প্রথম 200টি লাইন।
آنچه در فصل قبل " اسنیکی پیت" گذشت...
یه تاب لاستیکی بود.
بیشترین چیزیه که یادم میاد
بابابزرگ هر تابستون درستش میکرد.
"پیت" میشه خفه شی؟
سه سال اینجا بودیم
حس میکنم هر لحظه از این مدتت رو،
با گوش کردن به این چرت و پرتا گذروندم.
تو کلاهبرداری.
تو چی؟ نکنه خودت با یه تفنگ میخواستی یه منطقه رو سرقت کنی؟
من تا دو روز دیگه از اینجا میرم.
تو حتی تا دو سال دیگه هم آزادی مشروط بهت نمیخوره
سلام مامان بزرگ. منم، پیت
من به همه گفتم بیان، همه ی دختر پسرای فامیل.
عالیه
"تایلر" من دوست دارم.
تو باید با من باشی.
اون روزی که ازت خواستگاری کرد باید اینو بهت میگفتم
ولی الان دارم میگم.
من پولم رو میخوام "آتو"
ای حروم زاده
اومدم که در مورد این باهاتون حرف بزنم. وجود اون برای شما هیچ فایده ای نداره،
ولی هنوز پدر پسرمه،
پس زنده میخوامش.
پس بیا حرف بزنیم.
داری چیکار میکنی؟
شاید هنوز فرصت باشه که این قضیه مثل اولش بشه.
من این پول رو نمیخوام.
یکی رو میخوام که پولشویی کنه.
میخوام یکی رو تعقیب کنین.
اگر این کارو بکنیم، تو هم باید بهمون یه چیزایی یاد بدی.
میخواین یه چیزی یاد بگیرین؟ خیلی خب، باشه، درس اول:
دوست پسرتو ول کن، بعد در موردش حرف میزنیم.
خب، چه خبر؟
باید یه نفرو پیدا کنم که خونه رنگ میزنه.
تنها چیزی که باید بدونم اینه که میخوای کی از رو زمین محو شه.
همین الان داری بهش نگاه میکنی.
همه بخوابین رو زمین!
نه!
یه پلیس اینجاست که دنبال پیت می گرده
یه پلیس نیویورکی به اسم "وینزلو".
گوش کن" کارلی"، میخوام بهش بگی
که رضایت نمیدی محل اقامتت رو بازرسی کنن.
"آدری"!
تو دردسر افتادم.
-باید از اینجا بری! -مامان بزرگ...
-نمیتونی خودتو درگیر این مسئله کنی. -برو بیرون!
دیگه درگیر شدم
اوه!
-سلام پیت. -من شما رو میشناسم ؟
نه.
"جینا".
میخوایم که ببریمون پیش مامانت...
و اون 11میلیون دلار.
-مامانت کجاست پیت؟ -نمیدونم.
نمیدونی؟
جواب خیلی بد و احمقانه اینه که بگی: "نمیدونم"
چی باعث میشه همین الان اون چیزت که مثل نخ باریکه رو از جا نکنم؟
اینکه میدونم چطوری پیداش کنین،
و شما نمیدونین.
پس بزن بریم.
شما چطوری...
ما چطوری، چی؟
چطوری...
چطوری ،قضیه رو فهمیدین،
قضیه ی من و مامانم؟
هیچکدوم از کسایی که رئیسمون قبل ما استخدام کرده بود
به خودشون زحمت ندادن که بپرسن
روزی که 11میلیون دلار تو کوه "ورنون" دزدیده شد، دقیقا چه اتفاقی افتاد.
هیچ وقت نفهمیدن،
یه احمق از اون منطقه سرقت کرد.
در ضمن، زیاد میشنوی که،
مردم ازت بپرسن کدوم احمقی یه منطقه رو سرقت میکنه؟
-هر روز. -جایی که ما زرنگ بازی در آوردیم،
اون جا بود که کنجکاو شدیم بدونیم ، " اگر کسی که این کارو میکنه احمق نباشه چی؟"
اولین نشونه ای که پیدا کردیم از یه گارد امنیتی بود.
تونستیم بفرستیمش توی منطقه
درست قبل از اینکه شما تشریف بیارین.
ده دقیقه بعد ، برگشت سر کارش
در حالی که تو تیر اندازی زخمی شده بود و داشت میمرد
تو میخواستی اونجا بمونه، نه؟
نمیذاشتی برگرده؟
خیلی بد شد که کارت به نتیجه نرسید.
یعنی، خب تو واسه کاری که نکردی رفتی زندان.
از کجا فهمیدین که از زندان اومدم بیرون؟
به یکی سپردیم، یه ربات بسازه،
که دنبال هر چیزی که به تو و مادرت مربوط میشه بگرده
هفته ی پیش اسمتو دیده بود که رو یه بلیط هواپیما نوشته شده بود.
دوتا بلیت برای 522 " فورت لادردیل"
میخواین برین "بوفالو" یا " لادردیل" ؟
فقط اگر برای رفتن دلیل خوبی داشته باشیم میتونیم بریم؟
سوار هواپیما نشدی؟
نه، باید بلیت میخریدم تا بتونم از نگهبانی رد شم
میخواستیم جیم بشیم،
من و دخترخالم.
بلوند خوشکله؟
.:: ترجمه از یاسمین ::. jasmine
حالا کجا داری میری؟
من... دارم میرم نیویورک.
از شروط آزادیمه.
نباید تو "کنتیکت" باشم
فقط میخواستی خانواده رو ببینی، نه؟
ما زیر نظرشون داریم.
سعی کن بهشون اخطار بدی، میبینمشون که مخفی میشن
ولی تو اینکار رو نکن،
چون قراره حسابی مشغول پیدا کردن مامانت باشی.
