প্রথম 151টি লাইন।
... خاطرات ده سال پیشم
... حرف های کسی که پدرم بود
. حتی اگه از همون اولش هم در اشتباه بودم، ولی راهی که انتخاب کردم اشتباه نیست
... برای تضمین کردن اینکه اون واقعه فقط به یه گذشته ی تلخ تبدیل نشه
. میخواستم به یه قهرمان عدالت تبدیل بشم
... برای ده سال، به این ایده آل که
. زمانی برسه که همه خوشحال و شاد باشن و هیچ کسی اشک نریزه، چنگ زده بودم
. واسه همین از همون اولش هم مشخص بود که باید چیکار بکنم
. به خاطر اینکه یه ارباب شده بودم و از سر اجبار، مبارزه نمی کردم
. به خاطر اینکه کاری بود که در توانم بود، تصمیم گرفتم بجنگم
. کاری که ایمان داشتم باید انجام بدم
... توساکا
Sync: Michael Scofield
# 13 زمان عزیمت
# 13 زمان عزیمت
. چه دختر دلیری هستی تو
... هر چقدر دلت بخواد می تونی به سرپیچی کردن ازم ادامه بدی
. ولی جسم خدمتگزارت نمی تونه در برابر من مقاومت بکنه
. مطمئنم که می تونی حس بکنی که علامت فرمان من داره ذره ذره وجودت رو می خوره
خیلی بهتر نیست که تسلیم بشی و ازم اطاعت کنی ؟
... آه، سیبر سرکش من
داری چیکار میکنی، کستر ؟
... سوئیچیرو ساما
اینجا چیکار میکنید ؟
. یادمه ازتون خواستم که توی معبد ریودو بمونید
. اول سوال من رو جواب بده، کستر
پرسیدم اینجا داری چیکار میکنی ؟
. دیروز، خادم یکی از ارباب های دیگه به نام امیا شیرو رو به چنگ آوردم
، درست قبل از اینکه بتونم کارش رو تموم کنم فرار کرد . ولی دیگه جزء ارباب ها به حساب نمیاد
. که اینطور
. ولی یادم نمیاد که ازت خواسته باشم همچین کاری بکنی
. این کار رو با صلاحدید خودم انجام دادم، ارباب
. برای بدست آوردن کالبد جام مقدس به این کلیسا حمله کردم
... کشیش ناظر جنگ رو کشتم
. ولی هنوز مکان جام رو پیدا نکردم
به خاطر اینکه نتونستی مکان جام رو پیدا بکنی برنگشتی، آره ؟
. فهمیدم اوضاع از چه قراره
حالا میشه توضیح بدی چرا بدون اطلاع من عمل کردی ؟
. معذرت می خوام
. ولی من هر کاری که کردم فقط به خاطر شما بوده، ارباب
. تنها هدف من اینه که شما رو به پیروزی برسونم
. دلیل دیگه ای وجود نداره
. که اینطور
. پس اگه اینطوره، نمی تونی اینجا رو ترک کنی
. هرچقدر که نیازه به جستجو ادامه بده
. تا اون موقع من هم اینجا می مونم
. نه، احتیاجی به این کار نیست، ارباب
. پیدا کردن مکان جام مقدس خیلی وقت می بره
. برای شما خیلی امن تر هستش که به معبد ریودو برگردید
. حرف منطقی ایه
. ولی اگه این کار رو بکنم، نمیتونم به اهداف خودم برسم
... سوئیچیرو ساما، منظورتون
. سریع باش. اگه هم اینجا نیست، هیچ عیبی نداره
. برام مهم نیست چطور به دستش میاری. تنها چیزی که مهمه نتیجه ی کار ـه
کی بود که بالاخره متوجه شدم معنی اون رویا چیه ؟
. اینکه اون نمایی از افکار درون ذهن یه روح اسطوره ای بودش
... در میان خیل عظیمی از ارواح اسطوره ای و خادمین
. " خادم های ویژه ای وجود دارن که نقش پاسدار رو دارن و بهشون میگن، " محافظین
... اونا به دوران ها و عصر های مختلف احضار میشن
. تا از نابودی دنیای انسان ها جلوگیری کنن
... نه، دقیق ـترش اینه که
. از نابودی نسل انسان ها به دست خودشون جلوگیری کنن
... با وجود اینکه احضار شده بود تا انسانیت رو نجات بده
... قبل از اینکه بتونه نجاتشون بده
. مجبورش کردن تا ویرانی هایی که انسان ها به بار آورده بودن رو پاکسازی کنه
. احضار های زیادی به طول نینجامید تا به این نتیجه رسید که کار بیهوده ایه
. و کم کم از دنیای انسان ها متنفر شد
. در آخر، از ایده آلی که در زندگی داشت چیزی جز خیانت و سرافکندگی ندید، حتی پس از مرگش
. اگه حالت زیاد خوب نیست می تونیم بیخیالش بشیم
. هیچ اجباری وجود نداره که باید همین الان حمله بکنیم
. نه، حالا که می دونیم کستر کجاست، باید سریع تر کارش رو یکسره بکنیم
. بیا
، خیلی چندشم میشه وقتی فکرش رو می کنم به جای اینکه بیدارم بکنی . وایستادی و توی خواب نگام میکنی
. خیالت راحت
