Jane the Virgin

Jane the Virgin

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 3

রিলিজ তথ্য

Jane the Virgin - S03E18 WEBg
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 18 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-23
ডাউনলোড: 21
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

خب، بذار یه مروری بکنیم: تو بچگی

مادربزرگ جین بهش یاد داده بود که از گلش محافظت کنه

چون هیچ‌وقت نمی‌تونی به عقب برگردی

و این همون اتفاقیه که می‌افته

وقتی که باکره‌گیت رو از دست می‌دی

اما حالا جینِ ما آماده بود که اولین رابطه‌ی کوتاهش رو تجربه کنه

با فابیان. ولی بعدش فهمید که اون

خب، راستش من دارم نجابت به خرج می‌دم و خودم رو نگه می‌دارم

آره دیگه، اصلاً انتظار این یکی رو نداشت

و فکر کرد که باید تمومش کنه

ولی بعدش بهترین شبِ عمرش رو داشت

جدی می‌گم، معرکه بود. و حالا که حرف از چیزای معرکه شد

«زو» و «رو» نامزد کردن! این‌بار با همدیگه

اوه، و رافائل هم عشقش رو به پترا اعتراف کرد

من واقعاً بهت حس دارم. ولی اون تماس رو از دست داد

چون با دوست‌پسر جدیدش، چاک، بود

کسی که ممکنه اسکات رو کشته باشه

تو دفترچه‌ی افشاگریِ اسکات به یه نفر به اسم جی.پی اشاره شده بود

این حروف اختصاری برات آشنا نیست؟

«جی.پی» مخفف «شلوارِ گوشت‌تلخ»ـه

این همون چیزیه که به اون مردِ مزخرفی می‌گفتیم که می‌خواست

هتل بغلی رو بخره، چون همیشه داشت

گوشت خشک‌شده‌ی تمساح می‌خورد

اون آدمِ عجیب و غریب

خواهر دوقلوشه. ولی بحث این نیست

بحث اینه که پترا ممکنه واقعاً تو خطر باشه

پس، آره... عشق، رابطه، خطر

بیا دیگه بریم سراغش

شاید تعجب کنی شایدم نه، ولی

جین گلوریانا ویانوئوای جوان

یه کابوس همیشگی داشت

تو تمام دوران بچگیش

تا خودِ دوران نوجوونیش

بله. همون گلِ لعنتی

این رو بذار کنارِ عادتِ جین به رمانتیک جلوه دادن همه‌چیز

و خب، این اغلب باعث می‌شد

که جینِ ما تو رابطه‌هاش یکم تند بره و عجله کنه

پس بعد از شبی مثل دیشب

خب، تعجبی نداره که فرداش همچین حسی داشت

دارم آروم پیش می‌رم تا ببینم چی می‌شه

می‌دونی؟ هیچ توقعی ندارم

واو. انتظار این یکی رو نداشتم

یه زمانی بود که تو

بعد از همچین شبی داشتی متنِ عهد و پیمان ازدواجت رو می‌نوشتی

آره، خب، می‌دونی که اون مالِ خیلی وقت پیش بود

فعلاً فقط داریم همدیگه رو می‌شناسیم

یه لحظه صبر کن، جرمی‌ـه

همون ویراستارِ رفیقش

هی. تیک، تیک، تیک

بوم! یه خبر فوق‌العاده، جِی.وی

نظرت چیه که

یه ستون مهمان برای نسخه‌ی آنلاین مجله‌ی کازموپولیتن بنویسی؟

یه... یه ستون؟ واقعاً؟ زاویه‌ی دید خوبیه

این‌که قرار گذاشتن به عنوان یه بیوه‌ی ۲۸ ساله چطوریه

اگه پایه‌ای که در موردش بنویسی؟

بله. حتماً هستم

و راستش، زمان‌بندیش هم عالیه

چون تازه قرار گذاشتن رو شروع کردم. بوم! قسمت بوده

این ستون رو بترکون تا قشنگ برای کتابت سر و صدا راه بیفته

برای کتابت. و یادت باشه

کازمو مجله‌ی خیلی جذاب و سکسی‌ایه، پس

از جذابیت و داغ بودنش کم نذار

می‌ترکونمش و حسابی هم داغش می‌کنم

دارم یه ستون می‌نویسم

اوه، مثلِ «سکس اند د سیتی»؟

آره. من خودِ کِری برادشا هستم

منم میراندا هستم. می‌دونم

اکثر مردم تعجب می‌کنن

چی؟

ای لعنت به این

اه. فقط نمی‌خوام غم‌انگیز و تاریک باشه، می‌فهمی؟

کاملاً. باید سرگرم‌کننده باشه

شاد و رمانتیک

بهش گفتی؟

قرار گذاشته بودیم با هم بهش بگیم

چی؟

نه، نگفتم دیوونه

داشتیم در مورد یه چیز دیگه حرف می‌زدیم

اوه. خب، پس ادامه بدین. نه، هی، هی

چی رو نمی‌خواستی بهم بگه؟

داریم ازدواج می‌کنیم

چی؟

دیشب ازش خواستگاری کردم

واقعاً؟

با حلقه‌ی پدربزرگت

می‌خواستم این بار کارها رو متفاوت انجام بدم، و

من عاشق پدرتم

و می‌دونم که اون مردِ زندگی منه

نیازی نیست این لحظه رو رمانتیک جلوه بدم

فقط خیلی خوشحالم

همه‌چیز کاملاً بی‌نقص بود

باشه

چقدر بزرگ؟

