প্রথম 200টি লাইন।
... آنچه گذشت
باورم نمیشه مالی پارک .به آیرون لیک اومده
پادکست داره؟
... محبوبترین پادکست
.جرایم واقعی دنیاست...
به داستانهای جنایات واقعی علاقه داری؟
.5 جنایت برترم رو برات میفرستم
.دادا اینو ببین
ایثن کیه؟
.اون بشکه عن که اونجاست
... همیشه خیالپردازی میکردم
.که اینطوری زک رو بزنم...
.کاری به ایثن نداشته باش
.اما تو واقعاً زدیش
...واحد مدیریت زمینهای سرخپوستها
فیلم مت کالدول رو داره .که به اون گوزن شلیک کرده
یکی مرتکب حمله شده .بعدش سعی کرده روش پوشش بذاره
.پرونده قتله
سگهای جستجو؟
.باید جسد مت رو جابجا کنی
... اون سگها مستقیم
.از صحنه جرم تا گودال آتیشت میان...
خبر رو شنیدی؟ نه. چی شده؟ -
.اون زندهست
.متی زندهست
.باور نکردنیه
بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی :.: Bia2Movies.bid :.:
نظریهت چیه؟
... نمیتونست مرگ پسرش رو قبول کنه
.واسه همین یهجورایی توهم زد...
.فکر نمیکنم .دروغ میگه
چرا؟ .به پلیسها اعتماد نداره -
.میخواد مسائل رو خودش حلوفصل کنه
.کاری که خودت میکردی
.کورت هیچیش مثل من نیست
... یادته وقتی فیلم نفر دوم رو
... توی جنگل دید، چقدر...
عصبانی شد؟...
.آره فکر کرد از مردم سنکاست
... فکر میکنه جانی بولهورن، مت رو
... بخاطر شلیک به گوزن، کُشته...
.و انجلا داره ازش محافظت میکنه...
... پس کاری میکنه تا انجلا پرونده رو ببنده
...که قضیه تموم بشه...
.و بعد میزنه جانی رو میکُشه...
.کورت میره زندان
.همهش بخاطر... تو
.میتونست بدتر از اینا بشه بدتر؟ -
وقتی پلیسهای شهرکوچیک ... از سر راه برن کنار
... کورت پیگیر جانی میشه
.و میفهمه میتونه کار خودش باشه...
... پس انقدر پیگیر میشه
... تا ته خط...
.و به قاتل واقعی پسرش میرسه
.سلام
خبر رو شنیدی؟
درمورد مت؟
باورت میشه؟
.از همون اولش حق با من بود .از شهر فرار کرده
.آره
خب تو از کی شنیدی؟
.آه... کورت
با کورت حرف زدی؟
آره دیروقت بود ... و باید از اون فروشگاه 24 ساعته
توی موس کریک... .واسه هریسون خرید میکردم
توی راه برگشت کورت رو دیدم .داره از مشروبفروشی میاد بیرون
... انگار زیاد خورده بود
.منم تا خونه رسوندمش... .داشت جشن میگرفت
!هی رئیس
.تمام مدت حق با تو بود
.باید برم
.بعداً باهات حرف میزنم .دوستت دارم
.باشه. منم دوستت دارم
.صبح بخیر رفیق
یکم صبحونه میخوای؟ .خودم آماده میکنم -
.رفتم توی تیم
... مربی لوگان میگه باید قبل از مسابقه
.2 کیلو اضافه کنم...
.عالیه .داری دوست پیدا میکنی
.اکثر بچههای تیم یه مشت کودنن
چیه؟
.عمه دبت همیشه میگفت کودن
.کودنها
.آره
.مطمئن نبودم چیزی یادت مونده باشه
...یادم نیست زیاد .بجز فحشها
.اما آره بامزه بود
.آره. همینطوره
یکم میخوای؟
.ترجیح میدم آتیش رو با صورتم خاموش کنم
.این یکی از تیکههای باحالش بود
دلت براش تنگ شده؟
.اون همیشه توی افکارمه
.باید برم
.بعداً میبینمت بابا .میبینمت -
.سلام
.مت همیشه پا در هوا نگهمون میداشت
آره این دفعه دیگه رکورد زد، نه؟
.سلام آقای کالدول .سلام -
.خیالمون راحت شد
.آره والا
... میدونستم متی مثل همیشه
چیزیش نمیشه... ... اما باید اعتراف کنم
.این دفعه واقعاً نگرانم کرد...
.آره منم همینطور
.سلام .باشه
و ساعت چند بود؟
.طرفای 10
... و گفتی تماس تصویری بود
پس تونستی ببینی کجا بود؟...
