প্রথম 200টি লাইন।
... کُمکم کنيد
اون نميتونه زنده بمونه
سه ميليون دلار، همونطور که خواسته بوديد
متاسفم سوجونگ
بذار بگيرَنِت
من مراقبم
لطفا اين مدارک رو به دادگاه نشون بديد
من تمام اين اتهامات رو رَد ميکنم
سوجونگ، باهات ميام
! بمير
! بمير
محاکمه
هنوز تموم نشده
من ميدونم کي سوجونگ رو کشته
کانگ دونگ يون
منتظرم باش... کانگ دونگ يون
عوضي، چرا تسليم نميشي؟
چون من پدرِ سوجونگ ام
سو جي سو، تو متهم به قتل و مشارکت در قتلي
از من چي ميخواي؟
ميخوام با زبون خودت اعتراف کني
من، کانگ دونگ يون، از جلسه محرمانه هان اوه اطلاعاتي بدست آوردم
تو فقط بايد يه کنفرانس خبري برگزار کني
شما با هم دعوا کنيد
من ميگيرمش
شما کي هستين؟
من ميتونم هر چيزي که ميخواين فراهم کنم
... بِک
... اَه، واقعا که
هونگ سوک، متاسفم
معذرت ميخوام
من رفتم کانگ دونگ يون رو بگيرم
من بايد با شيطان معامله کنم
آقاي بِک
خيلي خوش آمديد
بريم براي کنفرانس خبري
بايد تمومش کنيم
من از سالن کنفرانس حزب تازه تاسيس با شما صحبت ميکنم تا دقايقي ديگر نشست خبري بِک هونگ سوک برگزار ميشه
پس از اين نشست، بِک هونگ سوک به مقامات تحويل داده خواهد شد
وي هم اکنون در سالن کنفرانس حضور دارد
جمله اي هست که ميگه: خدا حقيقت رو ميدونه اما منتظر زمان مناسبشه
امروز از يک حقيقت مهم پرده برداري ميشه
...من
من بِک هونگ سوک هستم
چيزي که ميخوام به شما بگم
متهم اصلي پرونده سوجونگ خودش رو به پليس معرفي کرده
شين هِرا، دستيار شخصي کانگ دونگ يون خود را به پليس تسليم کرد
طبق اظهارات، وي معشوقه پي کِي جون بوده و در آن ساعت با او در اتومبيل حضور داشته است
وي در صدد افشاي اين حقايق در دادگاه بوده اما پي کِي جون بخاطر مسائل سياسي، معشوقه خود را از اين کار باز ميدارد
کنفرانس خبري بِک همچنان بحالت تعليق است
بِک هونگ سوک به زودي تحويل مقامات داده ميشود
طبق بيانيه منتشر شده در باشگاه طرفداران پي کِي جون نبايد از عشق خالصانه وي بهره برداري سياسي شود
اين اخبار از سوي نماينده حزب حلق دِهان منتشر شده است
طبق گزارشات، يو از حزب دِهان به بِک رشوه داده تا رقيب خود، کانگ را از ميان بردارد
متاسفانه ثابت شده که قانون گزار، با قاتل يک شهروند بيگناه وارد معامله شده است
حزب و آقاي يو بايد از مردم عذرخواهي کنند و بِک بايد به مجازات برسد
از کِي ميدونستي
من وقتِ توضيح دادن ندارم
دلداريت هم نميدم
اون مرتيکه بخاطر خواهر و شوهرخواهر تو تونسته بازي رو ببره
...من
من يه خورده ديگه اينجا ميمونم
ميخواستم برم اما انگار پاهام فلج شدن
حسابا و دارايياي سو و پي کِي جون رو بررسي کنيد
بايد چکار کنم؟
... کسي نيست که ازش بپرسم اما تو
هر کاري خواستي بکن
ميتوني دختر هان اوه يا يه خبرنگار باشي
يا برو خونه کنار خانواده ت يا بشين يه مقاله بنويس
من واقعا نميدونم چکار کنم
گريه هات رو بذار جلوي بابات بکن
فکر کنم چيزاي به درد بخوري داشته باشه
رئيس
لطفا پرونده شين هِرا رو قبول کنيد
اون خواهرزنِ بهترين دوستمه
تا حالا تو عمرت چوب بيليارد رو دستت گرفتي؟
!هي، شونصد بار
شونصد بار؟
...خودکار
خودکار، اينجاست، اينجا
اون آدمه؟
مُرده؟
حالا چکار کنيم؟
اون کيه؟
من عليه پارک شهادت نميدم
ميخوام دوباره شروع کنم
سوجونگ اون آقايون رو ملاقات کرد
مطمئنا مرگ زن و دخترت بيهوده نبوده اونا براي موفقيت کشورشون مُردن
تو کي هستي؟
متاسفم
آقاي بِک
خيلي خوش آمديد
من يه کنفرانس خبري ترتيب ميدم
دادگاه، آقاي بِک را به جرم قتل به اَشَدّ مجازات محکوم ميکند
هي
تو بِک رو از کجا ميشناختي؟
منظورم اينه که کارِ راحتي نيست
اگر ورشکست شدي پس حتما تحت تعقيبي
...اون و من
خيلي با هم صميمي هستيم
چي داري ميگي؟
يونگ شيک
وقتي طلاق گرفتم همه وسايلم رو تو خونه جا گذاشتم
