달콤한 거짓말
প্রথম 200টি লাইন।
جي هو؟ در مورد چي حرف ميزني؟
واو ، خوش قيافه اس
ها ، جذابه - بذار منم ببينم -
اون منو ياد 5 سال پيشم مي اندازه
چرا داري اونو نشون ميدي؟
مستي؟ - سيگارها تون -
دنبال چي مي گشتم؟
آتيش - اوه -
مي دوني سرنوشت به دو صورت سراغمون مياد؟
يا مي توني يه کتاب از
يه قفسه برداري و اونو درحالي که وايسادي ببيني
... يا مي توني در عاشقانه ترين روش به سمت سرنوشتت بدويي
با دوچرخه اي که مثل گلوله داره سمتت مياد
حالت خوبه؟
چشمات مشکل داره؟
اوه ، خوبم
اميدوارم دوچرختون هم سالم باشه
بايد برم ، ديرم شده
اون وقته که همه چيز تغيير کرد
کل زندگيم حول اون
! تو يه روز شروع به تغيير کرد
مين وو؟
... خوشحالم که با هم اينجاييم
چرا بهش نگفتي که تويي؟
مرحله 8 اُم ژيمناستيک رو يادت مياد؟
چرا اينو پيش مي کشي؟
هيچ وقت به کسي نگفتم که چطور شلوارت رو خيس کردي
يه راز تحسين کننده ديگه رو هم ديدم
مين وو! همه جا رو دنبالت گشتم
هان سانگ ، سلام
مين وو؟ حيوان مورد علاقت چيه؟
نمي دونم ، فيل
اون کيه؟
اسمش آن هيليم هس
اون خيلي خوشگله
! جي هو ! ببين - بيا بريم بيرون -
در مورد دوستش چي فکر ميکني؟ قابل اعتماد به نظر نمياد؟
دوستاي زرافه مون منتظر مايند
تو فرق بين آدما رو نمي فهمي؟
اين همون جايي که مي خوام باشم
اون وقت بود که فهميدم
عشق اين جوري نمي تونه باشه
جايي توي قلبش واسه من وجود نداره
قلبش واسه هميشه متعلق به يکي خواهد بود
"لبخند زدي و اون لبخند خورشيد رو به سمتم آورد
چيزي که تغييرم داد "
به خودم گفتم بهش ميگم بريم بيرون بعد اين که عروسک رو تمومش کردم
سلام؟ شما کي هستيد؟
کي هستيد؟ الو؟
! مامان ! دوباره همون مزاحمه اس
واقعا که
من شب و روز خياطي کردم تا جايي که انگشت هام کرخت شدن
... در آخر
خب؟ بهش گفتي؟
... هي
ازش خواستي بري بيرون يا نه؟
... فيل
در مورد يه فيل چي؟
حتي نمي تونم مست کنم خيلي نگران رده بندي اَم
من خوب مي تونم مست کنم
بيا بريم - ! از رده بندي متنفرم -
بيا بريم
نبايد بذارم که بِره
تو اين 10 سال حتي يه دوست پسر هم نداشتم
من يه راهبه بدون عادتم
خب؟ بهش گفتي يا نه؟
! اوم
! اوم
جي هون؟
! بهت گفتم که بازيافتي ها چهارشنبه ميان
! هي ! بلند شو
! بلند شو
چيه؟ کي اينجاس؟
ايش ، تو بدبو
جي هون کجاس؟
من شبيه مادرشم؟
اون دوباره بايد اون بيرون مست باشه
شما دو تا جفت هم ايد
اين شعار خانوادمون هس هر کس به کار خود
برو کنار
! ديرم شده ! نه
در هر صورت به زودي اخراج ميشي
نمايشت هميشه شکست مي خوره
تو چي مي خواي؟ چرا حتي اين جايي؟
! برو کنار چي ميشه اگه واقعا اخراج بشم؟
واسه شام دير نکن جي هون و من منتظرتيم
داشتم فکر مي کردم که اون آخرين فيلم رو دانلود کرد يانه
! کلاه ! کلاه
جي هو؟
ديگه نمي خواد عجله کني
ديگه دير نميکنم
اونا دارن نمايش مون رو کنسل ميکنن
ما کمترين رتبه رو توي تاريخ دانشگاه به دست آورديم
واقعا؟
سيگار هاي من کجاس؟
اوه ؛ فراموش کردم
بيشتر مردم ترجيح ميدن يه جا وايسند
تا برَن به نمايش مون
کي ايده يه نمايش عاشقانه رو واسه افراد مُسن مطرح کرد؟
