً... ‫- نه تو رو خدا. بیاید تو

‫خواهش می‌کنم

‫بابت تموم این ماجراها شرمنده‌م

‫ببخشید اینجا بهم ریخته‌ست. ‫وسط اسباب‌کشی‌ایم

‫راستش...

‫باید یه اعترافی بکنم

‫توی ذهنم، فکر می‌کردم سن‌تون بیشتر باشه

‫به گمونم ده‌ها سالـه که پروفایل‌هاتون خوندم

‫- خب... ‫- آگاتا ویگز

‫عزیزم، واقعاً باید یه فکری به حال سگ‌ها بکنیم

‫نامه‌م به دستت رسید؟

‫آره، رسید

‫نظرت چیـه بیای تو دفترم؟ ‫بتونیم یه گپی بزنیم

‫خب، خیلی چیز خاصی نیست که ‫بخوایم درموردش گپ بزنیم

‫متأسفانه جواب من منفیـه

‫بیا بالا. فقط...

‫۵ دقیقه بهم وقت بده

‫راستش، من داشتم می‌رفتم بیرون اما ‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم

‫نظرت چیه بعداً یه ناهاری با همدیگه بخوریم؟

‫تو همین یکی دو روز؟

‫کِی این اتفاق افتاده؟

‫من از کجا بدونم؟ خودت یه کاریش بکن

‫چی؟

‫ببین، بعداً بهت زنگ می‌زنم. ‫یکی اومده پیشم

‫بنیتز بی‌بخاره. اون خودش می‌دونه

‫یه ذره کوتاه بیایم، ‫بوی پول به مشام‌شون می‌خوره

‫نه، اشکالی نداره. بسپارش به خودم. آره

‫باشه

‫خب، به گُلد بگو این‌قدر به خودش نشاشه. ‫ای خدا

‫نه، نه. گفتم بسپارش به خودم

‫۹۹ درصد آدم‌ها بی‌کفایتن

‫جارویس یاردز. بزرگ‌ترین پروژه‌ی چندمنظوره ‫تو تاریخ آمریکا

‫یه سال تا تکمیلش مونده و یه مشت ‫سوسیالیست ساکنِ مخالف جاکش

‫فکر کردن می‌تونن منطقه‌بندی رو از اول انجام بدن

‫بشین، لطفاً

‫نه... لازم نیست

‫آب چغندر میل داری؟

‫نه، ممنون

‫دشمنِ کلسترولـه، عملکرد مغز رو هم افزایش میده

‫مزه‌ی گُه میده

‫من... خیلی نمی‌تونم بمونم

‫فقط اومدم شراب‌ها رو برگردونم و

‫از تو و زنت بخوام که لطفاً ‫یه فکری به حال سگ‌ها بکنید

‫اونا... دفعه‌ی دومـه که ‫اومدن بیرون و خیلی...

‫حواس آدم رو پرت می‌کنن

‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای

‫تو صندوق پیشنهادات بندازی، همسایه؟

‫خب، راستش آره

‫حقیقش... آژیرت خیلی رو مخـه

‫آره، آره، تیم امنیتیم هنوز داره ‫اشکالاتش رو رفع می‌کنه

‫خب، صداش به وضوح شنیده میشه

‫خب من بعضی‌وقتا شب‌ها دست به قلم میشم

‫اون‌طوری نیستی که تصور می‌کردم

...اصلاً. توی کتاب‌ها

‫خیلی قاطع‌تری

‫من...

‫همون اول که منتشر شدم خوندمش. ‫معرکه بود

‫چه سالی بود؟ ۲۰۰۰ و...

‫اوه، ۲۰۱۸

‫خیلی وقته که خبری ازت نیست. ‫کتاب جدیدی داری می‌نویسی؟

‫ببین آقای جارویس...

‫لطفاً بگو نایل

‫ببین، بخوام باهات صادق باشم، ‫خیلی باید سخت باشه

‫که کل روز بشینی توی خونه و

‫اون قصر کوچیک ذهنیت

‫تحسین‌ برانگیزه

‫من باید همه‌ش بیرون باشم وگرنه افسرده میشم. ‫اهل بیرون رفتنی؟

‫- جانم؟ ‫- که خون تو بدنت جریان پیدا کنه

‫تموم انرژی حبس‌شده‌ت، آزاد شه

‫مسیر دویدن به دردت می‌خوره

‫این رو هم نگم که قیمت املاک رو می‌بره بالا

‫تموم همسایه‌هاتون که این‌طور فکر می‌کنن

‫در واقع، تو تنها کسی هستی که ‫هنوز رضایت نداده

‫خب شاید...

‫ترجیح بدم که جنگل...

The Beast in Me subtitles in other languages

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left