نميتونستم برگردم و اونا رو بيارم
نميخواستم چشمم به عکس عروسيمون
يا تختي که روش ميخوابيديم بيفته
ميدوني کي وسايلم رو جمع کرد و برام آورد؟
کارآگاه بِک؟
فکر ميکردم شوهر دومم دلال املاکه اما يه کلاهبردار بود
چي؟ کلاهبردار؟
بعد از دو ماه با حساباي بانکي من گم و گور شد
!لعنتي
ميدوني کي اين همه راه رو رفت تا حساباي من رو پس بگيره و جلوي اون عوضي رو بگيره؟
کارآگاه بِک؟
ميدوني کي هِي به من تذکر ميداد که يه جاي کار اشتباهه؟
اونم...؟
نه
اين يکي بابام بود
کارآگاه هيچ وقت به من تذکر نداد
هيچ وقت هم مسخره م نکرد
اون فقط طرفِ من بود
براي همين منم طرفِ اونم، بدون شرط
يونگ شيک
من و کارآگاه خيلي به هم نزديکيم
يونگ شيک
من بُردم
به وزارت دادگستري رسما شکايت کردي؟
فکر کنم قبلا تو پانسيون چونگ پيون همديگه رو ديديم
يه اشتباه کوچيک نبايد آينده يه جوون رو تحت تاثير قرار بده
من زمان شکايت رسمي رو عقب انداختم
فکر نميکنم موردي باشه که وقت باارزش شما رو بگيره
هميشه کارا به ميل آدم پيش نميره
محاکمه پي کِي جون
مدتي هست تموم شده
من فقط اون رو همراهي ميکردم. ما 6 ماه بود که با هم قرار ميذاشتيم
حتما همين طوره
ما از تلفن اردوگاه براي تماس با هم استفاده ميکرديم
لطفا هرچه زودتر تحقيقات رو تموم کنيد
حتما
من بايد تو برنامه هاي آخر هفته کنارش باشم
امکان نداره
اين يه توطئه سياسيه
حزب مخالف داره از رابطه من با پي کِي جون سوءاستفاده ميکنه
سوجونگ کشته شده
مادرش خودکشي کرده
و پدرش فرار کرده تا انتقام بگيره
اين واقعيته
حالا
سياست اين وسط چه نقشي داره؟
من چند ساله که با خلافکارا سر و کار دارم
و خيلي خوب از کار و اخلاق و عاقبتشون خبر دارم
هيچ فکر کردي
تنهايي محافظت کردن از اون چه اثري روي تو ميذاره؟
چند تا مقاله چاپ ميکني و چارتا داستان درباره عشق پاک پي کِي جون پخش ميکني
و به همين راحتي براي انتخابات راي جمع ميکني
شرط ميبندم که اينا همش نقشه ست
وقتي حتي نميشه آخر هفته رو پيش بيني کرد، چطور ميخواي براي کل زندگي برنامه ريزي کني؟
قبلش بيا يه چيزي بخوريم
من يوک يه جانگ ميخورم
... اونم
سوپ استخون
بذار يه نصيحتي بهت بکنم
مهم نيست اونا بهت چه قولي دادن تو ديگه به اون جايي که بودي برنميگردي
وقتي دُم از بدن جدا شد ديگه بهش نمي چسبه
اما دُم هيچ وقت نميفهمه
خب، شروع ميکنيم
من يه وکيل ميخوام
تا وکيلم نياد به هيچ سوالي در اين مورد جواب نميدم
باشه
پس در مورد يه چيز ديگه ازت سوال ميپرسم
از اين که خودت رو سپر کانگ و سو کردي چه حسي داري؟
نبايد خيلي تعجب کرده باشي
معده م درد گرفته
انگار سوپي که اون شب خورديم خيلي خوب بوده
همين طوره
مي يون و سوجونگ اون سوپ رو خيلي دوست داشتن
يادم مياد هميشه اون دو تا رو ميبردي بيرون
اين وقت صبح رستوران سون ده نزديک شين کيل دونگ بازه؟
آره بازه
اون خانومه اونجا همش فکر ميکنه تو مجردي براي همين جگر بيشتري برات ميريزه
من براي اينکه جگر بيشتري بخورم وانمود ميکردم مجردم. آخرشم مي يون فهميد
براي يه هفته مجبور بودم توي هال بخوابم
اون خانومه
هفته پيش دوباره ازدواج کرد
شوهرش توي همون خيابون کيم باپ ميفروشه
من 18 دلار بابت سون ده بهش بدهکارم
من باهاش حساب ميکنم
من و تو و رئيس
شايد ديگه نتونيم با هم سون ده بخوريم. نه؟
شايد
موهام بو ميده
يونگ شيک
يه کم رامن درست کن
دارايي هاي باقيمانده بِک را به عنوان غرامت به خانواده پي کِي جون دادند
محل سکونت بِک به جز رهن و وام حدودا صدهزار دلار ارزش دارد
خانواده پي کِي جون قصد دارند امروز آن را فروخته و با آن موزه موسيقي پي کِي جون را بسازند
ته جين
همه رودخونه ها به دريا نميرسن
شايد به درياچه يا مخزن برسن
براي همين
No comments yet. Be the first to leave one.