نمي توني کارِ بهتر از اون بکني؟
بيش تر سعي ميکنم
اينجا
بوي بد الکل ميدي
تو اخراجي ، حالا هر چقدر دلت مي خواد مي توني استراحت کني
ايش ، توي بدبو
! اين همش تقصير دونگ شيکه
! چرا اون بايد اين جور چيزي رو بگه
الان چي شد؟
چه اتفاقي افتاد؟
! هي ! همون جا وايسا
! اون کيفم رو برداشته ! همون جا وايسا
! هي ! اينجا که پولي نيس
هي ! توي اون که پولي نيست
چشمات مشکل دارن؟
حالت خوبه؟
اميدوارم ماشين تون سالم باشه
چي؟
بايد شجاع باشي نترس
! زمان و مکان واسه هيچ مردي صبر نميکنه
! عجله کن - نمي تونم اين کارو بکنم -
اگه بگه نه چي؟ - اون اينجاس ، برو -
ببخشيد ، ببخشيد
... من
... من
مين وو؟
بيا بريم
چه اتفاقي افتاد؟ هان؟
اونا واسه يه مدت ميرفتن بيرون اون فقط دنبال اونه ، نه کس ديگه
جي هو؟ مي تونم به جاش از اين استفاده کنم؟
... اينو سريع تحويل بدين ... لطفا
مطمئن شو که خوشگل مي افتيم
! بيا يه عکس باهام بگير
هر شب دعا مي کردم
چرا اونا هنوز با همند؟
اون کِشتي فروخته شد
شانست رو از دست دادي
دکتر؟ حالش چطوره؟
چشماش رو باز کرده ، به هوش اومده
پرستار ، از اون مرد بخواييد که بياد تو
بله دکتر
خانم بي هويت؟ حالتون بهتره؟
بي هويت؟
اون اسمتون نبود؟
اسم روي کارت شناساييم کانگ مين هوو ئه
اسم خودت رو هم نمي دوني؟
به خاطر اينه که سرت ضربه خورده؟
مي بينم که بهوش اومدي
چه حسي داري؟
درد داري؟
واضحه که تقصير تو بود
نبايد توي ترافيک اين جوري مي دويدي
چون کيف پولت باهات نبود ، نتونستيم هويتت رو بفهميم
بايد به خانوادت زنگ بزني منم ديگه بايد برم
آقا اون اسمش رو نمي دونه
مثل فيلم ها مي مونه
! دچار فراموشي شده
... من
... کي اَم؟
چي؟
من کي اَم؟
به نظر مياد که اصلا يادت نمياد
درموردش نگران نباش
فکر کردم که مُردي
مُرده؟
از خوردن الکل خوابت برده بود
فراموشي اون طبيعي نيس
اون فقط توي فيلم ها اتفاق مي افته
پس اون چِش شده؟
از لحاظ ظاهري که آسيبي نديده عکس اِم آرآي هم چيزي نشون نميده
اين شبيه فراموشي تجزيه کننده اس اين يه اختلال ذهنيه
ذهني؟
يعني اين که شما
به خاطر از دست دادن بخشي از حافظه تون رنج مي بريد
با اين حال ، هيچ گونه مشکلي در انجام کارهاي روزانه تون نداريد
جدول ضرب رو مي دونيد
هنوزم مي دونيد چظور رانندگي کنيد
توانايي يادگيري تون دچار هيچ مشکلي نشده
7*8=؟
48?
راستش 56 تا ميشه
عجيبه اين که رياضي پايه اس
لازمه که برگردين به کارايي که هر روز مي کردين
اين کار به بهبودتون سرعت ميده
فردا مي تونيد بريد خونه
خونه؟ خونه کجاس؟
چي؟ من؟
هيچ کاري نمي تونيم بکنيم مگر اين که صبر کنيم
مين وو
قبلا به پدر و مادرت زنگ زدم
اين تقصير توئه پس تو بايد اونو ببري خونش
! عمو ! نه
حالا
واو ، اينا رو ببين
اين دختر اينجا چيکار ميکنه؟
اين همون چيزيه که مي خوام بفهمم
فهميدم چه اتفاقي افتاده
اون توي کلوب کار مي کرده و شرط بندي کرده بوده
يه ماشين گرون قيمت مي بينه
و به نظر مي رسه که اين آخرين اُميدشه
بنابراين خودشو مي اندازه جلوي ماشين
No comments yet. Be the first to leave one.