.شبیه یه اتاق هتل بود
.گفت توی نیویورکه
بنظر زخمی میومد؟
زخمی؟
.خونش رو توی جنگل پیدا کردیم
...درسته درسته
.من هیچ زخمی ندیدم. نه
... بهت نگفت چی شده
یا اون نفر دوم توی جنگل کی بود؟... هیچی؟
.میدونی به فکرم نرسید بپرسم
...من فقط خیالم راحت شده بود
که پسرم زندهست میدونی؟
... زحمتی که به شما داد
...دردسری که برای تمام شهر درست کرد...
.قطعاً کار درستی نیست...
.نه نیست .یه تماس بهم بدهکاره
.حتماً
.چندین بار به گوشیش زنگ زدم
.مستقیم میره روی پیغامگیر
اگه میخوای کمکم کنی ... باهاش تماس بگیرم
ببین رئیس اگه موضوع در مورد ... کشتن اون گوزن سفید
توی زمین قبیلهایه... .من جریمهش رو میدم
.میدونی که من همیشه توانش رو دارم
.همیشه خرابکاریهاش رو درست میکنم
.توی حوزه من نیست
فقط برای بستن پرونده فرد گمشده ... و مشخص کردن اینکه
توی جنگ کی به کی حمله کرده... .به کمک نیاز دارم
باشه ببین نمیخواستم ... سر بحث رو باز کنم
... اما وقتی توی تماس تصویری دیدمش...
...بنظر اومده نعشه کرده...
.انگار که چند روز بود نخوابیده...
.و گاهی از این کارها میکنه ...مست میکنه
و تا چند هفته و گاهی تا چند ماه .هیچ خبری ازش نمیشنوم
.خب دیشب باهاش حرف زدی
آره چون پول میخواست .و منم بهش ندادم
سعیم رو میکنم .اما هیچ قولی نمیدم
... 10 بار تماسی که قبلاً باهاش گرفتم
.و دوتای بعدش هم جواب نداد...
... مثل نوجوونها رفتار میکنه
... اما یه مرد 30 سالهست
و یه وقتی دیگه باید گذاشتشون به حال خودشون... درسته؟
.نه نه
.الان جلسهش تموم شد
.میتونیم در موردش حرف بزنیم .آره آره
... اما احتمالاً باید بذاریمش واسه
...یه وقت دیگه .سلام -
ببین خیلی متأسفم ... بهش گفتم
کاری درستی نیست ... اینجا به دیدنم بیاد
دیدن تو؟
خب میدونی .ما یه بار قبلاً همدیگه رو دیدیم
چند لیوان مشروب خوردیم ...و باهم خوابیدیم
.و فوقالعاده بود ... وای اینا شبیه
.کَری توی سریال هوملنده...
به پرونده مربوط میشه؟
.میدونم تو خبرنگاری
.خبرنگار نیستم
.پادکستر هستم .عمر اخبار چاپی تموم شده
.من نفرت عجیبی از دروغگوها دارم
.نه دروغ نگفتم
گفتم برای کمک به جستجو اومدم .و کمک هم کردم
.و داری در موردش داستان مینویسی
... یه پولدار سفیدپوست
به صورت غیرقانونی... ... توی منطقه سرخپوستها
به یه گوزن سفید کمیاب شلیک میکنه... و بعدش ناپدید میشه؟
.البته که مینویسم تازه داشتی با باباش حرف میزدی؟
...خب داستان تموم شد پس با مت حرف زدی؟ -
عجیبه نه؟
... آخه طرف از قانون
.و یه شهر پُر از آدم نگران فرار میکنه...
... حالا بالاخره پیداش میشه
اما حتی به خودش زحمت نمیده... جواب تلفنش رو بده؟
.منم خیلی بهش زنگ زدم .خیلی خب دیگه باید بری -
فکر میکنی به یکی توی جنگل حمله کرده؟
یا فکر میکنی ... پدرش داره براش لاپوشونی میکنه
...چون یه کار عجیب و غریبی...
اگه نری ... به جرم دخالت
.توی تحقیقات پلیس بازداشتت میکنم...
.خیلی خب .نگیریمون
.شیفتت تموم شد بهم زنگ بزن
.اوهوم
.خیلی خب ... فقط فکر کردم
.کارتهای اعتباری مت رو بررسی کن
.چند روز پیش اینکارو کردم .فایدهای نداشت
...اما حرف مالی رو که باور نمیکنی
.حرفهای مالی به پشمم نیست
.اما حرف کورت برام مهمه
مت توی یه هتل .داخل نیویورک مونده
.کارتهاش رو بررسی کن
.حرومزاده بدبخت
... درک میکنم که ناراحته
No comments yet. Be the first to leave one.