Once Upon a Time in Wonderland

Once Upon a Time in Wonderland

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Once Upon a Time in Wonderland S01E04 WEB-DL
ভাষ্য লিখেছেন Mani Vampire
تی‌وی‌وُرلد تقدیم می‌کند | Mani Vampire : مترجم

ট্যাগ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
প্রকাশিত: 2013-11-10
ডাউনলোড: 38
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: Yes

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

...وقتي "آليس" از ماجراجويي‌هايش

،در سرزمين عجايب گفت ،هيچ‌کس حرفش را باور نکرد

اينکه چطور با يه جن به نام ،کوروش" درگير رابطه‌ي عشقي شده بود"

.و اينکه ملکه‌ي سرخ چطور اونها رو از هم جدا کرد - !نه -

."آليس" .اون به کمک نياز داره

بنابراين من و سرباز دل ...او را به سرزمين عجايب بازگردانديم

.تا او دنبال عشق حقيقي خود بگردد

.کوروش" اينجاست" .مي‌تونم اين رو حس کنم

.کساني هستند که مي‌خواهند او رو متوقف کنند

...چيزي که مي‌خوايم رو تا زماني که

.دختره تمام آرزوهاش رو نکنه، نمي‌تونيم داشته باشيم

..."امّا بزرگترين ماجراجويي "آليس

.تازه آغاز شده

...گذشت "سرزمين عجايب" آنچه در

اينجا چه اتفاقي افتاد؟

.بندِراسنچ" حمله کرد"

تو کشتيش؟ - .نه -

.کار يه زن جوون و يه مَرد بود

اون مَرد کي بود؟

.سرباز دل صداش مي‌زد

خب، بهم بگو سرباز دل، "آناستازيا" کيه؟

.داستان سوزناکيه

."دوسـِت دارم، "آناستازيا

."منم دوسـِت دارم، "ويل اسکارلت

!پسر

!پسر، آتيش داره خاموش ميشه

!پسر

...زغالي نمونده بود. بايد مي‌رفتم

!بهونه نيار

بايد برت گردونم به همون !باتلاقي که توش پيدات کردم

!نه! خواهش مي‌کنم

...شايد دوباره يه شب گشنگي کشيدن

!بهت بهتر کارکردن رو يادآوري کنه

!پسر! پسر

!برگرد

!برگرد

!پسر !سر جامون آتيشمون مي‌زنه

.ببخشيد که مزاحمتون شدم

...من - .تو توي بازار کار مي‌کني -

.بله

در خونه‌ي من چيکار مي‌کني؟

...در عجبم که آيا شما

.ازت نپرسيدم که چي مي‌خواي

.ازت پرسيدم که چرا مزاحمم شدي

.بايد بدوني که مي‌تونم باهات چيکار کنم

...مرگ در مقابل زندگي‌اي که دارم

.واسه‌م يه موهبته

.ازتون مي‌خوام که بهم آموزش بديد

آموزشت بدم؟ - .جادوي سياه -

،که يه روزي مردم ازم بترسن

.همونطور که از شما مي‌ترسن

.نه

،ترو خدا! براتون کار مي‌کنم .هر کاري بخوايد مي‌کنم

.جادو چيزي نيست که به‌سادگي بشه روي قلدرها استفاده‌ش کرد

...اين چيزي نيست که من - پس چي مي‌خواي؟ -

.من خواستار انتقامم

انتقام از کي؟

...برو گمشو پسر، قبل از اينکه من

.سلطان

...و چرا يکي مثل تو

خصومتي با سلطان داشته باشه؟

.چون...اون پدرمه

راست ميگي؟

هيچي بين دو تا آدم بيشتر از .صداقت اهميت نداره

.به چشم من، هيچيت به خاندان پادشاهي نمي‌خوره

!اون منو ترک کرد

چرا سلطان هم‌خون خودش رو رها کنه؟

.چون، به گفته‌ي خودش، من حرومزاده‌شم

!من به اندازه‌ي آتش هزار خورشيد ازش متنفرم

...بالأخره

.صداقت به ميون اومد

اسمت چيه، پسر؟

."جعفر"