72 ساعت وقت داری، قبل از اینکه دستشونو از دار دنیا کوتاه کنیم
اون بلوند خوشکله هم اول از همه .
بهتره عجله کنی.
بحث 11 میلیون دلاره
اگه FBI به خاطر اتفاقی که تو پوکر-رومِ "وینس" افتاد،
دستگیرت کنه چه بلایی سرت میاد؟
اونا اصلا دنبال من نیستن
فرستاده شون تیر خورد. پول گم شد
-اونا دنبال تو هستن -خب ولی...
نمیتونن چیزی رو ثابت کنن،"مارجری" بی خیال
منظورم این نیست.
اگه اون دو تا احمق ببینن FBI داره جمعت میکنه
و بفهمن که تو پیت نیستی
چی میخواد باعث بشه نکشنت؟
حالا یه فکری میکنم.
مارجری ما داریم در مورد 11 میلیون دلار حرف میزنیم
خیلی خب
پیشنهادت برای پیدا کردنش چیه؟
فعلا که چیز زیادی تو دست و بالت نیست
من میدونم که 10دقیقه بعد از اینکه پیت منطقه رو سرقت کرد
تیر اندازی بزرگی اتفاق افتاد که یه گارد امنیتی توش کشته شد
باید یه ربطی به این قضیه داشته باشه
و بعدشم، من پلاک ماشینشون رو برداشتم
میدونی، فقط کامپیوتر ندارم، پس...
"ماریوس" من بازنشسته شدم.
من فقط میخوام یه کوچولو تحقیق کنی.
و بعدشم کلی پول انتظارمو میکشه.
خیلی خب، خیلی خب، 5درصد از هرچی گیرم اومد بهت میدم
کاش هیچ وقت جواب این زنگ تلفن رو نمیدادم
خیلی خب
فرض میکنم که پشت این قضایا یه تهدید بزرگه.
آره، اونا گفتن کل خانواده رو میکشن
از جولیا هم شروع میکنن. -خیلی خوب شد
دفتر ضمانت نامه ی "برنهاردت"
آدری؟
نه ، من جولیام. میتونم کمکتون کنم؟
همون بلوند کوچولو؟
اه...
لعنتی ، تو منو یادت نمیاد؟
من "لوییز"م . "لوییز مرکادو"
معلومه که تو رو یادم میاد
بلوند کوچولو، داره جواب تلفنا رو میده.
-هی، آتو اون دور و بره؟ -الان نه.
خیلی خب بگو بهم زنگ بزنه
میشه بپرسم در مورد چی میخوای باهاش حرف بزنی؟
فقط بهش بگو زنگ بزنه.
هی، شرط میبندم دیگه موهاتو گیس نمیکنی
نه زیاد.
دیگه دارم فکر میکنم برای ندیدن من داری بهونه میاری
من داشتم حساب کتاب میکردم
و فکر کردم بهتره اینو رو در رو بهت بگم
به نظر میاد میخوای نا امیدم کنی
برای اینکه 150هزار دلارت رو پولشویی کنیم،
مجبورم وثیقه های تقلبی برای آدمای الکی بنویسم
و بعد سپرده های تقلبیشون رو،
یعنی پول تو رو، بذارم توی بانک.
این کار حدود سه،چهار ماه طول میکشه
اگر زودتر بخوای،
میتونی بسپاریش به "موهیگان"
که تبدیلشون کنه به ژتون های پوکر.
بذار حدس بزنم،
رفتی تو گوگل سرچ کردی: "چگونه پولشویی کنیم"
بعد یهو فیلمنامه ی اون فیلم "کاپتان کرک" یادت اومد.
دیدیش؟
خیلی فیلم خوبیه
به هرحال، چیزی که اونا توی فیلم نمیگن اینه که،
کازینوها امروزی تو ژتون هاشون RFID دارن (سامانه ی بازشناسی امواج رادیویی)
که نشون بده با اون ژتون ها قبلا بازی شده.
میخوای پول رو پس بدی، نه؟
یادت نره چرا الان تو این موقعیت هستی.
تو یه سرویس پیشنهاد دادی که پدر پسرت رو،
زودتر از وقتش تو قبر نبینی.
اگر سرویست رو انجام ندی،
چی میخواد جلوی چنین اتفاقی رو برای اون،
یا زبونم لال، کسی که برات خیلی مهمه بگیره؟
سه ماه خیلی زیاده.
من اون پول رو تا هفته ی دیگه میخوام
منو آوردی همون جایی که لازم داشتم،
ولی انگار خودت دوستش نداشتی.
لعنتی
امیدوارم تو Yelp بهم نمره ی بد ندی (شرکتی که دیدگاه های افراد را در مورد مکان های مختلف نمایش میدهد)
میخواستی یه چیزی بهم بگی؟
چرا فکر میکنی "شان" میخواسته بره "هارتفورد"؟
من از وقتی شکارچیای نهنگ اونجا رو ترک کردن دیگه هارتفورد برام مهم نبود
داشت لابیگری میکرد که کنتیکوت رو مجبور کنه
مثل "کنتاکی" وثیقه نامه بذارن
که مامورای ایالتی ادارش میکنن.
اینجوری از کار برکنار میشه
مگر اینکه یه رابطه پیدا کنه که کارشو راه بندازه
اینجوری مامان بزرگ و بابابزرگ از کار برکنار میشن.
ولی یه خروار پول داری
که تو دوران بازنشستگی کمکشون کنی.
صبر میکنم معامله ی شان انجام بشه
بعد ازش طلاق میگیرم ، نصف همه چیز رو برمیدارم
No comments yet. Be the first to leave one.