جزیره‌ی خصوصی ریچارد برانسون؟

یا ایلان ماسک بالاخره جواب زنگات رو داد

و قراره تو فضا با هم ازدواج کنید؟

اولاً که ایلان ماسک همیشه جواب زنگای منو می‌ده

اونم با یه وقفه‌ی کاملاً موجه و باکلاس

درست همون‌طوری که از یه آدم خیلی شلوغ انتظار می‌ره. بله

دوماً

تصمیم گرفتیم که

یه مراسم کوچیک و صمیمی بگیریم

هر دوتامون تو دهه‌ی ۴۰ زندگی‌مون هستیم

۴۰ اولایِ دهه‌ی

و روژلیو هم قبلاً مراسم‌های عروسی بزرگ

چند باری داشته

آره، «اپرا» دیگه حالش بهم می‌خوره

از بس که براش توستر خریده

و منم واقعاً یه عروسی بزرگ نمی‌خوام

و تو با این موضوع مشکلی نداری؟ نه مشکلی نیست

من فقط می‌خوام با مامانت ازدواج کنم

دوباره

روژلیو، باید بیای سرِ صحنه

اومدم، رودی

حالا باید سعی کنم این خوشحالی رو از صورتم پاک کنم

قراره یه سکانس خیلی پرتنش و دراماتیک بگیریم

کلیدش اینه: اصلاً پلک نزن

این به همه نشون می‌ده چقدر متمرکز و جدی هستی

و یکم هم ترسناک

اوه، آره

این داره حسابی منو مضطرب می‌کنه

خب، اون و اون تفنگ شکاریِ صندلی عقب

و این حقیقت که تازه فهمیدیم اون همون جی.پیِ مرموزه

که ممکنه اسکات رو کشته باشه

ببخشید، انگار خوابم برده بود

اشکالی نداره عزیزم

هنوز کلی راه مونده

می‌تونم از شارژرت استفاده کنم؟

اوه، برای کامیون شارژر ندارم

هی! داری چیکار می‌کنی؟

کجا داریم می‌ریم؟ یه راه میان‌بر بلدم

چرا این‌قدر هول کردی؟

چون کلاً ۷۲ ساعت وقت دارم

تا بفهمم این یارو جی.پی کیه

قبل از این‌که آنِزکا مجبور بشه اون توافقِ اعتراف رو قبول کنه

واسه همین دارم از میان‌بر می‌رم

سوال بعدی؟

یالا جین

این همون لحظه‌ی بزرگِ «سکس اند د سیتیِ» توئه

اگه کِری بود چیکار می‌کرد؟

هرچند سه سال گذشته

و می‌دونم که دیگه وقتشه قرار بذارم

ولی نمی‌تونم به این فکر نکنم که

آیا می‌تونم بعد از اون غم، دوباره عشق رو پیدا کنم؟

یا این‌که دوران اوجِ این بیوه دیگه تموم شده؟

هی، جین، خونه‌ای؟

مامان! اوه، پسرِ خوشگلِ من

سلام دخترا

سلام. سلام

مگه امروز نوبتِ پترا نیست؟

رفته بیرون. با دوستش، چاک

دوست‌پسرش، نه دوستش

خوبی؟

آره. می‌دونی، دیگه چیکار می‌شه کرد؟

نمی‌دونم، مثلاً یه پیغام بذاری و سفره‌ی دلت رو باز کنی؟

خب، من می‌برم دخترا رو کلاس ویولن

هی، «زو»، نامزدیت مبارک

مرسی. خیلی هیجان‌زده‌ایم

یالا بریم، بریم

هی، راستی کی می‌ریم برای خرید لباس عروس؟

داشتم فکر می‌کردم که

همون لباس سفید خوشگلی رو بپوشم که تو تولدم پوشیده بودم

نمی‌خوای یه لباس جدید بخری؟

اون رو خیلی دوست دارم و کلاً یه بار پوشیدمش

خب، تو و فابیان امشب چیکاره‌اید؟

نمی‌دونم. می‌گه یه نقشه‌هایی داره

یه سورپرایز. چقدر رمانتیک

واسه همین فکر کردم شاید بتونی یه لیست از کتابایی که باید بخونم بهم بدی

خب، با شناختی که از جین دارم

این واقعاً می‌تونه براش رمانتیک باشه

یه لیستِ کتاب؟

آره، داشتم زور می‌زدم یه چیزی بگم

خب، من عاشقِ «فارنهایت ۴۵۱» هستم

ولی دیگه داره تموم می‌شه

خب، بعدش چی بخونم؟

خب، اگه یه چیزی تو همین مایه می‌خوای

«تبصره ۲۲»؟

هی، این یه «ژانر»ـه؟ کتابای عددی؟

ببخشید، چی؟ ببخشید، چی گفتی؟

مثلِ ۱۹۸۴. کتابایی که تو عنوان‌شون عدد دارن

این یه جور «ژانر»ـه؟

اوه. هه. منظورت «ژانر» هست

اوه. نمی‌دونستم که حرف ج اولش خونده نمی‌شه

نه، ج بی‌صدا نیست، فقط

بیخیال

در ضمن، دوست دارم در مورد

چند جای کتاب باهات گپ بزنم

اگه ناراحت نمی‌شی

به نظر من کتاب‌سوزون کارِ غلطیه

آره. قطعاً

آزادی بیان فقط به معنیِ محافظت از

حرفایی که باهاشون موافقیم نیست

بلکه در مورد محافظت از هر نوع حرفیه

این... این حرفت معرکه بود

می‌دونی، من

راستش دارم حسابی خسته می‌شم

اوه. خب، درک می‌کنم. مغزِ منم درد گرفته

پس نظرت چیه فردا صبح

مثلاً تو کتابخونه ادامه بدیم؟

ببین فابیان، موضوع این نیست که از

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left