. قسم می خورم که هیچ کار گستاخانه ای انجام ندادم
. هرچند یه چیز هایی از زبونت شنیدم
... حرف های خیلی زشتی زیر لب می گفتی
. " مثل " این خیلی رو مخه " و " اعصابم خط خطی شد
. که اینطور، خدا رو شکر
... یه چیزی، آرچر
تا حالا شده بابت کار هایی که کردی حسرت بخوری ؟
. اگه در توانم باشه، می خوام تا جایی که میشه کاری کنم که بعدا حسرت نخورم
. البته می دونم که کار خیلی سختیه
. خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می کنم
. بعضی ها از پسش بر میان، و بعضی ها هم نمیان
. من که میگم تو جزء گروه اول هستی
... آدم های این دسته هیچ کار اشتباهی رو انجام نمیدن
. و حتی فکرش رو هم نمی کنن که ممکنه کار اشتباهی انجام بدن
... رین
. آدم های باشکوه، نسبت به آدم های عادی خیلی بیشتر می درخشن
. اونا هیچ وقت سر کار هایی که کردن حسرت و غصه نمی خورن
. و تو یقینا از جمله این جور آدم ها هستی
، توساکا رین می تونه تا آخرین لحظه بدون اینکه بعدا حسرتش رو بخوره . به راهی که در پیش گرفته ایمان داشته باشه
پس، تو چی ؟
می تونی تا آخرین لحظه ایمان داشته باشی که راه درست رو میری ؟
. شرمنده، ولی سوالت بی معنی ـه
واسه چی ؟
فراموش کردی، ارباب ؟
. آخرین لحظه ی من " خیلی وقت پیش ها اومده و رفته و تموم شده "
. به ناظر حمله کرده ؟ عجب دل و جیگری داره
. هرچند فکر کنم کیره واسه همچین چیزی خودش رو آماده کرده بوده
. رین، باید یه بار دیگه ازت بپرسم
چیه، هنوز هم نگرانی ؟
. من با کستر مبارزه می کنم
. اگه تو بخوای خیلی بهش نزدیک بشی، ممکنه روی تو هم از رول بریکر استفاده بکنه
. پس واسه همین تو باید ترتیب اربابش، کوزوکی رو بدی
. مبارزه کردن با اون مرد برام مشکلی نداره
ولی این رو متوجه هستی که هیچ جادوگری نمی تونه در برابر کستر بایسته ؟
. خیالت راحت. اگه در برابرش شانسی نداشتم، پیشنهاد همچین کاری رو نمی دادم
. می تونی با خیال راحت اون رو بسپری به من، آرچر
. خیلی خب، بهت اعتماد می کنم
. خیلی خب، بریم
. هر جور شده همینجا کستر رو شکست میدم
... و وقتی این کار رو بکنیم، احتمالا سیبر به وضع عادیش بر می گرده
و می تونه با شیرو یه پیمان جدید ببنده، مگه نه ؟
خب، رفتی ببینی که واقعا مرده یا نه ؟
... سیبر
منظورت از این حرف چیه ؟
. چیز خاصی نیست
... ولی اگه با چشم های خودت جسدش رو ندیدی
. پس یعنی الان یه جایی دو دستی به زندگی چسبیده و جون سالم به در برده، فقط همین
. حالا زیاد اون مهم نیست، بیاین سریع تر تمومش کنیم
. این دفعه، دیگه سپر انسانی نداری، واسه همین میتونم سنگ تموم بذارم
واقعا فکر کردی می تونی توی نبرد جادویی من رو شکست بدی ؟
. به عملکرد خودم بستگی داره
. و خدا رو شکر، به نظر نمی رسه که هنوز روی سیبر کنترل کامل داشته باشی
. و از قدرت کوزوکی سنسی هم به خوبی خبر دارم
. در برابر آرچر من هیچ عددی نیست
آماده ای، آرچر ؟
. آمادم
دقیقا طبق برنامه دیگه، آره رین ؟
. آره
. اصلا نمی خواد مراعاتشون رو بکنی
! منم از هر چی تو چنته دارم استفاده می کنم
. چقدر دوست داشتنی
واقعا فکر کردی توی یه نبرد تک به تک با من شانسی داری ؟
برگ برنده ی من رو فراموش کردی ؟
. با علامت فرمان، میتونم همین الان مثل یه عروسک ازش کار بکشم
، حتی اگه روش از علامت فرمان هم استفاده بکنی . مطمئنم سیبر می تونه در برابرش مقاومت بکنه
... نمیدونم این یه دقیقه طول می کشه یا دو دقیقه
... ولی همین چند لحظه هم کافیه تا
! کسی مثل تو رو شکست بدم
مختل کننده ؟
! اول از همه از اون بالا می کشمت پایین
! آرچر
ها ؟ آرچر ؟
داری چیکار میکنی، آرچر ؟
. به نظر من، فقط یه آدم خیال پرست ممکنه فکر بکنه که می تونه اون رو اینجا شکست بده
. وقتی بحث فرار کردن هم در میون باشه، اون ماهر ترین ـه
. هر چی نباشه، اون زنی ـه که حاضر برای فرار کردن حتی برادر کوچیکتر خودش رو هم تیکه پاره بکنه
. یه جوری حرف میزنی انگار که من رو خوب می شناسی
No comments yet. Be the first to leave one.