،"خب، "جعفر

.فردا مي‌بينيم که چه کاري ازت ساخته‌ست

.محشره - !اوه -

.يه چيزي هست که بهش ميگن در، عزيزم

.جدّاً بايد گاهي‌اوقات ازش استفاده کني

...فکر مي‌کردم انجام کارامون به‌سورت مخفيانه

.بيشتر جزو علايقت باشه

.با اينهمه، رمز و راز تو خلق و خوي توئه

.خدمت‌کاران، بريد عزيزان

...هيچي بين دو تا آدم

...بيشتر از صداقت

.اهميت نداره

موافق نيستي؟

قضيه چيه؟

چرا بهم نگفتي "آليس" دوستش رو با خودش به سرزمين عجايب آورده؟

.همون سرباز دل

.چون جزئيات کم‌اهميتي بود

.اون چيزي جز يه دزد ترسو نيست

.واسه‌مون نگراني خيلي کوچيکيه

،راستش، باعث خيلي دردسرها شده

.پس من ميگم بودنش نگراني خيلي بزرگيه

چرا آورديش؟

...چون به اين راحتي نبود که

.واسه "آليس" يه دعوت‌نامه بفرستم

.وگرنه، خودت انجامش مي‌دادي

،يکي رو مي‌خواستم که "آليس" بهش اطمينان کنه

.و اون يه نفر سرباز دل شد

.اون رو به مقصودش رسوند

.و حالام به مقصود خودش رسيده

.دقيقاً

.پس جاي بحثي نيست

.از دور خارجش کن کن

.از زمين بازي حذفش کن

."سراغ ملکه‌ي سرخ رفتن ايده‌ي بديه، "آليس

.اون بطري "کوروش" رو دزديد

.و فقط به اين دليل که حتماً "کوروش" رو هم داره

پس مي‌خواي تنهايي با کل ارتش سرخ مبارزه کني؟

.اگه بهاش اين باشه

.يه راه زيرکانه‌ي ديگه هم واسه انجامش هست - هنوزم هست؟ -

."دستي که بهت دادن رو بازي کن، "آليس

،من ورق‌هات رو ديدم، سرباز دل .و کاملاً شانس برد نداري

.که به همين دليل دقيقاً وقت بلوف زدنه

...ببين، خرگوش سفيد

.اون اصلاً نمي‌دونه که ما مي‌دونيم براي ملکه کار مي‌کنه

،بايد از اين به عنوان برتري استفاده کنيم

.و گولش بزنيم که بهمون بگه "کوروش" کجاست

،يا فقط مي‌تونيم از رو دو پا بلندش کنيم

و از يه پرتگاه آويزونش کنيم .تا وقتي که هرچي مي‌دونه رو بهمون بگه

.بايد رو چهره‌ي پوکر بازي کردنت کار کنيم - !اينور -

شنيدي؟ - .آره -

.اوه، يه نفر داره تعقيبمون مي‌کنه

،با صداهايي که مياد .من که ميگم چندين نفرن

مي‌شناسيشون؟

.واسه هزارپا کار مي‌کنن

.مأمورين مالياتن - چيکار مي‌تونيم بکنيم؟ -

،خب، به‌طور اساسي .يا مي‌تونيم بميريم، يا مي‌تونيم فرار کنيم

.من زياد به گزينه‌ي اول اهميتي نميدم

منم همينطور، چپ يا راست؟

.چپ - .باشه -

کجا رفت؟

!بريد دنبالش

!داره فرار مي‌کنه

!داره فرار مي‌کنه

.اونا فقط منو مي‌خوان .بايد از هم جدا بشيم

.بايد وايسيم و بجنگيم

.اوه، يه ايده‌ي بهتر...تو بمون، من ميرم

!اوي! ايناهاشم

!ويل"، نه" - ...مشکلي واسه‌م پيش نمياد، اين جنگلو مثل کف دستم مي‌شناسم -

.خوبم! تو جنگل تولجي مي‌بينمت - !"ويل" -

."مشکلي نيست، "کوروش .اينا فقط يه حواس‌پرتيه

.به‌زودي ميام پيشت

.خواهش مي‌کنم، آقا

.چندين روزه چيزي نخوردم - ...بايد قبل از اينکه -

.اون کارارو مرتکب مي‌شدي به اين فکر مي‌کردي

.حق با شماست ،من يه سري اشتباهات خيلي بد کردم

.اما دارم از گشنگي مي‌ميرم

ميشه فقط يه استخون اعطا کنيد؟ فقط يکم مزه‌ش کنم؟

.ببين مي‌توني غذايي توش پيدا کني

،تو کلّ روزايي که اينجا با هم بوديم

،تابحال نديده بودم واسه چيزي خودت رو خار و حقير کني

.اونم واسه يه غذا

.به‌اين‌خاطره که به غذا علاقه‌اي ندارم

استخون رو مي‌خواستي؟

.يه جناغ مرغه

مي‌خواي آرزو کني از اينجا خارج بشي؟

.يه همچين چيزي

!حتماً گمش کرديم !تو از اينور برو

!منم از پشت ميرم

!کنار رود رو بگرديد

آليس"؟"

مگه تنهايي مي‌تونه اينهمه کار بکنه؟

.لعنتي

."سلام، "ويل

...من داشتم با صورت

،رو سنگ‌ها کشيده مي‌شدم که نجاتش بدم

.بعد اين بز احمق...يه بوته ديد

،اندازه يه نخود هم نبود

.اما بايد حتماً مي‌خوردش ...يه قدم ديگه برداشت

...زبون بسته

...تنها چيزي که نميشه اسمش رو حماقت گذاشت

.گرسنگي يه بزه - .بله -

..."خب، ممنون که نجاتش دادي، "آکيل

.حتي با اينکه لايقش نبوده

.خب، کارم اينه

...بهت اين شراب رو

.به‌عنوان پاداش براي کار خوبت ميديم

."ممنون، "جعفر

.خدا خيرت بده

.نه، هنوز نه

...کي مي‌خواي بزاري که طلسم‌هاي

داخل اون کتاب رو بخونم؟

.وقتي که آماده باشي

.که تو الآن آماده نيستي

...با اينحال، وقتشه که بهت

،طلسم پوشش رو ياد بدم

.که خيلي مشتاق بودي يادش بگيري

،اما فکر کردم گفتي که نمي‌تونيم

.چون نياز به جگر يه انسان داره

.داره، اما تو الآن يکي برامون جور کردي

...شرابي که به "آکيل" دادي .سمي بود

.الآناست که بميره

!اما "آکيل" بي‌گناه بود

.کاملاً درسته

.اون مرد خوبيه

.و اين پادزهر اون سمه

.اگه بخواي، مي‌توني اينو بدي بهش

.اما اگه اينکارو بکني، جگر نداريم

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time in Wonderland

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left